تبليغاتX
کریمه اهل بیت

جوان و آرامش 1

سلام دوست من

چشمهایت را ببند و تصور كن كه بر روی شنهای نمناك ساحلی آرام دراز كشیده‌ای، دستهایت رها و چشمانت به آسمان است. موجهای نرم هر از گاهی پاهایت را خنك می‌كنند و صدایشان گوشهایت را می‌نوازند. و تو در زیر این آبی آسمان گاهی به تابش خورشید گرم می‌شوی و گاهی به ترنم نسیم خنك.

تو ساكتی و یَم و خورشید و فلك با تو در نجوا.

آنچه تو در آن غرقی، آرامش است!

... تو با پیگیری و خواندن این مجموعه به ساحل امن آرامش خواهی رسید.

 

دیازپام ایمان

ساحل

رسیدن به آرامش، در گرو شـنـاخت اضطراب و نگرانی و مبارزه با علل آن است. با اسـتـفاده از آیات قرآن و روایات معصومین(علیهم‌السلام) و سخنان دانشمندان درمی‌یابیم كه ریـشـه‌هـای نـگرانی و راه‌های درمـان آن و تحصیل آرامش به یك عامل اساسی كه همان ایـمـان و تقویت آن اسـت، بستگی دارد

ایمان، انسان را در برابر عوامل تهدیدكننده حیات او به یك موجود شكست ناپذیر تبدیل می‌كند. در مواردی كه دشواریهای زندگی، شـخصیت انسان را نشانه می‌گیرد، اتكا به خداوند در روح او اثر عـمیق و غیرقابل انكار می‌بخشد. نوع برخورد و وضعیت روانی انسانهای با ایمان بـا عـكـس العمل و وضعیت روحی افراد مادی و بی ایمان در بـرخـورد با حوادث، قابل مقایسه نیست.

به یكی از بانوان مسلمان در مـدیـنـه خبر رسید كه در جنگ احد سه تن از عزیزان خود را از دسـت داده اسـت. او با شنیدن این خبر برای حمل اجساد كشتگان خـود بـا شتری عازم جبهه احد گردید. در را بازگشت به عایشه، همسر رسـول اكـرم(صلی‌الله‌علیه‌و‌آله) برخورد كرد. عایشه پرسید: از رسول خدا چه خبر؟ ایـن بانوی مصیبت دیده با متانت و آرامش خاصی كه از ایـمـان مـحكم و استوارش سرچشمه می‌گرفت، پاسخ داد: من مژده‌ای بـرای شـما دارم، به پیامبر آسیبی نرسیده و در بـرابـر چـنین نعمت گران قدر و بزرگی هر گونه مصیبتی كـوچـك و قـابل تحمل است. همسر پیامبر از او پرسید: این شهدا، چه كسانی هستند؟ او جواب داد: یكی جسد شوهرم و دیگری فرزندم و آن یكی برادرم ؛ همه را با خود به مدینه می‌برم تا به خاك بسپارم.1

به راستی چه عنصری جز ایمان می‌توانست بانوی قهرمان كربلا، حضرت زیـنـب(علیها‌السلام) را در بـرابر انبوه مصیبتها چنین مقاوم سازد.

مكاتب مادی هرگز نتوانسته‌اند چنین زنان و مردان فداكاری تربیت كـنـنـد، حـال این كه در تاریخ اسلام از این وقایع زیاد دیده می‌شـود. دیل كارنگی می‌گوید: «پدرم زیر بار قرض و گرفتاری و فلاكت و بـدبـختی رفته بود كه سلامت خود را از دست داد. پزشك به مادرم گـفـت: بیش از شش ماه از عمر پدرم باقی نمانده است؛ پدرم مكررا تـصـمیم گرفت به وسیله طناب به زندگی خود خاتمه بخشد یا خود را تـسلیم امواج رودخانه كند. سالهای بعد پدرم برای من تعریف كرد و گـفـت: یـگانه عاملی كه در آن موقع من را از انتحار بازداشت، ایـمان راسخ و استوار مادرت بود. او عقیده داشت، اگر خداوند را دوسـت بـداریم و از اوامرش اطاعت و پیروی كنیم، همه كارها اصلاح خـواهـد شـد. حـق بـا مادرم بود؛ سرانجام همه كارها اصلاح شد[و ]پـدرم چـهل و دو سال دیگر به خوشی زندگی كرد. دین به من ایمان و امید و شهامت می‌بخشد و هیجان و اضطراب و ترس و نگرانی را از من دور می‌كند.»2

كـسـی كـه تلاش گسترده‌ای دارد وقتی ببیند از كارش قدرشناسی نمی‌شـود، دچـار رنـج و انـدوه می‌گردد؛ اما مردان خدا و افراد با ایـمـان هـرگز انتظار پاداش و تشكر از دیگران نداشته و به ثواب اخـروی چـشـم دوخـتـه‌انـد. سـوره «انـسان» درباره مدح اهل بیت پـیـامـبـر(صلی‌الله‌علیه‌و‌آله) بـه این جهت نازل شده كه آنان بدون هیچ گونه چشم داشـتـی غـذای خـود را بـه فقیر و اسیر و مسكین بخشیدند و چنین گـفـتـند: «انما نطعمكم لوجه الله لانرید منكم جزاء و لاشكورا؛ ما تـنـهـا به خاطر خدا به شما غذا می‌دهیم و انتظار پاداش و تشكر از شما نداریم.»3

بـر این اساس علی(علیه‌السلام) می‌فرماید: «لایزهدنك فی المعروف من لایشكره لك فقد یشكرك علیه من لایستمتع بشیء منه و قد تدرك من شكر الشاكر اكـثـر مـمـا اضاع الكافر و الله یحب المحسنین؛ به خاطر ناسپاسی افـراد، از كـار نـیك مضایقه نكنید، چرا كه در عوض گاهی كسی از تـو سـپاس گزاری می‌كند كه از عمل نیكت بهره‌ای نبرده و چه بسا اثـر ایـن شـكرگزاری بیش از ناسپاسی افراد ناسپاس است و خداوند نیكوكاران را دوست می‌دارد.»4

ایـمـان، انسان را از منفی‌گرایی و بدبینی به مردم، كه خود عامل مـهـم اضطراب است، باز می‌دارد. مومن به پیروی از قرآن، بدبینی را از گناهان بزرگ می‌داند و كار دیگران را حمل بر صحت می‌كند. تـسـلـیم شدن در مقابل قضاهای حتمی و راضی شدن به مقدرات كه از آثـار ایمان است، زندگی را دل پذیر و مطبوع می‌سازد. علی(علیه‌السلام) می‌فـرمـایـد: «انـكم ان رضیتم بالقضاء طابت عیشكم و فزتم بالغناء؛ اگـر بـه مـقـدرات حتمی راضی شدید، زندگی شما شیرین و گوارا می‌شود و از غنا برخوردار می‌گردید.»5

فیلـسـوفـان و روان شـنـاسان نیز به این اصل مهم تاكید كرده‌اند؛ ویـلیام جیمز می‌گوید: «حوادث را آن طوری كه هست بپذیرید و خود را آمـاده سـازیـد كـه هـمان طور قبولش كنید، زیرا پذیرش آنچه اتـفـاق می‌افتد اولین قدم در مغلوب كردن نتایج مصایب و بدبختیها است».6 البته این توصیه‌ها در پاره‌ای از موارد با توجه به تـفـاوت روحـیـه افـراد كم و بیش اثر مثبت دارد، ولی هرگز بدون پـشـتـوانـه ایـمان و مذهب در برخورد با حوادث سنگین و دردناك، افـكار پریشان و آشفته آرام نمی‌گیرد. كسی كه متكی به منطق دین اسـت، در نـظـام آفـریـنش هیچ چیز جز اراده خداوند را موثر نمی‌دانـد و مـعـتـقد است كه رنج‌های خارج از اختیار انسان از جانب پـروردگـار مهربان و برای تطهیر قلب و ارتقای درجه مقدر گردیده اسـت. از ایـن رو هـرگـز اجازه نمی‌دهد كه مصایب و مشكلات، قدرت روحـی او را فـلـج نماید و در هر شرایطی كشتی وجودش را به ساحل آرامـش و صـفـا می‌رسـاند.

روزی امام باقر(علیه‌السلام) برای عـیادت از جابر بن عبدالله انصاری به منزل ایشان رفتند و از حـال وی جویا شدند. جابر گفت: حالتی یافته‌ام كه پیری را بر جــوانـی و بـیـماری را بـر تـن درستی و مرگ را بر زندگی ترجیح می‌دهم.

حضرت فـرمـودند: اما ما خاندان پیامبر چنین نیستیم؛ اگر خداوند بـیـماری یا تن درستی، جوانی یا پیری، مرگ یا زندگی را برای ما اراده فرماید، از دل و جان می‌پذیریم. باباطاهر می‌گوید:

یـكـی درد و یـكـی درمـان پـسنـدد        یكی وصل و یكی هجران پسندد

من از درمان و درد و وصل و هجران        پـسنـدم آنـچـه را جـانـان پسندد

به راستی چه عنصری جز ایمان می‌توانست بانوی قهرمان كربلا، حضرت زیـنـب(علیها‌السلام) را در بـرابر انبوه مصیبتها چنین مقاوم سازد، آنجا كـه می‌گوید: «ما رایت الا جمیلا؛ جز زیبایی ندیده ام».8 آرامش و وقـار و تـسلط زینب(علیها‌السلام) بر روح و كلمات خود آن چنان بود كه گویا هیچ اتفاقی نیفتاده است.

كـسـی كـه تلاش گسترده‌ای دارد وقتی ببیند از كارش قدرشناسی نمی‌شـود، دچـار رنـج و انـدوه می‌گردد؛ اما مردان خدا و افراد با ایـمـان هـرگز انتظار پاداش و تشكر از دیگران نداشته و به ثواب اخـروی چـشـم دوخـتـه‌انـد.

اسـتاد مطهری یكی از آثار ایمان مذهبی را آرامش خاطر می‌داند و می‌گوید: «انسان فطرتا جویای سعادت خویش است. از تصور وصول به سـعادت، غرق در مسرت می‌گردد و از فكر یك آینده شوم و مقرون به مـحـرومیت لرزه بر اندامش می‌افتد، سخت دچار دلهره و اضطراب می‌گـردد. آن چـه مـایه سعادت انسان می‌گردد. دو چیز است: 1ـ تلاش ؛ 2ـ اطـمـینان به شرایط محیط. موفقیت یك دانش آموز معلول دو چیزاسـت: سـعـی و تـلاش خـودش[و] دیـگری مسـاعدت و آمـادگـی محیط مدرسه و تـشـویـق و تـرغـیب و تقدیر اولیای مدرسه. یك دانش آموز كـوشـا اگـر به محیطی كه در آنجا درس می‌خواند و معلمی كه آخر سـال نـمـره می‌دهـد اعتماد نداشته باشد و نگران یك رفتار غیر عـادلانـه بـاشد، در تمام ایام سال دلهره و اضطراب سراپای وجودش را می‌گیرد.

امـا تكلیف انسان با خودش روشن است و از این ناحیه اضطرابی [به او] دسـت نمی‌دهـد، زیـرا اضطراب از شك و تردید پدید می‌آید. انـسـان دربـاره آنچه مربوط به خودش است شك و تردید ندارد؛ آن چـه كـه انـسـان را بـه اضطراب و نگرانی می‌كشاند و آدمی تكلیف خـودش را دربـاره او روشـن نمی‌بـیند، جهان است؛ آیا كار خوب فـایده دارد؟ آیا صداقت و امانت بیهوده است؟ آیا با همه تلاشها و انـجـام وظـیـفـه‌هـا، پایان كار محرومیت است؟ اینجاست كه دلـهـره و اضـطـراب در مـهیبترین شكلها رخ می‌نماید. [در این مـواقـع] ایمان مذهبی به حكم این كه به انسان كه یك طرف معامله است نسبت به جهان كه طرف دیگر معامله است، اعتماد و اطمینان می‌بـخـشـد، دلهره و نگرانی نسبت به رفتار جهان را در برابر انسان زایل می‌سازد و به جای آن به او آرامش خاطر می‌دهد.»9    

... ادامه دارد


1ـ ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه (قم، منشورات مكتبه آیه الله نجفی، چاپ دوم) ص262.

2ـ دیـل كـارنـگـی، آیـیـن زندگی، ترجمه جهانگیر افخمی (تهران، انتشارات ارمغان، چاپ دهم) ص185.

3ـ دهر(76) آیه 9.

4ـ نهج البلاغه فیض الاسلام، قصار 195.

5 ـ غررالحكم، ج3، ص66.

6 ـ دیل كارنگی، همان، ص88.

7ـ جامع السعادات. ج3، ص285.

8 ـ خوارزمی، مقتل الحسین، ج2، ص42.

9ـ اسـتـاد مطهری، مجموعه آثار (انتشارات صدرا، چاپ چهارم) ج2، ص45.

 محمد سبحانی نیا، مجله معارف اسلامی، ش 44، با تصرف و تكمیل

+ نوشته شده توسط عظیم جان ابادی در شنبه نوزدهم مرداد 1387 و ساعت 12:7 |

تمرین بردباری

خشم

كلام امیر كلام

اِن لَم تَكُن حَلیماً فَتَحَلَّم، فَاِنَّه قَل مَن تَشَبَّه بِقَوم اِلاّ اَوشَك‌َ اَن یَكُون مِنْهُم

اگر بردبار نیستی، در ظاهر بردباری از خود نشان بده، زیرا بسیار اندك هستند كسانی كه به گروهی شباهت وَرزند مگر اینكه به زودی جزء آن گروه شوند.  

حلم و بردباری، از بزرگ ترین فضایل اخلاقی است كه نقطه مقابل خشم و غضب است. بردباری یعنی قدرت تحمّل در برابر رویدادها و جریانات نامطلوب كه انسان را به خشم در برابر آن وامی‌دارد و به عكس‌العمل شدید و سریع برمی انگیزد؛ هنگامی كه سخن ناروایی درباره خود می‌شنویم، اقدام غیرمنصفانه و ناصحیحی را در مورد خودمان مشاهده می‌كنیم، و در هرموردی كه درباره ما برخورد جاهلانه‌ای می‌شود كه بطور طبیعی برانگیزنده خشم و غضب ما است، با نیروی حلم و بردباری باید با آن برخورد كنیم.

  • از چه راهی می توان به این فضیلت اخلاقی دست یافت؟

این پرسش، در كلام علی علیه‌السلام، پاسخ داده شده كه نكته بسیار مهمی را برای تمرین در كسب فضایل اخلاقی مطرح می‌كند. كسی كه دوست دارد بردبار باشد ولی هنوز نتوانسته به این فضیلت اخلاقی برسد، باید با تظاهر به بردباری یعنی با بردباری نشان دادن در برابرِ برخوردها، به تدریج به خُلق‌ بردباری برسد. این تظاهر، البته با تظاهرِ ریایی كه امر مذمومی است، كاملاً متفاوت است، زیرا هر تظاهری، ریا نمی‌باشد. ریاكار، برای فریب دادن مردمان، كار نیكی را به ظاهر انجام می‌دهد كه هیچ باور و اعتقادی بدان ندارد ولی كسی كه صفت بردباری را دوست دارد و در پی راهی برای تحقق‌ این فضیلت در خویشتن است، نه برای فریب دیگران و بهره برداری دنیوی و مادی از این فضیلت اخلاقی، بلكه به قصد تربیت خویش، به رفتار حلیمان در هنگام خشمگین شدن می‌پردازد و با این تمرین، در مسیر خودسازی گام برمی‌دارد.

سرّ اینكه در برخی از روایات، در مورد تشبّه به كفّار هشدار داده شده و مومنان را از تقلید آنان برحذر داشته، همین نكته است. اگر كسی در لباس و  پوشش و شیوه زندگی و آداب معاشرت، خود و خانواده و محیط زندگی خود را همسان كافران بسازد، به تدریج در سایر امور هم همچون آنان خواهد شد و اصالت و هویت فرهنگی و دینی خود را از دست خواهد داد.


ذوعلم، علی، کتاب چهل گام، با اندکی تصرف

+ نوشته شده توسط عظیم جان ابادی در شنبه نوزدهم مرداد 1387 و ساعت 12:6 |

جعبه ابزار جاي خدا نيست!

نياز

عوامل عدم استجابت دعا

بسياري از مردم شكايت مي‌كنند كه چرا ايـن همه دعا مي‌كنيم، مستجاب نمي‌شود؟

شايد تو هم يكي از آنهايي باشي كه حسابي شاكي هستي. اما اين را بدان كه خدا زير حرفش نزده بلكه هر كاري يه آدابي داره و مسلما سر هر راهي سنكي هم هست. پس بايد هم راه رو شناخت و چاه رو ، تا از دعايي كه مي‌كنيم نتيجه بگيريم.

البته اينجا يك سوال خيلي خيلي مهم هم هست كه بايد بهش فكر كرد. اون سوال اينه: آيا دعاي مستجاب اونه كه ما به چشم ببنيم؟ آيا امكان نداره خدا دعاي ما رو طوري مستجاب كنه كه مت اصلا نفهميم؟

حتما در اين باره فكر كنيد و به خدا اعتماد داشته باشيد.

حالا ميتونيد فوت و فنّهاي دعا كردن رو  بخونيد و از اين به بعد بيشتر و بهتر نتيجه بگيريد.

 

1. نشناختن جهت و راه دعا (فرمول دعا)

نـيـل بـه هـر هدفي، راهي دارد، براي استجابت دعا نيز بايد راه هـايـي را پـيمود. امام صادق(عليه‌السلام) مي‌فرمايد: بايد كه پيش از دعا حـمـد و سـتـايش خدا كني، نعمتهايي را كه به تو بخشيده به ياد آوري، سـپـس شـكـر و سپاس گويي، آن گاه درود بر پيغمبر و آل او فـرسـتي، سپس از گناهانت ياد كرده اقرار نمايي و از آسيب آن به خدا پناه بري؛ اين است جهت و راه دعا.1

 

2. وقت نشناسي (نقش زمان)

مـثلي است كه مي‌گويند: فلاني خروس بي محل است؛ هرچند كه خداوند از رگ گـردن بـه انسان نزديكتر است اما بايد وقت دعا را رعايت كرد. در حـالات امامان معصوم(عليه‌السلام) مي‌خوانيم كه آنها در اوقات و موقعيتهاي خـاصي به دعا مي‌كردند. مواردي چون دعا بين اذان و اقامه، هـنـگـام وزيدن باد، وقت ظهر، هنگام بارش باران، شب قدر، و غير آن در روايات آمده است كه در استجابت دعا نقش موثري دارند.

فيض و رحمت خدا مثل شير آب نيست كه يك بار بازش كني و خيالت راحت باشد كه همين‌طور خواهد آمد. بلكه يك تلمبه دارد كه مدام بايد آن را زد و هر لحظه كه از تلمبه زدن بايستي، جريان رحمت هم قطع مي‌شود.

آن تلمبه، دعاست. وقتي با كلي دعا و التماس از خدا چيزي گرفتي، بايد با دعا هم نگهَش داري.

 

3. وفا نكردن به عهد نسبت به خداوند (يكي بده صدتا بگير)

شـايـد انسان خود را بسان ماشيني فرض كند كه سازنده يا مالك آن بـايد همواره نيازهاي آن را برآورد؛ مثل آب، روغن، سوخت و... و تـصـور كـنـد چون آفريده خداوند است، خداوند بايد همواره او را كـمـك كـند، بدون اين كه عهدي بر گردن او باشد. ولي چنين نيست، بـلـكه خداوند عهدهايي بر گردن بنده‌اش دارد كه بايد عملي شوند تا خداوند نيز پيمانش را وفا كند. امام صادق(عليه‌السلام) در پاسخ عده‌اي كـه از عـلت عدم استجابت دعا پرسيده بودند، فرمود: به دليل اين كـه شما به عهدهاي خود در پيشگاه خداوند وفا نمي‌كنيد، در حالي كه خداي تعالي مي‌فرمايد: به عهد من وفا كنيد تا من به عهد شما وفـا كنم. به خدا قسم اگر به عهد خدا وفا كنيد، خداي متعال نيز به عهد شما وفا مي‌كند.

از جـمـلـه عـهـدهـايي كه انسان بر گردن دارد، عمل صالح است كه مـصـاديـق فراواني دارد؛ مانند: انجام واجبات، ترك محرمات، قرائت قرآن، صله رحم، كمك به نيازمندان و....

 

4. ايمان و يقين ناكافي (به خدا اعتماد كن)

كسي كه دست به دعا برمي دارد اگر ايمان قلبي به اجابت دعاي خود نـداشـتـه بـاشد، نتيجه نمي‌گيرد و مانند آن است كه تشنه‌اي در بـيـابـان بـي آب و عـلـف به دنبال دريا بگردد. نبي اكرم(صلي‌الله‌عليه‌و‌آله) مي‌فـرمايد: (ادعوا الله و انتم موقنون بالاجابه3؛ خدا را بخوانيد و يـقـيـن بـه اجـابت داشته باشيد). امام صادق(عليه‌السلام) نيز مي‌فرمايد: (اذا دعـوت فـظن ان حاجتك بالباب4؛ در وقت دعا يقين كن كه حاجت تو بر در خانه آمده است.)

 

5. شرك در دعا (از دست كسي كاري ساخته نيست)

شـرك بـسـيـار ظـريف است و در هر امري از امور ديني و عبادي مي‌تـوانـد دخـيـل بـاشـد. در دعا نيز اين موضوع يكي از عوامل عدم اسـتـجـابـت دعا است. هرگز نمي‌توان خارج از محدوده توحيد قرار گـرفت و انتظار استجابت دعا را داشت. خداي متعال مي‌فرمايد: او خـداي زنـده ابـدي اسـت و جز او هيچ خدايي نيست. پس تنها او را بـخـوانـيـد و بـه اخلاص بندگي كنيد كه ستايش و سپاس مخصوص خداي يكتا و آفريدگار عالميان است.5 بايد دانست كه فقط و فقط خداست كه ريز و درشت نيازهاي آدمي را برآورده مي‌كند اما به دست بندگانش و انسان نبايد اشتباه كند و اين وسيله را همه كار بپندارد. وقتي دعا مي‌كني چشمت را از همه ببند و مدام به اين فكر كن كه از دست كسي كاري ساخته نيست.

 

6. همراه نبودن ياد خدا و صلوات در دعا (استفاده از پارتي)

در دعـا تـوجه به خدا و رسولش اهميت بسيار دارد. كسي كه دعا مي‌كـنـد نـبـايد از ياد خدا و رسولش غافل شود، كه اگر غافل گردد، مـانـنـد آن است كه غذاي بي چاشني بخورد. مزه و لطف دعا در اين اسـت كـه بـا يـاد خـدا و رسـول هـمـراه گردد. امام كاظم(عليه‌السلام) مي‌فـرمـايـد: هركس پيش از ستايش خداوند و درود و صلوات بر پيامبر دعا كند مانند كسي است كه بدون زه تيراندازي كند.6

اشتباه نكن، خدا جادوگر نيست. اصلا جادوگري وجود ندارد. خدايي كه اين جهان را بر اساس قانون منطق آفريده، مطابق قانون نيز عمل مي‌كند البته با مهرباني. پس از خدا نخواه كه دنيا را در درون تخم مرغي قرار دهد.

7. نيت آلوده (با خدا رو راست باش)

در دعـا بـايـد نـيـت، پاك و اخلاص، كامل باشد. امام صادق(عليه‌السلام) مي‌فـرمايد: به راستي بنده وقتي كه با نيت پاك و قلب با اخلاص خداي را بـخـوانـد اگـر به عهد خداي عزوجل وفا كرد، دعايش مستجاب مي‌شـود و اگـر خدا را بدون نيت پاك و اخلاص بخواند، دعاي او اجابت نمي‌شود.7

 

8. سنگ دلي (با خلق خدا مهربان باش تا خدا...)

دلـي كه سخت باشد، به اعمال زشت فرمان مي‌دهد و ستم و جنايت را پيش نهاد مي‌كند و هرگز نخواهد توانست رضايت خدا را جلب كند. امـام صادق(عليه‌السلام) مي‌فرمايد: همانا خداي تعالي دعايي كه از دل سخت و سنگ دل برخاسته باشد، مستجاب نمي‌كند.8

 

9. ناممكن و نامشروع بودن(دنيا درون تخم مرغ جا نمي‌گيرد، متوجه خواسته‌ات باش)

خـواسـتن چيزي كه ممكن نيست و يا چيزي كه خلاف شرع مقدس است، آن هـم از خدايي كه ما را آفريد و بر همه امور مسلط است، كاري عبث و بـيـهوده است. كسي كه به درگاه خدا دعا مي‌كند بايد بداند كه چـه مي‌خـواهـد، آيا چيزي كه مي‌خواهد ممكن است و آيا در حيطه كـارهـاي مـشـروع قرار دارد يا خير؟ امام علي(عليه‌السلام) مي‌فرمايد: اي كـسـي كـه دعـا مي‌كني آن چه را كه حلال نيست و آن چه را كه نمي‌شود، (مانند نبوت، امامت و چيزهاي ديگر) از خدا مخواه.9 خداوند استاد نظم و منطق و قانون و علت است. هيچ كار او بي حساب و كتاب نيست. اشتباه نكن، خدا جادوگر نيست. اصلا جادوگري وجود ندارد. خدايي كه اين جهان را بر اساس قانون منطق آفريده، مطابق قانون نيز عمل مي‌كند البته با مهرباني. پس از خدا نخواه كه دنيا را در درون تخم مرغي قرار دهد.

 

10. سرگرم محرمات و لهو و لعب بودن(خواسته‌ات را از كسي بخواه كه با او ده‌خوري)

انـساني كه مشغول انجام محرمات و غرق در لهو و لعب است، يا كسي كـه از راه حرام كسب و كار و درآمد دارد و خوراك خود و اهلش را تامين مي‌كند، چه انتظاري دارد كه خداوند دعاي او را قبول كند. حـضرت علي(عليه‌السلام) مي‌فرمايد: خداي تعالي دعاي قلبي را كه سرگرم لهو و لعب باشد نمي‌پذيرد.10

 

11. خودخواهي(هرچه‌ را براي خود مي‌پسندي براي ديگران هم بپسند)

خـداونـد دوست دارد بنده او قبل از دعا و آرزو براي خود به فكر ديـگـران بـاشد. حضرت زهرا(س) براي مردان و زنان اهل ايمان دعا مي‌كـرد و بـراي خـويشتن دعا نمي‌كرد، سبب را پرسيدند، فرمود: نخست هم سايه سپس خانه.11

ديده‌ايد بعضها وقتي چيزي مي‌خواهند مي‌گويند به فلاني هم آن چيز دا بدهيد. از اين روش استفاده كنيد اما نه الكي بلكه واقعا اول براي او بخواهيد. چون خدا را نمي شود كلك زد.

 

12. نااميدي (ترفند دشمن)

امـيـد در هـر كاري باعث ادامه كار و حركت به سوي هدف است. دعا نـيـز ايـن چنين است. از اين رو مي‌خوانيم: خدايا آرزويم را در اميدواري به رحمتت برآور.12 نـااميدي از درگاه خداوند باعث عدم استجابت دعا است، كه خود مي‌فـرمـايـد: از رحـمـت خدا نااميد نشويد، زيرا نااميدي مخصوص گمراهان است.13 آيا مي‌دانستي كه يكي از راهكارهاي شيطان اين است كه تو را نا اميد كرده و از اطمينان تو به خداوند بكاهد و تو را وادار كند كه سراغ ديگران هم بروي؟ حتما اين را هم مي‌داني كه شيطان دوست تو نيست!

 

13. اعراض از امر به معروف و نهي از منكر (فوت كوزه گري)

فـرامـوش كردن يا ترك امر به معروف و نهي از منكر، اين مسئوليت مـهـم اجـتماعي، عامل عدم استجابت دعا است. رسول گرامي اسلام مي‌فرمايد: امـر بـه مـعـروف و نهي از منكر كنيد وگرنه خدا بَدان شما را بر نـيـكان شما مسلط مي‌كند و دعاي نيكان شما در آن موقع به اجابت نمي‌رسد.14

 

14. دعا نكردن در زمان راحتي(خدا آچار نيست)

انـسـان بـه هـنگام راحتي و نداشتن مشكل نيز بايد با دعا انس و الـفـت داشته باشد و آن را مانند واكسني بداند كه در زمان سختي و مـشـكـل به كمك او مي‌آيد و او را نجات دهد. امام صادق(عليه‌السلام) مي‌فـرمـايـد: هركس خوش دارد كه در حال سختي دعايش به اجابت برسد، بايد در حال راحتي دعا كند.15

خداوند آچار نيست كه در جعبه ابزار گذاشت و هر وقت كار گير كرد رفت سراغ آن. خداوند اصل و اساس همه چيز است حتي بودن من و تو در همين لحظه. اشتباه نكن.

فيض و رحمت خدا مثل شير آب نيست كه يك بار بازش كني و خيالت راحت باشد كه همين‌طور خواهد آمد. بلكه يك تلمبه دارد كه مدام بايد آن را زد و هر لحظه كه از تلمبه زدن بايستي، جريان رحمت هم قطع مي‌شود.

آن تلمبه، دعاست. وقتي با كلي دعا و التماس از خدا چيزي گرفتي، بايد با دعا هم نگهَش داري.

 

15. ندانستن سود و زيان از جانب خداوند (همه كاره خداست)

انسان همواره در معرض سود و زيان است، گاهي غرق در نعمت و گاهي فـارغ از آن و ايـن هـمه از جانب خداوند است و بشر بايد همواره شـكـرگـزار بـاشـد. آن گاه كه به سختي و زيان افتد، قبل از دعا بـايد بداند كه زيان و سختي وارده از جانب خداوند است و فقط از او بـخـواهـد كـه رفـع زيان كند و او را به سوي راحتي سوق دهد. رسول اكرم(صلي‌الله‌عليه‌و‌آله) فرموده است: خداي عزوجل اين چنين فرمود: هركه از من چيزي بخواهد و بداند كه زيان و سود از سوي من است، اجابتش مي‌كنم.16

وقتي دعا مي‌كني چشمت را از همه ببند و مدام به اين فكر كن كه از دست كسي كاري ساخته نيست.

17. دعا نكردن به صورت جمعي (با بنده‌هاي خدا همراه شو)

هـرچـنـد كـه از دعاي انفرادي نيز مي‌توان نتيجه گرفت، اما اگر تـعـدادي جـمـع شـونـد و مانند دعاي كميل، ندبه و توسل، يك صدا خـداوند را بخوانند، پروردگار نظر خاصي به آن محفل خواهد كرد و نـتـيـجـه بـهتري حاصل خواهد شد. امام صادق(عليه‌السلام) مي‌فرمايد: هرگز چـهـار نـفر در كاري گرد هم نيامدند و دعا نكردند مگر آن كه با حاجت روا شده متفرق گشتند.17

 

18. تضرع و زاري و اصرار نكردن(عنصر سماجت)

مـداومـت در دعا و تضرع كردن به درگاه الهي، رمز موفقيت در دعا اسـت. كـسي كه بدون تضرع و اصرار انتظار فرج و گشايش مشكلات خود را دارد، توفيق چنداني نخواهد يافت. خداي بزرگ مي‌فرمايد: خداي خـود را بـه تضرع و زاري و با صداي آهسته بخوانيد.18 رسول اكرم مي‌فـرمايد: به راستي خداوند افرادي را كه اصرار در دعا دارند دوست مي‌دارد.19

 

19. قطع ارتباط با خدا (يكي هست كه صداي تو را دوست دارد)

در روايـت اسـت كه خداوند دوست دارد سخن و دعاي بنده محبوبش را بـسـيـار بـشـنود و اگر در اجابت دعاي بنده خويش عجله نمي‌كند، عـلـتـش آن اسـت كه مي‌خواهد همواره صوت بنده‌اش را بشنود، لذا كـسـي كـه دعـايـش مـستجاب نمي‌شود بايد به خودش بينديشد و اگر عـوامـل عـدم اسـتـجابت دعا را در وجودش نيافت اميدوار باشد كه بـنـده خـاص خدا است و خداوند به او نظر خاص دارد. امام رضا(عليه‌السلام) مي‌فـرمايد: امام باقر(عليه‌السلام) فرمود: مومن حاجتي از خداي عزوجل مي‌خـواهـد، امـا اجابتش به تاخير مي‌افتد، به خاطر دوستي صدايش و شنيدن ناله‌اش.20


1 ـ فيض كاشاني، تفسير صافي (چاپ قديم، تهران) ص54.

2 ـ همان.

3 ـ تفسير الميزان، ج2، ص35.

4 ـ اصول كافي، ج2، ص238.

5 ـ غافر(40) آيه 65.

6 ـ بحارالانوار، ج4، ص253.

7 ـ سفينه البحار، ج1، ص449.

8 ـ همان، ص446.

9 ـ وسائل الشيعه، ج4، ص1129.

10 ـ تفسير الميزان، ج4، ص37.

11 ـ سفينه البحار، همان.

12 ـ دعاي مكارم الاخلاق.

13 ـ زمر(39) آيه 53.

14 ـ سفينه البحار، همان.

15 ـ اصول كافي، ج4، ص237.

16 ـ شيخ صدوق، ثواب الاعمال، ص341.

17 ـ همان، ص357.

18 ـ اعراف(7) آيه 55.

19 ـ نهج الفصاحه، ص76.

20 ـ وسائل الشيعه، ص1111.

+ نوشته شده توسط عظیم جان ابادی در شنبه نوزدهم مرداد 1387 و ساعت 12:5 |

بهترین هدیه‌ها

هديه

گنجینه‌های رجب(15)

«واصرف عنی بمسئلتی ایاك جمیع شر الدنیا و شر الاخره. فانه غیر منقوص ما اعطیت:

و دور كن از من بنا برخواسته و خواهشم جمیع شر و بدی دنیا و شر و بدی آخرت را، زیرا هر چقدر تو عطا كنی (از خزانه فضل و كرمت) كم نمی شود.»

در این دعا اول خوبی‌ها و خیرات را طلب نمودیم و حالا طلب می‌كنیم كه بدی‌ها از ما دفع گردد.

در دنیا ما امور شر و خلاف و منفی و ... زیاد داریم، ولی در آخرت مقصود از شر و بدی انعكاس اعمال ماست.

«و زدنی من فضلك یا كریم:

و بیفزا برای من از فضل و بخشش.»

حالا تمام خواسته ما به طور تمام و كمال مطرح شده اما برای اطمینان بیشتر و محكم كاری كلمه «زدنی» یعنی زیاد كن؛ را هم می‌گوییم  یعنی غیر از آنچه گفتیم و نگفتیم و هر چه كه خواستیم و نخواستیم، آنچه را كه ما از قلم انداخته‌ایم و تو صلاح می‌دانی آن را نیز اضافه كن؛ چرا كه تو صاحب فضل و كرم هستی. چون ممكن است در دعا و اعلام حاجت و نیاز چیزی از خاطر ما برود و یا موضوعی باشد كه به صلاح ما باشد منتها بی‌اطلاع باشیم  بنابراین بقیه كارها را نیز به دست خدا می‌سپاریم و این راه و رسم بنده‌ای است كه می‌خواهد از خداوند چیزی را طلب كند.

فرض كنیم یك پدری می‌خواهد به یك ماموریت دور و طولانی برود. هنگام خداحافظی با خانواده، پدر از فرزند سوال می‌كند كه دوست داری چه چیزی برایت بیاورم ؟ اگر او در جواب پدر بگوید مثلاً فلان لباس یا اسباب بازی را بیاور، خوب تكلیف پدر معلوم می‌شود ولی اگر بچه هوشیار و زرنگ باشد می‌گوید: پدر؛ هر چه خودت دیدی برای من خوب و مناسب است همان را بیاور. این پدر هنگام خرید برای فرزندش، جمله او را به یاد می‌آورد و خرید كردن برایش دشوار می‌شود. به عبارتی این یعنی همان نقش كلمه «زدنی» در دعا. اینجاست كه پدر وسواس و توجه خاصی می‌كند تا هدیه‌ای بخرد كه مورد قبول فرزند قرار گیرد؛ پس سعی می‌كند كه بهترین و مفیدترین‌ها را برای او بخرد.

+ نوشته شده توسط عظیم جان ابادی در شنبه نوزدهم مرداد 1387 و ساعت 11:56 |

بياييد همه باهم خوب شويم

وحدت

آثار و نتايج امر به معروف و نهي از منكر در قرآن و حديث

 

حـضـرت عـلي(عليه‌السلام) به فرزندش فرمود: امر به معروف كن تا اهل معروف باشي.1

همان گونه كه هركس لباس مي‌شويد، دست خودش نيز پاك مي‌شود; كسي كـه مـردم را بـه خير دعوت مي‌كند، به طور طبيعي سعي مي‌كند تا خودش نيز به آن كاري عمل كند كه به ديگران سفارش مي‌كند.

امـيـرالـمومنين علي(عليه‌السلام) مي‌فرمايد: «لعن الله الامرين بالمعروف، الـتـاركـيـن لـه، و الـنـاهين عن المنكر، العاملين به 2؛ لعنت خـداوند بر كساني كه مردم را به كار نيك دعوت مي‌كنند و خود آن را انـجـام نمي‌دهند، و نفرين خدا بر افرادي كه ديگران را از كارهاي ناپسند دور مي‌دارند و خود آن را به جاي مي‌آورند.

 

آثار اجتماعي امر به معروف و نهي از منكر

 

1-  اجـرايي شدن احـكـام اسـلام: امـر بـه معروف و نهي از منكر راه پـيـامـبـران و روش صالحان است، فريضه بزرگي است كه به سبب آن، واجبات اسلامي برپا مي‌شود.3

2- عـدالـت اجـتماعي: امر به معروف و نهي از منكر با برگرداندن حقوق بـه صاحبان اصليش و مخالفت با ستمگر همراه است. هم چـنـيـن تقسيم عادلانه بيت المال و غنايم را در پي دارد و صدقات (مـاليات‌هاي شرعي) از جاهاي لازم گرفته شده، در جاي حق و مناسب مصرف مي‌شود.4

3- سازندگي: به وسيله امر به معروف و نهي از منكر زمين آباد مي‌شود.5

4- اسـتـواري نظام اسلامي: «بها يستقيم الامر» 6؛ به وسيله امر به معروف و نهي از منكر، امر «حكومت» مستقيم و استوار مي‌گردد.

5- امنيت: به وسيله امر به معروف و نهي از منكر... راه‌ها امن مي‌گردد... و از دشمنان انتقام گرفته مي‌شود.7

6- خير و سلامتي: پيامبر(صلي‌الله‌عليه‌و‌آله) فرمودند: امت من تا زماني كه امر به معروف و نهي از منكر كنند، در خير و سلامتي‌اند.8

7- قـدرتمـندي مومنان: هركس امر به معروف كند، مومنان را قدرتمند مي‌كند.9

8- تـضـعـيـف جبهه نفاق: در قرآن آمده مردان و زنان منافق برخي مـانـنـد برخي ديگرند كه امر به منكر و نهي از معروف مي‌كنند و مشتهاي خويش را عليه شما گره مي‌زنند.10

9- پاكيزگي كسب و كار: امام باقر(عليه‌السلام) فرمودند به وسيله امر به معروف و نهي از منكر كسب‌ها حلال مي‌شود11

10- مـصـلحت عمومي جامعه: حضرت علي(عليه‌السلام) مي‌فرمايد: خداوند امر به مـعـروف را بـراي مـصـلحت عامه مردم و نهي از منكر را براي طرد سفيهان واجب كرده است.12

 

آثار دنيوي امر به معروف و نهي از منكر

 

1ـ سـلامتي دين و دنيا: حضرت علي(عليه‌السلام) مي‌فرمايد: هركس سه خصلت در او باشد، دنيا و آخرتش سالم مي‌شود: 1ـ امر به معروف كند و خود نـيـز بدان عمل نمايد; 2ـ نهي از منكر كند و خود گرد آن نگردد; 3ـ نگهبان حدود خداوند بزرگ باشد.13

2ـ نصرت الهي: حضرت باقر(عليه‌السلام) فرمودند: اين دو آفريده الهي هستند كـه هـركـس آنها را ياري كند، خدا ياريش كند و هركس آن دو را تنها گذارد، خدا تنهايش مي‌گذارد.14

3ـ كم نشدن عمر و روزي: حضرت علي(عليه‌السلام) مي‌فرمايد: امر به معروف و نهي از منكر، مرگ را نزديك نمي‌كند و از روزي نمي‌كاهد.15

4ـ نـجـات از بـلاهـا: در قرآن كريم آمده پس چون آن چه را كه به آنـان تـذكر داده شده بود فراموش كردند، ما نهي كنندگان از بدي را نجات داديم و كساني را كه فسق مي‌ورزيدند، به عذاب زيان بار گرفتار كرديم.16

 

آثار اخروي امر به معروف و نهي از منكر

 

1. خـشـنودي خدا: در قرآن مجيد آمده است: او بستگان خويش را به نـمـاز و (دادن) زكات وامي داشت و پروردگارش از او راضي بود.17

2. فـلاح و رسـتگاري: مومناني كه امر به معروف و نهي از منكر مي‌كنند رستگارانند.18

3. ثواب فراوان: امام علي(عليه‌السلام) مي‌فرمايد امر به معروف و نهي از منكر ثواب را دو چندان و اجر را بزرگ مي‌كند19

4. رهـايي از دروغ: رسول اكرم(صلي‌الله‌عليه‌و‌آله) فرمودند: شبي در خواب ديدم كه شعله‌هاي آتش (دوزخ) مردي را در بر گرفته‌اند ولي امر به معروف و نـهـي از مـنـكـر آمدند و او را از آتش نجات داده با فرشتگان قرار دادند.20

5. بهشت برين: امام صادق(عليه‌السلام) مي‌فرمايد: بهشت را دري است به نام (معروف) كه جز اهل معروف از آن وارد نمي‌شوند.21


1- اصول كافى, ج1, باب13, حديث3.

2- نـهج البلاغه, ترجمه فيض الاسلام, ج2, ص;391

3- وسائل الشيعه, ج11, ص395.

4- همان, ص403.

5-  همان, ص395.

6- همان.

7- همان, ص395.

8- همان, ص398.

9- نهج البلاغه, فيض الاسلام, ص1100.

10- توبه(9) آيه 67.

11- وسائل الشيعه, ج11, ص395.

12- نهج البلاغه, حكمت 244.

13- شرح غررالحكم, ج5, ص440.

14- وسائل الشيعه, همان, ص398.

15- نهج البلاغه, حكمت 366.

16- اعراف(7) آيه 165.

17- مريم(19) آيه 55.

18- آل عمران(3) آيه 104.

19- شرح غرر الحكم, ج2, ص611.

20-  مستدرك الوسائل, ج12, ص181.

21- وسائل الشيعه, همان, ص529.

+ نوشته شده توسط عظیم جان ابادی در شنبه نوزدهم مرداد 1387 و ساعت 11:54 |