برای دانلود روی لینک ها کلیک کنید
دانلود مداحی مرحوم سید جواد ذاکر
دانلود مداحی سید مجید بنی فاطمه
دانلود مداحی سید مهدی میر داماد
دانلود مداحی حاج محمد رضا طاهری
دانلود مداحی مهدی سلحشور -سید مهدی حسینی
برای دانلود روی لینک ها کلیک کنید
دانلود مداحی مرحوم سید جواد ذاکر
دانلود مداحی سید مجید بنی فاطمه
دانلود مداحی سید مهدی میر داماد
دانلود مداحی حاج محمد رضا طاهری
دانلود مداحی مهدی سلحشور -سید مهدی حسینی
پیامی از عالم برزخ برای علامه

علامه جعفری در كنار صدها كتابی كه با آنها مأنوس و معاشر بود، با همه وجود غرق در نهجالبلاغه علی (ع) شده بود. میخواست غواص دریای سخنان مولایش علی (ع) باشد. میخواست به هزاران هزار انسانی كه از كنار خانه او گذر میكردند، اگر شیر معرفت میبخشد از همان شیری هدیه كند كه روزی علیبن ابیطالب (ع) به او بخشیده بود. باید كاری میكرد. دلش برای امیرالمؤمنین (ع) تنگ شده بود. احساس میكرد حضور علی (ع) با همه عظمتش حتی در میان شیعیان نیز شناخته شده نیست. دلش برای كتابخانه علامه امینی، صاحب كتاب بزرگ «الغدیر» تنگ شده بود.
از كتابخانه علامه امینی در نجف تا حرم علی (ع) راهی نبود. كتابخانه، هشت سال تمام صمیمانه او را پذیرفته بود. صاحب آن كتابخانه نیز از شیفتگان سینه چاك علی (ع) بود.
عظمت كتاب الغدیر علامه امینی، همواره برای او ستودنی بود، تا این كه اتفاق عجیبی افتاد. گویی باز هم خوابی در حال پیوستن به واقعیت بود. گویی جرقهای در حال شعلهور ساختن خرمن اندیشهای عظیم بود. روزی از روزهای سال 1356، داماد علامه جعفری با احساسی عمیق و هیجانی غیرقابل توصیف از اصفهان به دیدارش آمد. سفر او تنها برای زیارت استاد نبود. میخواست او را از خوابی كه مثل روز روشن، برایش اتفاق افتاده بود، آگاه سازد.
فرمودندبه جعفری سلام مرا برسانید و بگویید ما كه به این عالم آمدهایم دستمان از كار بسته است. شما كه در آن دنیا هستید میتوانید درباره علیبن ابیطالب(ع) كاری را شروع كنید. شما میتوانید ... شروع كنید ...

علامه جعفری با آرامش روحی و معنوی همیشگی خود آماده شنیدن بود. آقای مصاحب با احساسی شورانگیز سخن میگفت: «دیشب خواب مرحوم علامه امینی صاحب الغدیر را دیدم. به من فرمودند: شما محمدتقی جعفری را میشناسید؟ گفتم: بله. گفت: نامهای هست كه باید به ایشان بدهید.
پاكت را گرفتم و گفتم اجازه میدهید ببینم چه نوشته است؟ اجازه داد. باز كردم. خیلی جنبه معنوی داشت. در خواب بسیار گریه كردم. الان جملات نامه یادم نیست. ایشان به من فرمودندبه جعفری سلام مرا برسانید و بگویید ما كه به این عالم آمدهایم دستمان از كار بسته است. شما كه در آن دنیا هستید میتوانید درباره علیبن ابیطالب(ع) كاری را شروع كنید. شما میتوانید ... شروع كنید ... .»
علامه جعفری رو به درگاه خداوند كرد و گفت: «خدایا! این ولی اعظم توست. به ما محبت فرما كه همت كنیم و بتوانیم در این كار بزرگ شرمنده نشویم.»و چنین بود كه ترجمه و تفسیر نهجالبلاغه آغاز شد. نه یك جلد، نه دو جلد، نه ده جلد ... از آن پس، همهی دل مشغولی علامه محمدتقی جعفری صرف این ترجمه و تفسیر شد.
علامه جعفری و زیباترین دختر دنیا

از علامه جعفری می پرسند چی شد كه به این كمالات رسیدی ؟!
ایشان در جواب خاطره ای از دوران طلبگی تعریف میكنن و اظهار میكنند كه هر چه دارند از كراماتی ست كه بدنبال این امتحان الهی نصیبشان شده :
«ما در نجف در مدرسه صدر اقامت داشتیم . خیلی مقید بودیم که ، در جشن ها و ایام سرور ، مجالس جشن بگیریم ، و ایام سوگواری را هم ، سوگواری می گرفتیم ، یک شبی مصادف شده بود با ولادت حضرت فاطمه زهرا (س) اول شب نماز مغرب و عشا می خواندیم و یک شربتی می خوردیم آنگاه با فکاهیاتی مجلس جشن و سرور ترتیب می دادیم . یک آقایی بود به نام آقا شیخ حیدر علی اصفهانی ، که نجف آبادی بود ، معدن ذوق بود . او که ، می آمد من به الکفایه ، قطعا به وجود می آمد جلسه دست او قرار می گرفت .
آن ایام مصادف شده بود با ایام قلب الاسد (10 الی 21 مرداد ) که ما خرما پزان می گوییم نجف با 25 و یا 35 درجه خیلی گرم می شد . آنسال در اطراف نجف باتلاقی درست شده بود و پشه های بوجود آمده بود که ، عربهای بومی را اذیت می کرد ما ایرانیها هم که ، اصلا خواب و استراحت نداشتیم . آنسال آنقدر گرما زیاد بود که ، اصلا قابل تحمل نبود نکته سوم اینکه حجره من رو به شرق بود . تقریبا هم مخروبه بود . من فروردین را در آنجا بطور طبیعی مطالعه می کردم و می خوابیدم . اردیبهشت هم مقداری قابل تحمل بود ولی دیگر از خرداد امکان استفاده از حجره نبود . گرما واقعا کشنده بود ، وقتی می خواستم بروم از حجره کتاب بردارم مثل این بود که وردست نان را از داخل تنور بر می دارم ، در اقل وقت و سریع !
با این تعاریف این جشن افتاده بود به این موقع ، در بغداد و بصره و نجف ، گرما ، تلفات هم گرفته بود ، ما بعد از شب نشستیم ، شربت هم درست شد ، آقا شیخ حیدر علی اصفهانی که ، کتابی هم نوشته بنام « شناسنامه خر » آمد. مدیر مدرسه مان ، مرحوم آقا سید اسماعیل اصفهانی هم آنجا بود ، به آقا شیخ علی گفت : آقا شب نمی گذره ، حرفی داری بگو ، ایشان یک تکه کاغذ روزنامه در آورد . عکس یک دختر بود که ، زیرش نوشته بود « اجمل بنات عصرها » « زیباترین دختر روزگار » گفت : آقایان من درباره این عکس از شما سوالی می کنم . اگر شما را مخیر کنند بین اینکه با این دختر بطور مشروع و قانونی ازدواج کنید – از همان اولین لحظه ملاقات عقد جاری شود و حتی یک لحظه هم خلاف شرع نباشد – و هزار سال هم زندگی کنید . با کمال خوشرویی و بدون غصه ، یا اینکه جمال علی (ع) را مستحبا زیارت و ملاقات کنید . کدام را انتخاب می کنید . سوال خیلی حساب شده بود . طرف دختر حلال بود و زیارت علی (ع) هم مستحبی .
گفت آقایان واقعیت را بگویید . جا نماز آب نکشید ، عجله نکنید ، درست جواب دهید. اول کاغذ را مدیر مدرسه گرفت و نگاه کرد و خطاب به پسرش که در کنارش نشسته بود با لهجه اصفهانی گفت : سید محمد! ما یک چیزی بگوئیم نری به مادرت بگوئی ها؟

معلوم شد نظر آقا چیست؟ شاگرد اول ما نمره اش را گرفت! همه زدند زیر خنده. کاغذ را به دومی دادند. نگاهی به عکس کرد و گفت: آقا شیخ علی، اختیار داری، وقتی آقا (مدیر مدرسه) اینطور فرمودند مگر ما قدرت داریم که خلافش را بگوئیم. آقا فرمودند دیگه! خوب در هر تکه خنده راه می افتاد. نفر سوم گفت : آقا شیخ حیدر این روایت از امام علی (ع) معروف است که فرموده اند « یا حارث حمدانی من یمت یرنی » (ای حارث حمدانی هر کی بمیرد مرا ملاقات می کند) پس ما انشاالله در موقعش جمال علی (ع) را ملاقات می کنیم! باز هم همه زدند زیر خنده، خوب ذوق بودند. واقعا سوال مشکلی بود. یکی از آقایان گفت : آقا شیخ حیدر گفتی زیارت آقا مستحبی است؟ گفتی آن هم شرعی صد در صد؟ آقا شیخ حیدر گفت : بلی گفت : والله چه عرض کنم (باز هم خنده حضار )
کاغذ را دادند دست من. دیدم که نمی توانم نگاه کنم، کاغذ را رد کردم به نفر بعدی، گفتم : من یک لحظه دیدار علی (ع) را به هزاران سال زناشویی با این زن نمی دهم
نفر پنجم من بودم. این کاغذ را دادند دست من. دیدم که نمی توانم نگاه کنم، کاغذ را رد کردم به نفر بعدی، گفتم : من یک لحظه دیدار علی (ع) را به هزاران سال زناشویی با این زن نمی دهم. یک وقت دیدم یک حالت خیلی عجیبی دست داد. تا آن وقت همچو حالتی ندیده بودم. شبیه به خواب و بیهوشی بلند شدم. اول شب قلب الاسد وارد حجره ام شدم، حالت غیر عادی، حجره رو به مشرق دیگر نفهمیدم، یکبار به حالتی دست یافتم. یک دفعه دیدم یک اتاق بزرگی است یک آقایی نشسته در صدر مجلس، تمام علامات و قیافه ای که شیعه و سنی درباره امام علی (ع) نوشته در این مرد موجود است. یک جوانی پیش من در سمت راستم نشسته بود. پرسیدم این آقا کیست؟ گفت : این آقا خود علی (ع) است، من سیر او را نگاه کردم. آمدم بیرون، رفتم همان جلسه، کاغذ رسیده دست نفر نهم یا دهم، رنگم پریده بود. نمی دانم شاید مرحوم شمس آبادی بود خطاب به من گفت : آقا شیخ محمد تقی شما کجا رفتید و آمدید؟ نمی خواستم ماجرا را بگویم، اگر بگم عیششون بهم می خوره، اصرار کردند و من بالاخره قضیه را گفتم و ماجرا را شرح دادم، خیلی منقلب شدند. خدا رحمت کند آقا سید اسماعیل ( مدیر ) را خطاب به آقا شیخ حیدر گفت : آقا دیگر از این شوخی ها نکن، ما را بد آزمایش کردی. این از خاطرات بزرگ زندگی من است».
سفارش علامه طباطبایی به حاجیها
آیت الله جوادى آملى ، که توفیق شاگردی حضرت علامه را داشتند از آن سالها میگوید: یادم هست سال 1350 بود که مىخواستم به مكه مشرف شوم ، مصادف با زمستان بود. آن روز هم هوا سرد بود و برف مىبارید، رفتم براى عرض سلام و تودیع و خداحافظى، در زدم؛ علامه تشریف آوردند دم در؛ عرض كردم، عازم بیت الله الحرام هستم، براى عرض سلام و خداحافظى آمدهام و افزودم، نصیحتى بفرمایید كه به كارم بیاید، توشهام باشد در این سفر. این آیه ى مباركه را براى نصیحت به عنوان زاد راه قرائت كردند:
خداى سبحان مى فرماید:
فاذكُرونى اَذكُركُم ؛ به یاد من باشید تا من به یاد شما باشم!
و ادامه دادند و فرمودند: به یاد خدا باش تا خدا به یادت باشد، اگر خدا به یاد انسان بود، از جهل رهایى مى یابد و اگر در كارى مانده است ، خداوند نمى گذارد عاجز شود و اگر در مشكل اخلاقى گیر كرد، خدایى كه داراى اسماء حسنى است و متصف به صفات عالیه ، البته به یاد انسان خواهد بود!
یادها و یادگارها، ص 93
حسین عسگری - گروه دین و اندیشه
توصیههایی از مرحوم آیة الله میرزا حسنعلی مروارید(ره)
زیادی تسبیح و تکبیر برای چیست؟
«چون انسان موجودی طبیعی و وابسته به زمان و مكان است، همواره میخواهد خدا را با خود و دیگران مقایسه كند و صفات مخلوقات را بر او جاری كند. برای بیرون آوردن انسان از این اشتباه، اینقدر در نماز، تسبیح و تكبیر وارد شده تا به انسان یادآور شود كه خداوند، بزرگتر از این است كه دارای اوصاف مخلوقات خود باشد.»(1)
آدرس دادن خاص مومنان است
«در تفسیر عبارت "الذی خلقنی فهو یهدین" میفرمودند: هدایت دو معنا دارد، یكی "ارائهی طریق" و دوم "ایصال الی المطلوب". ارائهی طریق به این نحو است كه مثلا اگر شما به كسی گفتید خانهی فلانی كجاست، میگوید از فلان كوچه برو، سمت چپ، پلاك چند. اما "ایصال الی المطلوب" این است كه دست شما را بگیرد و تا در خانه، شما را برساند. هر دو نوع هدایت از افعال پروردگار است؛ اما ایصال الی المطلوب، مخصوص مومنان و اهل تقواست. پس اگر كسی میخواهد كه دستش را بگیرند تا به مقصد برسد، باید تقوا پیشه كند.»(2)
لباس نمازگزار
همواره تاكید داشتند كه موقع نماز، لباس نمازگزار مرتب باشد. میفرمودند: «متوجه باشید كه با خدا میخواهید صحبت كنید.»(3)
در توبه کردن عجله کنید!
در مورد توبه میفرمودند: «هر گاه مرتكب گناهی شدید، در توبه عجله كنید. چون اگر توبه نكردید، اثر گناه در روح شما باقی میماند و برای دفعات بعد، خودداری از گناه مشكلتر خواهد شد.»(4)
نشان دادن مقام اهل بیت(علیهمالسلام)
ایشان میفرمودند: «روز قیامت خداوند میتواند جزای هر كس را خصوصی به او بدهد. اما این كه همه را یك جا جمع میكند، برای این است كه مقام اهل بیت را به همه نشان دهد.»(5)
خیرخواه مردم باشید
مرحوم آیة الله میرزا جواد آقا تهرانی(ره) میفرمود:
پیوسته برای رضای خداوند متعال خیرخواه مردم باشید. از رسول اكرم نقل است كه فرمود: «ان اعظم الناس منزلة عندالله یوم القیامة، امشاهم فی ارضه بالنصیحة لخلقه»؛ در روز قیامت با منزلتترین مردم نزد خداوند، كسی است كه در راه خیرخواهی برای خلق خدا، او كوشاترین آنان باشد و بیش از دیگران گام بردارد.
و از امام صادق(علیهالسلام) نقل است كه فرمود: «علیك بالنصح لله فی خلقه، قلن تلقاه بعمل افضل منه»؛ بر تو باد كه برای خدا خیرخواه خلق خدا باشی، زیرا هرگز خداوند را با عملی بهتر از آن دیدار نخواهی كرد.»(6)
--------------------------------------------------------------------------------
پینوشتها:
1- محمد الهی خراسانی: 1384، مروارید علم و عمل، درنگی در زندگی و آموزههای عالم ربانی آیة الله میرزا حسنعلی مروارید، مشهد (چاپ یكم)، بنیاد پژوهشهای اسلامی، ص 79.
2- همان، صص 77 ـ 78.
3- همان، ص 81.
4- همان، ص 82.
5- همان، ص 79.
6- همان منبع، ص 88.
گروه دین و اندیشه تبیان، هدهدی .
وَ اللاَّتِی تَخَافُونَ نُشُوزَهُنَّ فَعِظُوهُنَّ وَ اهجُرُوهُنَّ فِی المَضَاجِعِ وَ اضرِبُوهُنَّ فَاِن أَطَعنَكُم فَلاَ تَبغُوا عَلَیهِنَّ سَبِیلا ( نساء/ 34(
"و زنانی كه از نافرمانی آنان می ترسید، به آنان پند بدهید و [اگر پند اثری نكرد]، در رختخواب ها از آنان جدا شوید. [اگر اثری نكرد]، آنان را [با ضرب كاملا خفیف ]هشدار بدهید. اگر از شما اطاعت كردند، راه دیگری برای آنان انتخاب ننمایید."
علمای اسلام در تفسیر آیه یاد شده، که به آیه" نشوز" شهرت دارد، دیدگاههای گوناگونی مطرح کرده اند. در این میان، دیدگاه حکیم متاله، علامه فقید، محمد تقی جعفری(ره)، دقیق و قابل تامل است. وی می نویسد:
«نافرمانی زن از وظایف مقرره، چند صورت دارد:
1- نافرمانی در روابط جنسی ناشی از اختلالات جسمی در زن.
حكم این وضعیت زن، رجوع به پزشك مربوط است و بس.
2- انتقام جویی و شكست دادن شخصیت مرد در هنگام برقرار شدن رابطه جنسی.
این نشوز و نافرمانی بر دو قسم است:
الف- قابل تعدیل و اصلاح شخصی.
یعنی مرد می تواند با تفاهم عاطفی و منطقی، پند و اندرز وجدانی موقت در رختخواب و هشدار با ضرب بسیار خفیفی كه موجب كم ترین مشقت برای زن نباشد، نافرمانی زن را منتفی بسازد و صلح و صفا را میان خود و همسرش برقرار نماید.
مقصود از زدن چیست؟ مقصود، زدن بسیار خفیف است، مانند زدن با مسواك. این زدن در روایتی از امام باقر)ع) وارد شده است - مجمع البیان در تفسیر سوره نساء/34. - و همه فقها به همین مقدار فتوا داده و هیچ فقیهی زدن موذی و خسارت بار را تجویز نكرده است. پس در حقیقت این كار یك زدن نیست، بلكه هشدار دادن به زن برای عمل به وظیفه اش می باشد. علت این زدن چیست؟ علت این زدن مصلحت طرفین است، نه برای اشباع حس انتقام جویی و دل خنك كردن، بلكه چنان كه از فقیه بزرگ شهید ثانی نقل شده است: زدن زن به قصد اشباع حس انتقام جویی و خودخواهی و دل خنك كردن كه هیچ صلاحی برای طرفین ندارد، حرام است.
اگر زدن خسارت جسمانی و یا روانی برای زن داشته باشد، مرد مرتكب جرم شده است. به همین جهت است كه فقها با تمام صراحت گفته اند: "مادامی كه این زدن موجب خونین شدن عضو و مشقت برای زن نباشد." - جواهر الكلام، ج 31 ص 207.
مقصود از زدن چیست؟ مقصود، زدن بسیار خفیف است، مانند زدن با مسواك
ب- غیر قابل اصلاح و تعدیل شخصی.
در این قسم، مرد بدون این كه بتواند به زور توسل جوید، باید به حاكم رجوع نماید. حاكم با تشخیص وضع روانی طرفین و مصالح تشكل خانوادگی، حكم مقتضی را صادر می كند. ممكن است این حاكم، چاره جویی های منطقی و شایسته ای را پیشنهاد نماید كه به هر حال هر دو طرف باید در عمل به حكم حاكم ملتزم شوند. دلیل این مسأله این است كه راه های سه گانه ای كه در آیه مورد بحث آمده، فقط و فقط در صورتی است كه به مصلحت طرفین بوده باشد، و در یك جریان شخصی فورآ به حاكم مراجعه نكنند، بلكه با تحریك عواطف و ارشادهای ممكن و هشدارهای ملایم كه از تفسیر "واضربوهن" در روایات و فتاوای فقهاء برمی آید، چاره جویی نمایند.
ج- نافرمانی و تمرد زن از وظایف قانونی.
در این صورت نیز اگر مرد و زن بتوانند با تفاهم شخصی و از بین بردن عوامل نافرمانی به وسیله عواطف و منطق اصلاح كننده، نشوز و نافرمانی زن را منتفی نمایند، مطابق دلایل وجوب ارشاد و نهی از منكر و امر به معروف، با همین تفاهم عمل می كنند.»
برگرفته از پایگاه علامه جعفری
ابن سینا: عارف به موسیقی نیاز دارد!

شاید شما هم از آن دسته باشید که موسیقی گوش میدهند و میگویند ای بابا ما نفهمیدیم موسیقی کجاش اشکال داره، کجاش نه!
گذشته از بحث فقهی در این موضوع، از آنجایی که تاثیر موسیقی بر روح و جان آدمی انکار ناپذیر است، امروز از این زاویه به آن خواهیم نگریست که از نظر اخلاقی و عرفانی، چه نغمهای روح پرور بوده و کدام طنین واقعا دل نواز است؟
جرعه ای که اکنون به آستان شما پیشکش است، شرابی است از کلام استاد فرزانه، حضرت آیت الله جوادی آملی.
... از استاد میپرسم: به نظر شما، موسیقیهای متداول چه تاثیری بر روان آدمی میگذارد؟
و ایشان چنین مینوازند که: ...ابن سینا رحمهالله در نَمَط (فصل) نُهم کتاب «اشارات و تنبیهات» مینویسد: گاهی عارف به «نغمه رخم»، یعنی آهنگ ملایم نیاز دارد تا او را متّعظ کند.1 در درس مرحوم الهی قمشهای قدسسره، وقتی به این قسمت از شرح اشارات رسیدیم (سه نفر در آن درس حاضر بودیم)، پس از درس، از استاد اجازه گرفتیم تا جناب آقای ربّانی خراسانی رحمهالله که از علمای بزرگ تهران بود (یکی از آن سه نفر)، هر شب پس از درس، یکی از غزلهای استاد را برای ما بخوانند که ایشان هم اجازه دادند.
گاه مناجات یک جوان را اداره میکند. گاه نیز یک غزل یا قصیده، کمبودهای درونی او را ترمیم میکند؛ اما لذت غزل هرگز در ترانه یافت نمیشود. ترانه لذتی کاذب ایجاد میکند؛ اما غزل شهدی است که لذت صادق را به همراه دارد و تا پایان عمر با انسان همراه است. غزلهای حافظ و سعدی چنین است.
به هر حال، اگر کسی خود را با ترانه سرگرم کند، در سنین بالاتر، خود متوجه میشود که با ذائقه او هماهنگ نیست، در حالی که انسان با مناجات و غزل انس دیگری دارد. غزل حافظ همیشه میماند و هرچه سن بالاتر برود، انسان با آن بیشتر مأنوس میشود.
همه میدانیم که آهنگهای طربانگیز خوی حیوانی را در ما زنده میکند. آهنگهایی که فرشته منشی را در آدم احیا میکند، به انسان سبکباری میدهد و بشر را از شهوت و غضب دور میکند نیز میشناسیم. به آهنگهای مشکوک گوش نمیدهیم.
از این نظر موسیقی بر سه قسم است:
1- موسیقیهایی که حالتی روحانی در انسان ایجاد میکند که اشکال ندارد.
2- موسیقیهایی که به مجالس لهو و لعب اختصاص دارد و شهوت را تحریک میکند که این دسته نامشروع است.
3- دستهای از موسیقیها هم مشکوک است، پس با داشتن راه صحیح، دیگر به دنبال مشکوک نمیرویم.
خواندن غزلها و مناجاتها با صدای خوب، خصیصه ما ایرانیان است. ما ایرانیان به آواز بیش از نواختن علاقه داریم که بسیار خوب است و بیش از آن هم نیاز نیست.
در فرهنگ شیعی ما، مستحب است کسی که اذان میگوید، «صیّت»، یعنی خوش صوت باش2 تا نیاز قوه سامعه تامین شود. اشعار خوبی وجود دارد که اگر با صدای خوش خوانده شود، این نیاز انسان را تأمین میکند.
از طرفی، اشعاری که در اثر پیمودن این راه فرا گرفته، همه عمر برای او میماند و هر چه سن بالاتر میرود، بهره او از این اشعار بیشتر میشود.
حسین عسگری - گروه دین و اندیشه - تبیان
پاسخ استاد از کتاب نسیم اندیشه، ص 113
دانلود روضه ونوحه ودعا ویژه شهادت حضرت علی علیه السلام
۱دانلود دعای جوشن کبیر-ومراسم احیا شب 21 رمضان۲دانلود مداحی و نوحه ویژه شهادت حضرت علی علیه السلام ازحاج قانع ۳دانلود مداحی محمد حسین حدادیان۴دانلود مداحی ویژه شهادت حضرت علی از روح الله بهمنی۵دانلود مداحی و نوحه ویژه شهادت حضرت علی علیه السلام ازحاج عبدالرضا هلالی ۶دانلود مداحی و نوحه ویژه شهادت حضرت علی علیه السلام ازحاج ابوالفضل بختیاری ۷دانلود مداحی و نوحه ویژه شهادت حضرت علی علیه السلام ازحاج حسن خلج ۸دانلود مداحی و نوحه ویژه شهادت حضرت علی علیه السلام ازحاج حسین سیب سرخی۹دانلود مداحی و نوحه ویژه شهادت حضرت علی علیه السلام ازحاج احمد نیكبختیان۱۰دانلود مداحی و نوحه ویژه شهادت حضرت علی علیه السلام ازحاج محمود كریمی۱۱دانلود مداحی و نوحه ویژه شهادت حضرت علی علیه السلام ازحاج محمد طاهری۱۲دانلود روضه ویژه شهادت حضرت علی علیه السلام ازحاج ابوالفضل بختیاری۱۳دانلود روضه ویژه شهادت حضرت علی علیه السلام از حاج حسن خلج۱۴دانلود روضه ویژه شهادت حضرت علی علیه السلام از حاج محمود كریمی۱۵دانلود روضه ویژه شهادت حضرت علی علیه السلام از حاج محمد طاهری۱۶دانلود روضه ویژه شهادت حضرت علی علیه السلام از حاج سعید حدادیان۱۷دانلود روضه ویژه شهادت حضرت علی علیه السلام از حاج منصور ارضی۱۸دانلود سخنرانی ویژه شهادت حضرت علی علیه السلام از استاد انصاریان آیة الله مظاهری
ویژه نامه شهادت حضرت علی علیه السلام وشب های قدر
بسم الله القاصم الجبارین
گویند علی (ع) را که خدا بود ، نبود
گویند که از خدا جدا بود ، نبود
من در عجبم میان این بود و نبود
این بود چه بودی است که هم بود و نبود !!!!!

۱-دانلود مداحی به مناسبت شهادت حضرت علی و شبهای قدر۲دانلود مداحی به مناسبت شهادت حضرت علی و شب های قدر۳دانلود مداحی به مناسبت شهادت حضرت علی از حاج محمود کریمی۴دانلود مداحی به مناسبت شهادت حضرت علی و شبهای قدر واحیا۵مثلث توطئه۶مردی برای تمام عصار۷روزگار میشود۸علی نادره گیتی۹ابر رحمت در مصیبت علی علیه السلام۱۰علی و شب۱۱ناله کن ای دل به عزای علی۱۲راز شب۱۳باید ها و نباید های کارگزان از دیگاه حضرت علی علیه السلام۱۴حقوق از منظر امام علی۱۵تحیر بشریت در برابر علی علیه السلام۱۶وعلی علیه السلام ایگونه عدالت را بر پا کرد۱۷آشکار شدن قبر مخفی علی علیه السلام۱۸آخرین لحظات عمر مولا علی علیه السلام۱۹آیات نازله در وصف حضرت علی علیه السلام1۲۰آیات نازله در وصف حضرت علی علیه السلام2-۲۱آیات نازله در وصف حضرت علی علیه السلام3-۲۲آیات نازله در وصف حضرت علی علیه السلام4-۲۳ایات نازله در وصف حضرت علی علیه السلام5-۲۴ایات نازله در وصف حضرت علی علیه السلام5۲۵ایه مودت-۲۶ایه تطهیر-۲۷آیه مباهله-۲۸ایه اطاعت-۲۹ایه ولایت۳۰عیادت اصبغ بن نباته از حضرت علی علیه السلام-۳۱وصایای امیر المومنین به امام حسن مجتبی ع ۳۲نحوه برخورد علی با قاتلش ۳۳خوراک و پوشاک حضرت علی ۳۴فصاحت وبلاغت حضرت علی علیه السلام۳۵عواطف حضرت علی علیه السلام۳۶شجاعت وقداست حضرت علی ۳۷عدالت و حقیقت خواهی حضرت علی۳۸شخصیت حضرت علی ۳۹شجاعت وایثار حضرت علی۴۰صبر وحلم حضرت علی۴۱علم وحکت حضرت علی۴۲ایمان وعبادت حضرت علی۴۳غوغای سقیفه۴۴اوضاع حضرت علی بعد رحلت پیامبر۴۵انتخاب حضرت علی برای خلافت۴۶امیر المومنین در یک نگاه۴۷تربیت اولیه حضرت علی۴۸حضرت علی درکنار رسول خدا۴۹واقعه ای درشب نوزدهم در مسجد کوفه۵۰سجاده گشته رنگین۵۱راز محبوبیت حضرت علی۵۲حقوق مردم در کلام حضرت علی علیه السلام۵۳هان ای زمینیان با علی چه کردید۵۴دانلودنوحه شهادت حضرت علی سیب سرخی هلالی کریمی

ویژه نامه ولادت امام حسن مجتبی علیه السلام با بیش از ۱۰۰ عنوان مطلب
هوالمحبوب

تقدیم به کریم ترین ارباب دو عالم
در این شبها که به اسمان مینگریم گویی بغضی کهنه در گلوی مهتاب تو را فریاد میزند تویی که در وانفسای این دنیا از همه غریبتر بوده ای. تویی که با سکوتت عشق را به اتش کشیدی وخاک را تا به ابد با غربت اغشته نمودی . در تنهاییت خدای را به دیدگان نمناکمان به تماشا کشاندی.و در یادمان اینگونه نگاشتی :
هر که عاشقتر، دلش آشفته تر
چه فقیرانه نگاهم به جاده دوخته شده است که مبادا روز ی از مقابل دیدگانم بگذری و من از دیدارت جا بمانم .
.شب را به امید رویایت میگذرانم و روز را به امید شنیدن صدایت .چه حقیقت تلخ و شیرینی است .چه ظلمت و روشنایی وجودم را تسخیر نموده است
اگرمعبود تنهایی بر نمیگزید بی شک تو را معبود دل خویش میدانستم و از قربانی چشم و دل در راهت دریغ نمیکردم
دوست دارم آنی شوم که خریدارم شوی که حتی اگر روزی قدمهایم به چمن جنت رسید باز هم غلام روسیاه تو باشم
دلم سر سپرده ات شد .تقصیر من نیست که این چنین عاشقانه فریادت میزنم که باید دامن خدای را بگیری که چرا شیدایی را در چشمان تو خلاصه نمود
برای تمام تنهایی حریم پاکت دلم میسوزد . هر گاه که تن سپردم به گوش دادن تمام زمزمه های دل خسته ام ،نامی به جز حسن بن علی نشنیدم .نامی که هرگز نتوانستم نامی در کنار ان بگنجانم .
بی گمان که خاک تن من جز با غبار بقیع اغشته نشده و دربدو تولدم بی شک به جای اذان، روضه تو را در گوشم خوانده اند که اینگونه خود را شیدای تو میبینم .
مرا چه باکی است از اتش دوزخ که چون در میان هاله های ان مرا رها کردند باز من دامن کریم تو را رها نخواهم کرد .هنگامی که برای گرفتن دستان گنهکارم قدمهایت را برداری اتش چه شرمگین خواهد شد از زبانه کشیدن، و ابراهیم بیاید و ببیند که کدامین گلستان زیباتر است؟.
زندگی چیزی جز عشق تو را به من نشان نداد و دل بهانه ای جز دیدارت در همه عمر نگرفت
بگذار که با دیدنت دلم برای همیشه خراب شود. مرا به آبادی دل چه سود و چه نیاز؟ که در این دنیا هر دلی خراباتی شد گویا ابدی جاویدان شد.
من اسارت دلم را به هیچ آزادی نفروشم که زندانبانی چون حسن بن علی جرعه ای جز می به من ارزانی نمیدارد

میلاد باسعادت سبط اکبر پور حیدر فرزند زهرای اطهر کریم اهل بیت امام حسن مجتبی علیه السلام راخدمت اقا امام زمان عج وتمامی شیعیان ومحبین اون حضرت تبریک وتهنیت عرض میکنم

ویژه نامه ولادت امام حسن مجتبی علیه السلام با بیش از ۱۰۰ عنوان مطلب
دانلود مولودی ویژه میلاد امام حسن مجتبی از سیدمجید بنی فاطمه 2دانلود مولودی ویژه میلاد امام حسن مجتبی از حاج محمود كریمی 3دانلود مولودی ویژه میلاد امام حسن مجتبی از محمدرضا طاهری 4اسكرین سرور ویژه میلاد امام حسن مجتبی ع 5تصاویری ویژه میلاد امام حسن مجتبی ع 6سخنرانی حجةالاسلام انجوی نژاد ویژه میلاد امام حسن مجتبی ع 7گزارش از قرآن خطی منسوب به امام حسن مجتبی (ع) 8سایه طوبی 9ولادت امام حسن مجتبی 10انتظارات امام حسن مجتبی(علیهالسلام) از شیعیان 11خصوصیات همنشین نیک از منظر امام حسن مجتبی 12 امام حسن محبوب پیامبر 13بهترین زندگی ۱۴صبر در سیره امام حسن مجتبی علیه السلام ۱۵واژه های رنگ باخته ۱۶روایت شجاعت .کیاست امام حسن مجتبی ۱۷ پرتوی از زندگانی امام حسن مجتبی ۱۸میلاد نخستین میوه نبوت ۱۹هدیه الهی ۲۰تولد و اشنایی با همسر وفرزندان امام حسن مجتبی علیه السلام ۲۱ اخلاق امام حسن مجتبی ۲۲صلح امام حسن مجتبی ۲۳احادیثی از امام حسن مجتبی علیه السلام ۲۴اداب غذا خوردن از زبان امام حسن مجتبی ۲۵اظهار محبت های پیامبر نسبت به امام حسن مجتبی ۲۶عقیقه امام حسن مجتبی ۲۷القاب وکنیه امام حسن مجتبی علیه السلام ۲۸ سرور سبز پوش ۲۹اسیر محنت ۳۰ولایت حسن ۳۱دوای صبر ۳۲ چراغ دل افروز مجتبی ۳۳ ریحانه رسول خدا ۳۴امام حسن وپاسداری از ارزش ها ۳۵ صبر در سیره امام حسن مجتبی ۳۶ چرا امام حسن مجتبی علیه السلام صلح کرد ۳۷تربیت در سیره امام حسن مجتبی علیه السلام ۳۷ آیا امام حسن مجتبی علیه السلام مطلاق بود ۳۸ بررسی فعالیت های فرهنگی وسیاسی امام حسن مجتبی علیه السلام پیش از امامت ۳۹ صلح امام حسن مجتبی ضامن بقای اسلام ۴۰دانلود مولودی ویژه ولادت امام حسن مجتبی حاج محمود کریمی ۴۱ شخصیت علمی امام حسن مجتبی ۴۲ طرح وبگراند مذهبی ویژه میلاد امام حسن مجتبی ۴۳دانلود مولودی ولادت امام حسن مجتبی ۴۴احادیثی از امام حسن مجتبی ۴۵فرزند پیامبر ۴۶غذای بهشتی ۴۷ درخت خشک رطب داد ۴۸ احادیثی از امام حسن مجتبی3 ۴۹دانلود مولودی میلاد امام حسن ۵۰ دانلود مولودی ویژه میلاد کریم اهل بیت ۵۱دانلود مولودی ولادت امام حسن مجتبی ۵۲ سکوتی در میان دوفریاد ۵۳ سوره صبر ۵۴ رود زلال ۵۵ولادت نور ۵۶ سخنانی اموزنده از امام حسن مجتبی علیه السلام ۵۷ یاران امام حسن مجتبی علیه السلام ۵۸امام حسن علیه السلام وتدریس معارف الهی ۵۹ امام حسن علیه السلام ونقل حدیث از پیامبر ۶۰امام حسن علیه السلام از نگاه امام حسین علیه السلام ۶۱ امام حسن علیه السلام در مسند قضاوت ۶۲ امام حسن وپاسخ به سوالات مرد شامی ۶۳ امام حسن علیه السلام در نگاه امیر المومنین ۶۴ امام حسن و گواه رسالت نبوی ۶۵ امام حسن علیه السلام مصلح بزرگ ۶۶ابعاد شخصیتی امام مجتبی ۶۷ کلام حق از زبان کودک ۶۸امام حسن علیه السلام و غبر از غیب ۶۹ ذکر مطاعن اطافیان معاویه و رسوایی انها ۷۰بر شماری فضائل علی وخودش ۷۱ اهانت های معاویه واطرافیانش به امام مجتبی ۷۲ سنت اجتماع در میان ائمه ۷۳اشعاری از امام حسن مجتبی علیه السلام ۷۴ مقابله امام مجتبی علیه السلام با توطئه های معاویه ۷۵ اقدامات امام مجتبی پس از بیعت مردم ۷۶فرزندان امام حسن مجتبی علیه السلام ۷۷ بیعت کوفیان با امام حسن مجتبی ۷۸عبادت امام حسن ۷۹ زهد امام حسن مجتبی علیه السلام ۸۰استجابت نفرین امام حسن مجتبی در باره زیاد بن ابیه ۸۱ اولین سخنرانی امام حسن مجتبی علیه السلام پس از شهادت پدر ۸۲علم امام حسن ۸۳ زیارت نامه امام حسن مجتبی علیه السلام ۸۴امام حسن و تربیت شاگردان ۸۵ امام حسن وسخنرانی در محضر پدر ۸۶ مناظرات کوبنده امام حسن با بنی امیه۸۷بخشش بی نظیر امام حسن مجتبی ۸۸ خاندان علم وفضیلت ۸۹نکته اموزنده از زندگی امام حسن ۹۰مولود رمضان ۹۱ زلال سخاوت ۹۲چه کسی همانند این جوانمردان است ۹۳ دونمونه از بزرگواری های امام حسن مجتبی علیه السلام۹۴ دفع دشمنی خطرناک ۹۵ شاخه گل پر برکت ۹۶نامه پر برکت ۹۷کرم از کجا تا کجا۹۸نمی از دریای وجود وکرم امام حسن مجتبی علیه السلام ۹۹سخنان حکمت بار امام حسن مجتبی ۱۰۰پرتویی از بلاغت امام حسن مجتبی علیه السلام
مجموعه کاملی از مناجات سخنرانی ادعیه و نرم افزار موبایل ویژه ماه مبارک رمضان
امام حسن مجتبی علیه السلام
خداوندماه رمضان را میدان مسابقه برای آفریدگان خود قرار داده تا با طاعتش برای خشنودی او از یکدیگر پیشی گیرند./.
مناجات حاج منصور ارضی در ماه مبارک رمضان
امجموعه کامل نرم افزارهای اسلامی ویژه گوشی های جاوادار
اسكرین سرور ویژه ماه مبارك رمضان
تصاویر ویژه ویژه ماه مبارك رمضان
تصاویر ویژه متحرك ویژه ماه مبارك رمضان
روایاتی در باب گناه و بندگی - طاهری سال 86
روایت امید به رحمت به خدا و گناه و بندگی حاج سعید حدادیان
دانلود مناجات ویژه ماه مبارك رمضان از حاج محمد طاهری
دانلود مناجات ویژه ماه مبارك رمضان از حاج سعید حدادیان
دانلود مناجات ویژه ماه مبارك رمضان از حاج منصور ارضی
شرح ادعیه روزهای ماه رمضان آیة الله مجتهدی
سخنرانی استاد رضا الهی - تفسیر سوره زلزال86
سخنرانی استاد رضا الهی - محتوای قرآن كریم - دهه دوم ماه رمضان سال 86
سخنرانی ایت الله مجتهدی در باب ماه مبارک رمضان
یا حق کریم اهل بیت پشت وپناه تون

|
قال على(علیهالسلام): «ما اَطالَ اَحَدٌ الاَْمَلَ اِلاّ نَسِىَ الاَْجَلَ و اَساءَ الْعَمَلَ»؛ هیچ انسانى آرزوهاى خود را طولانى نمىكند، مگر این كه مرگ را فراموش مىكند و اعمال او بد مىشود!(1) |
آرى آرزوهاى دور و دراز، انسان را گرفتار سوء رفتار و قبح اعمال مىكند. در زبان عرب دو لغت به معناى امید و آرزوست؛ یكى «رجاء» و دیگرى «أمَل» است، اولى بار مثبت دارد و منظور از آن، امید و آرزوى سازنده است، ولى «اَمَل» گاه بار منفى دارد و به معنى آرزوهاى غیرسازنده است. ظاهراً در فارسى «امید» معادل «رجاء» و «آرزو» معادل «امل» است. حضرت على(علیهالسلام) در این روایت پر معنا به یكى از جنبههاى منفى «أمل» مىپردازد و تأثیر سوء آن را در اعمال انسان گوشزد مىنماید.
بخاطر آرامش تریاک نکشید!

روشهای کاذب کسب آرامش و راحتی 11
اشاره:
از آنجا که کسب آرامش و راحتی برای بشر، هدفی بسیار مهم و جدی به شمار میرود، لذا در طی قرن اخیر آدمی تلاشهای فراوانی کرده و روشهای گوناگونی را برای مقابله با بیماریهای روحی و روانی و ناآرامیها و نگرانیهای خود به کار برده است. اما تعمق در آنها مشاهده واقعیتهای بیرونی و موجود در عرصه زندگی فردی و اجتماعی، به خوبی نشان میدهد که بشر موفق نبوده است.
امروزه بسیاری از مردم جهان، غالباً از روشهایی برای کسب آرامش و راحتی در زندگی استفاده میکنند که ناکار آمده بوده و آنها را به مقصود نمیرساند. این روشهای نادرست که ما از آنها به عنوان روشهای کاذب نام میبریم، بسیار فراوان و متنوع هستند.
طلوع خورشید محرم در ماه رجب

همواره می گوییم و می خوانیم ماه عزیز رجب ماه امام علی (علیه السلام )است،ماه امام موسی کاظم (علیه السلام) است،ماه امام محمد باقر (علیه السلام) و امام هادی (علیه السلام)است،اما امروز می گویم ماه رجب عطر و بوی کربلا می دهد ،حس شور و نینوا می دهد،با یاد امام حسین (علیه السلام) عقل سرخ را دچار عشق و احساس می کند.می دانی چرا ؟امام حسین (علیه السلام) در این ماه پرچم سرخ هیهات منا الذله رابپاداشت.
پس از آن كه معاویه بن ابی سفیان (نخستین خلیفه اموی) در نیمه رجب سال 60 قمری به هلاكت رسید و فرزندش یزید، به خلافت مسلمانان دست یافت، وی و درباریان اموی تلاش زیادی به عمل آورده تا از همه مردم بیعت گیرند. آنان، مشكل خاصی در گرفتن بیعت از اهالی شام، مصر، عراق و یمن نداشته و تنها دغدغه خاطرشان از حجاز، به ویژه از شهر مقدس مدینه بود. زیرا در این شهر بزرگانی چون عبدالله بن عباس، عبدالله بن جعفر، محمد بن حنیفه، عبدالله بن عمر و عبدالله بن زبیر زندگی می كردند، كه از جهات گوناگون بر یزید برتری و در رسیدن به مقام حكومت، بر او ترجیح داشتند.

جمهوری آفریقای جنوبی در جنوبی ترین نقطه قاره آفریقا قرار گرفته است. همسایه های این کشور در شمال شرقی موزامبیک، سوازیلند و زیمبابوه، در شمال بوتسوانا و در شمال غربی، جمهوری نامیبیا می باشند. مساحت این کشور 037/272/1 کیلومتر مربع است.
ساکنان اولیه آفریقای جنوبی سیاه پوستانی بودند که برای امرار معاش خویش به شکار و دام پروری می پرداختند. تا این که در نیمه نخست قرن پانزدهم، پرتغالی ها به ساحل غربی آفریقا رسیدند. از این تاریخ به بعد، ناوگان اروپاییان برای تجارت در آب های سرزمینی که هم اکنون آفریقای جنوبی نام دارد، رفت و آمد می کردند.

عبدمناف، مكنی به ابوطالب یكی از فرزندان عبدالمطلب بن هاشم است. عبدالمطلب از چند همسر، دارای ده فرزند پسر و شش دختر بود. مادر ابوطالب، زبیر و عبدالله (پدر رسول خدا"ص")، فاطمه دختر عمروبن عایذبن عمران بن مخزوم بود.
ابوطالب نیز به مانند پدر و نیاكان خود، از موحدان و پیروان دین حنیف ابراهیم(ع) و از هر گونه شرك و بت پرستی به دور بود.
ابوطالب و همسر مكرمه اش فاطمه بنت اسد برای پیامبر اكرم حضرت محمد(ص) تلاش های زیادی نمودند. زیرا حضرت
این بزرگ مرد و همسرش فاطمه بنت اسد، بیش از چهل سال، حضرت محمد(ص) را چون نگینی در میان گرفته و از او نگه داری كردند و جای پدر و مادر او را برایش پر كردند.
این بزرگ مرد و همسرش فاطمه بنت اسد، بیش از چهل سال، حضرت محمد(ص) را چون نگینی در میان گرفته و از او نگه داری كردند و جای پدر و مادر او را برایش پر كردند.

محمد(ص) كه از كودكی یتیم و از نعمت پدر و مادر محروم بود، در كفالت جدش عبدالمطلب زندگی می كرد و هشت سال از عمر شریفش نگذشته بود، كه جدش وفات یافت ولی عبدالمطلب به هنگام مرگ، كفالت حضرت محمد(ص) را به عهده فرزند دلسوز و مهربان خویش ابوطالب(ع) گذاشت و از او پیمان گرفت، كه از وی به نیكی نگه داری كند.
از آن پس، قیمومیت و كفالت حضرت محمد(ص) بر عهده عموی عزیزش ابوطالب(ع) قرار گرفت و این بزرگ مرد و همسرش فاطمه بنت اسد، بیش از چهل سال، حضرت محمد(ص) را چون نگینی در میان گرفته و از او نگه داری كردند و جای پدر و مادر او را برایش پر كردند.
پس از بعثت پیامبر(ص)، خانواده ابوطالب(ع) نخستین كسانی بودند كه به آن حضرت ایمان آورده و از او دفاع كردند.
خطبه های نور

جمعه گذشته (29/3/1388) شاهد خطبههای نماز جمعه به امامت حضرت آیت الله خامنهای بودیم. برای بسیاری از مردم بویژه مومنان این تشویش درون سینه ها و این اندیشه در سرها جاری بود که رهبر معظم انقلاب با توجه به اتفاقات اخیر یک ماه گذشته چه سخنانی بر زبان جاری خواهند ساخت، چگونه به داوری میان مسائل و افراد خواهند پرداخت و چگونه درباره جریانات و مطالباتشان حکم می کند.اکنون که خطبه های نورانی و آرام بخش از زلال زبان ایشان برجان تشنه کامان ولایت جاری شده و همگی بار دیگر به ساحل امن ایمان بار یافتند، این سوال بروز می کند که آیا سخنان ایشان با معیار های دینی هماهنگی دارد؟ تلاش ما در این نوشتار ارائه معیارهای قرآنی صدور حکم است.
اگر بخواهیم کیفیت صدورحکم توسط رهبر اسلامی را از زبان خداوند بشنویم باید به تحلیل آیات 44تا 50 سوره مائده بپردازیم.
1-جوانب گوناگون حکم خدا [آیات 44تا 47]
شایان توجه اینکه در این آیات افرادی که به آنچه خداوند نازل کرده "حکم" نکنند "کافر"،"ظالم" و"فاسق" گفته شده است. علت این تعابیر سه گانه را می توان به سه جنبه در هر حکم نسبت داد:
الف-هر حکمی به قانون گذار (خداوند) منتهی میشود.
ب-هر حکمی دارای مجری (حاکم و قاضی) است.
ج-محکوم یا کسانی که حکم درباره آنان اجرا میشود.
حال کسی که بر خلاف حکم خداوند داوری کند از یک سو قانون خدا را زیر پا گذاشته و کفر ورزیده است و ازسوی دیگر به بندگان خدا ظلم و ستم کرده و در نتیجه از مسئولیت الهی خویش خارج شده و فاسق گردیده است. زیرا فسق به معنای بیرون رفتن از مرز بندگی است
حاکم اسلامی کسی است که حق را به خوبی شناخته و در اجرای حکم اسلامی تحت تاثیر میل و رضایت و مصلحت دیگران قرار نمی گیرد
2-آیه 48: وَأَنزَلْنَا إِلَیْكَ الْكِتَابَ بِالْحَقِّ مُصَدِّقًا لِّمَا بَیْنَ یَدَیْهِ مِنَ الْكِتَابِ وَمُهَیْمِنًا عَلَیْهِ فَاحْكُم بَیْنَهُم بِمَا أَنزَلَ اللّهُ وَلاَ تَتَّبِعْ أَهْوَاءهُمْ عَمَّا جَاءكَ مِنَ الْحَقِّ لِكُلٍّ جَعَلْنَا مِنكُمْ شِرْعَةً وَمِنْهَاجًا وَلَوْ شَاء اللّهُ لَجَعَلَكُمْ أُمَّةً وَاحِدَةً وَلَـكِن لِّیَبْلُوَكُمْ فِی مَآ آتَاكُم فَاسْتَبِقُوا الخَیْرَاتِ إِلَى الله مَرْجِعُكُمْ جَمِیعًا فَیُنَبِّئُكُم بِمَا كُنتُمْ فِیهِ تَخْتَلِفُونَ
ما این كتاب [قرآن] را به حقّ به سوى تو فرو فرستادیم، در حالى كه تصدیقكننده كتابهاى پیشین و حاكم بر آنهاست. پس میان آنان بر وفق آنچه خدا نازل كرده حكم كن، و از هواهایشان [با دور شدن] از حقّى كه به سوى تو آمده، پیروى مكن. براى هر یك از شما [امّتها] شریعت و راه روشنى قرار دادهایم. و اگر خدا مىخواست شما را یك امّت قرار مىداد، ولى [خواست] تا شما را در آنچه به شما داده است بیازماید. پس در كارهاى نیك بر یكدیگر سبقت گیرید. بازگشت [همه] شما به سوى خداست آن گاه در باره آنچه در آن اختلاف مىكردید آگاهتان خواهد كرد.
الف-با توجه به آیه وظیفه حاکم اسلامی حکم کردن میان مردم بر اساس خواست خداست.
ب-در این راه حاکم اسلامی نباید برای رضایت، دلخوشی و مصلحت گروهی حق الهی را زیر پا بگذارد.
ج-وظیفه مومنان نیز پذیرش حکم الهی و سبقت گرفتن در خیرات و خوبیهاست زیرا بازگشت همه بسوی اوست که ازهر آنچه اختلاف داریم آگاه است.
3-آیه 49 :وَأَنِ احْكُم بَیْنَهُم بِمَآ أَنزَلَ اللّهُ وَلاَ تَتَّبِعْ أَهْوَاءهُمْ وَاحْذَرْهُمْ أَن یَفْتِنُوكَ عَن بَعْضِ مَا أَنزَلَ اللّهُ إِلَیْكَ فَإِن تَوَلَّوْاْ فَاعْلَمْ أَنَّمَا یُرِیدُ اللّهُ أَن یُصِیبَهُم بِبَعْضِ ذُنُوبِهِمْ وَإِنَّ كَثِیرًا مِّنَ النَّاسِ لَفَاسِقُونَ
و (تو را وحى كردیم به) اینكه در میان آنان طبق آنچه خدا نازل كرده داورى كن، و از هوسهاى آنها پیروى مكن و از آنان بر حذر باش كه مبادا تو را از برخى از آنچه خدا به سوى تو نازل نموده منحرف سازند. پس اگر (از داورى تو) روى گردانند بدان كه خدا اراده كرده آنها را به كیفر برخى از گناهانشان گرفتار نماید، و البته بسیارى از مردم فاسق و خارج از طاعت خدایند
این آیه نیز به نوعی تاکید و تکرار مفاد آیه پیشین می باشد.زیرا خداوند به پیامبر و (هر حاکم اسلا می )هشدار می دهد
که از خواسته های بیجا پیروی نکن چون تورااز وحی الهی دور می سازد.علاوه بر این خداوند بادرک سختی و صعوبت این کار به رسولش (حاکم اسلامی)دلگرمی میدهد که اگر مردم حک تورا نپذیرفتند محزون نباش زیرا این رویگردانی از حق نتیجه گناهانشان است که دامنگیرشان شده است.
ما این كتاب را به حقّ به سوى تو فرو فرستادیم، در حالى كه تصدیق كننده كتابهاى پیشین و حاكم بر آنهاست. پس میان آنان بر وفق آنچه خدا نازل كرده حكم كن
4-أَفَحُكْمَ الْجَاهِلِیَّةِ یَبْغُونَ وَمَنْ أَحْسَنُ مِنَ اللّهِ حُكْمًا لِّقَوْمٍ یُوقِنُونَ پس آیا داورى دوران جاهلیت را مىخواهند؟! و داورى چه كسى از داورى خدا بهتر است براى آنان كه یقین (به مبدأ و معاد) دارند؟
این آیه با لحنی توبیخ آمیز کسانیکه خواسته های نابجا از رهبر اسلامی دارند را با واژه جاهلان مدرن مورد خطاب قرار می دهد.شاید برای شما کاربران گرامی واژه "طلب جاهلانه " و "جاهلیت مدرن" و نسبت دادن آن به مردم سخنی سخت و دشوار باشد. اما معنای جاهلیت را از زبان امام صادق (علیه السلام) می شنویم:
حکم دو نوع است،حکم خدا و حکم جاهلیت. پس هر کسی حکم خدا را رها کند به حکم جاهلیت تن داده است.(1)
جمع بندی و نتیجه گیری: حاکم اسلامی کسی است که حق را به خوبی شناخته و در اجرای حکم اسلامی تحت تاثیر میل و رضایت و مصلحت دیگران قرار نمی گیرد.
ولی فقیه یعنی قرآن مجسم در متن جامعه، روز جمعه، ما تک تک آیات قرآن کریم را در قامت رهبر معظم خویش مشاهده کردیم. چه خوش گفتهاند انسان کامل جلوه تام قرآن است.
1- المیزان،ج5،ص364،374
گروه دین و اندیشه تبیان_رضا سلطانی

حضرت ابوالحسن علی بن محمد، معروف به امام هادی و امام علی النّقی(علیه السلام)، پیشوای دهم شیعیان، در نیمه ذی حجه سال 212 در روستای "صریا" از توابع مدینه منوره دیده به جهان گشود.
پدرش امام محمد بن علی، معروف به جوادالائمه و امام محمد تقی(علیه السلام)، پیشوای نهم شیعیان و مادرش سمانه مغربیه، معروف به "سیّدة" بود، محدث قمی از كتاب جنات الخلود نقل كرده كه والده ماجده امام هادی علیهما السلام، همیشه روزه می گرفت و در زهد و تقوا، نظیری نداشت.امام هادی(ع) پس از شهادت جانسوز پدر بزرگوارش امام جواد(ع) در بغداد، به مقام منیع امامت نایل شد. در آن زمان، هشت سال و پنج ماه از عمر شریفش گذشته و به همراه مادر ارجمندش در مدینه به سر می برد.
از آن هنگام به مدت سیزده سال در مدینه الرّسول(ص) اقامت داشت، تا این كه متوكل عباسی (دهمین خلیفه عباسیان) كه در دشمنی با اهل بیت(ع) و آل علی بن ابی طالب(ع) معروف و مشهور بود، در سال 243 قمری آن امام همام را به سامرا (مقر خلافت خویش) طلبید و در نزد خود، وی را تبعید گونه نگه داشت.
امام هادی(ع) در مدت عمر شریف خود با هفت تن از خلفای عباسی، معاصر بود و آن ها عبارتند از: مأمون، معتصم، واثق، متوكل، منتصر، مستعین و معتز عباسی.
سرانجام در ایام خلافت معتز بالله عباسی، به دستور این خلیفه نابكار و جنایت كار، آن حضرت را با زهر مسموم و به شهادت رسانیدند.
امام هادی(ع) پس از شهادت جانسوز پدر بزرگوارش امام جواد(ع) در بغداد، به مقام منیع امامت نایل شد. در آن زمان، هشت سال و پنج ماه از عمر شریفش گذشته و به همراه مادر ارجمندش در مدینه به سر می برد.
از عمر شریف امام هادی(ع) در هنگام شهادتش، تنها 42، یا 41 و یا 40 سال گذشته بود.
گرچه در سال شهادتش، همگان اتفاق دارند كه در سال 254 قمری بود، ولی در روز و ماه شهادت جانگدازش اتفاقی میان مورخان و سیره نگاران نیست. اكثر مورخان و سیره نگاران شیعه، آن را سوم رجب دانسته ولی برخی از علمای شیعه و بسیاری از اهل سنت، آن را 27 و یا 25 جمادی الآخر می دانند.

به هر روی، پس از شهادت امام هادی(ع)، یادگار سلیل امامت، حضرت امام حسن عسكری(ع) بدن مطهر پدر را غسل و كفن نمود و بر وی نماز گزارد. آن گاه اهالی سامرا كه جملگی در عزا و ماتم آن حضرت بودند، بدن شریف وی را به خیابان بزرگ شهر، معروف به "شارع ابی احمد" تشییع و بر وی نماز گزاردند و سپس به خانه اش برگردانده، و در همان جا مدفون نمودند.
هم اكنون در حرم مطهر این امام همام، غیر از قبر شریف وی، قبر مطهر فرزندش امام حسن عسكری(ع) و قبر حكیمه خاتون دختر امام جواد(ع) و قبر نرگس خاتون همسر امام حسن عسكری(ع) و مادر ارجمند امام زمان، حضرت حجت بن الحسن(ع) قرار دارد و این چهار قبر مطهر، مزار شیعیان و شیفتگان اهل بیت(ع) در این شهر مقدس می باشد.

پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) در ادامه وصایای خود به ابوذر فرمود:
پیامبر به سینه مبارك خود اشاره كردند و فرمودند: تقوا در دل است. تقوا صفت قلب است كه مظاهری دارد و این مظاهر به عنوان مصادیق تقوا ذكر میشود، چنانكه خداوند سبحان در تعظیم شعائر الهی میفرماید: "ذلك و من یعظم شعائر الله فإنها من تقوی القلوب(1)؛ آری ، کسانی که شعایر خدا را بزرگ می شمارند کارشان نشان پرهیزگاری دلهایشان باشد." باید تقوا، هم به عنوان حسن فعلی در متن عمل باشد و هم به عنوان حسن فاعلی در قلب عامل جایگزین باشد. یعنی كاری كه مطابق شرع نباشد تقوای عملی در آن نیست و همچنین اگر كار مشروع بود، ولی مكلّف آن را انجام نداد تقوای فاعلی در او وجود نخواهد داشت.
ای ابوذر! اگر همه مردم به این آیه عمل كنند برای آنها كافی است: "و من یتق الله یجعل له مخرجاً * و یرزقه من حیث لا یحتسب و من یتوكل علی الله فهو حسبه إن الله بالغ أمره قد جعل الله لكل شیء قدراً(2)؛ هر کس از خدا پروا كند براى او راه بیرون شدن [از هر دشوارى و اندوهى] پدید آرد، و از جایى كه حسابش را نمىكند، به او روزى مىرساند، و هر كس بر خدا اعتماد كند او براى وى بس است. خدا فرمانش را به انجام رساننده است. به راستى خدا براى هر چیزى اندازهاى مقرّر كرده است."
زیرا جامعهای كه همه مردم آن اهل تقوا باشند، گرفتار ناامنی و نابسامانی نخواهد شد. انسان پرهیزكار هرگز در فراز و نشیب روزگار نمیماند و از طریقی روزی او میرسد كه به آن امیدوار نبوده است. اگر كسی به خدا اعتماد كند و او را وكیل خود قرار دهد خدا برای او كافی است. خداوند برای هر چیزی اندازهای قرار داده است كه روزیِ هیچ كس بدون آن اندازه، به او نمیرسد. بنابر این انسان باید كارهایش را بر محور تقوا قرار داده و به مدد تقوا و توكل به سوی خروج از مشكلات حركت كند و انتظار روزیِ "من حیث لا یحتسب" را داشته باشد.
ای ابوذر! اگر با تقوا باشید عمل شما مقبول است: "إنّما یتقبّل الله من المتّقین."(3) در این حال، عمل شما اندك نخواهد بود، زیرا چیزی كه مقبول خدا باشد، نباید ناچیز و اندك شمرده شود. نتیجه آن كه عمل با تقوا، مقبول و كثیر است.
این بخش از وصیت، نظیر آیه "یا أیها الذین امنوا اذكروا الله ذكراً كثیراً"(4) است كه امیرالمؤمنین (علیهالسلام) در ذیل آن میفرماید: ذكر خالص، ذكر كثیر است. عمل خالصانه را چون خدا میپسندد كثیر است، اما ذكر منافقان گرچه در ظاهر كثیر باشد اندك است: "لا یذكرون الله إلا قلیلا."(5)
این كه خداوند میفرماید: منافقان، كم تسبیح حق میكنند، در حالی كه منافق اصلاً به یاد خداوند نیست: "نسوا الله فأنساهم أنفسهم"(6)، برای آن است كه همین ذكر علنی و آشكار آنها كه برای جلب توجه مردم است و ریاكارانه انجام میگیرد قلیل است گرچه ظاهراً زیاد باشد. پس كسی كه در پنهان و نهان ذكر دارد ذكرش كثیر است، زیرا خالص و مقبول است و عمل مقبول، اندك نیست.
پینوشتها:
1- سوره حج، آیه 32.
2- سوره طلاق، آیات 2 ـ 3.
3- سوره مائده، آیه 27.
4- سوره احزاب، آیه 41.
5- سوره نساء، آیه 142.
6- سوره حشر، آیه 19.
برگرفته از سیره رسول اکرم(صلی الله علیه و آله)، آیة الله جوادی آملی .
تنظیم گروه دین و اندیشه تبیان، فراوری هدهدی .
چرا به خدا، "شکور" می گویند؟

خداوند در سوره نحل آیه 78 می فرماید: «و جعل لکم السمع و الابصار و الافئده لعلکم تشکرون؛ و برای شما گوش و دیدگان و دل ها قرار داد تا شکر گزارید» (قسمی از آیه 78 ).
اصلا لغت شکر معنایش تقدیر است یعنی قدردانی کردن. شکر یعنی قدردانی.
حال چرا به خدا " شکور " می گویند؟ آیا یعنی خدا خودش را شکر می کند؟! این که غلط و معنا ندارد، یا مثلا به بندگانش می گوید من از شما تشکر می کنم؟!
خدا را به حکم اینکه تقدیر و قدردانی می کند، («لا یضیع اجر المحسنین ؛ پاداش نیکوکاران را ضایع نمی کند» توبه/120)؛ ارزش شناسی می کند، "شکور " می گویند، یعنی اعمال نیک و بد، عمل صالح و فاجر را در یک میزان نمی گذارد: («ام نجعل الذین امنوا و عملوا الصالحات کالمفسدین فی الارض ام نجعل المتقین کالفجار؛ آیا کسانی را که ایمان آورده و کارهای شایسته کرده اند همانند مفسدان در زمین می کنیم یا پرهیزکاران را چون فاجران قرار می دهیم؟» ص/28)
آیا ما چنین هستیم که هر دو را یک جور حساب کنیم؟ «هل یستوی الذین یعلمون و الذین لا یعلمون؛ آیا کسانی که می دانند با کسانی که نمی دانند مساوی هستند؟» (زمر/9) نه، چنین چیزی نیست.
از این جهت که خدا فضیلت و کوشش و حرکت بشر را، حسن نیت و خلوص بشر را قدردانی می کند به خدا " شکور " گفته می شود.
منظور از شکرگزارى خداوند آنست که به مقدارى که بندگان در مسیر طاعت او گام برمى دارند آنها را مشمول مواهب و الطاف خویش مى سازد، و از آنها تشکر و سپاسگزارى مى کند، و از فضل خود بیش از آنچه استحقاق دارند بر آنها مى افزاید.
بنده شکور یعنی چه؟ یعنی بنده ای که خدا نعمتی را به او داده است و او آن نعمت را تقدیر می کند. تقدیر نعمت یعنی چه؟ قدر نعمت را بشناسد یعنی چه؟ این مسئله ای است که از قدیم مطرح بوده و همه اینطور تعریف کرده اند و تعریفش هم خیلی روشن است، یعنی آن نعمت را در مسیری که برای آن آفریده شده است به کار برد.
" شکر " یعنی به کار بردن نعمت حق در مسیری که خدای متعال آن نعمت را برای آن آفریده است.
خداوند می فرماید: اما عده کمى از بندگان من شکرگزارند! («و قلیل من عبادى الشکور» سبا 13). بدیهى است اگر منظور از شکرگزارى تنها شکر با زبان باشد مساله مشکلى نیست تا عاملان به آن قلیل بوده باشند، بلکه منظور شکر در عمل است، یعنى استفاده از مواهب در مسیر همان اهدافى که بخاطر آن آفریده و اعطا شده اند، و مسلم است کسانى که مواهب الهى را عموما در جاى خود به کار گیرند اندکى بیش نیستند.
شکور صیغه مبالغه است و فزونى شکرگزارى را مى رساند که همان تکرار شکر و تداوم آن با قلب و لسان و اعضاء است. البته همانطور که ذکر شد گاهى این صفت براى خداوند نیز آورده شده است مانند آنچه در آیه 17 سوره تغابن آمده (والله شکور حلیم) و منظور از شکرگزارى خداوند آنست که به مقدارى که بندگان در مسیر طاعت او گام برمى دارند آنها را مشمول مواهب و الطاف خویش مى سازد، و از آنها تشکر و سپاسگزارى مى کند، و از فضل خود بیش از آنچه استحقاق دارند بر آنها مى افزاید.
خداوند در قرآن کریم ذکر می کند که: «لئن شکرتم لازیدنکم و لئن کفرتم ان عذابی لشدید؛ اگر از نعمتهای الهی شکرگزاری کنید او هم آن نعمتها را زیاد خواهد نمود و گرنه اگر کفران نعمت کنید عذاب الهی به شما هم قطعا خواهد رسید» (ابراهیم/قسمی از آیه 7).
اگر بشر در مقابل نعمتها و انعامهای الهی حالت سپاسگزاری و حق شناسی و قدردانی داشته باشد، سنت الهی بر این است که آن نعمتها و انعامها را افزایش بدهد، و اگر به جای آنکه عکس العمل سپاسگزارانه داشته باشد و قدرشناس و حق شناس آن نعمتها باشد کفران و ناسپاسی و قدر ناشناسی و حق ناشناسی کند نه تنها موجب زوال آن نعمت است بلکه موجب پیدایش یک نقمت هم به جای آن هست. خداوند در جای دیگر می فرماید: «فاذْکُرُونِی أذْکُرکُمْ واشْکُرُوا لِی وَلا تَکفُرُونِ؛ مرا یاد کنید تا شما را یاد کنم و مرا سپاس گویید و ناسپاسى من نکنید» (بقره/ 152).
منابع:
مطهری، مرتضی، شناخت، صفحه 48-45،
مکارم شیرازی، تفسیر نمونه ج: 10 ص: 282-279 و ج 1، ص 513

اقامه نماز علاوه بر تاثیراتی که بر روح و جان انسان دارد بر سلامتی انسان نیز تاثیر دارد که البته تاکنون در این حد کشف شده و قطعا تاثیرات نماز بیش از این حرفهاست.
نتایج تازهترین تحقیقات علمی نشان میدهد، خواندن نماز صبح، بهترین شیوه برای پیشگیری از بیماریهای قلبی ـ عروقی است. بر اساس تحقیقات انجام شده از سوی مؤسسه قلب و عروق اردن، خواب طولانی مدت در طول شبانهروز، مهمترین عامل ابتلا به بیماریهای قلبی است. این تحقیقات نشان میدهد اگر فردی به مدت طولانی بخوابد، ضربان قلب او به پنجاه بار در دقیقه كاهش مییابد كه این امر، منجر به كندی گردش خون در سرخرگها و سرانجام، انسداد رگها شده و حملات قلبی عروقی را به دنبال خواهد داشت.
این تحقیق همچنین بر ضرورت حداقل پانزده دقیقه تحرك بدنی پس از چند ساعت خواب تأكید میكند. در نتایج این تحقیق با بیان این كه ادای نماز صبح برای این امر كافی است، به سلامت قلبی مسلمانانی كه صبح زود بیدار شده و برای انجام فریضه نماز به مسجد میروند، اشاره شده و آمده است: اگر این عمل در مسجد و یا به صورت گروهی انجام شود، نتیجه بهتری خواهد داشت.
برگرفته از خبرگزاری قرآنی ایران
تنظیم گروه دین و اندیشه تبیان، هدهدی .
ايستگاه آخر
(4)

عطري خوشبوي مخصوص مومنان
پيرامون پديده هول انگيز "مرگ" سخن مي رانديم؛ از پيچيدگي و رازآلودگي، اضلاع ناشناخته و حتي بدشناخته اين سرنوشت محتوم و اين حقيقت مکتوم نکته ها گفتيم.
آنچه گذشت به اختصار اين بود که:
در ذهن و زبان برخي، مرگ چونان عفريتي عجوزه است که بر بلنداي زندگي ايستاده و تشنه کام جان آدمي است.
بينش ماديگرايانه، مرگ را قانون طبيعت و نتيجه استهلاک و به تحليل رفتن قواي جسماني تفسير مي کند.
براي برخي ديگر، مرگ فسون و افسانه اي بيش نيست، دروغي بزرگ که هميشه راست در مي آيد.
تنها براي اندکي از ابناي بشر، مرگ، آرامشي خوشتر از زندگي و سرآغاز حياتي جاودانه است.
اينان بر آستان مرگ راحت سر فرود مي آورنند.
آنگاه در پرتو آيات کتاب نور آموختيم که:
1. موت نيست که وفات است، فنا نيست که توفّي (به تمامت گرفتن) و سرچشمه آب بقاست
2. امري وجوديست و نه عدمي
3. پايان نيست که آغاز است؛ گذشت از دنيا و بازگشت به آخرت است
4. سنت عمومي خدا در کائنات است؛ همه چيز ميراست جز ذات ناميراي او
و اينک دل و جان بسپاريم به فرمايشات درربار ائمه هدي عليهم السلام و ببينيم تصوير مرگ در انديشه و زبان اين ذوات مقدس چگونه است:
مرگ از منظر روايات
1 ـ از اميرالمؤمنين (عليهالسلام) درخواست شد مرگ را وصف كند، فرمود: براي گروهي نويد به نعمتهاي هميشگي است و براي دستهاي وعيد به عذاب ابد و براي طايفهاي هول و ترس است: "إمّا بشارة بنعيم الأبد وإمّا بشارةٌ بعذاب الأبد، وإمّا تحزين و تهويل"(1).
در روايت حضرت موسي بن جعفر (عليهالسلام) ميبينيم همراهان بيمار خواستند مرگ را براي آنان تعريف فرمايد و امام (عليهالسلام) در پاسخ آنان فرمود: "الموت هو المصفّاة"؛ مرگ حقيقتي تصفيه كننده است. پس امري است وجودي و مخلوق؛
2 ـ از امام مجتبي (عليهالسلام) سؤال شد: مرگي كه مردم به آن آگاهي ندارند چيست؟
فرمود: بزرگترين سروري است كه بر مؤمنان وارد ميشود؛ چرا كه از سراي سختيها به نعمتهاي هميشگي انتقال مييابند و بزرگترين درد و مصيبت است بر كافران، زيرا از دنيا كه بهشتش محسوب ميداشتند به آتشي منتقل خواهند شد كه هيچ نابودي و زوال ندارد: "ما الموت الذى جهلوه؟ قال: أعظم سرور يرد علي المؤمنين إذنقلوا عن دارالنّكد إلي نعيم الأبد، و أعظم ثبور يرد علي الكافرين إذنقلوا عن جنّتهم إلي نارلاتبيد و لا تنفد"(2)
3 ـ امام حسين (عليهالسلام) در روز عاشورا چهرهي زيبايي از مرگ ترسيم كرد، در حالي كه آن به آن به مرگ نزديك ميشد و چهره ملكوتي او برافروخته تر و گلگونتر ميگشت؛ در آن حال خطاب به ياران باوفا فرمود: "صبراً بنى الكرام، فما الموت إلّا قنطرة يعبر بكم عن البؤس و الضّرّاء إلي الجنان الواسطة و النّعيم الدائمة، فأيّكم يكره أن ينتقل من سجن إلي قصر، و ما هو لأعدائكم إلّا كمن ينتقل من قصر إلي سجنٍ و عذابٍ، إنّ أبى حدّثنى عن رسول اللّه (صلي الله عليه و آله و سلم) إنّ الدّنيا سجن المؤمن و جنّة الكافر و الموت جسر هؤلاء إلي جنانهم و جسر هؤلاء إلي جحيمهم، ما كذبت و لا كذبت"(3)؛ شكيبايي كنيد اي فرزندان مردان بزرگوار، مرگ تنها پلي است كه شما را از ناراحتيها و رنجها به باغهاي وسيع بهشت و نعمتهاي جاودان منتقل ميكند. كدام يك از شما از انتقال يافتن از زندان به قصر ناراحتيد؟ امّا مردن نسبت به دشمنان شما مانند اين است كه شخصي را از قصري به زندان و عذاب منتقل كنند. پدرم از رسول خدا (صلي الله عليه و آله و سلم) نقل فرمود: كه دنيا زندان مؤمن و بهشت كافر است و مرگ، پل آنان به باغهاي بهشت و پل اينان به جهنم خواهد بود. نه برايم دروغ گفته اند و نه من دروغ ميگويم.
4 ـ از امام سجّاد (عليهالسلام) حقيقت مرگ را جويا شدند. فرمود: "للمؤمن كنزع ثيابٍ و سخةٍ قملةٍ و فكّ قيود و أغلال ثقيلةٍ و الاستبدال بأفخر الثّياب و أطيبها روائح و أوطيي المراكب و آنس المنازل و للكافر كخلع ثيابٍ فاخرةٍ و النقل عن منازل أنيسةٍ و الاستبدال بأوسخ الثّياب و أخشنها و أوحش المنازل و أعظم العذاب"(4)؛ مرگ براي مؤمن مانند كندن لباس چركين و پر حشره است و گشودن غل و زنجيرهاي سنگين و تبديل آن به فاخرترين لباسها و خوشبوترين عطرها و راهوارترين مركبها و مناسب ترين منزلها و براي كافر مانند كندن لباس فاخر و انتقال از منزلهاي مورد علاقه و تبديل آن به چركترين و خشن ترين لباسها و وحشتناكترين منزلها و بزرگترين عذابهاست.
5 ـ به امام صادق (عليهالسلام) عرض شد مرگ را براي ما وصف كن.
فرمود: براي مؤمن مانند بهترين بوي خوشي است كه آن را ببويد و آن بوي پاكيزه سبب شود همهي درد و رنج از او رخت بربندد و براي كافر مانند گاز گرفتن و گزيدن افعيها و كژدمهاست يا شديدتر: "للمؤمن كأطيب ريح يشمّه فينعس لطيبه وينقطع التّعب و الألم كلّه عنه و للكافر كلسع الأفاعى و لدغ العقارب أو أشدّ..." (5). بنابراين، مرگ براي مؤمن به منزله بوييدن بهترين گل و عطر و براي كافر همانند گزيدن مار و عقرب است.
6 ـ حضرت موسي بن جعفر (عليهالسلام) بر بيماري وارد گرديد كه در حال بيهوشي مرگ بود و به كسي پاسخ نميداد. اطرافيان بيمار گفتند: يابن رسول اللّه (صلي الله عليه و آله و سلم) دوست داريم حقيقت مرگ و وضع بيمار ما را شرح دهيد. فرمود: "الموت هو المصفّاة تصفّى المؤمنين من ذنوبهم فيكون آخر ألمٍ يُصيبهم كفّارة آخر وزر بقى عليهم و تصفّى الكافرين من حسناتهم فيكون آخر لذّة أو راحة تلحقهم، و هو اخر ثواب حسنة تكون لهم و أمّا صاحبكم هذا فقد نخل من الذنوب نخلا ً و صفّي من الاثام تصفية و خلّص حتي نقى كما ينقى الثّوب من الوسخ و صلح لمعاشرتنا أهل البيت فى دارنا دارالأبد" (6)؛ مرگ وسيله و ابزار تصفيه است كه همه بايد از آن بگذرند، كه مؤمنان را از گناه پاك ميكند و آخرين ناراحتي اين عالم است و كفّاره آخرين گناهان آنان به شمار ميرود. در حالي كه كافران را از نعمتهايشان جدا ميكند و آخرين لذّتي است كه به آنان ميرسد و آخرين پاداش كار خوبي است كه احياناً انجام داده اند. امّا اين بيمار محتضر شما به طور كلّي از گناهانش پاك شد و از معاصي بيرون آمد و خالص شد؛ آن سان كه لباس چركين با شستشو پاك ميشود. او هم اكنون اين شايستگي را پيدا كرد كه در سراي جاويد با ما اهل بيت باشد(7).
تنها براي اندکي از ابناي بشر، مرگ، آرامشي خوشتر از زندگي و سرآغاز حياتي جاودانه است؛ اينان بر آستان مرگ راحت سر فرود مي آورنند.
7 ـ از حضرت جوادالائمه (عليهالسلام) حقيقت مرگ را جويا شدند. فرمود: "هو النّوم الّذى يأتيكم كلّ ليلة إلّا أنّه طويل مدّته لاينتبه منه إلّا يوم القيامة. فمن رأي فى نومه من أصناف الفرح ما لا يقادر قدره و من أصناف الأهوال ما لا يقادر قدره فكيف حال فرح فى النّوم و وجل فيه. هذا هو الموت. فاستعدّوا له"(8)؛ مرگ همان خوابي است كه هر شب به سراغ شما ميآيد، جز اين كه مدّتش طولاني است و انسان از آن تا روز قيامت بيدار نميشود. هر كسي در خوابش آن اندازه از انواع خوشحاليها و اقسام وحشتها ميبيند كه نميتواند به حساب آورد. پس حال خوشحالي و ترس در خواب چگونه است؟ اين همان مرگ است. بنابراين، براي آن آماده شويد.
باري روايات فراوان ديگري در اين زمينه به چشم ميخورد كه حقيقت مرگ در برخي از آنها وصف و در برخي تعريف شده است؛ چنانكه در روايت حضرت موسي بن جعفر (عليهالسلام) ميبينيم همراهان بيمار خواستند مرگ را براي آنان تعريف فرمايد و امام (عليهالسلام) در پاسخ آنان فرمود: "الموت هو المصفّاة"؛ مرگ حقيقتي تصفيه كننده است. پس امري است وجودي و مخلوق؛ آن سان كه در قرآن آمده است: "الّذي خلق الموت و الحيوة لِيبْلُوَكم أيّكم أحسن عملا ً"(9)؛ خدايي كه مرگ و زندگي را آفريد تا شما بندگان را بيازمايد تا كدام نيكوكارتر و خلوص اعمالش بيشتر است. بنابراين، حيات و ممات دو نحوهي حركت از حركتهاي شيي متحرّك است.
پيامبر اسلام (صلي الله عليه و آله و سلم) مرگ را در عبارتي شيرين و شيوا چنين وصف فرمود: "يا على... ما خلقت أنت و لا هم لدار الفناء بل خلقتم لدار البقاء و لكنّكم تنتقلون من دار إلي دار"(10)؛ اي علي تو و مردم براي سراي فاني آفريده نشديد، بلكه براي بقا در سراي جاودان خلق گشته و از سرايي به سرايي دگر منتقل خواهيد شد.(11)
___________________
(1) بحار، ج 6، ص 153.
(2) همان، ص 154.
(3) بحار، ج 6، ص 154.
(4) همان.
(5) بحار، ج 6، ص 152.
(6) همان، ص 155.
(7) ر.ك معاني الأخبار صدوق، ص287، باب معني الموت.
(8) بحار، ج 6، ص 154.
(9) سورهي ملك، آيهي 2.
(10) بحار، ج37، ص146.
(11)تفسير موضوعي قرآن، ج4، جوادي آملي
آيا شراب آرامش بخش است؟

روشهاي کاذب کسب آرامش و راحتي 4
اشاره:
از آنجا که کسب آرامش و راحتي براي بشر، هدفي بسيار مهم و جدي به شمار ميرود، لذا در طي قرن اخير آدمي تلاشهاي فراواني کرده و روشهاي گوناگوني را براي مقابله با بيماريهاي روحي و رواني و ناآراميها و نگرانيهاي خود به کار برده است. اما تعمق در آنها مشاهده واقعيتهاي بيروني و موجود در عرصه زندگي فردي و اجتماعي، به خوبي نشان ميدهد که بشر موفق نبوده است.
امروزه بسياري از مردم جهان، غالباً از روشهايي براي کسب آرامش و راحتي در زندگي استفاده ميکنند که ناکار آمده بوده و آنها را به مقصود نميرساند. اين روشهاي نادرست که ما از آنها به عنوان روشهاي کاذب نام ميبريم، بسيار فراوان و متنوع هستند.
ابتدا در اين مجموعه 12 روش کاذب و سپس در مجموعه اي مستقل 100 عامل حقيقي آرامش براي شما بيان خواهد شد.
آنچه گذشت: حرامخواري ؛ کسب ثروت زياد ؛ تکنولوژي و اختراعات بشر

قسمت چهارم- شرابخواري
انسان خسته از گناه و بيبند و باري، و تشنه آرامش و راحتي، دست به دامن شرابخواري شد تا شايد بدين وسيله بتواند، از خود بيخود شده و تلخيها و نگراني را فراموش کرده و آرام بگيرد. اما ميگُساري نيز نه تنها نتوانست آرامش و راحتي را براي او به ارمغان آورد، بلکه خود عاملي در جهت افزايش دردها و مشکلات آدمي گرديد.
پزشکان معتقدند الکل آثار منفي خطرناک و فراواني براي بدن انسان دارد که به برخي از آنها اشاره ميکنيم: 1
- بر مغز: الکل در اثر تکرار و تاثير در سلولهاي مغز، آن را از کار مياندازد و موجب سکته ميگردد.
- در اعصاب: الکل موجب توليد امراض مختلفي از قبيل بيماري رعشه در دستها و پاها، بيخوابي مفرط و نداشتن کنترل بر اعضا ميشود.
- در معده: الکل مخاط زبان و حس ذائقه را ضايع و بزاق دهان را کم و ترشح آن را از نظم مياندازد و نيز مخاط معده را تحريک و ترشي آن را کم ميکند و در نتيجه موجب امراض مختلف معده و روده ميگردد.
- در کبد: الکل کبد (جگر) را ناتوان و متورم ميسازد.
- در گردش خون: الکل گلبولهاي سفيد خون را از بين برده و در اثر فشارهاي کم، موجب سکته ميگردد.
- در دستگاه تنفس: از مهمترين عوارض الکل در دستگاه تنفسي، بيماري خانمان سوز سل و تنگي نفس است. زيرا الکل همراه خون وارد ريهها شده، مخاط ريه را تحريک کرده و آن را متورم ميسازد و اين تحريک، کلسيم بدن را از بين برده و عمل ريه را مختل و منجر به مرض سل خواهد گرديد.
امام صادق عليهالسلام ميفرمايد: شرابخواري کليد هر شر و بدي است.
- در کليهها: مشروبات الکلي در هنگام دفع، مجاري ادرار را تحريک کرده و عوارض ناراحت کنندهاي توليد ميکنند.
- در قلب: الکل موجب ميشود که مقدار زيادي چربي اطراف قلب را گرفته و در نتيجه حرکت قلب ضعيف گردد.
- در عقل و هوش: الکل هوش و عقل را زائل ميکند.
حکيم فرزانه محمد بن زکرياي رازي نيز ميگويد: «شرب خمر بويژه اگر در آن افراط صورت گيرد، فرد را در معرض سکته و پارگي رگهاي مغز و نيز ورهاي خوني و صفراوي و رعشه و فلج اعضا قرار ميدهد. شرب خمر دو قوه شهويه و غضبيه را قوي ميکند و قوي ميکند و قواي اين دو را در جهتي سوق ميدهد که آنچه ميخواهند و بسيار دوست دارند، به دست آورند. و نيز قوه عاقله را ضعيف و نيروي عقل را بيشعور ميکند، تا جايي که فکر و انديشه را از کار مياندازد و باعث ميشود که قوه عاقله رام و مطيع قوه شهوانيه شود و نتواند قوه شهوانيه را از انجام کارهاي زشت منع کند». 2
خداوند متعال در قرآن کريم ميفرمايد: «شيطان قصد آن دارد که به وسيله شراب و قمار ميان شما دشمني و کينه برانگيزد و شما را از ذکر خدا و نماز باز دارد. پس شما آيا از آن دست بر ميداريد؟» 3
امام صادق عليهالسلام نيز ميفرمايد: «شرب الخمر مفتاح کل شر». 4 يعني «شرابخواري کليد هر شر و بدي است».
با اين اوصاف، چگونه شرابخواري ميتواند نگراني و اضطراب و دغدغه و تشويق را از بشر دور کرده و به او آرامش و راحتي بدهد! در اين نکته بسيار بايد انديشه کنيد. در جستجوي راههاي آرامش واقعي با ما همراه شويد.
آنچه در شماره آتي خواهيد خواند: رقص و آواز
تنظيم براي تبيان: گروه دين و انديشه - حسين عسگري
1 - آيت الله شهيد سيد عبدالحسين دستغيب، گناهان کبيره، ج1، ص 124.
2 - محمد بن زکريا رازي، بهداشت رواني، ص 125.
3 - سوره مائده، آيه 61
4 - وسايل الشيعه، ج25، ص 316.
مقام قرآن
معجزه جاویدان (7)

... « جرجی زیدان » مورخ و محقق مسیحی، در كتاب تاریخ تمدن اسلامی مینویسد: « قلم را از نی میساختند و مركب را كه مداد میگفتند از گرد ذغال و یا گرد سیاه دیگری تهیه كرده و مایع لزجی، مثل صمغ و مانند آن به آن میافزودند. اما كاغذ اعراب در ابتدا پوست بود كه آن را رقّ میگفتند گاه هم روی پارچه مینوشتند و مشهورترین آن ، پارچه بافت مصر به نام قباطی بود و معلّقات سبعه پیش از اسلام بر روی همان پارچه نوشته شده بود، هرگاه پارچه یا پوست به دست نمیآوردند روی چوب یا استخوان یا سنگ یا سفال و مانند آن مینوشتند» . وی در جلد سوم كتاب «تاریخ تمدن اسلام» چنین اضافه میكند : « هر آیه و سوره كه نازل میشد آن را كاتبان وحی روی تكههای پوست یا استخوانهای پهن مانند كتف و دندهها یا روی لیف خرما و یا روی سنگهای پهن سفید مینوشتند» .
در تكمیل این بحث ابو عبدالله زنجانی در كتاب خود « تاریخ قرآن» ضمن اضافه نمودن پارچه و حریر به موارد فوق اعلام میدارد كه پس از نوشتن آیات بر آنها به این قطعات« صحف» میگفتند و یك نسخه از هر نوشته برای پیغمبر بود و به ایشان داده می شد كه ایشان آنرا در خانه خود نگهــداری مینمودند .
در جلد پنجم كتاب وافــی در آخـر كتـاب «صلواة» حدیثی از امام صادق (ع) نقل شده كه در آن آمده رسول خدا در هنگام وفات فرمودند: « یاعلی قرآن در پشت سر خوابگاه من در صحیفهها و حریر و قرطاس هاست. آن ها را جمع كنید و نگذارید قرآن ضایع شود چنان كه یهود تورات را ضایع كردند. علی (ع) قرآن را در پارچه ای زرد نوشت. و در خانهاش به اتمام رسانید و فرمود تا قرآن را جمع نكنم عبا به دوشم نخواهم انداخت (و بیرون نخواهم رفت )» .
این مطلب در كتاب « اتقان» اثر سیوطی از محققین اهل سنت نیز آمده است و همچنین ابن ابی الحدید نیز كه از علمای اهل تسنن میباشد در مقدمة شرح نهج البلاغه خود در حالات حضرت علی (ع) گوید : « و هو اول من جمع القرآن» یعنی او اولین كسی است كه قرآن را جمع آوری نمود .
البته این جمع آوری قرآن به دو گونه بوده است:
اول آن كه قطعات مختلف سور و آیات كه بر روی الواح مختلفی نوشته شده بود و هر یك با بندهایی جداگانه به هم بسته شده بود و عنوان سوره ای را داشت برروی پارچه و به ترتیب دستور داده شده توسط رسول الله(ص)، توسط علی بن ابیطالب (ع) نوشتـه شد و این امر در مدت شش ماه پس از رحلت پیامبر(ص) به اتمام رسید.
دوم آنكه علی (ع) در مدت طولانی اقدام به جمع آوری آیات و سور قرآن بر اساس زمان نزول و شأن آنها نمود و به تعبیری اولین تفسیر و تأویل آیات قرآن كریم نیز در همان اوایل ظهور اسلام و به دست مطلعترین صحابه رسول خدا بدین شكل به انجام رسید.
تاریخ اسلام به خوبی گویای آنست كه تركیب سوره ها و تعیین اول وآخر آن ها به راهنمائی حضرت محمد (ص) انجام میگرفت.
حتی خود پیامبر(ص) نیز تمام شدن سوره را نمیدانست تا آن كه توسط جبرئیل «بسم الله الرحمن الرحیم» نازل میشد .
آن چنان كه از تاریخ نزول آیات مشهود است بیشتر آیه های هر سوره در پی هم میآمدند و اگر هم در نزول ترتیب نداشتند، توسط پیامبر جای آن آیه معین میگردید. مانند آیه 281 سورة بقره كه زمان نزول آن با زمان آیات دیگر سورة بقره نزدیك به 9 سال اختلاف نزول دارد.
آیات سوره بقره همگی در سال های اول هجرت و در مدینه نازل شده است مگر آیه 281 كه در «حجة الوداع » نازل گردیده است. از ابن عباس نقل شده كه آخرین آیه قرآن این آیه است و چون نازل گردید، جبرئیل به پیامبر(ص) گفت كه آن را در رأس آیه 280 بقره بگذارد و در برخی از تفاسیر آمده كه پس از نزول این آیه پیامبر(ص) بیش از 21 روز دراین دنیا باقی نماندند.
ادامه در معجزه جاویدان 8

علمای شیعه هر چه داشته اند در طبق اخلاص نهاده اند تا معارف و معرفت ها، و تا دانش ها و حکمت ها، و تا تمامی خوبیها و متانتها را سینه به سینه و دل به دل به آیندگان تقدیم دارند، و تا اهل زمین به دستاویز محکمی چنگ زنند و به راه ضلال و گمراهی ره نپویند ، در این راه عشق پر فراز و فرود چه جانها که نثار مکتب اهل بیت نشد و چه دلها که در فناگاه ربوبی به فنا نرفت و اینک ما و پاسداری از این حریم حرم، تا که دلها صیقلی کنیم و ما نیز وادی عشق بپوییم .
یکی از ارباب معرفت که جان در وادی زیبای اهلبیت فدا و فنا کرد "فاضل مقداد" است که گوش جان به جانان او می دهیم، تا نمی از یم فضایلش برگیریم، گرچه به این کوتاه آن نشاید ولی ذکری و یادی از او را باید .
ولادت
مقداد بن عبداللّه بن محمد بن حسین بن محمد سیوری حـلـی اسـدی، اهل سیور از روستاهای حله عراق است که در قرن نهم هجری می زیسته و از تاریخ تولد وی سندی در دست نیست.
اساتید
فاضل مقداد، یكی از شاگردان مبرز شهید اول می باشد.
علمای شیعه هر چه داشته اند در طبق اخلاص نهاده اند تا معارف و معرفت ها، و تا دانش ها و حکمت ها، و تا تمامی خوبیها و متانتها را سینه به سینه و دل به دل به آیندگان تقدیم دارند، و تا اهل زمین به دستاویز محکمی چنگ زنند و به راه ضلال و گمراهی ره نپویند ، در این راه عشق پر فراز و فرود چه جانها که نثار مکتب اهل بیت نشد و چه دلها که در فناگاه ربوبی به فنا نرفت و اینک ما و پاسداری از این حریم حرم، تا که دلها صیقلی کنیم و ما نیز وادی عشق بپوییم .
یکی از ارباب معرفت که جان در وادی زیبای اهلبیت فدا و فنا کرد "فاضل مقداد" است که گوش جان به جانان او می دهیم، تا نمی از یم فضایلش برگیریم، گرچه به این کوتاه آن نشاید ولی ذکری و یادی از او را باید .
تألیفات
از وی آثـار و كـتـابـهای نفیس و پر ارزشی به یادگار مانده است كه اسامی برخی از آنها به این قرار می باشد:
1 ـ آیات الاحكام معروف به (كنز العرفان ).
2 ـ آداب الحج.
3 ـ الادعیة الثلثون كه حاوی سی دعا از مقام شامخ رسالت (صل الله علیه وآله ) و ائمه اطهار (علیه السلام) می باشد.
4 ـ الاربعون حدیثا (چهل حدیث ).
5 ـ ارشاد الطالبین الی نهج المسترشدین.
6 ـ تجوید البراعه فی شرح تجوید البلاغه.
7 ـ تفسیر مغمضات القرآن (تفسیر مشكلات و پیچیدگیهای قرآن ).
8 ـ التنقیح الرائع من المختصر النافع.
9 ـ جامع الفوائد فی تلخیص القواعد.
10 ـ شرح الفیه شهید اول.
11 ـ شـرح باب حادی عشر علا مه حلی كه نامش (النافع یوم الحشر است ).
12 ـ شرح سی فصل خواجه نصیر الدین طوسی.
13 ـ شرح الفصول النصیریه المعریه.
14 ـ شرح مبادی الاصول علا مه.
15 ـ تجوید البراعه فی اصول البلاغه.
16 ـ اللوامع الالهیه فی المباحث الكلامیه.
17 ـ نهج السداد فی شرح واجب الاعتقاد.
18 ـ شرح نضد القواعد.
وفـات او ظـهر یكشنبه، بیست و ششم جمادی الاخر 826 هجری قمری در نجف رخ داد صاحب روضات الـجـنات معتقد است كه بقعه واقع در دشت شهروان بغداد كه در میان اهالی آن سامان به مقبره فاضل مقداد معروف است، مدفن همین فقیه نامدار می باشد.
گفتار بزرگان
1 ـ مرحوم میرزا عبداللّه افندی اصفهانی صاحب ریاض درباره او می گوید : شـیـخ جـمال الدین مقداد بن عبداللّه سیوری حلی اسدی، عالم فاضل محقق و مدقق توانا بوده اسـت شـیـخ یوسف الدین شغرابی از او روایت می كند كه او رساله (اربعین ) را برای فرزندش عبداللّه تألیف نموده است من آن را در شهر اربیل (اردبیل) با خط خود مقداد دیده ام كه اجازه خود را هم در آن نگاشته بود و تاریخ فراغت از تألیف آن، روز جمعه، 11 جمادی الثانی سال 794 هجری قمری بوده است.
2 ـ مـرحـوم سید محمد باقر خوانساری صاحب روضات الجنات می نویسد : او عالم فاضل محقق مدققی است كه از استادش محمد بن مكی عـامـلـی، شهید اول روایت می كند و فراغت او از كتاب نهج المسترشدین در سال 792 هجری قمری بوده است كتاب (التنقیح ) او متین ترین متن فقهی و وزین ترین كتاب فقه استدلالی است كه عالی و دانی، كـامـل و مـبـتدی (همه سطوح) می تواند از آن بهره گیرند.
3 ـ مـرحـوم مـدرس، صـاحب ریحانة الادب می نویسد : او عالمی است فقیه ،متكلم، محقق، مدقق، منقولی(اهل روایت و حدیث) و از اكابر علمای امامیه كه در كتب فقهیه ای که متعلق است به نویسندگان (پیشتر) و یا به اصطلاح "اواخر المتاخرین" جهت انتساب او به قریه (سیور) بـر وزن (طـیور) نامی از قری (روستاهای) حله به فاضل سیوری شهرت داشته است او از اجله تلامذه شهید اول و مجازین (اجازه گرفتگان ) وی بوده و محمد بن شجاع قطان حلی نیز از وی روایت می كند.
وفات
وفـات او ظـهر یكشنبه، بیست و ششم جمادی الاخر 826 هجری قمری در نجف رخ داد صاحب روضات الـجـنات معتقد است كه بقعه واقع در دشت شهروان بغداد كه در میان اهالی آن سامان به مقبره فاضل مقداد معروف است، مدفن همین فقیه نامدار می باشد.

بَشّار مُکاری میگوید: در کوفه خدمت امام صادق علیه السلام رسیدم. سینی خرمایی مقابل حضرت بود و از آن تناول میکرد، به من فرمود: بَشّار! تناول کن. عرض کردم: فدایت گردم! گوارایتان باد! در راه که میآمدم با حادثهای مواجه شدم که قلبم را به درد آورده، غیرتم را به جوش آورده و مرا سخت آزرده خاطر ساخته است.
حضرت فرمود: به حق من بر تو، بیا و خرما بخور. من جلو رفتم، قدری خرما تناول کردم، آنگاه به من فرمود: اکنون ماجرا را تعریف کن، عرض کردم: پلیس حکومت را دیدم که بر سر زنی میزد و او را به سوی زندان میبرد و آن زن با صدای بلند فریاد میزد و میگفت: به خدا و رسولش پناه میبرم (و بدین وسیله از مردم کمک میخواست) اما کسی او را کمک نکرد.
اما صادق علیه السلام فرمود: چرا با او چنین میکردند؟ عرض کردم: مردم میگفتند: آن زن همان طور که میرفته به زمین خورده و بعد از به زمین خوردن چنین گفته: فاطمه جان! خداوند آنان را که در حق تو ستم کردند لعنت کند! (خلاصه او را به جرم علاقه به زهرا و دشمنی با دشمنانش آزار میدادند). امام صادق علیه السلام با شنیدن این قضیه دست از خوردن خرما کشید و آن چنان گریست که دستمال و محاسن و سینه مبارک حضرت خیس شد، سپس فرمود: بشار! برخیز با هم به مسجد سهله برویم و برایش دعا کنیم و از خداوند خلاصی او را بخواهیم، و یک نفر را نیز به خانه حاکم فرستاد تا از آن خبری بیاورد.
ما به مسجد سهله رفتیم و هر کدام دو رکعت نماز خواندیم. بعد از نماز، امام دستها را به سوی آسمان بلند کرد و دعایی خواند، سپس به سجده رفت. نفهمیدم در سجده چه دعایی خواند، از سجده که سر برداشت فرمود: برخیز که آن زن آزاد شد.
از مسجد بیرون آمدیم. در راه به فرستاده حضرت برخوردیم، امام فرمود: چه خبر؟ عرض کرد: آن زن آزاد شد! فرمود: چگونه؟ عرض کرد: نمیدانم، من کنار در ایستاده بودم که نگهبان، آن زن را طلبید و پرسید: تو چه گفتی؟ پاسخ داد: وقتی به زمین خوردم گفتم: لعنت بر آنان که به تو ستم کردند ای فاطمه! نگهبان دویست درهم بیرون آورد و گفت: این پولها را بگیر و امیر را حلال کن و از این به بعد آزادی و میتوانی بروی! آن زن پولها را نگرفت و بیرون رفت.
امام صادق علیه السلام فرمود: آن زن از گرفتن دویست درهم خودداری کرد؟ عرض کرد: آری به خدا! در حالی که بدان نیازمند بود. حضرت هفت دینار به وی داد و فرمود: به خانه او برو، سلام مرا به او برسان و این دینارها را به او بده.
(بشار میگوید:) من و فرستاده امام به در خانه آن زن رفتیم و سلام حضرت را به او رساندیم، زن گفت: آیا جعفر بن محمد به من سلام رسانیده؟ گفتم: آری خدایت رحمت کند! به خدا سوگند او به تو سلام رساند، زن گریبان چاک زد و غش کرد. صبر کردیم تا به هوش آمد و گفت: دوباره بگو! آیا امام صادق علیه السلام به من سلام رسانیده؟ ! گفتم: آری (و تا سه بار این پرسش را تکرار کرد).
به او گفتم: این دینارها را بگیر و مژده باد تو را (که امامت از تو خشنود است). دینارها را گرفت و گفت: از امامم بخواهید از خدا بخواهد این کنیزش را ببخشد، من برای توسل و شفاعت، کسی را برتر از او و پدران و اجدادش (علیهم السلام) نمیدانم.
ما به خانه امام صادق علیه السلام بازگشتیم و جریان را عرض کردیم، حضرت میگریست و برای او دعا میکرد. در این جا من به امام عرض کردم: کاش میدانستم که فرج آل محمد صلی الله علیه و آله کی خواهد بود! فرمود: بَشار! زمانی که ولیّ خدا که چهارمین فرزند من است در دشوارترین شرایط و در میان بدترین بندگان خدا رحلت کرد در آن زمان آل فلان دچار مصیبت میشود و امور سخت خواهد شد (منظور امام از آن فلان، بنی عباس هستند).(1)
اِتَّقوُا دَعوَة المَظلُومِ فَاِنَّ دَعوَةَ المَظلُومِ تَصعَدُ اِلی السَّماءِ.(2)
از دعای مظلوم بر حذر باشید (و بپرهیزید) که دعای مظلوم به آسمان بالا میرود (و به اجابت میرسد).
امام صادق علیه السلام
پینوشتها:1- بحارالانوار، ج47، ص 379.
2- مکارم الاخلاق طبرسی، ص 276.
منبع:
جلوههای تقوا، ج 3، محمدحسن حائری یزدی.

در موسم حج، در مکه شخصی همیان پول(کیسه پول) خود را گم کرد، در همان حال چشمش به امام صادق علیه السلام افتاد که نماز میخواند، امام را نمیشناخت، دامان آن بزرگوار را گرفت که: تو همیان مرا دزدیدهای! حضرت فرمود: در همیان تو چقدر بود؟ گفت: هزار دینار؛ امام او را به خانه برد و هزار دینار به او داد، آن مرد دینارها را گرفت و به خانه رفت. با کمال تعجب همیان گم شده خود را در خانه یافت. هزار دینار امام صادق علیه السلام را برداشت و به خدمت حضرت بازگشت و عذرخواهی کرد و اظهار شرمندگی که من اشتباه کردم.
امام علیه السلام از گرفتن دینارها خودداری کرد و فرمود: این پولها چیزی است که از دست ما خارج شده و دیگر باز نخواهد گشت (یعنی ما آنچه با هر عنوانی به کسی دادیم باز پس نمیگیریم). آن مرد که از این برخورد سخت تعجب کرده بود (از مردم) پرسید: این آقا کیست؟ گفتند: او جعفر بن محمد، امام صادق علیه السلام، است. مرد مسافر گفت: آری! این کارها تنها از این خاندان ساخته است و بس!(1)
فی تَقَلُّبِ الاحوالِ عُلِمَ جَواهِرُ الرِّجالِ.(2)
در دگرگونی روزگار گوهر مردان است پدیدار.
حضرت علی علیه السلام

هارون بن عیسی میگوید: امام صادق علیه السلام به پسرش، محمد، فرمود: از پولی که برای مخارج خانه گذاشتهایم چه مقدار باقی مانده است؟ عرض کرد: چهل دینار، فرمود: تمام آنها را به عنوان صدقه به مستمندان بده، عرض کرد: (پدر جان!) جز همین چهل دینار چیزی باقی نمانده است، حضرت فرمود: تمام آنها را صدقه بده! خدای متعال به جای آن خواهد فرستاد، آیا نمیدانی هر چیزی کلیدی دارد و کلید روزی صدقه است؟!
محمد همه آن چهل دینار را صدقه داد. بیش از ده روز نگذشت که از جایی برای امام صادق علیهالسلام چهار هزار دنیار رسید. حضرت به محمد فرمود: پسرم! ما چهل دینار به خدا دادیم و او در عوض، چهار هزار دینار به ما داد.(1)
اِذا اَملَقتُم فَتاجِروُا اللهَ بِالصَّدَقَةِ.(2)
چون تنگدست شدید با صدقه دادن، با خدای معامله کنید.
حضرت علی علیه السلام
پینوشتها:1- بحارالانوار، ج 47، ص38.
2- نهجالبلاغه، شهیدی، ص 403.
منبع:
جلوههای تقوا، ج 3، محمدحسن حائری یزدی.

ابوجعفر فزاری میگوید: امام صادق علیه السلام یکی از غلامان خود به نام مصادف را فرا خواند؛ هزار دینار به او داد و فرمود: به خاطر تامین مقداری از مخارج خانواده ما برای تجارت به مصر برو. مصادف به همراه بازرگانان حرکت کرد، به نزدیکیهای مصر که رسیدند با قافلهای مواجه شدند که از مصر بیرون میآمد. از افراد آن کاروان درباره موقعیت کالایشان در مصر پرسیدند، آنها اظهار داشتند که: کالاهای شما از کالاهایی است که اکنون در این شهر کمیاب است. همه بازرگانان همسوگند و همپیمان شدند که کالاهای خود را به کمتر از دو برابر نفروشند. وارد مصر شدند و کالای خود را با سود صد در صد به فروش رساندند و به مدینه بازگشتند.
مصادف به حضور امام صادق علیه السلام مشرف شد، دو کیسه هزار دیناری را در برابر حضرت گذاشت و عرض کرد: یک کیسه اصل سرمایه است و دیگری سود آن! امام فرمود: این سود زیادی است، مگر شما در این سفر چگونه تجارت کردید؟ مصادف ماجرا را تعریف کرد. حضرت فرمود: پناه بر خدا! شما علیه مسلمانان همسوگند میشوید که هر دینار را به یک دینار سود بفروشید؟! آنگاه حضرت هزار دینار خود را برداشت و فرمود: این هزار دینار سرمایه من است و به سود دینار به دینار نیازی ندارم و بعد فرمود: مصادف! با شمشیرهای برهنه بازی کردن و بر (لبه تیز) آن دست کشیدن از کسب روزی حلال آن آسانتر است.(1)
اِبنَ آدَمَ! اِن کُنتَ تُریدُ مِنَ الدُّنیا ما یَکفیکَ فَاِنَّ اَیسَرَ ما فیها یَکفیکَ وَ ان کُنتَ انّما تُریدُ ما لا یَکفیکَ فَانَّ کُلَّ ما فیها لا یَکفیکَ. (2)
فرزند آدم! اگر از دنیا به قدر کفاف راضی باشی اندکی از آن، تو را کافی است و اگر بیش از کفاف بخواهی همه آنچه در آن است نیز تو را کافی نیست.
حضرت علی علیه السلام
پینوشتها:1- فروع کافی، ج 5، ص161.
2- اصول کافی، ج 2، ص 138.
منبع:
جلوههای تقوا، ج 3، محمدحسن حائری یزدی

یکی از آزاد شدههای امام صادق علیه السلام نقل کرده است که هنگام رحلت آن بزرگوار در خدمتش بودم. حضرت در حالت اغما بود. بعد از بیرون آمدن از این حالت فرمود: به حسن بن علی بن علی بن الحسین (معروف به افطس) هفتاد دینار، به فلان شخص فلان مبلغ، به فلانی فلان مقدار و ... بدهید. من به حضرت عرض کردم: شما به کسی که با دشنه به شما حمله کرد و قصد کشتن شما را داشت، کمک میکنید؟ فرمود: آیا میخواهی من از آن گروه نباشم که خداوند در حقشان فرموده است: «آنان که آنچه را خدا امر به پیوند آن کرده (مانند صله رحم و دوستی پدر و مادر و...) اطاعت میکنند و از خدا میترسند و به سختی هنگام حساب میاندیشند... .»(1)
(سپس متوجه کنیز خود، سالمه شد و فرمود:) سالمه! خداوند بهشت را پاکیزه و خوشبو آفریده طوری که بوی خوش آن از مسافت دو هزار سال راه به مشام میرسد، اما عاق والدین و قاطع رحم هرگز بوی آن را استشمام نخواهند کرد.(2)
اِنَّ صِلَةَ الرَّحِمِ تُزَکِّی الاَعمالَ وَ تُنمِی الاَموالَ.(3)
صله رحم موجب پاکی اعمال و فراوانی اموال میشود.
امام صادق علیه السلام
پینوشتها:1- رعد/21.
2- بحارالانوار، ج 47ص 2-3.
3- همان، ج 71، ص100.
منبع:
جلوههای تقوا، ج 3، محمدحسن حائری یزدی.
ویژه نامه شهادت حضرت علی علیه السلام وشب های قدر
بسم الله القاصم الجبارین
گویند علی (ع) را که خدا بود ، نبود
گویند که از خدا جدا بود ، نبود
من در عجبم میان این بود و نبود
این بود چه بودی است که هم بود و نبود !!!!!

دانلود روضه ونوحه ودعا ویژه شهادت حضرت علی
۱دانلود دعای جوشن کبیر-ومراسم احیا شب 21 رمضان۲دانلود مداحي و نوحه ويژه شهادت حضرت علي عليه السلام ازحاج قانع ۳دانلود مداحی محمد حسین حدادیان۴دانلود مداحی ویژه شهادت حضرت علی از روح الله بهمنی۵دانلود مداحي و نوحه ويژه شهادت حضرت علي عليه السلام ازحاج عبدالرضا هلالی ۶دانلود مداحي و نوحه ويژه شهادت حضرت علي عليه السلام ازحاج ابوالفضل بختیاری ۷دانلود مداحي و نوحه ويژه شهادت حضرت علي عليه السلام ازحاج حسن خلج ۸دانلود مداحي و نوحه ويژه شهادت حضرت علي عليه السلام ازحاج حسین سیب سرخی۹دانلود مداحي و نوحه ويژه شهادت حضرت علي عليه السلام ازحاج احمد نیكبختیان۱۰دانلود مداحي و نوحه ويژه شهادت حضرت علي عليه السلام ازحاج محمود كریمی۱۱دانلود مداحي و نوحه ويژه شهادت حضرت علي عليه السلام ازحاج محمد طاهری۱۲دانلود روضه ويژه شهادت حضرت علي عليه السلام ازحاج ابوالفضل بختیاری۱۳دانلود روضه ويژه شهادت حضرت علي عليه السلام از حاج حسن خلج۱۴دانلود روضه ويژه شهادت حضرت علي عليه السلام از حاج محمود كریمی۱۵دانلود روضه ويژه شهادت حضرت علي عليه السلام از حاج محمد طاهری۱۶دانلود روضه ويژه شهادت حضرت علي عليه السلام از حاج سعید حدادیان۱۷دانلود روضه ويژه شهادت حضرت علي عليه السلام از حاج منصور ارضي۱۸دانلود سخنراني ويژه شهادت حضرت علي عليه السلام از استاد انصاريان آیة الله مظاهری
۱-دانلود مداحی به مناسبت شهادت حضرت علی و شبهای قدر۲دانلود مداحی به مناسبت شهادت حضرت علی و شب های قدر۳دانلود مداحی به مناسبت شهادت حضرت علی از حاج محمود کریمی۴دانلود مداحی به مناسبت شهادت حضرت علی و شبهای قدر واحیا۵مثلث توطئه۶مردی برای تمام عصار۷روزگار میشود۸علی نادره گیتی۹ابر رحمت در مصیبت علی علیه السلام۱۰علی و شب۱۱ناله کن ای دل به عزای علی۱۲راز شب۱۳باید ها و نباید های کارگزان از دیگاه حضرت علی علیه السلام۱۴حقوق از منظر امام علی۱۵تحیر بشریت در برابر علی علیه السلام۱۶وعلی علیه السلام ایگونه عدالت را بر پا کرد۱۷آشکار شدن قبر مخفی علی علیه السلام۱۸آخرین لحظات عمر مولا علی علیه السلام۱۹آیات نازله در وصف حضرت علی علیه السلام1۲۰آیات نازله در وصف حضرت علی علیه السلام2-۲۱آیات نازله در وصف حضرت علی علیه السلام3-۲۲آیات نازله در وصف حضرت علی علیه السلام4-۲۳ایات نازله در وصف حضرت علی علیه السلام5-۲۴ایات نازله در وصف حضرت علی علیه السلام5۲۵ایه مودت-۲۶ایه تطهیر-۲۷آیه مباهله-۲۸ایه اطاعت-۲۹ایه ولایت۳۰عيادت اصبغ بن نباته از حضرت علی عليه السلام-۳۱وصایای امیر المومنین به امام حسن مجتبی ع ۳۲نحوه برخورد علی با قاتلش ۳۳خوراک و پوشاک حضرت علی ۳۴فصاحت وبلاغت حضرت علی علیه السلام۳۵عواطف حضرت علی علیه السلام۳۶شجاعت وقداست حضرت علی ۳۷عدالت و حقیقت خواهی حضرت علی۳۸شخصیت حضرت علی ۳۹شجاعت وایثار حضرت علی۴۰صبر وحلم حضرت علی۴۱علم وحکت حضرت علی۴۲ایمان وعبادت حضرت علی۴۳غوغای سقیفه۴۴اوضاع حضرت علی بعد رحلت پیامبر۴۵انتخاب حضرت علی برای خلافت۴۶امیر المومنین در یک نگاه۴۷تربیت اولیه حضرت علی۴۸حضرت علی درکنار رسول خدا۴۹واقعه ای درشب نوزدهم در مسجد کوفه۵۰سجاده گشته رنگین۵۱راز محبوبیت حضرت علی۵۲حقوق مردم در کلام حضرت علی علیه السلام۵۳هان ای زمینیان با علی چه کردید۵۴دانلودنوحه شهادت حضرت علی سیب سرخی هلالی کریمی

هوالمحبوب

تقدیم به کریم ترین ارباب دو عالم
در این شبها که به اسمان مینگریم گویی بغضی کهنه در گلوی مهتاب تو را فریاد میزند تویی که در وانفسای این دنیا از همه غریبتر بوده ای. تویی که با سکوتت عشق را به اتش کشیدی وخاک را تا به ابد با غربت اغشته نمودی . در تنهاییت خدای را به دیدگان نمناکمان به تماشا کشاندی.و در یادمان اینگونه نگاشتی :
هر که عاشقتر، دلش آشفته تر
چه فقیرانه نگاهم به جاده دوخته شده است که مبادا روز ی از مقابل دیدگانم بگذری و من از دیدارت جا بمانم .
.شب را به امید رویایت میگذرانم و روز را به امید شنیدن صدایت .چه حقیقت تلخ و شیرینی است .چه ظلمت و روشنایی وجودم را تسخیر نموده است
اگرمعبود تنهایی بر نمیگزید بی شک تو را معبود دل خویش میدانستم و از قربانی چشم و دل در راهت دریغ نمیکردم
دوست دارم آنی شوم که خریدارم شوی که حتی اگر روزی قدمهایم به چمن جنت رسید باز هم غلام روسیاه تو باشم
دلم سر سپرده ات شد .تقصیر من نیست که این چنین عاشقانه فریادت میزنم که باید دامن خدای را بگیری که چرا شیدایی را در چشمان تو خلاصه نمود
برای تمام تنهایی حریم پاکت دلم میسوزد . هر گاه که تن سپردم به گوش دادن تمام زمزمه های دل خسته ام ،نامی به جز حسن بن علی نشنیدم .نامی که هرگز نتوانستم نامی در کنار ان بگنجانم .
بی گمان که خاک تن من جز با غبار بقیع اغشته نشده و دربدو تولدم بی شک به جای اذان، روضه تو را در گوشم خوانده اند که اینگونه خود را شیدای تو میبینم .
مرا چه باکی است از اتش دوزخ که چون در میان هاله های ان مرا رها کردند باز من دامن کریم تو را رها نخواهم کرد .هنگامی که برای گرفتن دستان گنهکارم قدمهایت را برداری اتش چه شرمگین خواهد شد از زبانه کشیدن، و ابراهیم بیاید و ببیند که کدامین گلستان زیباتر است؟.
زندگی چیزی جز عشق تو را به من نشان نداد و دل بهانه ای جز دیدارت در همه عمر نگرفت
بگذار که با دیدنت دلم برای همیشه خراب شود. مرا به آبادی دل چه سود و چه نیاز؟ که در این دنیا هر دلی خراباتی شد گویا ابدی جاویدان شد.
من اسارت دلم را به هیچ آزادی نفروشم که زندانبانی چون حسن بن علی جرعه ای جز می به من ارزانی نمیدارد

میلاد باسعادت سبط اکبر پور حیدر فرزند زهرای اطهر کریم اهل بیت امام حسن مجتبی علیه السلام راخدمت اقا امام زمان عج وتمامی شیعیان ومحبین اون حضرت تبریک وتهنیت عرض میکنم

ويژه نامه ولادت امام حسن مجتبي عليه السلام با بيش از ۱۰۰ عنوان مطلب
دانلود مولودي ويژه ميلاد امام حسن مجتبی از سیدمجید بنی فاطمه 2دانلود مولودي ويژه ميلاد امام حسن مجتبی از حاج محمود كریمی 3دانلود مولودي ويژه ميلاد امام حسن مجتبی از محمدرضا طاهري 4اسكرين سرور ويژه ميلاد امام حسن مجتبی ع 5تصاويري ويژه ميلاد امام حسن مجتبی ع 6سخنرانی حجةالاسلام انجوی نژاد ويژه ميلاد امام حسن مجتبی ع 7گزارش از قرآن خطی منسوب به امام حسن مجتبی (ع) 8سایه طوبی 9ولادت امام حسن مجتبی 10انتظارات امام حسن مجتبی(علیهالسلام) از شیعیان 11خصوصیات همنشین نیک از منظر امام حسن مجتبی 12 امام حسن محبوب پیامبر 13بهترین زندگی ۱۴صبر در سیره امام حسن مجتبی علیه السلام ۱۵واژه های رنگ باخته ۱۶روایت شجاعت .کیاست امام حسن مجتبی ۱۷ پرتوی از زندگانی امام حسن مجتبی ۱۸میلاد نخستین میوه نبوت ۱۹هدیه الهی ۲۰تولد و اشنایی با همسر وفرزندان امام حسن مجتبی علیه السلام ۲۱ اخلاق امام حسن مجتبی ۲۲صلح امام حسن مجتبی ۲۳احادیثی از امام حسن مجتبی علیه السلام ۲۴اداب غذا خوردن از زبان امام حسن مجتبی ۲۵اظهار محبت های پیامبر نسبت به امام حسن مجتبی ۲۶عقیقه امام حسن مجتبی ۲۷القاب وکنیه امام حسن مجتبی علیه السلام ۲۸ سرور سبز پوش ۲۹اسیر محنت ۳۰ولایت حسن ۳۱دوای صبر ۳۲ چراغ دل افروز مجتبی ۳۳ ریحانه رسول خدا ۳۴امام حسن وپاسداری از ارزش ها ۳۵ صبر در سیره امام حسن مجتبی ۳۶ چرا امام حسن مجتبی علیه السلام صلح کرد ۳۷تربیت در سیره امام حسن مجتبی علیه السلام ۳۷ آیا امام حسن مجتبی علیه السلام مطلاق بود ۳۸ بررسی فعالیت های فرهنگی وسیاسی امام حسن مجتبی علیه السلام پیش از امامت ۳۹ صلح امام حسن مجتبی ضامن بقای اسلام ۴۰دانلود مولودی ویژه ولادت امام حسن مجتبی حاج محمود کریمی ۴۱ شخصیت علمی امام حسن مجتبی ۴۲ طرح وبگراند مذهبی ویژه میلاد امام حسن مجتبی ۴۳دانلود مولودی ولادت امام حسن مجتبی ۴۴احادیثی از امام حسن مجتبی ۴۵فرزند پیامبر ۴۶غذای بهشتی ۴۷ درخت خشک رطب داد ۴۸ احادیثی از امام حسن مجتبی3 ۴۹دانلود مولودی میلاد امام حسن ۵۰ دانلود مولودی ویژه میلاد کریم اهل بیت ۵۱دانلود مولودی ولادت امام حسن مجتبی ۵۲ سکوتی در میان دوفریاد ۵۳ سوره صبر ۵۴ رود زلال ۵۵ولادت نور ۵۶ سخنانی اموزنده از امام حسن مجتبی علیه السلام ۵۷ یاران امام حسن مجتبی علیه السلام ۵۸امام حسن علیه السلام وتدریس معارف الهی ۵۹ امام حسن علیه السلام ونقل حدیث از پیامبر ۶۰امام حسن علیه السلام از نگاه امام حسین علیه السلام ۶۱ امام حسن علیه السلام در مسند قضاوت ۶۲ امام حسن وپاسخ به سوالات مرد شامی ۶۳ امام حسن علیه السلام در نگاه امیر المومنین ۶۴ امام حسن و گواه رسالت نبوی ۶۵ امام حسن علیه السلام مصلح بزرگ ۶۶ابعاد شخصیتی امام مجتبی ۶۷ کلام حق از زبان کودک ۶۸امام حسن علیه السلام و غبر از غیب ۶۹ ذکر مطاعن اطافیان معاویه و رسوایی انها ۷۰بر شماری فضائل علی وخودش ۷۱ اهانت های معاویه واطرافیانش به امام مجتبی ۷۲ سنت اجتماع در میان ائمه ۷۳اشعاری از امام حسن مجتبی علیه السلام ۷۴ مقابله امام مجتبی علیه السلام با توطئه های معاویه ۷۵ اقدامات امام مجتبی پس از بیعت مردم ۷۶فرزندان امام حسن مجتبی علیه السلام ۷۷ بیعت کوفیان با امام حسن مجتبی ۷۸عبادت امام حسن ۷۹ زهد امام حسن مجتبی علیه السلام ۸۰استجابت نفرین امام حسن مجتبی در باره زیاد بن ابیه ۸۱ اولین سخنرانی امام حسن مجتبی علیه السلام پس از شهادت پدر ۸۲علم امام حسن ۸۳ زیارت نامه امام حسن مجتبی علیه السلام ۸۴امام حسن و تربیت شاگردان ۸۵ امام حسن وسخنرانی در محضر پدر ۸۶ مناظرات کوبنده امام حسن با بنی امیه۸۷بخشش بی نظیر امام حسن مجتبی ۸۸ خاندان علم وفضیلت ۸۹نکته اموزنده از زندگی امام حسن ۹۰مولود رمضان ۹۱ زلال سخاوت ۹۲چه کسی همانند این جوانمردان است ۹۳ دونمونه از بزرگواری های امام حسن مجتبی علیه السلام۹۴ دفع دشمنی خطرناک ۹۵ شاخه گل پر برکت ۹۶نامه پر برکت ۹۷کرم از کجا تا کجا۹۸نمی از دریای وجود وکرم امام حسن مجتبی علیه السلام ۹۹سخنان حکمت بار امام حسن مجتبی ۱۰۰پرتویی از بلاغت امام حسن مجتبی علیه السلام

جشن ميلــــــــــــــــــــــــــــــاد امام حســـــــــــــــــــن مجتبي عليه السلا م
دوشنبه شب ميلاد امام حسن مجتبي عليه السلام
مكان :خيابان هيرمند شمالي بين هيرمند ۴۳و۴۵ مسجد امام حسن مجتبي
سخنران :حجت الاسلام پور ذهبی
مداح : کربلایی بهروز شهبازیان
زمان :دوشنبه ۲۵/۶/۸۷ ساعت ۲۰
****************
سه شنبه شام ميلاد امام حسن مجتبي عليه السلام
مكان :خيابان هيرمند شمالي رو به روي مسجد امام حسن مجتبي بن بست شهيد نارويي
سخنران :حجت الاسلام بابايي
مداح :محمد رضا منصوری
زمان : سه شنبه ۲۶/۶/۸۷
یاحق امام حسن مجتبی علیه السلام پشت وپناه تون

مجموعه کاملي از مناجات سخنراني ادعيه و نرم افزار موبايل ويژه ماه مبارک رمضان
امجموعه کامل نرم افزارهاي اسلامي ويژه گوشي هاي جاوادار
اسکرين سرور ويژه ماه مبارک رمضان
تصاوير ويژه ويژه ماه مبارک رمضان
تصاوير ويژه متحرک ويژه ماه مبارک رمضان
رواياتي در باب گناه و بندگي - طاهري سال 86
روايت اميد به رحمت به خدا و گناه و بندگي حاج سعيد حداديان
دانلود مناجات ويژه ماه مبارک رمضان از حاج محمد طاهري
دانلود مناجات ويژه ماه مبارک رمضان از حاج سعيد حداديان
دانلود مناجات ويژه ماه مبارک رمضان از حاج منصور ارضي
شرح ادعيه روزهاي ماه رمضان آية الله مجتهدي
سخنراني استاد رضا الهي - تفسير سوره زلزال86
سخنراني استاد رضا الهي - محتواي قرآن کريم - دهه دوم ماه رمضان سال 86
سخنراني ايت الله مجتهدي در باب ماه مبارک رمضان
يا حق امام حسن مجتبي عليه السلام پشت وپناه تون
سلام دوست من
چشمهایت را ببند و تصور كن كه بر روی شنهای نمناك ساحلی آرام دراز كشیدهای، دستهایت رها و چشمانت به آسمان است. موجهای نرم هر از گاهی پاهایت را خنك میكنند و صدایشان گوشهایت را مینوازند. و تو در زیر این آبی آسمان گاهی به تابش خورشید گرم میشوی و گاهی به ترنم نسیم خنك.
تو ساكتی و یَم و خورشید و فلك با تو در نجوا.
آنچه تو در آن غرقی، آرامش است!
... تو با پیگیری و خواندن این مجموعه به ساحل امن آرامش خواهی رسید.

رسیدن به آرامش، در گرو شـنـاخت اضطراب و نگرانی و مبارزه با علل آن است. با اسـتـفاده از آیات قرآن و روایات معصومین(علیهمالسلام) و سخنان دانشمندان درمییابیم كه ریـشـههـای نـگرانی و راههای درمـان آن و تحصیل آرامش به یك عامل اساسی كه همان ایـمـان و تقویت آن اسـت، بستگی دارد
ایمان، انسان را در برابر عوامل تهدیدكننده حیات او به یك موجود شكست ناپذیر تبدیل میكند. در مواردی كه دشواریهای زندگی، شـخصیت انسان را نشانه میگیرد، اتكا به خداوند در روح او اثر عـمیق و غیرقابل انكار میبخشد. نوع برخورد و وضعیت روانی انسانهای با ایمان بـا عـكـس العمل و وضعیت روحی افراد مادی و بی ایمان در بـرخـورد با حوادث، قابل مقایسه نیست.
به یكی از بانوان مسلمان در مـدیـنـه خبر رسید كه در جنگ احد سه تن از عزیزان خود را از دسـت داده اسـت. او با شنیدن این خبر برای حمل اجساد كشتگان خـود بـا شتری عازم جبهه احد گردید. در را بازگشت به عایشه، همسر رسـول اكـرم(صلیاللهعلیهوآله) برخورد كرد. عایشه پرسید: از رسول خدا چه خبر؟ ایـن بانوی مصیبت دیده با متانت و آرامش خاصی كه از ایـمـان مـحكم و استوارش سرچشمه میگرفت، پاسخ داد: من مژدهای بـرای شـما دارم، به پیامبر آسیبی نرسیده و در بـرابـر چـنین نعمت گران قدر و بزرگی هر گونه مصیبتی كـوچـك و قـابل تحمل است. همسر پیامبر از او پرسید: این شهدا، چه كسانی هستند؟ او جواب داد: یكی جسد شوهرم و دیگری فرزندم و آن یكی برادرم ؛ همه را با خود به مدینه میبرم تا به خاك بسپارم.1
به راستی چه عنصری جز ایمان میتوانست بانوی قهرمان كربلا، حضرت زیـنـب(علیهاالسلام) را در بـرابر انبوه مصیبتها چنین مقاوم سازد.
مكاتب مادی هرگز نتوانستهاند چنین زنان و مردان فداكاری تربیت كـنـنـد، حـال این كه در تاریخ اسلام از این وقایع زیاد دیده میشـود. دیل كارنگی میگوید: «پدرم زیر بار قرض و گرفتاری و فلاكت و بـدبـختی رفته بود كه سلامت خود را از دست داد. پزشك به مادرم گـفـت: بیش از شش ماه از عمر پدرم باقی نمانده است؛ پدرم مكررا تـصـمیم گرفت به وسیله طناب به زندگی خود خاتمه بخشد یا خود را تـسلیم امواج رودخانه كند. سالهای بعد پدرم برای من تعریف كرد و گـفـت: یـگانه عاملی كه در آن موقع من را از انتحار بازداشت، ایـمان راسخ و استوار مادرت بود. او عقیده داشت، اگر خداوند را دوسـت بـداریم و از اوامرش اطاعت و پیروی كنیم، همه كارها اصلاح خـواهـد شـد. حـق بـا مادرم بود؛ سرانجام همه كارها اصلاح شد[و ]پـدرم چـهل و دو سال دیگر به خوشی زندگی كرد. دین به من ایمان و امید و شهامت میبخشد و هیجان و اضطراب و ترس و نگرانی را از من دور میكند.»2
كـسـی كـه تلاش گستردهای دارد وقتی ببیند از كارش قدرشناسی نمیشـود، دچـار رنـج و انـدوه میگردد؛ اما مردان خدا و افراد با ایـمـان هـرگز انتظار پاداش و تشكر از دیگران نداشته و به ثواب اخـروی چـشـم دوخـتـهانـد. سـوره «انـسان» درباره مدح اهل بیت پـیـامـبـر(صلیاللهعلیهوآله) بـه این جهت نازل شده كه آنان بدون هیچ گونه چشم داشـتـی غـذای خـود را بـه فقیر و اسیر و مسكین بخشیدند و چنین گـفـتـند: «انما نطعمكم لوجه الله لانرید منكم جزاء و لاشكورا؛ ما تـنـهـا به خاطر خدا به شما غذا میدهیم و انتظار پاداش و تشكر از شما نداریم.»3
بـر این اساس علی(علیهالسلام) میفرماید: «لایزهدنك فی المعروف من لایشكره لك فقد یشكرك علیه من لایستمتع بشیء منه و قد تدرك من شكر الشاكر اكـثـر مـمـا اضاع الكافر و الله یحب المحسنین؛ به خاطر ناسپاسی افـراد، از كـار نـیك مضایقه نكنید، چرا كه در عوض گاهی كسی از تـو سـپاس گزاری میكند كه از عمل نیكت بهرهای نبرده و چه بسا اثـر ایـن شـكرگزاری بیش از ناسپاسی افراد ناسپاس است و خداوند نیكوكاران را دوست میدارد.»4
ایـمـان، انسان را از منفیگرایی و بدبینی به مردم، كه خود عامل مـهـم اضطراب است، باز میدارد. مومن به پیروی از قرآن، بدبینی را از گناهان بزرگ میداند و كار دیگران را حمل بر صحت میكند. تـسـلـیم شدن در مقابل قضاهای حتمی و راضی شدن به مقدرات كه از آثـار ایمان است، زندگی را دل پذیر و مطبوع میسازد. علی(علیهالسلام) میفـرمـایـد: «انـكم ان رضیتم بالقضاء طابت عیشكم و فزتم بالغناء؛ اگـر بـه مـقـدرات حتمی راضی شدید، زندگی شما شیرین و گوارا میشود و از غنا برخوردار میگردید.»5
فیلـسـوفـان و روان شـنـاسان نیز به این اصل مهم تاكید كردهاند؛ ویـلیام جیمز میگوید: «حوادث را آن طوری كه هست بپذیرید و خود را آمـاده سـازیـد كـه هـمان طور قبولش كنید، زیرا پذیرش آنچه اتـفـاق میافتد اولین قدم در مغلوب كردن نتایج مصایب و بدبختیها است».6 البته این توصیهها در پارهای از موارد با توجه به تـفـاوت روحـیـه افـراد كم و بیش اثر مثبت دارد، ولی هرگز بدون پـشـتـوانـه ایـمان و مذهب در برخورد با حوادث سنگین و دردناك، افـكار پریشان و آشفته آرام نمیگیرد. كسی كه متكی به منطق دین اسـت، در نـظـام آفـریـنش هیچ چیز جز اراده خداوند را موثر نمیدانـد و مـعـتـقد است كه رنجهای خارج از اختیار انسان از جانب پـروردگـار مهربان و برای تطهیر قلب و ارتقای درجه مقدر گردیده اسـت. از ایـن رو هـرگـز اجازه نمیدهد كه مصایب و مشكلات، قدرت روحـی او را فـلـج نماید و در هر شرایطی كشتی وجودش را به ساحل آرامـش و صـفـا میرسـاند.
روزی امام باقر(علیهالسلام) برای عـیادت از جابر بن عبدالله انصاری به منزل ایشان رفتند و از حـال وی جویا شدند. جابر گفت: حالتی یافتهام كه پیری را بر جــوانـی و بـیـماری را بـر تـن درستی و مرگ را بر زندگی ترجیح میدهم.
حضرت فـرمـودند: اما ما خاندان پیامبر چنین نیستیم؛ اگر خداوند بـیـماری یا تن درستی، جوانی یا پیری، مرگ یا زندگی را برای ما اراده فرماید، از دل و جان میپذیریم.7 باباطاهر میگوید:
یـكـی درد و یـكـی درمـان پـسنـدد یكی وصل و یكی هجران پسندد
من از درمان و درد و وصل و هجران پـسنـدم آنـچـه را جـانـان پسندد
به راستی چه عنصری جز ایمان میتوانست بانوی قهرمان كربلا، حضرت زیـنـب(علیهاالسلام) را در بـرابر انبوه مصیبتها چنین مقاوم سازد، آنجا كـه میگوید: «ما رایت الا جمیلا؛ جز زیبایی ندیده ام».8 آرامش و وقـار و تـسلط زینب(علیهاالسلام) بر روح و كلمات خود آن چنان بود كه گویا هیچ اتفاقی نیفتاده است.
كـسـی كـه تلاش گستردهای دارد وقتی ببیند از كارش قدرشناسی نمیشـود، دچـار رنـج و انـدوه میگردد؛ اما مردان خدا و افراد با ایـمـان هـرگز انتظار پاداش و تشكر از دیگران نداشته و به ثواب اخـروی چـشـم دوخـتـهانـد.
اسـتاد مطهری یكی از آثار ایمان مذهبی را آرامش خاطر میداند و میگوید: «انسان فطرتا جویای سعادت خویش است. از تصور وصول به سـعادت، غرق در مسرت میگردد و از فكر یك آینده شوم و مقرون به مـحـرومیت لرزه بر اندامش میافتد، سخت دچار دلهره و اضطراب میگـردد. آن چـه مـایه سعادت انسان میگردد. دو چیز است: 1ـ تلاش ؛ 2ـ اطـمـینان به شرایط محیط. موفقیت یك دانش آموز معلول دو چیزاسـت: سـعـی و تـلاش خـودش[و] دیـگری مسـاعدت و آمـادگـی محیط مدرسه و تـشـویـق و تـرغـیب و تقدیر اولیای مدرسه. یك دانش آموز كـوشـا اگـر به محیطی كه در آنجا درس میخواند و معلمی كه آخر سـال نـمـره میدهـد اعتماد نداشته باشد و نگران یك رفتار غیر عـادلانـه بـاشد، در تمام ایام سال دلهره و اضطراب سراپای وجودش را میگیرد.
امـا تكلیف انسان با خودش روشن است و از این ناحیه اضطرابی [به او] دسـت نمیدهـد، زیـرا اضطراب از شك و تردید پدید میآید. انـسـان دربـاره آنچه مربوط به خودش است شك و تردید ندارد؛ آن چـه كـه انـسـان را بـه اضطراب و نگرانی میكشاند و آدمی تكلیف خـودش را دربـاره او روشـن نمیبـیند، جهان است؛ آیا كار خوب فـایده دارد؟ آیا صداقت و امانت بیهوده است؟ آیا با همه تلاشها و انـجـام وظـیـفـههـا، پایان كار محرومیت است؟ اینجاست كه دلـهـره و اضـطـراب در مـهیبترین شكلها رخ مینماید. [در این مـواقـع] ایمان مذهبی به حكم این كه به انسان كه یك طرف معامله است نسبت به جهان كه طرف دیگر معامله است، اعتماد و اطمینان میبـخـشـد، دلهره و نگرانی نسبت به رفتار جهان را در برابر انسان زایل میسازد و به جای آن به او آرامش خاطر میدهد.»9
1ـ ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه (قم، منشورات مكتبه آیه الله نجفی، چاپ دوم) ص262.
2ـ دیـل كـارنـگـی، آیـیـن زندگی، ترجمه جهانگیر افخمی (تهران، انتشارات ارمغان، چاپ دهم) ص185.
3ـ دهر(76) آیه 9.
4ـ نهج البلاغه فیض الاسلام، قصار 195.
5 ـ غررالحكم، ج3، ص66.
6 ـ دیل كارنگی، همان، ص88.
7ـ جامع السعادات. ج3، ص285.
8 ـ خوارزمی، مقتل الحسین، ج2، ص42.
9ـ اسـتـاد مطهری، مجموعه آثار (انتشارات صدرا، چاپ چهارم) ج2، ص45.
محمد سبحانی نیا، مجله معارف اسلامی، ش 44، با تصرف و تكمیل

اِن لَم تَكُن حَلیماً فَتَحَلَّم، فَاِنَّه قَل مَن تَشَبَّه بِقَوم اِلاّ اَوشَكَ اَن یَكُون مِنْهُم
اگر بردبار نیستی، در ظاهر بردباری از خود نشان بده، زیرا بسیار اندك هستند كسانی كه به گروهی شباهت وَرزند مگر اینكه به زودی جزء آن گروه شوند.
حلم و بردباری، از بزرگ ترین فضایل اخلاقی است كه نقطه مقابل خشم و غضب است. بردباری یعنی قدرت تحمّل در برابر رویدادها و جریانات نامطلوب كه انسان را به خشم در برابر آن وامیدارد و به عكسالعمل شدید و سریع برمی انگیزد؛ هنگامی كه سخن ناروایی درباره خود میشنویم، اقدام غیرمنصفانه و ناصحیحی را در مورد خودمان مشاهده میكنیم، و در هرموردی كه درباره ما برخورد جاهلانهای میشود كه بطور طبیعی برانگیزنده خشم و غضب ما است، با نیروی حلم و بردباری باید با آن برخورد كنیم.
این پرسش، در كلام علی علیهالسلام، پاسخ داده شده كه نكته بسیار مهمی را برای تمرین در كسب فضایل اخلاقی مطرح میكند. كسی كه دوست دارد بردبار باشد ولی هنوز نتوانسته به این فضیلت اخلاقی برسد، باید با تظاهر به بردباری یعنی با بردباری نشان دادن در برابرِ برخوردها، به تدریج به خُلق بردباری برسد. این تظاهر، البته با تظاهرِ ریایی كه امر مذمومی است، كاملاً متفاوت است، زیرا هر تظاهری، ریا نمیباشد. ریاكار، برای فریب دادن مردمان، كار نیكی را به ظاهر انجام میدهد كه هیچ باور و اعتقادی بدان ندارد ولی كسی كه صفت بردباری را دوست دارد و در پی راهی برای تحقق این فضیلت در خویشتن است، نه برای فریب دیگران و بهره برداری دنیوی و مادی از این فضیلت اخلاقی، بلكه به قصد تربیت خویش، به رفتار حلیمان در هنگام خشمگین شدن میپردازد و با این تمرین، در مسیر خودسازی گام برمیدارد.
سرّ اینكه در برخی از روایات، در مورد تشبّه به كفّار هشدار داده شده و مومنان را از تقلید آنان برحذر داشته، همین نكته است. اگر كسی در لباس و پوشش و شیوه زندگی و آداب معاشرت، خود و خانواده و محیط زندگی خود را همسان كافران بسازد، به تدریج در سایر امور هم همچون آنان خواهد شد و اصالت و هویت فرهنگی و دینی خود را از دست خواهد داد.
ذوعلم، علی، کتاب چهل گام، با اندکی تصرف

بسياري از مردم شكايت ميكنند كه چرا ايـن همه دعا ميكنيم، مستجاب نميشود؟
شايد تو هم يكي از آنهايي باشي كه حسابي شاكي هستي. اما اين را بدان كه خدا زير حرفش نزده بلكه هر كاري يه آدابي داره و مسلما سر هر راهي سنكي هم هست. پس بايد هم راه رو شناخت و چاه رو ، تا از دعايي كه ميكنيم نتيجه بگيريم.
البته اينجا يك سوال خيلي خيلي مهم هم هست كه بايد بهش فكر كرد. اون سوال اينه: آيا دعاي مستجاب اونه كه ما به چشم ببنيم؟ آيا امكان نداره خدا دعاي ما رو طوري مستجاب كنه كه مت اصلا نفهميم؟
حتما در اين باره فكر كنيد و به خدا اعتماد داشته باشيد.
حالا ميتونيد فوت و فنّهاي دعا كردن رو بخونيد و از اين به بعد بيشتر و بهتر نتيجه بگيريد.
1. نشناختن جهت و راه دعا (فرمول دعا)
نـيـل بـه هـر هدفي، راهي دارد، براي استجابت دعا نيز بايد راه هـايـي را پـيمود. امام صادق(عليهالسلام) ميفرمايد: بايد كه پيش از دعا حـمـد و سـتـايش خدا كني، نعمتهايي را كه به تو بخشيده به ياد آوري، سـپـس شـكـر و سپاس گويي، آن گاه درود بر پيغمبر و آل او فـرسـتي، سپس از گناهانت ياد كرده اقرار نمايي و از آسيب آن به خدا پناه بري؛ اين است جهت و راه دعا.1
2. وقت نشناسي (نقش زمان)
مـثلي است كه ميگويند: فلاني خروس بي محل است؛ هرچند كه خداوند از رگ گـردن بـه انسان نزديكتر است اما بايد وقت دعا را رعايت كرد. در حـالات امامان معصوم(عليهالسلام) ميخوانيم كه آنها در اوقات و موقعيتهاي خـاصي به دعا ميكردند. مواردي چون دعا بين اذان و اقامه، هـنـگـام وزيدن باد، وقت ظهر، هنگام بارش باران، شب قدر، و غير آن در روايات آمده است كه در استجابت دعا نقش موثري دارند.
فيض و رحمت خدا مثل شير آب نيست كه يك بار بازش كني و خيالت راحت باشد كه همينطور خواهد آمد. بلكه يك تلمبه دارد كه مدام بايد آن را زد و هر لحظه كه از تلمبه زدن بايستي، جريان رحمت هم قطع ميشود.
آن تلمبه، دعاست. وقتي با كلي دعا و التماس از خدا چيزي گرفتي، بايد با دعا هم نگهَش داري.
3. وفا نكردن به عهد نسبت به خداوند (يكي بده صدتا بگير)
شـايـد انسان خود را بسان ماشيني فرض كند كه سازنده يا مالك آن بـايد همواره نيازهاي آن را برآورد؛ مثل آب، روغن، سوخت و... و تـصـور كـنـد چون آفريده خداوند است، خداوند بايد همواره او را كـمـك كـند، بدون اين كه عهدي بر گردن او باشد. ولي چنين نيست، بـلـكه خداوند عهدهايي بر گردن بندهاش دارد كه بايد عملي شوند تا خداوند نيز پيمانش را وفا كند. امام صادق(عليهالسلام) در پاسخ عدهاي كـه از عـلت عدم استجابت دعا پرسيده بودند، فرمود: به دليل اين كـه شما به عهدهاي خود در پيشگاه خداوند وفا نميكنيد، در حالي كه خداي تعالي ميفرمايد: به عهد من وفا كنيد تا من به عهد شما وفـا كنم. به خدا قسم اگر به عهد خدا وفا كنيد، خداي متعال نيز به عهد شما وفا ميكند.
از جـمـلـه عـهـدهـايي كه انسان بر گردن دارد، عمل صالح است كه مـصـاديـق فراواني دارد؛ مانند: انجام واجبات، ترك محرمات، قرائت قرآن، صله رحم، كمك به نيازمندان و....
4. ايمان و يقين ناكافي (به خدا اعتماد كن)
كسي كه دست به دعا برمي دارد اگر ايمان قلبي به اجابت دعاي خود نـداشـتـه بـاشد، نتيجه نميگيرد و مانند آن است كه تشنهاي در بـيـابـان بـي آب و عـلـف به دنبال دريا بگردد. نبي اكرم(صلياللهعليهوآله) ميفـرمايد: (ادعوا الله و انتم موقنون بالاجابه3؛ خدا را بخوانيد و يـقـيـن بـه اجـابت داشته باشيد). امام صادق(عليهالسلام) نيز ميفرمايد: (اذا دعـوت فـظن ان حاجتك بالباب4؛ در وقت دعا يقين كن كه حاجت تو بر در خانه آمده است.)
5. شرك در دعا (از دست كسي كاري ساخته نيست)
شـرك بـسـيـار ظـريف است و در هر امري از امور ديني و عبادي ميتـوانـد دخـيـل بـاشـد. در دعا نيز اين موضوع يكي از عوامل عدم اسـتـجـابـت دعا است. هرگز نميتوان خارج از محدوده توحيد قرار گـرفت و انتظار استجابت دعا را داشت. خداي متعال ميفرمايد: او خـداي زنـده ابـدي اسـت و جز او هيچ خدايي نيست. پس تنها او را بـخـوانـيـد و بـه اخلاص بندگي كنيد كه ستايش و سپاس مخصوص خداي يكتا و آفريدگار عالميان است.5 بايد دانست كه فقط و فقط خداست كه ريز و درشت نيازهاي آدمي را برآورده ميكند اما به دست بندگانش و انسان نبايد اشتباه كند و اين وسيله را همه كار بپندارد. وقتي دعا ميكني چشمت را از همه ببند و مدام به اين فكر كن كه از دست كسي كاري ساخته نيست.
6. همراه نبودن ياد خدا و صلوات در دعا (استفاده از پارتي)
در دعـا تـوجه به خدا و رسولش اهميت بسيار دارد. كسي كه دعا ميكـنـد نـبـايد از ياد خدا و رسولش غافل شود، كه اگر غافل گردد، مـانـنـد آن است كه غذاي بي چاشني بخورد. مزه و لطف دعا در اين اسـت كـه بـا يـاد خـدا و رسـول هـمـراه گردد. امام كاظم(عليهالسلام) ميفـرمـايـد: هركس پيش از ستايش خداوند و درود و صلوات بر پيامبر دعا كند مانند كسي است كه بدون زه تيراندازي كند.6
اشتباه نكن، خدا جادوگر نيست. اصلا جادوگري وجود ندارد. خدايي كه اين جهان را بر اساس قانون منطق آفريده، مطابق قانون نيز عمل ميكند البته با مهرباني. پس از خدا نخواه كه دنيا را در درون تخم مرغي قرار دهد.
7. نيت آلوده (با خدا رو راست باش)
در دعـا بـايـد نـيـت، پاك و اخلاص، كامل باشد. امام صادق(عليهالسلام) ميفـرمايد: به راستي بنده وقتي كه با نيت پاك و قلب با اخلاص خداي را بـخـوانـد اگـر به عهد خداي عزوجل وفا كرد، دعايش مستجاب ميشـود و اگـر خدا را بدون نيت پاك و اخلاص بخواند، دعاي او اجابت نميشود.7
8. سنگ دلي (با خلق خدا مهربان باش تا خدا...)
دلـي كه سخت باشد، به اعمال زشت فرمان ميدهد و ستم و جنايت را پيش نهاد ميكند و هرگز نخواهد توانست رضايت خدا را جلب كند. امـام صادق(عليهالسلام) ميفرمايد: همانا خداي تعالي دعايي كه از دل سخت و سنگ دل برخاسته باشد، مستجاب نميكند.8
9. ناممكن و نامشروع بودن(دنيا درون تخم مرغ جا نميگيرد، متوجه خواستهات باش)
خـواسـتن چيزي كه ممكن نيست و يا چيزي كه خلاف شرع مقدس است، آن هـم از خدايي كه ما را آفريد و بر همه امور مسلط است، كاري عبث و بـيـهوده است. كسي كه به درگاه خدا دعا ميكند بايد بداند كه چـه ميخـواهـد، آيا چيزي كه ميخواهد ممكن است و آيا در حيطه كـارهـاي مـشـروع قرار دارد يا خير؟ امام علي(عليهالسلام) ميفرمايد: اي كـسـي كـه دعـا ميكني آن چه را كه حلال نيست و آن چه را كه نميشود، (مانند نبوت، امامت و چيزهاي ديگر) از خدا مخواه.9 خداوند استاد نظم و منطق و قانون و علت است. هيچ كار او بي حساب و كتاب نيست. اشتباه نكن، خدا جادوگر نيست. اصلا جادوگري وجود ندارد. خدايي كه اين جهان را بر اساس قانون منطق آفريده، مطابق قانون نيز عمل ميكند البته با مهرباني. پس از خدا نخواه كه دنيا را در درون تخم مرغي قرار دهد.
10. سرگرم محرمات و لهو و لعب بودن(خواستهات را از كسي بخواه كه با او دهخوري)
انـساني كه مشغول انجام محرمات و غرق در لهو و لعب است، يا كسي كـه از راه حرام كسب و كار و درآمد دارد و خوراك خود و اهلش را تامين ميكند، چه انتظاري دارد كه خداوند دعاي او را قبول كند. حـضرت علي(عليهالسلام) ميفرمايد: خداي تعالي دعاي قلبي را كه سرگرم لهو و لعب باشد نميپذيرد.10
11. خودخواهي(هرچه را براي خود ميپسندي براي ديگران هم بپسند)
خـداونـد دوست دارد بنده او قبل از دعا و آرزو براي خود به فكر ديـگـران بـاشد. حضرت زهرا(س) براي مردان و زنان اهل ايمان دعا ميكـرد و بـراي خـويشتن دعا نميكرد، سبب را پرسيدند، فرمود: نخست هم سايه سپس خانه.11
ديدهايد بعضها وقتي چيزي ميخواهند ميگويند به فلاني هم آن چيز دا بدهيد. از اين روش استفاده كنيد اما نه الكي بلكه واقعا اول براي او بخواهيد. چون خدا را نمي شود كلك زد.
12. نااميدي (ترفند دشمن)
امـيـد در هـر كاري باعث ادامه كار و حركت به سوي هدف است. دعا نـيـز ايـن چنين است. از اين رو ميخوانيم: خدايا آرزويم را در اميدواري به رحمتت برآور.12 نـااميدي از درگاه خداوند باعث عدم استجابت دعا است، كه خود ميفـرمـايـد: از رحـمـت خدا نااميد نشويد، زيرا نااميدي مخصوص گمراهان است.13 آيا ميدانستي كه يكي از راهكارهاي شيطان اين است كه تو را نا اميد كرده و از اطمينان تو به خداوند بكاهد و تو را وادار كند كه سراغ ديگران هم بروي؟ حتما اين را هم ميداني كه شيطان دوست تو نيست!
13. اعراض از امر به معروف و نهي از منكر (فوت كوزه گري)
فـرامـوش كردن يا ترك امر به معروف و نهي از منكر، اين مسئوليت مـهـم اجـتماعي، عامل عدم استجابت دعا است. رسول گرامي اسلام ميفرمايد: امـر بـه مـعـروف و نهي از منكر كنيد وگرنه خدا بَدان شما را بر نـيـكان شما مسلط ميكند و دعاي نيكان شما در آن موقع به اجابت نميرسد.14
14. دعا نكردن در زمان راحتي(خدا آچار نيست)
انـسـان بـه هـنگام راحتي و نداشتن مشكل نيز بايد با دعا انس و الـفـت داشته باشد و آن را مانند واكسني بداند كه در زمان سختي و مـشـكـل به كمك او ميآيد و او را نجات دهد. امام صادق(عليهالسلام) ميفـرمـايـد: هركس خوش دارد كه در حال سختي دعايش به اجابت برسد، بايد در حال راحتي دعا كند.15
خداوند آچار نيست كه در جعبه ابزار گذاشت و هر وقت كار گير كرد رفت سراغ آن. خداوند اصل و اساس همه چيز است حتي بودن من و تو در همين لحظه. اشتباه نكن.
فيض و رحمت خدا مثل شير آب نيست كه يك بار بازش كني و خيالت راحت باشد كه همينطور خواهد آمد. بلكه يك تلمبه دارد كه مدام بايد آن را زد و هر لحظه كه از تلمبه زدن بايستي، جريان رحمت هم قطع ميشود.
آن تلمبه، دعاست. وقتي با كلي دعا و التماس از خدا چيزي گرفتي، بايد با دعا هم نگهَش داري.
15. ندانستن سود و زيان از جانب خداوند (همه كاره خداست)
انسان همواره در معرض سود و زيان است، گاهي غرق در نعمت و گاهي فـارغ از آن و ايـن هـمه از جانب خداوند است و بشر بايد همواره شـكـرگـزار بـاشـد. آن گاه كه به سختي و زيان افتد، قبل از دعا بـايد بداند كه زيان و سختي وارده از جانب خداوند است و فقط از او بـخـواهـد كـه رفـع زيان كند و او را به سوي راحتي سوق دهد. رسول اكرم(صلياللهعليهوآله) فرموده است: خداي عزوجل اين چنين فرمود: هركه از من چيزي بخواهد و بداند كه زيان و سود از سوي من است، اجابتش ميكنم.16
وقتي دعا ميكني چشمت را از همه ببند و مدام به اين فكر كن كه از دست كسي كاري ساخته نيست.
17. دعا نكردن به صورت جمعي (با بندههاي خدا همراه شو)
هـرچـنـد كـه از دعاي انفرادي نيز ميتوان نتيجه گرفت، اما اگر تـعـدادي جـمـع شـونـد و مانند دعاي كميل، ندبه و توسل، يك صدا خـداوند را بخوانند، پروردگار نظر خاصي به آن محفل خواهد كرد و نـتـيـجـه بـهتري حاصل خواهد شد. امام صادق(عليهالسلام) ميفرمايد: هرگز چـهـار نـفر در كاري گرد هم نيامدند و دعا نكردند مگر آن كه با حاجت روا شده متفرق گشتند.17
18. تضرع و زاري و اصرار نكردن(عنصر سماجت)
مـداومـت در دعا و تضرع كردن به درگاه الهي، رمز موفقيت در دعا اسـت. كـسي كه بدون تضرع و اصرار انتظار فرج و گشايش مشكلات خود را دارد، توفيق چنداني نخواهد يافت. خداي بزرگ ميفرمايد: خداي خـود را بـه تضرع و زاري و با صداي آهسته بخوانيد.18 رسول اكرم ميفـرمايد: به راستي خداوند افرادي را كه اصرار در دعا دارند دوست ميدارد.19
19. قطع ارتباط با خدا (يكي هست كه صداي تو را دوست دارد)
در روايـت اسـت كه خداوند دوست دارد سخن و دعاي بنده محبوبش را بـسـيـار بـشـنود و اگر در اجابت دعاي بنده خويش عجله نميكند، عـلـتـش آن اسـت كه ميخواهد همواره صوت بندهاش را بشنود، لذا كـسـي كـه دعـايـش مـستجاب نميشود بايد به خودش بينديشد و اگر عـوامـل عـدم اسـتـجابت دعا را در وجودش نيافت اميدوار باشد كه بـنـده خـاص خدا است و خداوند به او نظر خاص دارد. امام رضا(عليهالسلام) ميفـرمايد: امام باقر(عليهالسلام) فرمود: مومن حاجتي از خداي عزوجل ميخـواهـد، امـا اجابتش به تاخير ميافتد، به خاطر دوستي صدايش و شنيدن نالهاش.20
1 ـ فيض كاشاني، تفسير صافي (چاپ قديم، تهران) ص54.
2 ـ همان.
3 ـ تفسير الميزان، ج2، ص35.
4 ـ اصول كافي، ج2، ص238.
5 ـ غافر(40) آيه 65.
6 ـ بحارالانوار، ج4، ص253.
7 ـ سفينه البحار، ج1، ص449.
8 ـ همان، ص446.
9 ـ وسائل الشيعه، ج4، ص1129.
10 ـ تفسير الميزان، ج4، ص37.
11 ـ سفينه البحار، همان.
12 ـ دعاي مكارم الاخلاق.
13 ـ زمر(39) آيه 53.
14 ـ سفينه البحار، همان.
15 ـ اصول كافي، ج4، ص237.
16 ـ شيخ صدوق، ثواب الاعمال، ص341.
17 ـ همان، ص357.
18 ـ اعراف(7) آيه 55.
19 ـ نهج الفصاحه، ص76.
20 ـ وسائل الشيعه، ص1111.

«واصرف عنی بمسئلتی ایاك جمیع شر الدنیا و شر الاخره. فانه غیر منقوص ما اعطیت:
و دور كن از من بنا برخواسته و خواهشم جمیع شر و بدی دنیا و شر و بدی آخرت را، زیرا هر چقدر تو عطا كنی (از خزانه فضل و كرمت) كم نمی شود.»
در این دعا اول خوبیها و خیرات را طلب نمودیم و حالا طلب میكنیم كه بدیها از ما دفع گردد.
در دنیا ما امور شر و خلاف و منفی و ... زیاد داریم، ولی در آخرت مقصود از شر و بدی انعكاس اعمال ماست.
«و زدنی من فضلك یا كریم:
و بیفزا برای من از فضل و بخشش.»
حالا تمام خواسته ما به طور تمام و كمال مطرح شده اما برای اطمینان بیشتر و محكم كاری كلمه «زدنی» یعنی زیاد كن؛ را هم میگوییم یعنی غیر از آنچه گفتیم و نگفتیم و هر چه كه خواستیم و نخواستیم، آنچه را كه ما از قلم انداختهایم و تو صلاح میدانی آن را نیز اضافه كن؛ چرا كه تو صاحب فضل و كرم هستی. چون ممكن است در دعا و اعلام حاجت و نیاز چیزی از خاطر ما برود و یا موضوعی باشد كه به صلاح ما باشد منتها بیاطلاع باشیم بنابراین بقیه كارها را نیز به دست خدا میسپاریم و این راه و رسم بندهای است كه میخواهد از خداوند چیزی را طلب كند.فرض كنیم یك پدری میخواهد به یك ماموریت دور و طولانی برود. هنگام خداحافظی با خانواده، پدر از فرزند سوال میكند كه دوست داری چه چیزی برایت بیاورم ؟ اگر او در جواب پدر بگوید مثلاً فلان لباس یا اسباب بازی را بیاور، خوب تكلیف پدر معلوم میشود ولی اگر بچه هوشیار و زرنگ باشد میگوید: پدر؛ هر چه خودت دیدی برای من خوب و مناسب است همان را بیاور. این پدر هنگام خرید برای فرزندش، جمله او را به یاد میآورد و خرید كردن برایش دشوار میشود. به عبارتی این یعنی همان نقش كلمه «زدنی» در دعا. اینجاست كه پدر وسواس و توجه خاصی میكند تا هدیهای بخرد كه مورد قبول فرزند قرار گیرد؛ پس سعی میكند كه بهترین و مفیدترینها را برای او بخرد.

حـضـرت عـلي(عليهالسلام) به فرزندش فرمود: امر به معروف كن تا اهل معروف باشي.1
همان گونه كه هركس لباس ميشويد، دست خودش نيز پاك ميشود; كسي كـه مـردم را بـه خير دعوت ميكند، به طور طبيعي سعي ميكند تا خودش نيز به آن كاري عمل كند كه به ديگران سفارش ميكند.
امـيـرالـمومنين علي(عليهالسلام) ميفرمايد: «لعن الله الامرين بالمعروف، الـتـاركـيـن لـه، و الـنـاهين عن المنكر، العاملين به 2؛ لعنت خـداوند بر كساني كه مردم را به كار نيك دعوت ميكنند و خود آن را انـجـام نميدهند، و نفرين خدا بر افرادي كه ديگران را از كارهاي ناپسند دور ميدارند و خود آن را به جاي ميآورند.
1- اجـرايي شدن احـكـام اسـلام: امـر بـه معروف و نهي از منكر راه پـيـامـبـران و روش صالحان است، فريضه بزرگي است كه به سبب آن، واجبات اسلامي برپا ميشود.3
2- عـدالـت اجـتماعي: امر به معروف و نهي از منكر با برگرداندن حقوق بـه صاحبان اصليش و مخالفت با ستمگر همراه است. هم چـنـيـن تقسيم عادلانه بيت المال و غنايم را در پي دارد و صدقات (مـالياتهاي شرعي) از جاهاي لازم گرفته شده، در جاي حق و مناسب مصرف ميشود.4
3- سازندگي: به وسيله امر به معروف و نهي از منكر زمين آباد ميشود.5
4- اسـتـواري نظام اسلامي: «بها يستقيم الامر» 6؛ به وسيله امر به معروف و نهي از منكر، امر «حكومت» مستقيم و استوار ميگردد.
5- امنيت: به وسيله امر به معروف و نهي از منكر... راهها امن ميگردد... و از دشمنان انتقام گرفته ميشود.7
6- خير و سلامتي: پيامبر(صلياللهعليهوآله) فرمودند: امت من تا زماني كه امر به معروف و نهي از منكر كنند، در خير و سلامتياند.8
7- قـدرتمـندي مومنان: هركس امر به معروف كند، مومنان را قدرتمند ميكند.9
8- تـضـعـيـف جبهه نفاق: در قرآن آمده مردان و زنان منافق برخي مـانـنـد برخي ديگرند كه امر به منكر و نهي از معروف ميكنند و مشتهاي خويش را عليه شما گره ميزنند.10
9- پاكيزگي كسب و كار: امام باقر(عليهالسلام) فرمودند به وسيله امر به معروف و نهي از منكر كسبها حلال ميشود11
10- مـصـلحت عمومي جامعه: حضرت علي(عليهالسلام) ميفرمايد: خداوند امر به مـعـروف را بـراي مـصـلحت عامه مردم و نهي از منكر را براي طرد سفيهان واجب كرده است.12
1ـ سـلامتي دين و دنيا: حضرت علي(عليهالسلام) ميفرمايد: هركس سه خصلت در او باشد، دنيا و آخرتش سالم ميشود: 1ـ امر به معروف كند و خود نـيـز بدان عمل نمايد; 2ـ نهي از منكر كند و خود گرد آن نگردد; 3ـ نگهبان حدود خداوند بزرگ باشد.13
2ـ نصرت الهي: حضرت باقر(عليهالسلام) فرمودند: اين دو آفريده الهي هستند كـه هـركـس آنها را ياري كند، خدا ياريش كند و هركس آن دو را تنها گذارد، خدا تنهايش ميگذارد.14
3ـ كم نشدن عمر و روزي: حضرت علي(عليهالسلام) ميفرمايد: امر به معروف و نهي از منكر، مرگ را نزديك نميكند و از روزي نميكاهد.15
4ـ نـجـات از بـلاهـا: در قرآن كريم آمده پس چون آن چه را كه به آنـان تـذكر داده شده بود فراموش كردند، ما نهي كنندگان از بدي را نجات داديم و كساني را كه فسق ميورزيدند، به عذاب زيان بار گرفتار كرديم.16
1. خـشـنودي خدا: در قرآن مجيد آمده است: او بستگان خويش را به نـمـاز و (دادن) زكات وامي داشت و پروردگارش از او راضي بود.17
2. فـلاح و رسـتگاري: مومناني كه امر به معروف و نهي از منكر ميكنند رستگارانند.18
3. ثواب فراوان: امام علي(عليهالسلام) ميفرمايد امر به معروف و نهي از منكر ثواب را دو چندان و اجر را بزرگ ميكند19
4. رهـايي از دروغ: رسول اكرم(صلياللهعليهوآله) فرمودند: شبي در خواب ديدم كه شعلههاي آتش (دوزخ) مردي را در بر گرفتهاند ولي امر به معروف و نـهـي از مـنـكـر آمدند و او را از آتش نجات داده با فرشتگان قرار دادند.20
5. بهشت برين: امام صادق(عليهالسلام) ميفرمايد: بهشت را دري است به نام (معروف) كه جز اهل معروف از آن وارد نميشوند.21
1- اصول كافى, ج1, باب13, حديث3.
2- نـهج البلاغه, ترجمه فيض الاسلام, ج2, ص;391
3- وسائل الشيعه, ج11, ص395.
4- همان, ص403.
5- همان, ص395.
6- همان.
7- همان, ص395.
8- همان, ص398.
9- نهج البلاغه, فيض الاسلام, ص1100.
10- توبه(9) آيه 67.
11- وسائل الشيعه, ج11, ص395.
12- نهج البلاغه, حكمت 244.
13- شرح غررالحكم, ج5, ص440.
14- وسائل الشيعه, همان, ص398.
15- نهج البلاغه, حكمت 366.
16- اعراف(7) آيه 165.
17- مريم(19) آيه 55.
18- آل عمران(3) آيه 104.
19- شرح غرر الحكم, ج2, ص611.
20- مستدرك الوسائل, ج12, ص181.
21- وسائل الشيعه, همان, ص529.
ویژه نامه شهادت حضرت زهرا
1چشم تر ---۲پرستوی علی پر کشید---۳روزگار فاطمه --4مباهله ---۵-- مصحف فاطمه 6-ماجرای فاطمه
7 -ماجرای فدک 8 ماجرای سقیفه ۹حکایت علی و چاهای صبور مدینه ۱۰10 فاطمه و حضور در صحنه های نبرد
۱۳ جریان شهادت حضرت زهرا نقل از اسما بنت عمیس
۱۵تصاویری ویژه شهادت حضرت زهرا 1
۱۶دانلود مداحی ویژه شهادت حضرت زهرا 2
۱۷دانلود مداحی ویژه شهادت حضرت زهرا مرثیه 1
۱۸دانلود فیلیم با عنوان قربت بقیع ویژه ایام فاطمیه و شهادت حضرت زهرا
۱۹بخش هایی از خطبه حضرت زهرا در مسجد
۲۴باز شدن در با نام حضرت فاطمه علیها سلام
۲۹دانلود تصاویر ویژه شهادت حضرت زهرا 2
۳۰دانلود مداحی ویژه شهادت حضرت زهرا 3
۳۲مباهله .جلوه ایی از حضور حضرت زهرا در سیاست
۳۳حضرت زهرا علیه السلام علت خلقت
۳۵حمله به خانه حضرت زهرا علیه السلام
۳۶غضب فدک
۳۷خطبه حضرت زهرا در مسجد و پاسخ ابوبکر به ایشان
۴۳دانلود کلیپ ویژه شهادت حضرت زهرا
۴۴دانلود اسکرین سرور ویژه شهادت حضرت زهرا
۴۵دانلود تصاویر ویژه شهادت حضرت زهرا 3
۴۶لحظات وداع حضرت زهرا علیهاسلام
۵۱حضرت زهرا از منطر امیرالمومنین
۵۲سیمای حضرت فاطمه علیها السلام
۵۳وجه تمسیه حضرت فاطمه علیها السلام
۵۴دانلود مداحی ویژه شهادت حضرت زهرا سلام الله علیه4
۵۵دانلود روضه ویژه شهادت حضرت زهرا سلام الله علیه 5
۵۶ازار فاطمه آزار خدا و پیامبر است
۵۷چرا حضرت زهرا علیها سلام فدک را مطالبه نمود
۵۸حوادث بعد از پیامبر در خطبه حضرت زهرا علیهماالسلام
۶۳زبان حال حضرت زهرا علیها سلام
۶۵خانه بی بی فاطمه الزهر علیها سلام
۶۶دانلود تصاویر ویژه شهادت حضرت زهرا
۶۷دانلود سخنراني درس اخلاق دکتر مرتضی آقا تهرانی ويژه شهادت حضرت زهرا سلام الله عليه فاطميه
حضرت معصومه (س) از جمله بانوان گرانقدر و والا مقام جهان تشيع است و مقام علمي بلندي دارد. نقل شده که روزي جمعي از شيعيان، به قصد ديدار حضرت موسي بن جعفر (ع) و پرسيدن پرسش هايي از ايشان، به مدينه منوره مشرف شدند. چون امام کاظم (ع) در مسافرت بود، پرسش هاي خود را به حضرت معصومه (س) که در آن هنگام کودکي خردسال بيش نبود، تحويل دادند. فرداي آن روز براي بار ديگر به منزل امام رفتند، ولي هنوز ايشان از سفر برنگشته بود. پس به ناچار، پرسش هاي خود را باز خواستند تا در مسافرت بعدي به خدمت امام برسند، غافل از اين که حضرت معصومه (س) جواب پرسش ها را نگاشته است. وقتي پاسخ ها را ملاحظه کردند، بسيار خوشحال شدند و پس از سپاسگزاري فراوان، شهر مدينه را ترک گفتند. از قضاي روزگار در بين راه با امام موسي بن جعفر (ع) مواجه شده، ماجراي خويش را باز گفتند. وقتي امام پاسخ پرسش ها را مطالعه کردند، سه بار فرمود: پدرش فدايش.
حضرت فاطمه معصومه (س) مظهر فضايل و مقامات است. روايات معصومان (ع) فضيلت ها و مقامات بلندي را به آن حضرت نسبت مي دهد. امام صادق (ع) در اين باره مي فرمايند: ?آگاه باشيد که براي خدا حرمي است و آن مکه است؛ و براي پيامبر خدا حرمي است و آن مدينه است. و براي اميرمؤمنان حرمي است و آن کوفه است. بدانيد که حرم من و فرزندانم بعد از من، قم است. آگاه باشيد که قم، کوفه کوچک ماست، بدانيد بهشت هشت دروازه دارد که سه تاي آن ها به سوي قم است. بانويي از فرزندان من به نام فاطمه، دختر موسي، در آن جا رحلت مي کند که با شفاعت او، همه شيعيان ما وارد بهشت مي شوند.?
سرچشمه دانش
حضرت معصومه (س) در خانداني که سرچشمه علم و تقوا و فضايل اخلاقي بود، پرورش يافت. پس از آنکه پدر بزرگوار آن بانوي گرامي به شهادت رسيد، فرزند ارجمند آن امام، يعني حضرت رضا (ع) عهده دار امر تعليم و تربيت خواهران و برادران خود شد و مخارج آنان را نيز بر عهده گرفت. در اثر توجهات زياد آن حضرت، هر يک از فرزندان امام کاظم (ع) به مقامي والا دست يافتند و زبانزد همگان گشتند. ابن صباغ ملکي در اين باره ميگويد: ?هر يک از فرزندان ابي الحسن موسي معروف به کاظم، فضيلتي مشهور دارد?. بدون ترديد بعد از حضرت رضا (ع) در ميان فرزندان امام کاظم (ع)، حضرت معصومه (س) از نظر علمي و اخلاقي، والامقام ترين آنان است. اين حقيقت از اسامي، لقب ها، تعريف ها و توصيفاتي که ائمه اطهار (ع) از ايشان نموده اند، آشکار است و اين حقيقت روشن مي سازد که ايشان نيز چون حضرت زينب (س) ?عالمه غير معلمه? بوده است.
وقتی كاروان به قم رسید و در مدرسه مربوطه ساكن شدند این جوان به حرم مشرف شده و با اخلاص تمام متوسل به حضرت میشود، و در همان حال خوابش میبرد. در خـــــواب عوالمی را مشاهده كرده و بعد از بیداری میبیند چشمش سالم و بی عیب است.
او بعد از شفا یافتن به مدرسه برمیگردد، دوستان او با مشاهده این كرامت و امر معجزه آسا، دسته جمعی به حرم حضرت معصومه علیهاالسلام مشرف شده و ساعتها مشغول دعا و توسل میشوند. وقتی این خبر به نخجوان میرسد آنها مصرانه خواهان این میشوند كه این جوان بعد از شفا یافتن و سلامتی چشمش به آنجا برگردد كه باعث بیداری و هدایت دیگران و استحكام عقیده مسلمین گردد.(3)
آقای شیخ عبدالله موسیانی نقل میكند: كه ما عازم مشهد مقدس بودیم در حالی كه در آنجا به جهت جمعیت زیاد زوار، منزل به سختی پیدا میشد. من با اطلاع از این جهت به حرم حضرت معصومه علیهاالسلام مشرف شدم و خیلی خودمانی گفتم: بیبی جان ما عازم زیارت برادر شماییم، خودتان عنایتی بفرمایید. ما عازم مشهد شدیم، دیدیم منزل بسیار كمیاب است نزدیك حرم از تاكسی پیاده شدیم، ناگهان دیدم جوانی از داخل كوچه به طرف من آمد و به من گفت: منزل میخواهید؟ گفتم: بله، گفت دنبال من بیا با او رفتم مرا داخل خانهاش برد، اطاف بزرگ و خوبی را به ما داد، ما وقتی در آنجا مشغول جابجایی وسایل بودیم، خانم ایشان ما را برای ناهار دعوت كرد، بعد از تشرف به حرم و زیارت و نماز، ناهار را با آنها خوردیم.
صبح روز بعد، خانم از ما سوال كرد: شما چند روز در اینجا هستید؟ گفتم ده روز. گفت ما به تهران میرویم، این كلید خانه، هر وقت كه خواستید بروید، كلید را بدهید به همسایه ما آقای رضوی (یا رضوانی).
گفتم كرایه منزل چه میشود؟ گفت ما صحبت آن را كردهایم.
ما خیال كردیم مقصود ایشان صحبت درباره كرایه است با آقایی كه بنا شد كلید را به او بدهیم. چند روزی گذشت كسی آمد در خانه و گفت: من رضوی (یا رضوانی) هستم، شما هر وقت كه خواستید به قم بروید، كلید را پشت آینه داخل اطاق بگذارید و در منزل را ببندید و بروید.
گفتیم: كرایه چه میشود؟ گفت درباره كرایه با من صحبتی نكردند. ده روز ما تمام شد، خواستیم برگردیم، دیدیم بلیط ماشین را باید چند روز پیش تهیه میكردیم و الان تهیه بلیط امكان ندارد، خیلی ناراحت بودیم كه من از صاحب ماشینی(كه در نزدیك منزل ما، ماشین خودش را پارك میكرد و در مسیر "تهران- مشهد" مسافر جا به جا میكرد) خواستم ما را هم با خودش تا تهران ببرد. او گفت: من فردا حركت نمیكنم ولی فردا شما را به قم میفرستم؛ فردا ما را تا گاراژ ماشین برد و رفت به مسوول دفتر گفت: اینها از ما هستند و می خواهند به قم بروند، او هم موافقت كرد و در بهترین جای ماشین به ما تعداد صندلی مورد نیازمان را داد و ناباورانه "حضرت معصومه" وسیله برگشتمان را هم مانند "منزل در مشهد" فراهم كرد
ایشان میفرماید: من به طرف حرم راه افتادم، دیدم پشت در شمالی حرم (طرف میدان آستانه)عدهای زوار اهل پاكستان یا هندوستان(با آن لباسهای مخصوص خودشان) در اثر سردی هوا پشت در حرم دارند به خود میلرزند، در را زدم، حاج آقا حبیب (كه جزء خدام حضرت بود) با اصرار من در را باز كرد، من از مقابل و آنها هم پشت سر من وارد حرم شدند و آنها در كنار ضریح آن حضرت مشغول زیارت و عرض ادب بودند؛ من هم آب خواستم و برای نماز شب و تهجد وضو ساختم.
حضرت فرموده بود: من كه نمیتوانم «بر خلاف وصیت آن حضرت»، قبر او را آشکار كنم. عرض كرد: پس من هنگام زیارت چه كنم؟ حضرت فرمود: خدا جلال و جبروت حضرت فاطمه علیهاالسلام را به فاطمه علیهاالسلام عنایت فرموده است، هر كس بخواهد ثواب زیارت حضرت زهرا علیهاالسلام را درك كند به زیارت فاطمه معصومه علیهاالسلام برود.
آیة الله مرعشی میفرمودند: پدرم مرا سفارش میكرد كه من قادر به زیارت ایشان نیستم اما تو به زیارت آن حضرت برو، لذا من به خاطر همین سفارش، برای زیارت فاطمه معصومه علیهاالسلام و ثامن الائمه علیهالسلام آمدم و به اصرار موسس حوزه علمیه قم، حضرت آیة الله حائری در قم ماندگار شدم.
آیة الله مرعشی در آن زمان فرمودند: شصت سال است كه هر روز من اول زائـــر حضرتم.
نام و لقب مبارك
نام شریف آن بزرگوار فاطمه و القاب ایشان «معصومه»، «ستى»، و «فاطمه كبرى» است. پدرش حضرت موسى بن جعفر علیهماالسلام و مادرش نجمه خاتون مادر حضرت رضا علیه السلام است.
از ولادت تا هجرت
آن حضرت اول ذى القعده سال 173هـ.ق در مدینه منوره به دنیا آمدند. و در سن 28 سالگى در روز دهم(1) یا دوازدهم(2) ربیع الثانى سال 201هـ.ق در شهر قم از دنیا رفتند.
منت ز بخت دارم و نصرت ز كردگار
كافكند در دیار قمم روزگار، بار
خوش بار یافتم به حریمى كه جبرئیل
بىاذن خادمان به حریمش نجسته بار
این بارگاه بضعه باب الحوائج است
كز وى رواست، حاجت مخلوق روزگار
این پیشگاه فاطمه بنت موسى است
كز بعد فاطمه به زنان دارد افتخار
خارى اگر خلد به كف پاى زائرش گیرد
ملك، به سوزن مژگان، ز پاش خار
دختر بدین جلال، نپرورده مام دهر
دختر بدین مقام، نیاورده روزگار
چشم فلك ندیده و نشنیده گوش دهر
دختر بدین جلالت و بانو بدین وقار
اى بانوى بلند مقام فلك جناب
اى خانم رفیع مكان بزرگوار
هم دختر امامى و هم خواهر امام
هم عمه امامى و هم نور هشت و چار
تنها نه چشم من به در توست منتظر
چشم دو عالم است بر این در، به انتظار
اى والى ولایت عصمت! به عصمتت
چشم كرم ز بنده این آستان، مدار
مسكین «طرب» ز درگه لطفت كجا رود؟
امیدوار بر توام، امید من بر آر
طرب اصطهباناتى