تبليغاتX
کریمه اهل بیت


کرامات (51-75)
( 51 )

تواتر کرامتهاي بي بي

آيت الله حاج ميرزا محمّد حقّي سرابي ، متوفّاي شب پنجشنبه 26 رمضان 1491 هـ . در مورد کرامات حضرت معصومه _ سلام الله عليها _ فرمود :

بنده نسبت به حاجات خودم ، خيلي از حاجات را که مشکل بود و شايد از راههاي متعارف قابل علاج نبود ، از حضرت امام رضا عليه السلام گرفتم ، يا به برکت توسّل به حضرت معصومه عليها السلام ، شفاي امراض و حل مشکلات و غوامض مطالب ، که حلّ آنها بسيار مشکل بود ، به برکت توسّل به ايشان نتيجه گرفته ام .

اين مطلب قابل انکار نيست ، نتايجي که از اين زيارات و توسّلات گرفته مي شود ، متواتر است ، يعني آنقدر زياد است که انکارش از بديهيّات است . (59)


( 52 )

توصيه دعاي کميل ، توسّل و زيارت عاشورا

آقاي حاج مرتضي خوشنويسان که مورد وثوق است نقل مي کند که سه چهار سال پيش روزي در حرم مطهّر مشغول زيارت بودم و شخص معلولي را روي ويلچر به ضريح مقدّس بسته بودند ، در اين حال جوان 17 - 18 ساله اي را که از ناحيه کمر و پاها فلج بود ، در حالي که به پتويي پيچيده بودند به کنار ضريح آوردند ، پدرش يک طرف پتو را گرفته بود و مادرش طرف ديگر را .

اين جوان اهل شمال بود ، پدر و مادرش او را از شمال به اميد شفا و بهبودي به محضر کريمه اهلبيت آورده بودند


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط عظیم جان ابادی در دوشنبه هفتم آبان 1386 و ساعت 15:53 |


کرامات (26-50)
( 26 )

پياده از تهران به قم

جوان سعادتمندي به نام < كامران اعتصامي > در تهران مريض مي شود ، چون از پزشكان نوميد مي شود ، به پيشگاه مقدس حضرت معصومه _ سلام الله عليها _ متوسل مي شود و نذر مي كند كه اگر خداوند به ا و شفا عنايت فرمايد ، با پاي پياده از تهران به عتبه بوسي حضرت معصومه _ سلام الله عليها _ مشرف شود ، خداوند منّان به احترام حضرت معصومه عليها السلام به او شفا مي دهد ، او نيز به نذر خود عمل كرده ، از تهران با پاي پياده به قم مي آيد و به عتبه بوسي حضرت معصومه عليها السلام شرفياب مي شود .

اين كرامت تحت عنوان < پياده از تهران به قم > در برخي از جرايد كشور منعكس گرديد . (47)


( 27 )

پيدا شدن گمشده

آيت الله حاج ميرزا ابوطالب تجليل كه از شاگردان برجسته مرحوم آيت الله حجت قدس سره و از اعضاي هيأت استفتاي مرحوم آيت الله طاب ثراه بودند و اينك يكي از مفاخر حوزه علميه قم هستند ، مي فرمود :

در عهد زعامت مرحوم آيت الله بروجردي قدس سره روزي در مسير منزلم با طلبه اي مصادف شدم كه با حال اضطراب به سوي آمد ، نسخه اي در دستش بود ، گفت : مريض هستم ، دكتر رفتم و براي پول نسخه كه حدود هفت تومان است ، مانده ام .

از من كمك خواست ولي چون براي من مقدور نبود از وي معذرت خواستم و به سوي منزل حركت كردم ، چون مقداري راه پيمودم به شدت پشيمان شدم كه چرا او را به شخص ديگري معرفي نكردم . فوراً برگشتم و همين مسير را رفتم و هرقدر دنبال او گشتم او را نيافتم .


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط عظیم جان ابادی در دوشنبه هفتم آبان 1386 و ساعت 15:43 |

کرامات (1-25)

(1)

آب زمزم و تربت

دوست دانشمندم حضرت حجه الاسلام و المسلمين آقاي حاج سيد احسان الله سبزواري که از فضلاي برجسته حوزه علميه قم مي باشد مي فرمود : در سال 1414 هـ . که تولد يکي از فرزندان نزديک بود به حرم مطهر بي بي مشرف شدم و عرض کردم :

براي تولد فرزندم سه چيز از شما مي خواهم :

1-

مقداري تربت حائر مقدس امام حسين عليه السلام

2-

مقداري آب فرات

3-

مقداري آب زمزم که هر سه را براي برداشتن کام فرزندم مي خواستم که در روايات بر آنها تاکيد فراوان شده است .

اينها را مي خواستم و مطمئن شدم که انشاء الله درست مي شود .

از حرم بيرون آمدم به کسي برخوردم بدون اينکه من چيزي بگويم گفت :

قدري آب زمزم آورده ام شيشه اي بياور مقداري هم به تو بدهم .

به شخص ديگري برخورد کردم پرسيدم : شما تربت اصل نداريد ؟ استخاره کرد و بعد از استخاره گفت : بيا من مقداري از تربت ايوان طلا دارم .

وقتي رفتم و تربت را گرفتم همين که به دستم رسيد حالم منقلب شد . تربت عجيبي بود وقتي آن را به منزل آوردم بدنم مي لرزيد .

اما حاجت سوم ( آب فرات ) را لياقت نداشتم و آن وقت به دستم نرسيد . سالها بعد به دستم رسيد .

تربت را با آب زمزم ممزوج کردم وقتي بچه متولد شد ، امّ الزوجه آن را توسّط يکي از پرستارها به بچه داد و کامش را با آن برداشت .

امير المومنان عليه السلام مي فرمايد : کام فرزندان خود را با آب فرات برداريد تا از دوستان ما بشويد .


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط عظیم جان ابادی در دوشنبه هفتم آبان 1386 و ساعت 15:42 |

فرق معجزه و كرامت
امور خارق العاده اي كه در حرم مطهر اولياي خدا و يا به هنگام توسل به آنها ، واقع مي شود < كرامت > يا < معجزه > ناميده مي شود .

معجزه از ماده < اعجاز > است ، و اعجاز در لغت به معناي عاجز كردن و ناتوان ساختن ، و در اصطلاح به معناي انجام دادن كاري است كه هرگز احدي به اتكاي نيروي بشري نتواند نظير آن را انجام دهد .

اژدها شدن عصا به دست حضرت موسي ، زنده شدن مردگان به دست حضرت عيسي ، سخن گفتن سنگريزه در دست رسول اكرم (ص) و ديگر كارهاي خارق العاده اي كه از پيامبران عظيم الشأن صادر شده ، و قرآن كريم بر صدور آنها تصريح و تأكيد نموده ، معجزه ناميده مي شود.

معجزه مطمئن ترين ، استوارترين و روشن ترين دليل صدق گفتار پيامبران در ادعاي ارتباط با جهان ماوراالطبيعه است .

معجزه همواره مقرون به < تحدّي > يعني آورنده آن ، همه انسانهاي روي زمين را دعوت به مبارزه و معاوضه مي كند ، كه آيات تحديِ قرآن كريم يكي از روشن ترين مصداقهاي آن است .(15)


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط عظیم جان ابادی در دوشنبه هفتم آبان 1386 و ساعت 15:39 |

بسم الله الرحمن الرحيم
راز و رمز اين همه فضيلت و شرافت

نخستين پناهگاهي كه آفريدگار جهان ، پيش از آفرينش جهانيان ، براي انسانها ، به عنوان كانون هدايت و منبع كرامت قرار داده كعبه مكرمه در مكه معظمه است ، چنانكه منطق وحي به صراحت بر آن دلالت دارد :

( اِنَّ اَوَّلَ بَيْتٍ وُضِعَ لِلنّاسِ ، لَلَّذي بِبَكَّهَ مُبارَكاً وَ هُدًي لِلْعالَمينَ ) .

<نخستين خانه اي كه براي انسانها وضع شده ، همانا خانه ايست در مكّه ، كه مبارك و هدايت است براي جهانيان > .(1)

اركان كعبه به دست آدم صفيّ الله , نوح نبيّ الله و ابراهيم خليل الله مستحكم گرديد ، همه بندگان الهي براي حضور در اين كانون توحيد ، توسّط قهرمان توحيد ، حضرت ابراهيم خليل فرا خوانده شدند .

قرنها گذشت و عصرها سپري شد ، ولي هنوز كسي نمي دانست كه اين همه شرافت و فضيلت براي چيست ؟ تا روزي كه ولي خدا در خانه خدا چشم به جهان گشود و از راز و رمز اين شرافت و قداست پرده برداشت .


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط عظیم جان ابادی در دوشنبه هفتم آبان 1386 و ساعت 15:37 |

شفاى چشم بيمار
در عصر مرجعيت آيت الله العظمى بروجردى چند نفر از آشنايان و بستگان معظم له براى درمان بيمارى چشم يك بانوى علويه از خانواده خود به قم آمده بودند تا پس از زيارت مرقد مطهر حضرت معصومه(س) و ديدار آيت الله بروجردى براى مداواى چشم آن علويه به تهران بروند. آن ها پس از ديدار با معظم له به حرم مطهر مشرف مى شوند. يكى از اساتيد مورد اطمينان مى گفت: در همان روز (پس از درس) همراه حضرت آيت الله العظمى بروجردى به منزلش مى رفتيم، در مسير راه چند نفر از اهالى بروجرد به حضور آيت الله بروجردى آمدند، آيت الله بروجردى از آن ها پرسيد: «پس چرا براى درمان چشم بانو علويه به تهران نرفتيد؟!»
آن ها با خوشحالى جواب دادند آن علويه در حرم حضرت معصومه(س) متوسل شد و به بركت آن حضرت، چشمانش شفا يافت!
آيت الله بروجردى بى آن كه ترديد كند، با شنيدن اين كرامت، از رفتن به منزل منصرف شده و همان دم براى تشرف به حرم حضرت معصومه(س) روانه شد و با نهايت تواضع به زيارت و شكرگزارى پرداخت. به اين ترتيب آن بانوى علويه شفا يافت و ديگر براى معالجه به تهران نرفت.
نكته قابل توجه اين كه، مرجع كل آيت الله العظمى بروجردى به صحت اين گونه كرامت ها اطمينان داشت، از اين رو بى درنگ و خاضعانه از خداى بزرگ و سپس از حضرت معصومه تشكر مى كرد.
منبع: كتاب حضرت معصومه(س)، چشمه جوشان كوثر، با اندكى تلخيص.

+ نوشته شده توسط عظیم جان ابادی در دوشنبه هفتم آبان 1386 و ساعت 15:21 |

نجات گروه سرگردان
سال هاى قبل از انقلاب تعدادى زائر در فصل زمستان، براى زيارت كريمه اهل بيت عازم قم شدند، اين گروه درچند فرسخى قم به دليل فرا رسيدن شب و برف و بوران شديد راه گم كردند و در بيابان سرگردان شدند. زائران وقتى جان خود را در خطر ديدند دست توسل به دامن حضرت معصومه (سلام الله عليها) گرفتند تا با نشان دادن راه به آن ها نجات شان دهد.
طبق سند موثق، يكى از خدام آستانه مقدسه حضرت معصومه (سلام الله عليها) مرحوم «سيد محمد رضوى» مى گويد: آن شب (بدون اطلاع از وجود زائران سرگردان در بيابان) در حرم بودم، هنوز اندكى از خوابم نگذشته بود كه در عالم رؤيا ديدم بى بى دو عالم حضرت معصومه (سلام الله عليها)، نزد من آمد و فرمود:«برخيز، چراغ گلدسته را روشن كن!» شتابزده از خواب بيدار شدم و نگاه به ساعت كردم، ديدم تازه اندكى از نيمه شب گذشته و برف سنگينى همه جا را فرا گرفته است و هنوز چهارساعت به اذان صبح باقى مانده (طبق معمول اندكى قبل از اذان صبح چراغ هاى گلدسته ها را روشن مى كرديم.) لذا مجدداً خوابيدم، و دوباره همان خواب تكرار شد، ولى اين بار حضرت با تندى به من فرمودند: «برخيز، مگر نگفتم چراغ هاى گلدسته ها را روشن كن!» لذابراى دومين بار شتابزده از خواب برخاستم، و باوجود برف و سرماى شديد كه همه جا راگرفته بود، با خود گفتم، چرا امشب چراغ ها را زودتر از معمول بايد روشن كنم؟ به سمت گلدسته ها رفتم و چراغ ها را روشن كردم .
آن شب به سرآمد و صبح روز بعد كه از حرم عبور مى كردم، شنيدم چند نفر از زائران به هم ديگر مى گويند: «حضرت معصومه (س) به دادمان رسيد، چقدر بايد از محضر مقدسه اش تشكر و سپاسگزارى نماييم! اگر چراغ هاى گلدسته ها روشن نمى شد ما در آن تاريكى شب و آن بيابان پر از برف جان سالم به در نمى برديم.»
لذا آن موقع بود كه راز خواب خود را دريافتم كه چرا حضرت معصومه (سلام الله عليها) به من فرمود: «بر خيز و چراغ گلدسته ها را روشن كن!»

--------------------------------------------------------------------------------

منبع: كتاب حضرت معصومه (سلام الله عليها)، چشمه جوشان كوثر، با اندكى تلخيص

+ نوشته شده توسط عظیم جان ابادی در دوشنبه هفتم آبان 1386 و ساعت 15:19 |

نسيم رحمت
خواهر پروين محمدى اهل باختران در سال سوم دبيرستان مبتلا به تشنج اعصاب شد و پس از بى اثر بودن معالجات مكرر و نااميدى از همه جا، همراه خانواده به اميد گرفتن شفا از امام رضا (ع) عازم مشهد مقدس مى شود.
مادر ايشان اين كرامت را اين گونه بيان مى كند:
وقتى به قم رسيديم، با خود گفتيم خوب است اول به زيارت خواهر امام رضا (ع) برويم، اگر جواب نداد به مشهد مى رويم ; ساعت دو بعد از نيمه شب بود كه به قم رسيديم ; ساعت نه صبح به حرم مشرف شديم و دخترم را كه به سختى خوابش مى برد و در اثر تشنج اعصاب دچار مشكلاتى مى شد، با حال توجه و توسل به حضرت معصومه(س)، به نزديك ضريح بردم و به راحتى خوابيد.
پس از مدتى كه نماز ظهر و عصر گذشت، بوى عطر عجيبى حرم را گرفت و ديدم دست راست دخترم سه مرتبه به صورتش كشيده شد و رنگ او بر افروخته گرديد و گوشه چادر او كه به ضريح بسته بودم باز شد; در همين حال دخترم از خواب بيدار شد و گفت : مادر كجاييم؟ گفتم: حرم حضرت معصومه (سلام الله عليها). گفت: مادر گرسنه ام! من كه ماه ها بود حسرت شنيدن اين كلمه را از او داشتم , به او گفتم : برويم بيرون حرم ; با هم داخل صحن شديم. از او پرسيدم: احساس ناراحتى نمى كنى؟ گفت: نه، الحمدالله خوب هستم. من احساس كردم كه حالت او طبيعى شده، فهميدم كه از حضرت معصومه شفا گرفته است.(اين كرامت در روز پنجشنبه 2/4/73 به وقوع پيوسته است. )

--------------------------------------------------------------------------------

منبع: فروغى از كوثر

+ نوشته شده توسط عظیم جان ابادی در دوشنبه هفتم آبان 1386 و ساعت 15:18 |

نزول رحمت الهى
بار ديگر شبانگاهان دست فياض الهى ازآستين كريمه به در آمد و چراغى به روشنى خورشيد برافروخت. سخن از گذشته هاى دور نيست، بلكه حقيقتى است محقق در جمعه شب 23/2/73. آرى بار ديگر در آن شب شاهد گشوده شدن خزائن غيب و نزول رحمت الهى گشتيم. آن كه مورد عنايت قرار گرفت، مسافرى بود از راه دور، دخترى چهارده ساله از اهالى «شوط» ماكو، از شهرهاى آذربايجان، كه خود چنين مى گويد: رقيه امان الله پور هستم از اهالى «شوط» ماكو، چهار ماه پيش بر اثر يك نوع سرما خوردگى از ناحيه هر دو پا فلج شدم. خانواده ام مرا به بيمارستان هاى مختلف در شهرهاى ماكو، خوى و تبريز بردند، ولى همه پزشكان پس از عكس بردارى و انجام دادن آزمايش هاى مكرر، ازدرمانم عاجز شدند و من ديگر نمى توانستم پاهايم را حركت دهم تا اين كه چهارشنبه شب 21/2/73 در عالم رويا ديدم كه خانمى سفيد پوش سوار بر اسبى سفيد به طرف من آمد و فرمود: «چرا از همان ابتداى بيمارى پيش من نيامدى تا شفايت دهم؟». با اضطراب از خواب پريدم و جريان خواب راباعمو و عمه ام در ميان گذاشتم و آن ها نيز بلافاصله مقدمات سفر به قم را فراهم كردند.
لذا روز جمعه 23/2/73 به قم آمديم و ساعت 30/7 دقيقه بعد از ظهر به حرم مطهر مشرف شديم. پس از نماز، مشغول خواندن زيارتنامه شدم كه ناگهان صداى همان خانمى كه در خواب ديده بودم به گوشم رسيد كه فرمود: «بلند شو راه برو، كه شفايت دادم» من ابتدا توجهى نكردم و باز مجدداً همان صدا با همان الفاظ تكرار شد ; اين بار به خود حركتى دادم و مشاهده كردم كه قادر به حركت مى باشم و مورد لطف آن بى بى دو عالم قرار گرفته ام .

+ نوشته شده توسط عظیم جان ابادی در دوشنبه هفتم آبان 1386 و ساعت 15:17 |

شفاى طلبه نخجوانى
حضرت آيت الله مكارم شيرازى (دام ظله) مى فرمايد: بعد از فروپاشى شوروى سابق و آزاد شدن جمهورى هاى مسلمان نشين (و از جمله جمهورى نخجوان) مردم شيعه نخجوان تقاضا كردند كه عده اى از جوانان خود را به حوزه علميه قم بفرستند تا براى تبليغ در آن منطقه تربيت شوند.
مقدمات كار فراهم شد و استقبال عجيبى از اين امر به عمل آمد. از بين سيصد نفر داوطلب، پنجاه نفر كه معدل بالايى داشتند و جامع ترين آن ها بودند براى اعزام به حوزه علميه قم انتخاب شدند. در اين ميان، جوانى با داشتن معدل بالا، به سبب اشكالى كه در يكى از چشمانش وجود داشت انتخاب نشده بود، اما با اصرار فراوان پدرش مسؤول مربوط ناچار به پذيرش ايشان شد. هنگام فيلمبردارى از مراسم بدرقه اين كاروان علمى، مسؤول فيلم بردارى دوربين را روى چشم معيوب اين جوان متمركز مى كند و تصوير بر جسته اى از آن را به نمايش مى گذارد كه جوان با ديدن اين منظره بسيار ناراحت و دل شكسته مى شود. خلاصه كاروان به سوى قم حركت كرده و بعد از ورود در مدرسه مربوط ساكن مى شود . جوان بيمار بعد از اسكان به حرم مشرف و با اخلاص تمام متوسل به حضرت مى شود، و در همان حال خوابش مى برد. در خواب عوالمى را مشاهده كرده و بعد از بيدارى مى بيند چشمش سالم و بى عيب است.
وقتى خبر آنى كرامت به نخجوان مى رسد، آن ها مصرانه مي خواهند كه اين جوان بعد از شفا يافتن و سلامتى چشمش به آن جا برگردد تا باعث بيدارى و هدايت ديگران و استحكام عقيده مسلمين شود.

+ نوشته شده توسط عظیم جان ابادی در دوشنبه هفتم آبان 1386 و ساعت 15:15 |

كراماتى به نقل از آيت الله العظمى اراكى( ره)
حضرت آيت الله العظمى اراكى (ره) نقل مى کردند: دستم باد مى كرد و پوست آن ترك بر مى داشت، به طورى كه نمى تواستم وضو بگيرم و ناچار بودم براى نماز تيمم كنم ومعالجات هم بى اثر بود، تا به حضرت معصومه (س) متوسل شدم و به من الهام شد كه دستكش به دست كنم، همين كار را كردم، دستم خوب شد.
ايشان فرمودند: آقا حسن احتشام (فرزند مرحوم سيد جعفر احتشام كه هر دو ازمنبرى هاى قم بودند) نقل مى كردند از آشيخ ابراهيم صاحب الزمانى تبريزى (كه مرد با اخلاصى بود)كه من شبى در خواب ديدم به حرم مشرف شدم، خواستم وارد شوم، گفتند حرم قرق است براى اين كه فاطمه زهرا(س) و حضرت معصومه(س) در سر ضريح خلوت كرده اند و كسى را راه نمى دهند. من گفتم: مادرم سيده است، من محرم هستم، به من اجازه دادند، وارد, شدم ديدم كه اين دو نشسته اند و در بالاى ضريح با هم صحبت مى كنند. از جمله صحبت ها اين بود كه حضرت معصومه به حضرت زهرا(س) عرض كرد: حاج سيد جعفر احتشام براى من مدحى گفته است و ظاهراً آن مدح را براى حضرت مى خواند.
آشيخ ابراهيم اين خواب را در جلسه دوره اى اهل منبر كه حاج سيد جعفر احتشام هم در آن حضور داشت نقل مى كند. حاج احتشام به شيخ ابراهيم مى گويد: ازآن شعرها چيزى يادت هست؟
گفت: بله در آخر آن شعر داشت (دختر موسى بن جعفر) تا اين را گفت، حاج احتشام شروع به گريه كرد واز آن پس بكاء بود و بسيار گريه مى كرد.
حاج سيد جعفر احتشام از وعاظ مخلصى بود كه موقع روضه خواندن خودش هم گريه مى كرد.
آقاى حسن احتشام فرزند ايشان مى گويد: به پدرم گفتيم شما در آخر شعرتان يك تخلصى داشته باشيد مانند ساير شعرا, قبول نكرد تا با اصرار اين شعر را گفت:
اى فاطمه به جان عزيز برادرت   بر احتشام لطف نما قصر اخضرى

ايشان گفت: قصر اخضر را لطف كردند. گفتم چطور؟ گفت: همان جا كه آقاى مرعشى (ره) سجاده مى انداختند، آن جا را گچ كارى كردند و سنگ مرمر سبز رنگ، و قبر حاج احتشام در همان قسمت از مسجد بالاسر است (اين بود قصر اخضرى كه به ايشان عطا شد.)

+ نوشته شده توسط عظیم جان ابادی در دوشنبه هفتم آبان 1386 و ساعت 15:14 |

شفاى فلج
مرحوم حضرت آيت الله حاج شيخ مرتضى حائرى (ره) نقل فرمدند: شخصى بود به نام آقا جمال، معروف به «هژبر»، كه دچار پا درد سختى شده بود; به طورى كه براى شركت در مجالس، مى بايد كسى او را به دوش مى گرفت و كمك مى كرد. عصر تاسوعا، آقاى هژبر به روضه اى كه در مدرسه فيضيه از طرف مرحوم آيت الله حاج شيخ عبدالكريم حائرى (ره) تشكيل شده بود، آمد. آقا سيد على سيف (خدمتگزار مرحوم آيت الله حائرى) كه نگاهش به او افتاد، به او پرخاش كرد كه: سيد اين چه بساطى است كه در آورده اى، مزاحم مردم مى شوى، اگر واقعاً سيدى، برو از بى بى شفا بگير.
آقاى هژبر تحت تأثير قرار گرفت و در پايان مجلس به همراه خود گفت: مرا به حرم مطهر ببر، پس از زيارت و عرض ادب، با دل شكسته، حال توجه و توسلى پيدا كرد و سپس سيد را خواب ربود.
در خواب ديد كسى به او مى گويد: بلند شو. گفت: نمى توانم. دوباره گفت: مى توانى، بلند شو. سپس عمارتى را به او نشان داد و گفت: اين بنا از حاج سيد حسين آقاست كه براى ما روضه خوانى مى كند، اين نامه را هم به او بده.
آقا هژبر ناگهان خود را ايستاده مى بيند كه نامه اى در دست دارد و نامه را به صاحبش رساند و مى گويد: ترسيدم اگر نامه را نرسانم، درد پا بر گردد. البته كسى از مضمون نامه مطلع نشد، حتى آيت الله حائرى. ايشان فرمودند: از آن به بعد آقاى هژبر عوض شد. گويى از جهان ديگرى بود- و غالباً در حال سكوت يا ذكر خدا بود.

+ نوشته شده توسط عظیم جان ابادی در دوشنبه هفتم آبان 1386 و ساعت 15:13 |

صيانت حوزه
مرحوم آيت الله العظمى حاج سيد صدر الدين ره فرمودند: بعد از مرحوم آيت الله العظمى حائرى (ره) مدتى من زمام امور حوزه را به دست گرفتم و شهريه طلاب راعهده دار بودم، تا اين كه يك ماه وجهى نرسيد، مجبور شديم قرض كنيم و شهريه را بدهيم، و ماه دوم هم به همين طريق، ولى ماه سوم ديگر جرأت نكرديم قرض كنيم.
جمعى از طلاب گرفتن شهريه به منزل من مراجعه واظهار نياز مى كردند و من در پاسخ گفتم چيزى در بساط نيست و مبلغ قابل توجهى نيز مقروض شده ام.
بعضى از طلاب گفتند: چه كنيم؟ نه در مدرسه امنيت داريم( با توجه به فشار خفقان دوران رضا خان) و نه مى توانيم به وطن باز گرديم، اگر اين جا هم خرجى نداشته باشيم، دقيقاً توهين هايى كه دشمنان روحانيت مى كنند صادق مى شود و خلاصه طورى صحبت كردند كه من هم گريان شدم. گفتم: آقايان تشريف ببريد , ان شاء الله تا فردا براى شهريه كارى خواهم كرد.
آن ها رفتند و من تا شب فكر مى كردم، ولى نتيجه اى نگرفتم. سرانجام سحر برخاستم، تجديد وضو كردم، به حرم مطهر حضرت معصومه(س) مشرف شدم. حرم خلوت بود، بعد از اداى نماز صبح و مقداري تعقيب، با حالت ناراحتى شديدى پاى ضريح مطهر رفتم، و با عصبانيت به حضرت معصومه عرض كردم: عمه جان اين رسم ميهمان نوازى نيست كه عده اى از طلاب در همسايگى شما، از گرسنگى جان بسپارند. اگر مى توانيد اداره كنيد بسم الله! و اگر توانش را نداريد، به برادر بزرگوارتان حضرت على بن موسى الرضا(ع) و يا به جد بزرگوارتان حضرت اميرالمؤمنين حواله فرماييد (يعنى حوزه علميه از قم به مشهد يا نجف منتقل شود), اين را گفتم و با حالت قهر و عصبانيت از حرم بيرون آمدم و وارد اتاقى در بيت مرحوم آيت الله صدر، بين بيرونى و اندرونى شدم و نشستم. ناگهان ديدم در اتاق را مى زنند، گفتم: بفرماييد. در باز شد، كربلايى محمد(پيرمرد پيشخدمت) وارد شد و گفت: آقا يك نفر با كلاه شاپو و چمدانى در دست مى گويد: همين الان مى خواهم خدمت آقا برسم و وقت ندارم كه بعداً بيايم. من ترسيدم و گفتم: نمى دانم آقا از حرم آمده يا نه، حالا چه مى فرماييد؟
گفتم: بگو بيايد، بلكه راحتم كند. (چون صبح زود بود، كربلايى محمد خيال كرده بود كه مأمور دولت است و براى دستگيرى آقا آمده.)
كربلايى محمد برگشت، طولى نكشيد كه مردى موقر و متشخص، با كلاه شاپو بر سر و چمدانى در دست وارد شد. چمدان را گوشه اتاق گذاشت، شاپو را از سر برداشت و سلام كرد. جواب دادم، جلو آمد و دستم را بوسيد. سپس عذر خواهى كرد و گفت: ببخشيد چون بد موقع خدمت شما شرفياب شدم. همين الان كه ماشين ما بالاى گردنه سلام رسيد و نگاهم به گنبد حضرت معصومه افتاد، ناگهان به فكرم رسيد كه من با اين ماشين كه آتش و باد است مسافرت مى كنم و هر ساعت برايم احتمال خطر هست. با خود گفتم; اگر پيش آمدى شود و بميرم و اموالم تلف شود و دين خدا و سهم امام در گردنم بماند، چه خواهم كرد؟ (ظاهراً همان وقتى كه مرحوم آيت الله صدر به حضرت معصومه(س) عرض حاجت مى كرده، اين فكر به ذهن آن مؤمن رسيده بود).
وى افزود: لذا وقتى كه به قم رسيديم، از راننده خواستم كه مقدارى در قم صبر كند تا مسافران به زيارت بروند و من هم خدمت شما برسم.
فرمود:اموالش را حساب كرد و مبلغ زيادى بدهكار شد. در چمدانش را باز كرد و به اندازه اى وجه پرداخت كه علاوه بر اداى قرض هاى گذشته و پرداخت شهريه آن ماه، تا يك سال شهريه را از آن پول با بركت پرداخت نمودم.
به حرم مشرف شدم و از حضرت معصومه(س) تشكر نمودم.

+ نوشته شده توسط عظیم جان ابادی در دوشنبه هفتم آبان 1386 و ساعت 15:11 |

هديه حضرت
يكى از علماى اعلام كه در چند دوره مجلس شوراى اسلامى هم خدمت نموده اند و از سادات جليل القدر منطقه آذربايجان شرقى مى باشند، چنين نقل مى کنند:
چند سال پيش از زعامت مرحوم آيت الله العظمى بروجردى(ره)، به طلاب و حوزه علميه قم بسيار سخت مى گذشت، در حدى كه خود اين جانب كه در منطقه خاكفرج مستأجر بودم، به قدرى از بقال محل نسيه جنس برده بودم كه ديگر خجالت مى كشيدم از منزل خارج شوم و از مسير آن مغازه بگذرم. روزى به فكر افتادم كه اين چه وضعى است؟ تا كى مى شود صبر كرد؟ اما اين كه چه كنم، به نتيجه اى نمى رسيدم! تا اينكه با خود گفتم به حرم مطهر حضرت معصومه(س) كه عمه سادات است و خود من هم كه سيد هستم، مى روم و كنار ضريح مطهر فرياد مى كشم و حرف هاى دلم را مى زنم، هر چه مى خواهد بشود؟!
با عصبانيت عبايم را به سر كشيدم و به طرف حرم مطهر حركت كردم . از صحن بزرگ وارد شدم و به طرف صحن عتيق رفتم و از دالانى كه حد فاصل اين دو صحن است چند قدم جلو رفتم كه ناگهان خانمى به من نزديك شد، در حالى كه پوشيه به صورت زده بود و بسيار با وقار بود، پاكت نامه اى به من داد و فرمود: آقا سيد! اين براى شماست، من كه به قصد ديگرى به طرف حرم مى رفتم، پاكت نامه را گرفته و بى توجه چند قدمى جلوتر رفتم و آن خانم هم به طرف صحن بزرگ رفت، يك مرتبه با خود گفتم ببينم در نامه چه نوشته است؟ و قصه چيست؟ نامه را بازكردم و ديدم «دو هزار تومان» پول است! با خود گفتم يعنى چه؟ به دنبال خانم رفتم كه بپرسم اين پول به چه عنوان و به چه جهت است ؟ به صحن ها و درهاى بيرون مراجعه كردم و اثرى نديدم! ناگهان زبان دلم به من گفت: چه بسا اين هديه حضرت معصومه(س) است، خصوصاً با آن جمله اى كه خانم به هنگام دادن پاكت بيان كرد. اين جا بود كه انقلابى عجيت در من پديدار شده و بسيار گريه كردم و به طرف صحن عتيق آمدم و وارد ايوان طلا شدم، ولى وارد رواق مطهر نشدم، با خود گفتم: «تو لياقت ندارى وارد شوى، همين جا كنار در توقف كن، تو مثل يك درنده مى خواستى حمله كنى، ولى حضرت زودتر يك لقمه غذا جلوى تو انداخت تا آرام شوى!» به هر حال بسيار گريه كردم و با عذر خواهى به منزل برگشتم. اين شخصيت بزرگوار كه در حال نقل اين قضيه نيز بسيار اشك مى ريخت، هنوز شرمنده آن قصه و نيت اولى بود و مبهوت آن كرامات باهره، پس از لحظه اى دوباره ادامه داد، آن مبلغ پول موجب رونق و بركتى در زندگى ما شد كه بحمداله هنوز محتاج شخصى نشده ام

+ نوشته شده توسط عظیم جان ابادی در دوشنبه هفتم آبان 1386 و ساعت 15:9 |


شفاى چشم

يكى از اساتيد محترم اخلاق و وعاظ برجسته شهر مقدس قم نقل كردند: سال ها قبل در چشم دختر بچه ام نقطه سفيدى پيدا شد. به چشم پزشك معروف شهر مراجعه كرديم و ايشان اظهار داشتند كه بايد چشم او عمل شود. على القاعده نوبتى را معين نمودند و ما هم مى بايست به بچه آمادگى روحى مى داديم، ولى همين كه متوجه مسأله گرديد، كار او گريه و وحشت و ناراحتى شد و طبعاً يك حالت اضطرابى هم براى خود ما ايجاد كرد.

به هر حال نوبت جراحى و عمل فرا رسيد وما بيمار را براى انجام عمل روانه مطب دكتر معالج كرديم . در مسير از كنار حرم مطهر مى گذشتيم كه نگاه دخترم به گنبد و بارگاه نورانى حضرت معصومه افتاد و گفت: بابا برويم حرم، من شفاى چشمم را از حضرت مى گيرم! اين جمله براى من حالتى ايجاد كرد كه خدا مى داند! او را به حرم بردم. همين كه وارد شديم خودش را سراسيمه به ضريح مطهر رسانيد و در حالى كه چشم خود را به ضريح مى كشيد، مى گفت: يا حضرت معصومه(س) من مى ترسم، مى خواهند چشمم را عمل كنند، شايد كور شوم! و... و اشك مى ريخت.ديدن چنين حالتى از فرزند براى يك پدربه وضوح آشكاراست يعنى چه؟

به هر صورت , پس از زيارت با اصرار او را بغل كردم و در حالى كه اشك مى ريخت او را تا وسط صحن بزرگ كنار قبر مرحوم قطب راوندى(ره) بردم و براى اينكه كفش او را بپوشانم او را به زمين گذاشتم. خواستم اشك او را پاك كنم كه نگاهم به داخل چشم دختر بچه عزيزم افتاد و ديدم اثرى از لكه سفيد در چشم او نيست! با عجله او را به دكتر رسانيدم. ايشان هم تصديق نمود و گفت ديگر نيازى به عمل نيست و الحمد الله شفا يافته است.

از خداوند متعالى مى خواهم كه به آبروى حضرت معصومه(س) همه بيماران را شفا عنايت فرمايد
+ نوشته شده توسط عظیم جان ابادی در دوشنبه هفتم آبان 1386 و ساعت 15:7 |


 

روى القاضى نور اللّه عن الصادق عليه السلام قال:

ان للّه حرماً و هو مكه ألا انَّ لرسول اللّه حرماً و هو المدينة ألا وان لاميرالمؤمنين عليه السلام حرماً و هو الكوفه الا و انَّ قم الكوفة الصغيرة ألا ان للجنة ثمانيه ابواب ثلاثه منها الى قم تقبض فيها امراة من ولدى اسمها فاطمه بنت موسى عليهاالسلام و تدخل بشفاعتها شيعتى الجنة با جمعهم .

خداوند حرمى دارد كه مكه است پيامبر حرمى دارد و آن مدينه است و حضرت على (ع) حرمى دارد و آن كوفه است و قم كوفه كوچك است كه از 8 درب بهشت سه درب آن به قم باز مى شود - زنى از فرزندان من در قم از دنيا مى رود كه اسمش فاطمه دختر موسى (ع) است و به شفاعت او همه شيعيان من وارد بهشت مى شوند


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط عظیم جان ابادی در دوشنبه هفتم آبان 1386 و ساعت 15:3 |

حضرت معصومه (سلام الله علیها)

1. مهدی اکبری

ردیف

موضوع

اجرا

حجم
(KB)

زمان
1 بی بی جان   مددی مددی 740 0:06:16

2. سید مجید بنی فاطمه

ردیف

موضوع

اجرا

حجم
(KB)

زمان
1 اشعار در مورد ائمه علیهم السّلام 2,853 0:23:09

3. چایچیان (حسان)

ردیف

موضوع

اجرا

حجم
(KB)

زمان
1 پروانه ها آوُردن رو بالشون ستاره 851 0:06:51

4. احد قدمی

ردیف

موضوع

اجرا

حجم
(KB)

زمان
1 حضرت معصومه، کریمه آل عبا، زینب ثانی 705 0:05:58

5. حاج محمد رضا طاهری

ردیف

موضوع

اجرا

حجم
(KB)

زمان
1 به سینه دل تپیده ام، نور خدا دمیده ام 601 0:08:12

6. حاج محمود کریمی

ردیف

موضوع

اجرا

حجم
(KB)

زمان
1 زآسمان شمیم کوثر آمد 506 0:07:43

7. سید مهدی میرداماد

ردیف

موضوع

اجرا

حجم
(KB)

زمان
1 فاطمه فاطمه یا معصومه 250 0:03:22
+ نوشته شده توسط عظیم جان ابادی در دوشنبه هفتم آبان 1386 و ساعت 14:48 |

حضرت معصومه (سلام الله علیها)

1. مهدی اکبری

ردیف

موضوع

اجرا

حجم
(KB)

زمان
1 بی بی جان   مددی مددی 740 0:06:16

2. سید مجید بنی فاطمه

ردیف

موضوع

اجرا

حجم
(KB)

زمان
1 اشعار در مورد ائمه علیهم السّلام 2,853 0:23:09

3. چایچیان (حسان)

ردیف

موضوع

اجرا

حجم
(KB)

زمان
1 پروانه ها آوُردن رو بالشون ستاره 851 0:06:51

4. احد قدمی

ردیف

موضوع

اجرا

حجم
(KB)

زمان
1 حضرت معصومه، کریمه آل عبا، زینب ثانی 705 0:05:58

5. حاج محمد رضا طاهری

ردیف

موضوع

اجرا

حجم
(KB)

زمان
1 به سینه دل تپیده ام، نور خدا دمیده ام 601 0:08:12

6. حاج محمود کریمی

ردیف

موضوع

اجرا

حجم
(KB)

زمان
1 زآسمان شمیم کوثر آمد 506 0:07:43

7. سید مهدی میرداماد

ردیف

موضوع

اجرا

حجم
(KB)

زمان
1 فاطمه فاطمه یا معصومه 250 0:03:22

+ نوشته شده توسط عظیم جان ابادی در دوشنبه هفتم آبان 1386 و ساعت 14:44 |

دو اسکرین سرور زیبا درباره میلاد حضرت معصومه

+ نوشته شده توسط عظیم جان ابادی در یکشنبه ششم آبان 1386 و ساعت 13:15 |

+ نوشته شده توسط عظیم جان ابادی در یکشنبه ششم آبان 1386 و ساعت 13:9 |

دانلود مولودی به مناسبت میلاد حضرت معصومه سلام الله علیه

Download Play بی بی جان مددی معصومه
Download Play  شعر خوانی(حسان)
Download Play شمیم کوثر 
Download Play فاطمه فاطمه یا معصومه 
Download Play کریمه آل عبا 
Download Play نور خدا دمیده است 

+ نوشته شده توسط عظیم جان ابادی در یکشنبه ششم آبان 1386 و ساعت 13:5 |

در پناه معصومه سلام الله علیها


حبذا ایوان كیوان بارگاه فاطمه

فرخا كاخ جلال و دستگاه فاطمه

بارگاه كبریا یا درگه "معصومه" است

جان فداى عز و شان و قدر و جاه فاطمه

دختر موسى بن جعفر(ع) خواهر پاك رضاست

در فلك، فوج ملك باشد سپاه فاطمه

من نه تنها در پناه فاطمه آسوده‌ام

جمله مخلوقند ایمن در پناه فاطمه

آفتاب و ماه با آن روسپیدى دائما

رشک دارند از غلام روسیاه فاطمه

فاطمه از آل عصمت هست و باشد بى‌گناه

جان فداى جان معصوم از گناه فاطمه

مرز قم شد خاك راهش سرمه چشم ملك

از مدینه چون به قم افتاد راه فاطمه

قامت پیر سپهر از مهر بر درگاه قدر

راستى خم شد پى تعظیم جاه فاطمه

فاطمه از آل عصمت باشد و چون فاطمه است

بى گنه دامان عصمت اكتناه فاطمه

تا "طرب"، باشد ز سال و ماه نام اندر جهان

صرف بادا عمر من در سال و ماه فاطمه

"طرب اصطهباناتى"

+ نوشته شده توسط عظیم جان ابادی در یکشنبه ششم آبان 1386 و ساعت 13:2 |

به جان پاک تو ای دختر امام، سلام

به جـــان پاک تو ای دختر امام، ســلام

به هر زمان و مـکان و به هر مقام، سـلام

تویـی که شــاه خراسان بوَد بــرادر تــو

بـــر آن مقام رفیــع و بـر این مقام، ســلام

به هر عدد که تکلم شـود به لیل و نهار

هــــزار بـار فـــزون‌تـر ز هـر کـلام، ســلام

صبح تا شب و از شام، تا طلیعه صبــح

بر آستـانه قــدسـت علی الـدوام، ســلام

در آســـمان ولایــت، مــه تمــامی تـــو

ز پای تا به ســرت ای مـــه تـمـام، ســلام

به پیشگــاه تو، ای خواهـــر شه کـَـونین

ز فـرد فـرد خلق، به صبح و شام ســلام

منم که هر سر مویم به هر زمان گویـد

 به جـان پــاک تـو ای دخــتـر امـام، ســلام

+ نوشته شده توسط عظیم جان ابادی در یکشنبه ششم آبان 1386 و ساعت 12:59 |

بوستان معصومه

(همراهان حضرت معصومه علیهاالسلام)


روشن است كه حضرت معصومه سلام الله علیها در شرایط حاكم بر آن عصر و نا امنى جاده‌ها، با همراهانى قابل اعتماد و مسلح به مسافرت پرداخت. اگر حسن بن محمدقمى، نویسنده تاریخ قم سخن از آن به میان نیاورده است، دلیل بر عدم صحتش نیست. به نظر مى‌رسد كه نویسنده مزبور تنها به بخشى از تاریخ زندگانى حضرت معصومه سلام الله علیها اشاره كرده یا تنها بر بخشى از حقایق آن دست یافته است.

در كتاب الانساب، اثر مجدى، نسب شناس معروف از همراهى میمونه، خواهر حضرت معصومه سلام الله‌ علیها با ایشان در آن سفر مهم یاد شده است.(1)

با توجه به سخن آیة الله مرعشى نجفى كه در كنار حضرت معصومه سلام الله علیها دو كنیز ایشان نیز دفن شده‌اند، مى‌توان حدس زد كه آنان هم در مسافرت به مرو ملازمش بودند(2)؛ یكى از نویسندگان درباره همسفر بودن حمزة بن موسى بن جعفر با حضرت معصومه در هجرت به مرو مى‌گوید: "در نسخه(اى) از كتاب تاریخ قم مذكور بوده كه حمزة بن موسى بن جعفر همراه فاطمه بوده و معلوم است (كه) ناموس كبرى تنها و بى‌محرم از مدینه تا مشهد حركت نمى‌كند. گویا حمزه بعد از وفات فاطمه (زنده) بوده و در قم وفات كرده است." وى در دنباله، درباره همراهى میمونه با حضرت معصومه سلام الله علیها مى‌گوید: "مى‌توان گفت كه میمونه با فاطمه بوده تا (آن كه سرانجام) در نزد آن حضرت مدفون شده است."(3)

جعفر مرتضى عاملى، پژوهشگر سترگ معاصر درباره همراهان حضرت معصومه سلام الله علیها و علت وفات ایشان مى‌گوید: حضرت معصومه سلام الله علیها در راس یك قافله 22 نفرى متشكل از علویان و برادران امام رضا علیه السلام براى دیدار با آن امام همام رهسپار ایران گردید. وقتى مامون از ورود آنان اطلاع یافت، دستور داد همگى آنان را از میان بردارند. لذا تمامى افراد گروه مزبور به قتل رسیدند. گویند حضرت معصومه سلام الله علیها نیز به طریقى در شهر ساوه مسموم شده و پس از مدتى كوتاه به شهادت رسید.

ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط عظیم جان ابادی در یکشنبه ششم آبان 1386 و ساعت 12:57 |

مقام علمى حضرت معصومه سلام الله علیها


حضرت معصومه سلام الله علیها در خاندانى كه سرچشمه علم و تقوا و فضایل اخلاقى بودند، نشو و نما یافت. پس از آن كه پدر بزرگوار آن بانوى گرامى به شهادت رسید، فرزند ارجمند آن امام یعنى حضرت رضا علیه السلام عهده‌دار امر تعلیم و تربیت خواهران و برادران خود شد و مخارج آنان را نیز متكفل گردید. در اثر توجهات زیاد آن حضرت هر یك از فرزندان امام كاظم علیه السلام به مقامى شامخ دست یافتند و زبانزد عام و خاص گشتند. ابن صباغ مالكى در این باره گوید: "هر یك از فرزندان ابى الحسن موسى معروف به كاظم فضیلتى مشهور دارد."(1) نیز اربلى در این زمینه مى‌نویسد: "براى هر یك از فرزندان ابى الحسن موسى علیه السلام فضیلت و منقبتى معروف وجود دارد."(2)

آنچه مسلم است این كه در میان فرزندان امام كاظم علیه السلام بعد از حضرت رضا علیه السلام، حضرت معصومه سلام الله علیها از نظر علمى و اخلاقى، والا مقام‌ترین آنان است. این حقیقت از اسامى و القاب و تعریف‌ها و توصیفاتى كه ائمه اطهار علیهم السلام از وى نموده‌اند، هویداست. و با توجه به این حقیقت كه ارتباط تنگاتنگ و غیر قابل انفكاكى میان تهذیب نفس و طى مدارج اخلاقى و عرفانى و حصول علوم اصیل الهى و حكمت وجود دارد، مى‌توان به رتبه و مقام علمى غیرقابل توصیف حضرت معصومه سلام الله علیها پى برد و به این نكته واقف گشت كه ایشان نیز چون حضرت زینب سلام الله علیها عالمه غیر معلمه بود.(3)


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط عظیم جان ابادی در یکشنبه ششم آبان 1386 و ساعت 12:55 |

شفاعت گسترده

اعتقاد به شفاعت انبیاء و اولیاء از ضروریات مذهب شیعه است و هیچ تردیدی در آن نیست. و بالاترین جایگاه شفاعت، از آنِ رسول گرامی اسلام صلّی الله علیه و آله است كه در قرآن كریم از آن به (مقام محمود) تعبیر شده است. همانا دو تن از بانوان خاندان رسول مكرم صلّی الله علیه و آله هم شفاعت گسترده‎ای دارند كه بسیار وسیع و جهان شمول است.

1. خاتون محشر، صدیقه اطهر، حضرت فاطمه سلام الله علیها.

2. شفیعه روز جزا، حضرت فاطمه معصومه علیهاالسّلام، كه بعد از حضرت زهرا سلام الله علیها از جهت گستردگی شفاعت، هیچ بانویی به شفیعه محشر حضرت معصومه سلام الله علیها نمی‎رسد. كه امام جعفر صادق علیه السّلام در این رابطه می‎فرماید: «تَدخل بِشفاعتها شیعتنا الجنته باجمعهم»[6]؛ با شفاعت او همه شیعیان ما وارد بهشت می‎شوند.


زیارتنامه مخصوص

یكی از شواهد عظمت استثنایی حضرت معصومه سلام الله علیها زیارتنامه‎ای است كه به خصوص، حضرت رضا علیه السّلام در شأن او صادر فرموده است. زیرا بعد از فاطمه زهرا سلام الله علیها تنها زیارتی كه از امام معصوم برای یك زن نقل شده، زیارت حضرت معصومه سلام الله علیها است و هیچ یك از بانوان خاندان عصمت و طهارت زیارت مخصوص از امام ندارد.


پی‌نوشت‌ها:

1- سفینة البحار، ج 2، ص 276.

2- علامه مجلسی، بحار الانوار، ج 6، ص 216.

3- قم شناسی و گردشگری، ص 292.

4- علامه امینی، الغدیر، ج 1، ص 196.

5- ریاحین الشریعه، ج 5، ص 35.

6- علامه مجلسی، بحار الانوار، ج 6، ص 228.

مختار اصلانی"

+ نوشته شده توسط عظیم جان ابادی در یکشنبه ششم آبان 1386 و ساعت 12:51 |

محدثه بودن آن حضرت
از ویژگی‎های حضرت معصومه سلام الله علیها این بود كه علوم اسلام و آل محمد صلّی الله علیه و آله آگاهی داشت و آن حضرت از جمله روایت كنندگان حدیث بود و چندین حدیث است كه در سند آنها نام حضرت فاطمه معصومه سلام الله علیها به چشم می‎خورد كه علامه بزرگوار امینی در كتاب شریف الغدیر به بعضی از آنها استناد می‎كند مانند، عن فاطمه بنت علی بن موسی الرضا حدثتنی... «من كنت مولاه فعلی مولاه.»[4] نقل این احادیث حاكی از مقام علمی والای آن بانو می‎باشد.

لقب معصومه سلام الله علیها
مقام عصمت كه عالی‎ترین مقام معنوی و پاكی است، درجاتی دارد، و در وهله اوّل بر دو گونه است:
الف- معصوم از خطاء.

ب- معصوم از گناه.

حضرت معصومه سلام الله علیها مانند حضرت زینب علیهاالسّلام در یكی از درجات عصمتند، گر چه در درجات چهارده معصوم علیهم السّلام نباشد.

روایت شده حضرت رضا علیه السّلام فرمودند: «من زار المعصومة بقم كمن زارنی»[5]؛ كسی كه معصومه را در قم زیارت بكند مانند آن است كه مرا زیارت كرده است. گرچه شواهد و قرائن در مورد مقام عصمت حضرت معصومه سلام الله علیها بسیار است، ولی سخن فوق از امام معصوم علیه السّلام شاید اشاره‎ای باشد كه حضرت معصومه سلام الله علیها دارای مقام عصمت بوده است، ضمناً این سخن بیانگر آن است كه: این لقب را حضرت رضا علیه السّلام به فاطمه كبری سلام الله علیها داده است. وگرنه نام آن حضرت معصومه نمی‎باشد.

+ نوشته شده توسط عظیم جان ابادی در یکشنبه ششم آبان 1386 و ساعت 12:48 |

شرافت خانوادگی


او ماه تابانی است كه از برج امامت طلوع كرده در آغوش امامت تربیت یافته، قنداقه امامت را نیز در دامن خود پرورش داده است زیرا او دختر امام، خواهر امام و عمه امام است. همه نیاكان او مشعلداران امامت، پرچمداران هدایت، اسوه‎های فضیلت و استوانه‎های ولایتند. و مادر بزرگوارش از بانوان با فضیلت و از اسوه‎های تقوا و شرافت و از زنان كم‌نظیر تاریخ بشریت است.
بدیهی است كه تأثیر شخصیت پدر و مادر در روح و جسم فرزندان را نمی‎توان انكار كرد این ویژگی در وجود حضرت فاطمه معصومه سلام الله علیها نیز بروز یافت و از هر دو طرف فضایلی را به ارث برد و می‎توان سر برتری آن حضرت بر دیگر فرزندان موسی بن جعفر علیه السّلام را در همین نكته یافت. البته این نمی‎تواند به معنای تأثیر نداشتن تلاش و كوشش آن حضرت در این راه باشد بلكه علاوه بر همه شایستگی‎های فردی كه در وجود خویش به وجود آورده بود از این عوامل نیز به عنوان مكمل و پشتوانه ترقی و تكامل معنوی اخلاقی و علمی سود می‎برد.

+ نوشته شده توسط عظیم جان ابادی در یکشنبه ششم آبان 1386 و ساعت 12:46 |

شخصیت و فضایل حضرت معصومه سلام الله علیها

حضرت فاطمه معصومه سلام الله علیها دارای شخصیتی رفیع و والا مقام می‎باشد به طوری كه ائمه طاهرین علیهم السّلام از این بانو، با جلالت و تكریم یاد كرده‎اند و حتی پیش از ولادت آن حضرت، بلكه پیش از ولادت پدر بزرگوارش، نام او بر لسان بعضی از ائمه علیهم السّلام آمده و از مقام والای او سخن گفته‎اند كه به بعضی از آنها اشاره می‎شود.

امام صادق علیه السّلام می‎فرمایند: «اَلا اِنَّ قم حَرَمی و حرم وَلدی من بعدی...»[1] بدانید قم حرم من و حرم فرزندانم پس از من است، زنی از فرزندان من در این شهر در می‎گذرد كه او دختر موسی است... .»

امام صادق علیه السّلام در حدیثی دیگر پیش از این كه این فرزند گرانقدر متولد شود از فضیلت زیارت و مدفن او سخن می‎گوید و شیعیان را به اهمیت آن توجه می‎دهد و می‎فرماید: «شهر قم، حرم ما است و در آن زنی از فرزندان من مدفون می‎شود، به نام فاطمه هر كس او را زیارت كند بهشت برای او ثابت می‎شود... .»[2]


حضرت فاطمه معصومه علیهاالسّلام، كه بعد از حضرت زهرا سلام الله علیها از جهت گستردگی شفاعت، هیچ بانویی به شفیعه محشر حضرت معصومه سلام الله علیها نمی‎رسد.
همه این بیانات حاكی از شأن و عظمت و فضیلت این بانوی مكرم اسلام می‎باشد. بی‎شك این فضایل و خصوصیات اخلاقی این بانوی بزرگ است كه او را دارای چنین مقام و منزلتی نموده است چون امام موسی كاظم علیه السّلام دارای 37 فرزند بود كه در میان آنها این بانوی مكرم است كه مثل ستاره‎ای درخشان می‎درخشد و در میان فرزندان امام كاظم علیه السّلام بعد از امام رضا علیه السّلام هیچ كدام هم سنگ او نمی‎باشد. حال به خصوصیات و فضایلی اشاره می‎كنیم كه باعث عظمت و درخشش او در میان دیگر امامزادگان شده است.

+ نوشته شده توسط عظیم جان ابادی در یکشنبه ششم آبان 1386 و ساعت 12:44 |

زندگینامه حضرت معصومه سلام الله علیها


نام شریف آن بزرگوار فاطمه و مشهورترین لقب آن حضرت، «معصومه» است. پدر بزرگوارش امام هفتم شیعیان حضرت موسى بن جعفر علیه السلام و مادر مكرمه‌اش حضرت نجمه خاتون سلام الله علیها است . آن بانو مادر امام هشتم نیز هست . لذا حضرت معصومه سلام الله علیها با حضرت رضا علیه السلام از یك مادر هستند.

ولادت آن حضرت در روز اول ذیقعده سال 173 هجرى قمرى در مدینه منوره واقع شده است. دیرى نپایید كه در همان سنین كودكى مواجه با مصیبت شهادت پدر گرامى خود در حبس هارون در شهر بغداد شد. لذا از آن پس تحت مراقبت و تربیت برادر بزرگوارش حضرت على بن موسى الرضا علیه السلام قرار گرفت.

در سال 200 هجرى قمرى در پى اصرار و تهدید مأمون عباسى سفر تبعیدگونه حضرت رضا علیه السلام به مرو انجام شد و آن حضرت بدون این كه كسى از بستگان و اهل بیت خود را همراه ببرند راهى خراسان شدند.

ولادت آن حضرت در روز اول ذیقعده سال 173 هجرى قمرى در مدینه منوره واقع شده است. دیرى نپایید كه در همان سنین كودكى مواجه با مصیبت شهادت پدر گرامى خود در حبس هارون در شهر بغداد شد. لذا از آن پس تحت مراقبت و تربیت برادر بزرگوارش حضرت على بن موسى الرضا علیه السلام قرار گرفت.

یك سال بعد از هجرت برادر، حضرت معصومه سلام الله علیها به شوق دیدار برادر و ادای رسالت زینبی و پیام ولایت به همراه عده‌اى از برادران و برادرزادگان به طرف خراسان حركت كرد و در هر شهر و محلى مورد استقبال مردم واقع مى‌شد. این جا بود كه آن حضرت نیز همچون عمه بزرگوارشان حضرت زینب سلام الله علیها پیام مظلومیت و غربت برادر گرامیشان را به مردم مؤمن و مسلمان مى‌رساندند و مخالفت خود و اهل‌بیت علیهم السلام را با حكومت حیله‌گر بنى‌عباس اظهار مى‌كرد. بدین جهت تا كاروان حضرت به شهر ساوه رسید عده‌اى از مخالفان اهل‌بیت كه از پشتیبانى مأموران حكومت برخوردار بودند، سر راه را گرفتند و با همراهان حضرت وارد جنگ شدند، در نتیجه تقریباً همه مردان كاروان به شهادت رسیدند، حتى بنابر نقلى حضرت معصومه سلام الله علیها را نیز مسموم كردند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط عظیم جان ابادی در چهارشنبه دوم آبان 1386 و ساعت 9:1 |
+ نوشته شده توسط عظیم جان ابادی در چهارشنبه دوم آبان 1386 و ساعت 8:48 |

حریم آشنا

آلبوم تصاویر حرم حضرت معصومه (ع)


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط عظیم جان ابادی در چهارشنبه دوم آبان 1386 و ساعت 8:46 |

پروانگان حريم معصومه(س)  


 لحظه حضور محرمان حرم

زندگى در مكتب خداجويان به ارزش هايى برتر از اعتبارات مادى متكى است. از اين روى هر گاه اراده كنند زنجيرهاى تعلق را گشوده، چون مرغى سبك ‏بال تا بى‏كرانه‏هاى كمال بال و پر مى‏گشايند.<

درك راستين چنين مكتبى و تلاش در مسير آن، الگويى جاويدان فرا راه جويندگان ارزش هاى اصيل در عرصه انديشه و عمل قرار مى‏دهد. تاريخ گواهى مى‏دهد كه زنجيره آثار كمال يافتگان، از خلقت آدم تا به امروز، در هيچ برهه‏اى قطع نشده و رنگ نباخته است؛ و آنان با حضورى آسمانى حجت ‏بر زمينيان گشتند. صفحات درخشان كتب تاريخى انباشته از نام پرافتخار راه‏ يافتگان و پويندگان جاده‏هاى آرمانى واصلان كوى دوست است. در اين سلسله نور بانوان فضيلت‏گرا فراوانند؛ بانوانى كه با چنگ زدن به رشته ولايت الهى خود را از فرو رفتن در ارزشهاى خاكى رهانيدند و به مراتبى از درجات معنوى دست‏ يافتند. گذر بر زندگى اين فرزانگان زمينى و درك لحظه‏هاى آسمانى شدن آنان، درهاى عروج را بر روى مشتاقان مى‏گشايد و براى لحظاتى ما را با كمال يافتگان همراه مى‏سازد. در اين مقاله منظومه‏اى از اختران را، كه بر گرد ماهتاب فضيلت‏ها جمع شده‏اند، معرفى خواهيم كرد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط عظیم جان ابادی در چهارشنبه دوم آبان 1386 و ساعت 8:41 |

زيارت نامه حضرت معصومه عليها سلام

بسم الله الرحمن الرحيم

سـلام بـر حـضـرت آدم بـرگزيده خـدا

اَلـسَّلامُ عَـلى آدَمَ صَـفْوَةِ اللّه ِ،

سلام بر حضرت نوح پيامبر خدا

اَلسَّلامُ عَلى نوُح نَبِىِّ اللّه ِ ،

سلام بر حضرت ابراهيم دوست خدا

اَلسَّلامُ عَلى ا ِبْراهيمَ خَليل ِ اللّه ِ،

سلام بر حضرت موسى هم صحبت خدا

اَلسَّلامُ عَلى موُسى كَليم ِاللّه ِ ،

سلام بر حضرت عيسى روح الله

اَلسَّلامُ عَلى عيسى روُح ِ اللّه ِ،

سلام بر تو اى رسول خدا

اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا خَيْرَ خَلْقَ اللّه ِ ،

سلام بر تو اى برگزيده خدا

اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا صَفِىَّ اللّه ِ،

سلام بر تو اى محمّد بن

اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا مُحَمّدَ بْنَ

عبداللّه خاتم پيامبران

عَبْد ِاللّه ِ، خاتَمَ النَّبِيّينَ،

سلام بر تو امير مؤمنان

اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا اَميرَالْمُؤْمِنينَ

علىّ بن ابى طالب وصىّ رسول خدا

عَلىَّ بْنَ اَبى طالِب ، وَصِىَّ رَسوُل ِ اللّه ِ،

سلام بر تو اى فاطمه

اَلسَّلامُ عَلَيْك ِ يا فاطِمَةُ

اى بزرگ بانوى بانوان اسلام

سَيِّدَةَ نِساءِ الْعالَمينَ،

سلام بر شما اى دو سبط پيامبر رحمت،

اَلسَّلامُ عَلَيْكُما يا سِبْطَىْ نَبِىِّ الرَّحْمَة ِ،

اى دو سرور جوانان اهل بهشت

وَ سَيِّدَىْ شَباب ِ أَهْل ِ الْجَنَّة ِ ،

سلام بر تو اى على بن حسين

اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا عَلِىَّ بْنَ الْحُسَيْن ِ،

اى سرور عبادت پيشگان اى فروغ ديده بينندگان

سَيِّدَ الْعابِدينَ وَ قُرَّةَ عَيْن ِ النّاظِرينَ،

سلام بر تو اى محمّد بن

اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا مُحَمَّدَ بْنَ

على، اى شكافنده علم بعد از پيامبر

عَلِىٍّ، باقِرَ الْعِلْم ِ بَعْدَ النَّبِىِّ ،

سلام بر تو اى جعفر بن

اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا جَعْفَرَ بْنَ

محمّد، اى راستگوى نيكوكار امين

مُحَمَّد الصّاد ِقَ الْبارَّ الْامينَ ،

سلام بر تو اى موسى بن

اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا موُسَى بْنَ

جعفر، اى پاك و پاكيزه

جَعْفَر الطّاهِرَ الطُّهْرَ،

سلام بر تو اى على بن موسى اى پسنديده

اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا عَلِىِّ بْنَ موُ سَ ى الرِّضَا

سلام بر تو اى محمّد بن على،

الْمُرْتَضى، اَالسَّلامُ عَلَيْكَ يا مُحَمَّدَ بْنَ عَلِى

اى خويشتن دار، سلام بر تو اى على بن محمّد

التَّقِىَّ، اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا عَلِىِّ بْنَ مُحَمَّد

اى پاك سرشت و خيرخواه و امين، سلام بر تو اى حسن

النَّقِىَّ النّاصِحَ الْأَمينَ، اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا حَسَنَ

بن على، سلام بر وصى بعد از او

بْنَ عَلِىٍّ، اَلسَّلامُ عَلَى الْوَصِىِّ مِنْ بَعْدِه ِ .

بار خدايا صلوات بفرست بر نور و چراغ روشنگرت ، بر ولىّ

اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى نُورِكَ وَ سِراجِكَ، وَ وَلِىِّ

وليّت ، بر وصىّ وصيّت، بر حجّت خود

وَلِيِّكَ، وَ وَصِيِّكَ، وَ حُجَّتِكَ

بر بندگانت .

عَلى خَلْقِكَ .

سلام بر تو اى دختر رسول خدا

اَلسَّلامُ عَلَيْك ِ يابِنْتَ رَسوُل ِ اللّه ِ،

سلام بر تو اى دختر فاطمه و خديجه

اَلسَّلامُ عَلَيْك ِ يابِنْتَ فاطِمَةَ وَ خَديجَةَ ،

سلام بر تو اى دختر امير مؤمنان

اَلسَّلامُ عَلَيْك ِ يابِنْتَ اَمير ِ الْمُؤْمِنينَ ،

سلام بر تو اى دختر امام حسن و امام حسين

اَلسَّلامُ عَلَيْك ِ يابِنْتَ الْحَسَن ِ وَ الْحُسَيْن ِ

سلام بر تو اى دختر ولىّ خدا

اَلسَّلامُ عَلَيْك ِ يابِنْتَ وَلِىِّ اللّه ِ ،

سلام بر تو اى خواهر ولىّ خدا

اَلسَّلامُ عَلَيْك ِ يا اُخْتَ وَلِىِّ اللّه ِ،

سلام بر تو اى عمه ولىّ خدا

اَلسَّلامُ عَلَيْك ِ يا عَمَّةَ وَلِىِّ اللّه ِ ،

سلام بر تو اى دختر موسى بن جعفر

اَلسَّلامُ عَلَيْك ِ يابِنْتَ موُسَى بْن ِ جَعْفَر ،

رحمت و بركات خدا بر تو باد.

وَ رَحْمَةُ اللّه ِ وَ بَرَكاتُهُ.

سلام بر تو، خداوند آشنايى برقرار كند ميان ما و شما

اَلسَّلامُ عَلَيْك ِ، عَرَّفَ اللّهُ بَيْنَنا وَ بَيْنَكُمْ فِى

در بهشت، و ما را در زمره شما محشور كند، و ما را

الْجَنَّة ِ، وَ حَشَرَنا فى زُمْرَتِكُمْ، وَ أَوَرَدْنا

بر حوض پيامبر شما وارد كند، و ما را با كاسه جدّ شما از دست

حَوْضَ نَبِيِّكُمْ، وَ سَقانا بِكَأْس ِ جَدِّ كُمْ مِنْ يَد ِ

علىّ بن ابى طالب سيراب كند ـ صلوات خدا بر شما باد ـ

عَلِى ِّ بْن ِ اَبى طالِب ، صَلَواتُ اللّه عَلَيْكُمْ ،

از خداوند مى خواهم كه سرور و فرج شما رابه ما بنماياند،

أَسْئَلُ اللّه أَنْ يُر ِيَنا فيكُمُ السُّروُرَ وَ الْفَرَجَ ،

ما و شما را در زمره جدّ بزرگوارتان حضرت محمّد ـ كه

وَ أَنْ يَجْمَعَنا وَ إِيّاكُمْ فى زُمْرَة ِ جَدِّكُمْ مُحَمَّد،

درود خدا بر او و آلش باد ـ گرد آورد، و معرفت شمارا

صَلَّى اللّهُ عَلَيْه ِ وَ آلِه ِ، وَ أَنْ لا يَسْلُبَنا

از ما نگيرد، كه او صاحب اختيار و مقتدر است .

مَعْر ِ فَتَكُمْ، إِنَّهُ وَلِىِّ قَديرٌ.

به سوى خداوندتقرّب مى جويم با محبّت شما و بيزازى از

أَتَقَرَّبُ إِلَى اللّه ِ بِحُبِّكُمْ وَ الْبَرإَة ِ مِنْ

دشمنان شما، و با تسليم شدن به فرمان خدا، از روى رضايت، نه

أَعْدائِكُمْ، وَ التَّسْليم ِ إِلَى اللّه ِ ، راضِياً بِه ِ غَيْرَ

انكار و نه استكبار، و با يقين به آنچه

مُنْكِر وَ لا مُسْتَكْبِر وَ عَلى يَقين ِ ما أَتى بِه ِ

حضرت محمّد (ص) آورده و به آن راضى هستم، با اين عقيده عنايت تو را مى طلبم

مَحَمَّدٌ وَ بِهَ راض، نَطْلُبُ بِذلِكَ وَجْهِكَ

اى سرور من، خدايا رضايت ترا و سراى آخرت را خواستارم .

يا سَيِّدى ، اَللّهُمَّ وَ رِضاكَ وَ الدّارَ الْآخِرَةِ .

اى فاطمه(معصومه) در مورد بهشت از من شفاعت كن ،

يا فاطِمَةُ ا ِشْفَعى لى فِى الْجَنَّة ِ ،

كه ترا نزد خدا مقام رفيعى است.

فَا ِنَّ لَكَ عِنْدَاللّْه ِ شَأْناً مِنَ الشَّأْن ِ.

خداوندا من از تو مى خواهم كه عاقبت امر مرا به سعادت ختم كنى ،

اَللّْهُمّ ا ِنى اَسْئَلُكَ أَنْ تَخْتِمَ لى بِالسَّعادَة ِ ،

پس عقايدى كه دارم از من نگير، كه هيچ نيرو و قدرتى

فَلاتَسْلُبْ مِنّى ِ ما أَنَا فيه ِ،وَ لاحُولَ وَ لا قُوَةَ

جز خداوند بزرگ و والانيست

إِلا بالّله الْعَلِىِّ الْعَظيم ِ .

خداوندا دعايم را مستجاب كن، و آنرا به كرم و عزت

اَللّهُمَ اسْتَجِبْ لَنا، وَ تَقَبَّلْهُ بِكَرَمِكَ وَ عِزَّتِكَ ،

و رحمت و عافيت خود از من قبول فرما، بر محمّد و همه

وَ بِرَحْمَتِكَ وَ عافِيَتَكَ، وَ صَلَّى الّلهُ عَلى مُحَمَّد

اهلبيت او صلوات فراوان و درود بى پايان بفرست

وَ آلِه ِ أَجْمَعينَ، وَ سَلَّمَ تَسْليما

اى بخشنده ترين بخشندگان.

يا أَرْحَمَ الرّاحِمينَ .

+ نوشته شده توسط عظیم جان ابادی در چهارشنبه دوم آبان 1386 و ساعت 8:34 |