تبليغاتX
کریمه اهل بیت

ابن سینا: عارف به موسیقی نیاز دارد!

آواز

شاید شما هم از آن دسته باشید که موسیقی گوش می‌دهند و می‌گویند ای بابا ما نفهمیدیم موسیقی کجاش اشکال داره، کجاش نه!

گذشته از بحث فقهی در این موضوع، از آنجایی که تاثیر موسیقی بر روح و جان آدمی انکار ناپذیر است، امروز از این زاویه به آن خواهیم نگریست که از نظر اخلاقی و عرفانی، چه نغمه‌ای روح پرور بوده و کدام طنین واقعا دل نواز است؟

جرعه ای که اکنون به آستان شما پیشکش است، شرابی است از کلام استاد فرزانه، حضرت آیت الله جوادی آملی.

 

... از استاد می‌پرسم: به نظر شما، موسیقی‌های متداول چه تاثیری بر روان آدمی می‌گذارد؟

 

و ایشان چنین می‌نوازند که: ...ابن سینا رحمه‌الله در نَمَط (فصل) نُهم کتاب «اشارات و تنبیهات» می‌نویسد: گاهی عارف به «نغمه رخم»، یعنی آهنگ ملایم نیاز دارد تا او را متّعظ کند.1 در درس مرحوم الهی قمشه‌ای قدس‌سره، وقتی به این قسمت از شرح اشارات رسیدیم (سه نفر در آن درس حاضر بودیم)، پس از درس، از استاد اجازه گرفتیم تا جناب آقای ربّانی خراسانی رحمه‌الله که از علمای بزرگ تهران بود (یکی از آن سه نفر)، هر شب پس از درس، یکی از غزل‌های استاد را برای ما بخوانند که ایشان هم اجازه دادند.

گاه مناجات یک جوان را اداره می‌کند. گاه نیز یک غزل یا قصیده، کمبودهای درونی او را ترمیم می‌کند؛ اما لذت غزل هرگز در ترانه یافت نمی‌شود. ترانه لذتی کاذب ایجاد می‌کند؛ اما غزل شهدی است که لذت صادق را به همراه دارد و تا پایان عمر با انسان همراه است. غزل‌های حافظ و سعدی چنین است.

به هر حال، اگر کسی خود را با ترانه سرگرم کند، در سنین  بالاتر، خود متوجه می‌شود که با ذائقه او هماهنگ نیست، در حالی که انسان با مناجات و غزل انس دیگری دارد. غزل حافظ همیشه می‌ماند و هرچه سن بالاتر برود، انسان با آن بیشتر مأنوس می‌شود.

همه می‌دانیم که آهنگ‌های طرب‌انگیز خوی حیوانی را در ما زنده می‌کند. آهنگ‌هایی که فرشته منشی را در آدم احیا می‌کند، به انسان سبک‌باری می‌دهد و بشر را از شهوت و غضب دور می‌کند نیز می‌شناسیم. به آهنگ‌های مشکوک گوش نمی‌دهیم.

 

از این نظر موسیقی بر سه قسم است:

1- موسیقی‌هایی که حالتی روحانی در انسان ایجاد می‌کند که اشکال ندارد.

2- موسیقی‌هایی که به مجالس لهو و لعب اختصاص دارد و شهوت را تحریک می‌کند که این دسته نامشروع است.

3- دسته‌ای از موسیقی‌ها هم مشکوک است، پس با داشتن راه صحیح، دیگر به دنبال مشکوک نمی‌رویم.

 

خواندن غزل‌ها و مناجات‌ها با صدای خوب، خصیصه ما ایرانیان است. ما ایرانیان به آواز بیش از نواختن علاقه داریم که بسیار خوب است و بیش از آن هم نیاز نیست.

در فرهنگ شیعی ما، مستحب است کسی که اذان می‌گوید، «صیّت»، یعنی خوش صوت باش2 تا نیاز قوه سامعه تامین شود. اشعار خوبی وجود دارد که اگر با صدای خوش خوانده شود، این نیاز انسان را تأمین می‌کند.

از طرفی، اشعاری که در اثر پیمودن این راه فرا گرفته، همه عمر برای او می‌ماند و هر چه سن بالاتر می‌رود، بهره او از این اشعار بیشتر می‌شود.

 

حسین عسگری - گروه دین و اندیشه - تبیان

پاسخ استاد از کتاب نسیم اندیشه، ص 113

+ نوشته شده توسط عظیم جان ابادی در شنبه بیست و پنجم مهر 1388 و ساعت 9:29 |

دانلود روضه ونوحه ودعا ویژه شهادت حضرت علی علیه السلام

۱دانلود دعای جوشن کبیر-ومراسم احیا شب 21 رمضان۲دانلود مداحی و نوحه ویژه شهادت حضرت علی علیه السلام ازحاج قانع ۳دانلود مداحی محمد حسین حدادیان۴دانلود مداحی ویژه شهادت حضرت علی از روح الله بهمنی۵دانلود مداحی و نوحه ویژه شهادت حضرت علی علیه السلام ازحاج عبدالرضا هلالی ۶دانلود مداحی و نوحه ویژه شهادت حضرت علی علیه السلام ازحاج ابوالفضل بختیاری ۷دانلود مداحی و نوحه ویژه شهادت حضرت علی علیه السلام ازحاج حسن خلج ۸دانلود مداحی و نوحه ویژه شهادت حضرت علی علیه السلام ازحاج حسین سیب سرخی۹دانلود مداحی و نوحه ویژه شهادت حضرت علی علیه السلام ازحاج احمد نیكبختیان۱۰دانلود مداحی و نوحه ویژه شهادت حضرت علی علیه السلام ازحاج محمود كریمی۱۱دانلود مداحی و نوحه ویژه شهادت حضرت علی علیه السلام ازحاج محمد طاهری۱۲دانلود روضه ویژه شهادت حضرت علی علیه السلام ازحاج ابوالفضل بختیاری۱۳دانلود روضه ویژه شهادت حضرت علی علیه السلام از حاج حسن خلج۱۴دانلود روضه ویژه شهادت حضرت علی علیه السلام از حاج محمود كریمی۱۵دانلود روضه ویژه شهادت حضرت علی علیه السلام از حاج محمد طاهری۱۶دانلود روضه ویژه شهادت حضرت علی علیه السلام از حاج سعید حدادیان۱۷دانلود روضه ویژه شهادت حضرت علی علیه السلام از حاج منصور ارضی۱۸دانلود سخنرانی ویژه شهادت حضرت علی علیه السلام از استاد انصاریان آیة الله مظاهری

+ نوشته شده توسط عظیم جان ابادی در چهارشنبه هجدهم شهریور 1388 و ساعت 2:48 |

ویژه نامه شهادت  حضرت علی علیه السلام وشب های قدر                     

  بسم الله القاصم الجبارین
گویند علی (ع) را که خدا بود ، نبود

گویند که از خدا جدا بود ، نبود

من در عجبم میان این بود و نبود

این بود چه بودی است که هم بود و نبود !!!!!

سایت تخصصی امام حسن مجتبی

۱-دانلود مداحی به مناسبت شهادت حضرت علی و شبهای قدر۲دانلود مداحی به مناسبت شهادت حضرت علی و شب های قدر۳دانلود مداحی به مناسبت شهادت حضرت علی از حاج محمود کریمی۴دانلود مداحی به مناسبت شهادت حضرت علی و شبهای قدر واحیا۵مثلث توطئه۶مردی برای تمام عصار۷روزگار میشود۸علی نادره گیتی۹ابر رحمت در مصیبت علی علیه السلام۱۰علی و شب۱۱ناله کن ای دل به عزای علی۱۲راز شب۱۳باید ها و نباید های کارگزان از دیگاه حضرت علی علیه السلام۱۴حقوق از منظر امام علی۱۵تحیر بشریت در برابر علی علیه السلام۱۶وعلی علیه السلام ایگونه عدالت را بر پا کرد۱۷آشکار شدن قبر مخفی علی علیه السلام۱۸آخرین لحظات عمر مولا علی علیه السلام۱۹آیات نازله در وصف حضرت علی علیه السلام1۲۰آیات نازله در وصف حضرت علی علیه السلام2-۲۱آیات نازله در وصف حضرت علی علیه السلام3-۲۲آیات نازله در وصف حضرت علی علیه السلام4-۲۳ایات نازله در وصف حضرت علی علیه السلام5-۲۴ایات نازله در وصف حضرت علی علیه السلام5۲۵ایه مودت-۲۶ایه تطهیر-۲۷آیه مباهله-۲۸ایه اطاعت-۲۹ایه ولایت۳۰عیادت اصبغ بن نباته از حضرت علی علیه السلام-۳۱وصایای امیر المومنین به امام حسن مجتبی ع ۳۲نحوه برخورد علی با قاتلش ۳۳خوراک و پوشاک حضرت علی ۳۴فصاحت وبلاغت حضرت علی علیه السلام۳۵عواطف حضرت علی علیه السلام۳۶شجاعت وقداست حضرت علی ۳۷عدالت و حقیقت خواهی حضرت علی۳۸شخصیت حضرت علی ۳۹شجاعت وایثار حضرت علی۴۰صبر وحلم حضرت علی۴۱علم وحکت حضرت علی۴۲ایمان وعبادت حضرت علی۴۳غوغای سقیفه۴۴اوضاع حضرت علی بعد رحلت پیامبر۴۵انتخاب حضرت علی برای خلافت۴۶امیر المومنین در یک نگاه۴۷تربیت اولیه حضرت علی۴۸حضرت علی درکنار رسول خدا۴۹واقعه ای درشب نوزدهم در مسجد کوفه۵۰سجاده گشته رنگین۵۱راز محبوبیت حضرت علی۵۲حقوق مردم در کلام حضرت علی علیه السلام۵۳هان ای زمینیان با علی چه کردید۵۴دانلودنوحه شهادت حضرت علی سیب سرخی هلالی کریمی

سایت تخصصی امام حسن مجتبی www.hasanmojtaba.com

+ نوشته شده توسط عظیم جان ابادی در چهارشنبه هجدهم شهریور 1388 و ساعت 2:48 |

ویژه نامه ولادت امام حسن مجتبی علیه السلام با بیش از ۱۰۰ عنوان مطلب

هوالمحبوب

www.hasanmojtaba.comسایت امام حسن مجتبی علیه السلام

تقدیم به کریم ترین ارباب دو عالم

  در این شبها که   به اسمان  مینگریم گویی بغضی کهنه در گلوی مهتاب تو را فریاد میزند  تویی  که در وانفسای  این دنیا از همه غریبتر بوده ای. تویی که با سکوتت عشق  را به اتش کشیدی وخاک را تا به ابد با غربت اغشته نمودی . در تنهاییت خدای را به دیدگان نمناکمان به تماشا کشاندی.و در یادمان  اینگونه نگاشتی :
هر که عاشقتر، دلش آشفته تر
 
چه فقیرانه نگاهم به جاده دوخته شده است که مبادا روز ی از مقابل دیدگانم بگذری و من از دیدارت جا بمانم .
 .شب را به امید رویایت میگذرانم و روز را به امید شنیدن صدایت .چه حقیقت تلخ و شیرینی است .چه ظلمت و روشنایی وجودم را تسخیر نموده است
اگرمعبود تنهایی بر نمیگزید بی شک تو را معبود دل خویش میدانستم و از قربانی  چشم و دل در راهت دریغ نمیکردم
دوست دارم  آنی شوم که  خریدارم شوی که حتی اگر روزی قدمهایم به چمن جنت رسید باز هم غلام روسیاه تو باشم
دلم سر سپرده ات شد .تقصیر من نیست که این چنین عاشقانه فریادت میزنم که باید دامن خدای را بگیری که چرا شیدایی را در چشمان تو خلاصه نمود
برای تمام تنهایی حریم پاکت دلم میسوزد . هر گاه که تن سپردم به گوش دادن تمام زمزمه های دل خسته ام ،نامی به جز حسن بن علی نشنیدم .نامی که هرگز نتوانستم نامی در کنار ان بگنجانم .
بی گمان که خاک تن من جز با غبار بقیع اغشته نشده و دربدو تولدم بی شک به جای اذان، روضه  تو را در گوشم خوانده اند که اینگونه خود را شیدای تو میبینم  .
مرا چه باکی است از اتش دوزخ که چون در میان هاله های ان مرا رها کردند باز من دامن کریم تو را رها نخواهم کرد .هنگامی که برای گرفتن دستان گنهکارم قدمهایت را برداری اتش چه شرمگین خواهد شد از زبانه کشیدن، و ابراهیم بیاید و ببیند که کدامین گلستان زیباتر است؟.
زندگی چیزی جز عشق تو را به من نشان نداد و دل بهانه ای جز دیدارت در همه عمر نگرفت
بگذار که با دیدنت دلم برای همیشه خراب شود. مرا به آبادی دل چه سود و چه نیاز؟ که در این دنیا هر دلی خراباتی شد گویا ابدی جاویدان شد.
من اسارت دلم را به هیچ آزادی نفروشم که زندانبانی چون حسن بن علی جرعه ای جز می به من ارزانی نمیدارد

http://hassanmojtaba.mihanblog.com/ منبع وبلاگ امام حسن مجتبی

میلاد باسعادت سبط اکبر پور حیدر فرزند زهرای اطهر کریم اهل بیت امام حسن مجتبی علیه السلام راخدمت اقا امام زمان عج وتمامی شیعیان ومحبین اون حضرت تبریک وتهنیت عرض میکنم

6.gif

ویژه نامه ولادت امام حسن مجتبی علیه السلام با بیش از ۱۰۰ عنوان مطلب

دانلود مولودی ویژه میلاد امام حسن مجتبی از سیدمجید بنی فاطمه 2دانلود مولودی ویژه میلاد امام حسن مجتبی از حاج محمود كریمی 3دانلود مولودی ویژه میلاد امام حسن مجتبی از محمدرضا طاهری 4اسكرین سرور ویژه میلاد امام حسن مجتبی ع 5تصاویری ویژه میلاد امام حسن مجتبی ع 6سخنرانی حجةالاسلام انجوی نژاد ویژه میلاد امام حسن مجتبی ع 7گزارش از قرآن خطی منسوب به امام حسن مجتبی (ع) 8سایه طوبی 9ولادت امام حسن مجتبی 10انتظارات امام حسن مجتبی(علیه‌السلام) از شیعیان 11خصوصیات همنشین نیک از منظر امام حسن مجتبی 12 امام حسن محبوب پیامبر 13بهترین زندگی ۱۴صبر در سیره امام حسن مجتبی علیه السلام ۱۵واژه های رنگ باخته ۱۶روایت شجاعت .کیاست امام حسن مجتبی ۱۷ پرتوی از زندگانی امام حسن مجتبی ۱۸میلاد نخستین میوه نبوت ۱۹هدیه الهی ۲۰تولد و اشنایی با همسر وفرزندان امام حسن مجتبی علیه السلام ۲۱ اخلاق امام حسن مجتبی ۲۲صلح امام حسن مجتبی ۲۳احادیثی از امام حسن مجتبی علیه السلام ۲۴اداب غذا خوردن از زبان امام حسن مجتبی ۲۵اظهار محبت های پیامبر نسبت به امام حسن مجتبی  ۲۶عقیقه امام حسن مجتبی ۲۷القاب وکنیه امام حسن مجتبی علیه السلام ۲۸ سرور سبز پوش ۲۹اسیر محنت ۳۰ولایت حسن ۳۱دوای صبر ۳۲ چراغ دل افروز مجتبی ۳۳ ریحانه رسول خدا ۳۴امام حسن وپاسداری از ارزش ها ۳۵ صبر در سیره امام حسن مجتبی ۳۶ چرا امام حسن مجتبی علیه السلام صلح کرد ۳۷تربیت در سیره امام حسن مجتبی علیه السلام ۳۷ آیا امام حسن مجتبی علیه السلام مطلاق  بود ۳۸ بررسی فعالیت های فرهنگی وسیاسی امام حسن مجتبی علیه السلام پیش از امامت ۳۹ صلح امام حسن مجتبی ضامن بقای اسلام ۴۰دانلود مولودی ویژه ولادت امام حسن مجتبی حاج محمود کریمی ۴۱ شخصیت علمی امام حسن مجتبی ۴۲ طرح وبگراند مذهبی ویژه میلاد امام حسن مجتبی ۴۳دانلود مولودی ولادت امام حسن مجتبی ۴۴احادیثی از امام حسن مجتبی ۴۵فرزند پیامبر ۴۶غذای بهشتی ۴۷ درخت خشک رطب داد ۴۸ احادیثی از امام حسن مجتبی3 ۴۹دانلود مولودی میلاد امام حسن ۵۰ دانلود مولودی ویژه میلاد کریم اهل بیت ۵۱دانلود مولودی ولادت امام حسن مجتبی ۵۲ سکوتی در میان دوفریاد ۵۳ سوره صبر ۵۴ رود زلال  ۵۵ولادت نور ۵۶ سخنانی اموزنده از امام حسن مجتبی علیه السلام ۵۷ یاران امام حسن مجتبی علیه السلام ۵۸امام حسن علیه السلام وتدریس معارف الهی ۵۹ امام حسن علیه السلام ونقل حدیث از پیامبر ۶۰امام حسن علیه السلام از نگاه امام حسین علیه السلام ۶۱ امام حسن علیه السلام در مسند قضاوت ۶۲ امام حسن وپاسخ به سوالات مرد شامی ۶۳ امام حسن علیه السلام در نگاه امیر المومنین ۶۴ امام حسن و گواه رسالت نبوی ۶۵ امام حسن علیه السلام مصلح بزرگ ۶۶ابعاد شخصیتی امام مجتبی ۶۷ کلام حق از زبان کودک ۶۸امام حسن علیه السلام و غبر از غیب ۶۹ ذکر مطاعن اطافیان معاویه و رسوایی انها ۷۰بر شماری فضائل علی وخودش ۷۱ اهانت های معاویه واطرافیانش به امام مجتبی ۷۲ سنت اجتماع در میان ائمه ۷۳اشعاری از امام حسن مجتبی علیه السلام ۷۴ مقابله امام مجتبی علیه السلام با توطئه های معاویه ۷۵ اقدامات امام مجتبی پس از بیعت مردم ۷۶فرزندان امام حسن مجتبی علیه السلام ۷۷ بیعت کوفیان با امام حسن مجتبی ۷۸عبادت امام حسن ۷۹ زهد امام حسن مجتبی علیه السلام ۸۰استجابت نفرین امام حسن مجتبی در باره زیاد بن ابیه ۸۱ اولین سخنرانی امام حسن مجتبی علیه السلام پس از شهادت پدر ۸۲علم امام حسن ۸۳ زیارت نامه امام حسن مجتبی علیه السلام ۸۴امام حسن و تربیت شاگردان ۸۵ امام حسن وسخنرانی در محضر پدر ۸۶ مناظرات کوبنده امام حسن با بنی امیه۸۷بخشش بی نظیر امام حسن مجتبی ۸۸ خاندان علم وفضیلت ۸۹نکته اموزنده از زندگی امام حسن ۹۰مولود رمضان ۹۱ زلال سخاوت ۹۲چه کسی همانند این جوانمردان است ۹۳ دونمونه از بزرگواری های امام حسن مجتبی علیه السلام۹۴ دفع دشمنی خطرناک ۹۵ شاخه گل پر برکت ۹۶نامه پر برکت ۹۷کرم از کجا تا کجا۹۸نمی از دریای وجود وکرم امام حسن مجتبی علیه السلام ۹۹سخنان حکمت بار امام حسن مجتبی ۱۰۰پرتویی از بلاغت امام حسن مجتبی علیه السلام

+ نوشته شده توسط عظیم جان ابادی در دوشنبه نهم شهریور 1388 و ساعت 9:44 |

مجموعه کاملی از مناجات سخنرانی ادعیه و نرم افزار موبایل ویژه ماه مبارک رمضان

امام حسن مجتبی علیه السلام

خداوندماه رمضان را میدان مسابقه برای آفریدگان خود قرار داده تا با طاعتش برای خشنودی او از یکدیگر پیشی گیرند./.

اعمال ماه مبارک رمضان

دعاهای ماه مبارک رمضان

مناجات حاج منصور ارضی در ماه مبارک رمضان

 

امجموعه کامل نرم افزارهای اسلامی ویژه گوشی های جاوادار

اسكرین سرور ویژه ماه مبارك رمضان

تصاویر ویژه ویژه ماه مبارك رمضان

تصاویر ویژه متحرك ویژه ماه مبارك رمضان

روایاتی در باب گناه و بندگی - طاهری سال 86

روایت امید به رحمت به خدا و گناه و بندگی حاج سعید حدادیان

دانلود مناجات ویژه ماه مبارك رمضان از حاج محمد طاهری

دانلود مناجات ویژه ماه مبارك رمضان از حاج سعید حدادیان

دانلود مناجات ویژه ماه مبارك رمضان از حاج منصور ارضی

ادعیه ماه مبارک رمضان

شرح ادعیه روزهای ماه رمضان آیة الله مجتهدی

سخنرانی استاد رضا الهی - تفسیر سوره زلزال86

سخنرانی استاد رضا الهی - محتوای قرآن كریم - دهه دوم ماه رمضان سال 86

سخنرانی ایت الله مجتهدی در باب ماه مبارک رمضان

یا حق کریم اهل بیت پشت وپناه تون

+ نوشته شده توسط عظیم جان ابادی در شنبه سی و یکم مرداد 1388 و ساعت 14:30 |

مرگ را فراموش کرده‎ای؟!

جاده

آرزوهای بی پایان

 

قال على(علیه‎السلام):

«ما اَطالَ اَحَدٌ الاَْمَلَ اِلاّ نَسِىَ الاَْجَلَ و اَساءَ الْعَمَلَ»؛ هیچ انسانى آرزوهاى خود را طولانى نمى‎كند، مگر این كه مرگ را فراموش مى‎كند و اعمال او بد مى‎شود!(1)

 

شرح و تفسیر

آرى آرزوهاى دور و دراز، انسان را گرفتار سوء رفتار و قبح اعمال مى‎كند. در زبان عرب دو لغت به معناى امید و آرزوست؛ یكى «رجاء» و دیگرى «أمَل» است، اولى بار مثبت دارد و منظور از آن، امید و آرزوى سازنده است، ولى «اَمَل» گاه بار منفى دارد و به معنى آرزوهاى غیرسازنده است. ظاهراً در فارسى «امید» معادل «رجاء» و «آرزو» معادل «امل» است. حضرت على(علیه‎السلام) در این روایت پر معنا به یكى از جنبه‎هاى منفى «أمل» مى‎پردازد و تأثیر سوء آن را در اعمال انسان گوشزد مى‎نماید.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط عظیم جان ابادی در سه شنبه سی ام تیر 1388 و ساعت 19:14 |

بخاطر آرامش تریاک نکشید!

معتاد

روش‏های کاذب کسب آرامش و راحتی 11

اشاره:

از آنجا که کسب آرامش و راحتی برای بشر، هدفی بسیار مهم و جدی به شمار می‏رود، لذا در طی قرن اخیر آدمی تلاش‏های فراوانی کرده و روش‏های گوناگونی را برای مقابله با بیماریهای روحی و روانی و ناآرامیها و نگرانیهای خود به کار برده است. اما تعمق در آنها مشاهده واقعیتهای بیرونی و موجود در عرصه زندگی فردی و اجتماعی، به‏ خوبی نشان می‏دهد که بشر موفق نبوده است.

امروزه بسیاری از مردم جهان، غالباً از روشهایی برای کسب آرامش و راحتی در زندگی استفاده می‏کنند که ناکار آمده بوده و آنها را به مقصود نمی‏رساند. این روشهای نادرست که ما از آنها به عنوان روشهای کاذب نام می‌بریم، بسیار فراوان و متنوع هستند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط عظیم جان ابادی در سه شنبه سی ام تیر 1388 و ساعت 19:13 |

طلوع خورشید محرم در ماه رجب

خورشید کربلا

 

همواره می گوییم و می خوانیم ماه عزیز رجب ماه امام علی (علیه السلام )است،ماه امام موسی کاظم (علیه السلام) است،ماه امام محمد باقر (علیه السلام) و امام هادی (علیه السلام)است،اما امروز می گویم ماه رجب عطر و بوی کربلا می دهد ،حس شور و نینوا می دهد،با یاد امام حسین (علیه السلام) عقل سرخ را دچار عشق و احساس می کند.می دانی چرا ؟امام حسین (علیه السلام) در این ماه پرچم سرخ هیهات منا الذله رابپاداشت.

پس از آن كه معاویه بن ابی سفیان (نخستین خلیفه اموی) در نیمه رجب سال 60 قمری به هلاكت رسید و فرزندش یزید، به خلافت مسلمانان دست یافت، وی و درباریان اموی تلاش زیادی به عمل آورده تا از همه مردم بیعت گیرند. آنان، مشكل خاصی در گرفتن بیعت از اهالی شام، مصر، عراق و یمن نداشته و تنها دغدغه خاطرشان از حجاز، به ویژه از شهر مقدس مدینه بود. زیرا در این شهر بزرگانی چون عبدالله بن عباس، عبدالله بن جعفر، محمد بن حنیفه، عبدالله بن عمر و عبدالله بن زبیر زندگی می كردند، كه از جهات گوناگون بر یزید برتری و در رسیدن به مقام حكومت، بر او ترجیح داشتند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط عظیم جان ابادی در سه شنبه سی ام تیر 1388 و ساعت 19:12 |

کشور مسلمان نشین آفریقای جنوبی

آفریقای جنوبی

 

جمهوری آفریقای جنوبی در جنوبی ترین نقطه قاره آفریقا قرار گرفته است. همسایه های این کشور در شمال شرقی موزامبیک، سوازیلند و زیمبابوه، در شمال بوتسوانا و در شمال غربی، جمهوری نامیبیا می باشند. مساحت این کشور 037/272/1 کیلومتر مربع است.

ساکنان اولیه آفریقای جنوبی سیاه پوستانی بودند که برای امرار معاش خویش به شکار و دام پروری می پرداختند. تا این که در نیمه نخست قرن پانزدهم، پرتغالی ها به ساحل غربی آفریقا رسیدند. از این تاریخ به بعد، ناوگان اروپاییان برای تجارت در آب های سرزمینی که هم اکنون آفریقای جنوبی نام دارد، رفت و آمد می کردند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط عظیم جان ابادی در سه شنبه سی ام تیر 1388 و ساعت 19:10 |

پشتیبان بزرگ رسول خدا (ص)

ابوطالب

عبدمناف، مكنی به ابوطالب یكی از فرزندان عبدالمطلب بن هاشم است. عبدالمطلب از چند همسر، دارای ده فرزند پسر و شش دختر بود. مادر ابوطالب، زبیر و عبدالله (پدر رسول خدا"ص")، فاطمه دختر عمروبن عایذبن عمران بن مخزوم بود.

ابوطالب نیز به مانند پدر و نیاكان خود، از موحدان و پیروان دین حنیف ابراهیم(ع) و از هر گونه شرك و بت پرستی به دور بود.

ابوطالب و همسر مكرمه اش فاطمه بنت اسد برای پیامبر اكرم حضرت محمد(ص) تلاش های زیادی نمودند. زیرا حضرت

این بزرگ مرد و همسرش فاطمه بنت اسد، بیش از چهل سال، حضرت محمد(ص) را چون نگینی در میان گرفته و از او نگه داری كردند و جای پدر و مادر او را برایش پر كردند.

این بزرگ مرد و همسرش فاطمه بنت اسد، بیش از چهل سال، حضرت محمد(ص) را چون نگینی در میان گرفته و از او نگه داری كردند و جای پدر و مادر او را برایش پر كردند.

رنجنامه پیامبر در «شعب ابی‌طالب»

محمد(ص) كه از كودكی یتیم و از نعمت پدر و مادر محروم بود، در كفالت جدش عبدالمطلب زندگی می كرد و هشت سال از عمر شریفش نگذشته بود، كه جدش وفات یافت ولی عبدالمطلب به هنگام مرگ، كفالت حضرت محمد(ص) را به عهده فرزند دلسوز و مهربان خویش ابوطالب(ع) گذاشت و از او پیمان گرفت، كه از وی به نیكی نگه داری كند.

از آن پس، قیمومیت و كفالت حضرت محمد(ص) بر عهده عموی عزیزش ابوطالب(ع) قرار گرفت و این بزرگ مرد و همسرش فاطمه بنت اسد، بیش از چهل سال، حضرت محمد(ص) را چون نگینی در میان گرفته و از او نگه داری كردند و جای پدر و مادر او را برایش پر كردند.

پس از بعثت پیامبر(ص)، خانواده ابوطالب(ع) نخستین كسانی بودند كه به آن حضرت ایمان آورده و از او دفاع كردند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط عظیم جان ابادی در سه شنبه سی ام تیر 1388 و ساعت 19:9 |

خطبه های نور

حضرت آیت الله خامنه ای

جمعه گذشته (29/3/1388) شاهد خطبه‌های نماز جمعه به امامت حضرت آیت الله خامنه‌ای بودیم. برای بسیاری از مردم بویژه مومنان این تشویش درون سینه ها و این اندیشه در سرها جاری بود که رهبر معظم انقلاب با توجه به اتفاقات اخیر یک ماه گذشته چه سخنانی بر زبان جاری خواهند ساخت، چگونه به داوری میان مسائل و افراد خواهند پرداخت و چگونه درباره جریانات و مطالباتشان حکم می کند.اکنون که خطبه های نورانی و آرام بخش از زلال زبان ایشان برجان  تشنه کامان  ولایت جاری شده و همگی بار دیگر به ساحل امن ایمان بار یافتند، این سوال بروز می کند که آیا سخنان ایشان با معیار های دینی هماهنگی دارد؟ تلاش ما در این نوشتار ارائه معیارهای قرآنی صدور حکم است.

اگر بخواهیم کیفیت صدورحکم توسط رهبر اسلامی را از زبان خداوند بشنویم باید به تحلیل آیات 44تا 50 سوره مائده بپردازیم.

1-جوانب گوناگون حکم خدا [آیات 44تا 47]

شایان توجه اینکه در این آیات افرادی که به آنچه خداوند نازل کرده "حکم" نکنند "کافر"،"ظالم" و"فاسق" گفته شده است. علت این تعابیر سه گانه را می توان به سه جنبه در هر حکم نسبت داد:

الف-هر حکمی به قانون گذار (خداوند) منتهی می‌شود.

ب-هر حکمی دارای مجری (حاکم و قاضی) است.

ج-محکوم یا کسانی که حکم درباره آنان اجرا می‌شود.

حال کسی که بر خلاف حکم خداوند داوری کند از یک سو قانون خدا را زیر پا گذاشته و کفر ورزیده است و ازسوی دیگر به بندگان خدا ظلم و ستم کرده و در نتیجه از مسئولیت الهی خویش خارج شده و فاسق گردیده است. زیرا فسق به معنای بیرون رفتن از مرز بندگی است

حاکم اسلامی کسی است که حق را به خوبی شناخته و در اجرای حکم اسلامی تحت تاثیر میل و رضایت و مصلحت دیگران قرار نمی گیرد

2-آیه  48: وَأَنزَلْنَا إِلَیْكَ الْكِتَابَ بِالْحَقِّ مُصَدِّقًا لِّمَا بَیْنَ یَدَیْهِ مِنَ الْكِتَابِ وَمُهَیْمِنًا عَلَیْهِ فَاحْكُم بَیْنَهُم بِمَا أَنزَلَ اللّهُ وَلاَ تَتَّبِعْ أَهْوَاءهُمْ عَمَّا جَاءكَ مِنَ الْحَقِّ لِكُلٍّ جَعَلْنَا مِنكُمْ شِرْعَةً وَمِنْهَاجًا وَلَوْ شَاء اللّهُ لَجَعَلَكُمْ أُمَّةً وَاحِدَةً وَلَـكِن لِّیَبْلُوَكُمْ فِی مَآ آتَاكُم فَاسْتَبِقُوا الخَیْرَاتِ إِلَى الله مَرْجِعُكُمْ جَمِیعًا فَیُنَبِّئُكُم بِمَا كُنتُمْ فِیهِ تَخْتَلِفُونَ

ما این كتاب [قرآن‏] را به حقّ به سوى تو فرو فرستادیم، در حالى كه تصدیق‏كننده كتابهاى پیشین و حاكم بر آنهاست. پس میان آنان بر وفق آنچه خدا نازل كرده حكم كن، و از هواهایشان [با دور شدن‏] از حقّى كه به سوى تو آمده، پیروى مكن. براى هر یك از شما [امّتها] شریعت و راه روشنى قرار داده‏ایم. و اگر خدا مى‏خواست شما را یك امّت قرار مى‏داد، ولى [خواست‏] تا شما را در آنچه به شما داده است بیازماید. پس در كارهاى نیك بر یكدیگر سبقت گیرید. بازگشت [همه‏] شما به سوى خداست آن گاه در باره آنچه در آن اختلاف مى‏كردید آگاهتان خواهد كرد.

الف-با توجه به آیه وظیفه حاکم اسلامی حکم کردن میان مردم بر اساس خواست خداست.

ب-در این راه حاکم اسلامی  نباید برای رضایت، دلخوشی و مصلحت گروهی حق الهی را زیر پا بگذارد.

ج-وظیفه مومنان نیز پذیرش حکم الهی و سبقت گرفتن در خیرات و خوبیهاست زیرا بازگشت همه بسوی اوست که ازهر آنچه اختلاف داریم آگاه است.

 

3-آیه 49 :وَأَنِ احْكُم بَیْنَهُم بِمَآ أَنزَلَ اللّهُ وَلاَ تَتَّبِعْ أَهْوَاءهُمْ وَاحْذَرْهُمْ أَن یَفْتِنُوكَ عَن بَعْضِ مَا أَنزَلَ اللّهُ إِلَیْكَ فَإِن تَوَلَّوْاْ فَاعْلَمْ أَنَّمَا یُرِیدُ اللّهُ أَن یُصِیبَهُم بِبَعْضِ ذُنُوبِهِمْ وَإِنَّ كَثِیرًا مِّنَ النَّاسِ لَفَاسِقُونَ  

و (تو را وحى كردیم به) اینكه در میان آنان طبق آنچه خدا نازل كرده داورى كن، و از هوس‏هاى آنها پیروى مكن و از آنان بر حذر باش كه مبادا تو را از برخى از آنچه خدا به سوى تو نازل نموده منحرف سازند. پس اگر (از داورى تو) روى گردانند بدان كه خدا اراده كرده آنها را به كیفر برخى از گناهانشان گرفتار نماید، و البته بسیارى از مردم فاسق و خارج از طاعت خدایند

 این آیه نیز به نوعی تاکید و تکرار مفاد آیه پیشین می باشد.زیرا خداوند به پیامبر و (هر حاکم اسلا می )هشدار می دهد 

که از خواسته های بیجا پیروی نکن چون تورااز وحی الهی دور می سازد.علاوه بر این خداوند بادرک سختی و صعوبت این کار به رسولش (حاکم اسلامی)دلگرمی میدهد که اگر مردم حک تورا نپذیرفتند محزون نباش زیرا این رویگردانی از حق نتیجه گناهانشان است که دامنگیرشان شده است.

ما این كتاب را به حقّ به سوى تو فرو فرستادیم، در حالى كه تصدیق ‏كننده كتابهاى پیشین و حاكم بر آنهاست. پس میان آنان بر وفق آنچه خدا نازل كرده حكم كن

4-أَفَحُكْمَ الْجَاهِلِیَّةِ یَبْغُونَ وَمَنْ أَحْسَنُ مِنَ اللّهِ حُكْمًا لِّقَوْمٍ یُوقِنُونَ پس آیا داورى دوران جاهلیت را مى‏خواهند؟! و داورى چه كسى از داورى خدا بهتر است براى آنان كه یقین (به مبدأ و معاد) دارند؟

این آیه با لحنی توبیخ آمیز کسانیکه خواسته های نابجا از رهبر اسلامی دارند را با واژه جاهلان مدرن مورد خطاب قرار می دهد.شاید برای شما کاربران گرامی واژه "طلب جاهلانه " و "جاهلیت مدرن" و نسبت دادن آن به مردم سخنی سخت و دشوار باشد. اما معنای جاهلیت را از زبان امام صادق (علیه السلام) می شنویم:

حکم دو نوع است،حکم خدا و حکم جاهلیت. پس هر کسی حکم خدا را رها کند به حکم جاهلیت تن داده است.(1)

 

جمع بندی و نتیجه گیری: حاکم اسلامی کسی است که حق را به خوبی شناخته و در اجرای حکم اسلامی تحت تاثیر میل و رضایت و مصلحت دیگران قرار نمی گیرد.

ولی فقیه یعنی قرآن مجسم در متن جامعه، روز جمعه، ما تک تک آیات قرآن کریم را در قامت رهبر معظم خویش مشاهده کردیم. چه خوش گفته‌اند انسان کامل جلوه تام قرآن است.


1- المیزان،ج5،ص364،374

گروه دین و اندیشه تبیان_رضا سلطانی

+ نوشته شده توسط عظیم جان ابادی در یکشنبه سی و یکم خرداد 1388 و ساعت 19:7 |

شهادت امام  هادی(ع) سال 254 هجری قمری بنابرقولی

معرفی حوزه علمیه سامراء

حضرت ابوالحسن علی بن محمد، معروف به امام هادی و امام علی النّقی(علیه السلام)، پیشوای دهم شیعیان، در نیمه ذی حجه سال 212 در روستای "صریا" از توابع مدینه منوره دیده به جهان گشود.

پدرش امام محمد بن علی، معروف به جوادالائمه و امام محمد تقی(علیه السلام)، پیشوای نهم شیعیان و مادرش سمانه مغربیه، معروف به "سیّدة" بود، محدث قمی از كتاب جنات الخلود نقل كرده  كه  والده ماجده امام هادی علیهما السلام، همیشه روزه می گرفت و در زهد و تقوا، نظیری نداشت.
محدث قمی از كتاب جنات الخلود نقل كرده  كه  والده ماجده امام هادی علیهما السلام، همیشه روزه می گرفت و در زهد و تقوا، نظیری نداشت.

امام هادی(ع) پس از شهادت جانسوز پدر بزرگوارش امام جواد(ع) در بغداد، به مقام منیع امامت نایل شد. در آن زمان، هشت سال و پنج ماه از عمر شریفش گذشته و به همراه مادر ارجمندش در مدینه به سر می برد.

از آن هنگام به مدت سیزده سال در مدینه الرّسول(ص) اقامت داشت، تا این كه متوكل عباسی (دهمین خلیفه عباسیان) كه در دشمنی با اهل بیت(ع) و آل علی بن ابی طالب(ع) معروف و مشهور بود، در سال 243 قمری آن امام همام را به سامرا (مقر خلافت خویش) طلبید و در نزد خود، وی را تبعید گونه نگه داشت.

امام هادی(ع) در مدت عمر شریف خود با هفت تن از خلفای عباسی، معاصر بود و آن ها عبارتند از: مأمون، معتصم، واثق، متوكل، منتصر، مستعین و معتز عباسی.

سرانجام در ایام خلافت معتز بالله عباسی، به دستور این خلیفه نابكار و جنایت كار، آن حضرت را با زهر مسموم و به شهادت رسانیدند.

امام هادی(ع) پس از شهادت جانسوز پدر بزرگوارش امام جواد(ع) در بغداد، به مقام منیع امامت نایل شد. در آن زمان، هشت سال و پنج ماه از عمر شریفش گذشته و به همراه مادر ارجمندش در مدینه به سر می برد.

از عمر شریف امام هادی(ع) در هنگام شهادتش، تنها 42، یا 41 و یا 40 سال گذشته بود.

گرچه در سال شهادتش، همگان اتفاق دارند كه در سال 254 قمری بود، ولی در روز و ماه شهادت جانگدازش اتفاقی میان مورخان و سیره نگاران نیست. اكثر مورخان و سیره نگاران شیعه، آن را سوم رجب دانسته ولی برخی از علمای شیعه و بسیاری از اهل سنت، آن را 27 و یا 25 جمادی الآخر می دانند.

گزارش تصویری ازانفجار سامراء و هتک حرمت حرم امام هادی علیه السلام

به هر روی، پس از شهادت امام هادی(ع)، یادگار سلیل امامت، حضرت امام حسن عسكری(ع) بدن مطهر پدر را غسل و كفن نمود و بر وی نماز گزارد. آن گاه اهالی سامرا كه جملگی در عزا و ماتم آن حضرت بودند، بدن شریف وی را به خیابان بزرگ شهر، معروف به "شارع ابی احمد" تشییع و بر وی نماز گزاردند و سپس به خانه اش برگردانده، و در همان جا مدفون نمودند.

هم اكنون در حرم مطهر این امام همام، غیر از قبر شریف وی، قبر مطهر فرزندش امام حسن عسكری(ع) و قبر حكیمه خاتون دختر امام جواد(ع) و قبر نرگس خاتون همسر امام حسن عسكری(ع) و مادر ارجمند امام زمان، حضرت حجت بن الحسن(ع) قرار دارد و این چهار قبر مطهر، مزار شیعیان و شیفتگان اهل بیت(ع) در این شهر مقدس می باشد.

+ نوشته شده توسط عظیم جان ابادی در یکشنبه سی و یکم خرداد 1388 و ساعت 19:6 |

مشکل‎گشای واقعی

تقوا

پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) در ادامه وصایای خود به ابوذر فرمود:

تقوای دل

پیامبر به سینه مبارك خود اشاره كردند و فرمودند: تقوا در دل است. تقوا صفت قلب است كه مظاهری دارد و ا‌ین مظاهر به عنوان مصاد‌یق تقوا ذكر می‎شود، چنانكه خداوند سبحان در تعظ‌یم شعائر الهی می‌فرماید: "ذلك و من ‌یعظم شعائر الله فإنها من تقوی القلوب(1)؛ آری ، کسانی که شعایر خدا را بزرگ می شمارند کارشان نشان پرهیزگاری دلهایشان باشد." با‌ید تقوا، هم به عنوان حسن فعلی در متن عمل باشد و هم به عنوان حسن فاعلی در قلب عامل جا‌یگز‌ین باشد. ‌یعنی كاری كه مطابق شرع نباشد تقوای عملی در آن نیست و همچنین اگر كار مشروع بود، ولی مكلّف آن را انجام نداد تقوای فاعلی در او وجود نخواهد داشت.

 

تقوا، مشكل گشاست

ای ابوذر! اگر همه مردم به ا‌ین آ‌یه عمل كنند برای آنها ‌كافی است: "و من ‌یتق الله ‌یجعل له مخرجاً * و ‌یرزقه من حیث لا ‌یحتسب و من ‌یتوكل علی الله فهو حسبه إن الله بالغ أمره قد جعل الله لكل شیء قدراً(2)؛ هر کس از خدا پروا كند براى او راه بیرون شدن [از هر دشوارى و اندوهى‏] پدید آرد، و از جایى كه حسابش را نمى‏كند، به او روزى مى‏رساند، و هر كس بر خدا اعتماد كند او براى وى بس است. خدا فرمانش را به انجام رساننده است. به راستى خدا براى هر چیزى اندازه‏اى مقرّر كرده است."

جامعه‌ای كه همه مردم آن اهل تقوا باشند، گرفتار نا‌امنی و نابسامانی نخواهد شد. انسان پرهیزكار هرگز در فراز و نشیب روزگار نمی‎ماند و از طر‌یقی روزی او می‎رسد كه به آن امیدوار نبوده است.

ز‌یرا جامعه‌ای كه همه مردم آن اهل تقوا باشند، گرفتار نا‌امنی و نابسامانی نخواهد شد. انسان پرهیزكار هرگز در فراز و نشیب روزگار نمی‎ماند و از طر‌یقی روزی او می‎رسد كه به آن امیدوار نبوده است. اگر كسی به خدا اعتماد كند و او را وكیل خود قرار دهد خدا برای او كافی است. خداوند برای هر چیزی اندازه‎ای قرار‌ داده است كه روزیِ هیچ كس بدون آن اندازه، به او نمی‎رسد. بنابر این انسان با‌ید كارهایش را بر محور تقوا قرار داده و به مدد تقوا و توكل به سوی خروج از ‌مشكلات حركت كند و انتظار روزیِ "من حیث لا ‌یحتسب" را داشته ‌باشد.

 

عمل با تقوا، مقبول و كثیر است

ای ابوذر! اگر با تقوا باشید عمل شما مقبول است: "إنّما یتقبّل الله من المتّقین."(3) در ا‌ین حال، عمل شما اندك نخواهد بود، ز‌یرا چیزی كه مقبول خدا باشد، نباید ناچیز و اندك شمرده شود. نتیجه آن كه عمل با تقوا، مقبول و كثیر است.

ا‌ین بخش از وصیت، نظ‌یر آ‌یه‌‌ "‌یا أ‌یها الذ‌ین امنوا اذكروا الله ذكراً كثیراً"(4) است كه امیرالمؤمنین (علیه‎السلام) در ذیل آن می‎فرما‌ید: ذكر خالص، ذكر كثیر است. عمل خالصانه را چون خدا می‎پسندد كثیر است، اما ذكر منافقان گرچه در ظاهر كثیر باشد اندك است: "لا یذكرون الله إلا قلیلا."(5)

ای ابوذر! اگر با تقوا باشید عمل شما مقبول است: "إنّما یتقبّل الله من المتّقین." در ا‌ین حال، عمل شما اندك نخواهد بود، ز‌یرا چیزی كه مقبول خدا باشد، نباید ناچیز و اندك شمرده شود. نتیجه آن كه عمل با تقوا، مقبول و كثیر است.

ا‌ین ‌كه خداوند می‎فرما‌ید: منافقان، كم تسبیح حق می‎كنند، در حالی كه منافق اصلاً به ‌یاد خداوند نیست: "نسوا الله فأنساهم أنفسهم"(6)، برای آن است كه همین ذكر علنی و آشكار آنها كه برای جلب توجه مردم است و ر‌یاكارانه انجام می‎گیرد قلیل است گرچه ظاهراً ز‌یاد باشد. پس كسی كه در پنهان و نهان ذكر دارد ذكرش كثیر است، ز‌یرا خالص و مقبول است و عمل مقبول، اندك نیست.

 

پی‎نوشت‎ها:

1- سوره‌ حج، آیه‌‌ 32.

2- سوره‌‌ طلاق، آیات 2 ـ 3.

3- سوره‌‌ مائده، آیه‌‌ 27.

4- سوره‌‌ احزاب، آیه‌‌ 41.

5- سوره‌‌ نساء، آیه 142.

6- سوره‌‌ حشر، آیه‌‌ 19.

برگرفته از سیره رسول اکرم(صلی الله علیه و آله)، آیة الله جوادی آملی .

تنظیم گروه دین و اندیشه تبیان، فراوری هدهدی .

 

+ نوشته شده توسط عظیم جان ابادی در یکشنبه سی و یکم خرداد 1388 و ساعت 19:6 |

چرا به خدا، "شکور" می گویند؟  

شکر

خداوند در سوره نحل آیه 78 می فرماید: «و جعل لکم السمع و الابصار و الافئده لعلکم تشکرون؛ و برای شما گوش و دیدگان و دل ها قرار داد تا شکر گزارید» (قسمی از آیه 78 ).

اصلا لغت شکر معنایش تقدیر است یعنی قدردانی کردن. شکر یعنی قدردانی.

حال چرا به خدا " شکور " می گویند؟ آیا یعنی خدا خودش را شکر می کند؟! این که غلط و معنا ندارد، یا مثلا به بندگانش می گوید من از شما تشکر می کنم؟!

خدا را به حکم اینکه تقدیر و قدردانی می کند، («لا یضیع اجر المحسنین ؛ پاداش نیکوکاران را ضایع نمی کند» توبه/120)؛ ارزش شناسی می کند، "شکور " می گویند، یعنی اعمال نیک و بد، عمل صالح و فاجر را در یک میزان نمی گذارد: («ام نجعل الذین امنوا و عملوا الصالحات کالمفسدین فی الارض ام نجعل المتقین کالفجار؛ آیا کسانی را که ایمان آورده و کارهای شایسته کرده اند همانند مفسدان در زمین می کنیم یا پرهیزکاران را چون فاجران قرار می دهیم؟» ص/28)

آیا ما چنین هستیم که هر دو را یک جور حساب کنیم؟ «هل یستوی الذین یعلمون و الذین لا یعلمون؛ آیا کسانی که می دانند با کسانی که نمی دانند مساوی هستند؟» (زمر/9) نه، چنین چیزی نیست.

از این جهت که خدا فضیلت و کوشش و حرکت بشر را، حسن نیت و خلوص بشر را قدردانی می کند به خدا " شکور " گفته می شود.

منظور از شکرگزارى خداوند آنست که به مقدارى که بندگان در مسیر طاعت او گام برمى دارند آنها را مشمول مواهب و الطاف خویش مى سازد، و از آنها تشکر و سپاسگزارى مى کند، و از فضل خود بیش از آنچه استحقاق دارند بر آنها مى افزاید.

بنده شکور یعنی چه؟ یعنی بنده ای که خدا نعمتی را به او داده است و او آن نعمت را تقدیر می کند. تقدیر نعمت یعنی چه؟ قدر نعمت را بشناسد یعنی چه؟ این مسئله ای است که از قدیم مطرح بوده و همه اینطور تعریف کرده اند و تعریفش هم خیلی روشن است، یعنی آن نعمت را در مسیری که برای آن آفریده شده است به کار برد.

" شکر " یعنی به کار بردن نعمت حق در مسیری که خدای متعال آن نعمت را برای آن آفریده است.

خداوند می فرماید: اما عده کمى از بندگان من شکرگزارند! («و قلیل من عبادى الشکور» سبا 13). بدیهى است اگر منظور از شکرگزارى تنها شکر با زبان باشد مساله مشکلى نیست تا عاملان به آن قلیل بوده باشند، بلکه منظور شکر در عمل است، یعنى استفاده از مواهب در مسیر همان اهدافى که بخاطر آن آفریده و اعطا شده اند، و مسلم است کسانى که مواهب الهى را عموما در جاى خود به کار گیرند اندکى بیش نیستند.

شکور صیغه مبالغه است و فزونى شکرگزارى را مى رساند که همان تکرار شکر و تداوم آن با قلب و لسان و اعضاء است. البته همانطور که ذکر شد گاهى این صفت براى خداوند نیز آورده شده است مانند آنچه در آیه 17 سوره تغابن آمده (والله شکور حلیم) و منظور از شکرگزارى خداوند آنست که به مقدارى که بندگان در مسیر طاعت او گام برمى دارند آنها را مشمول مواهب و الطاف خویش مى سازد، و از آنها تشکر و سپاسگزارى مى کند، و از فضل خود بیش از آنچه استحقاق دارند بر آنها مى افزاید.

خداوند در قرآن کریم ذکر می کند که: «لئن شکرتم لازیدنکم و لئن کفرتم ان عذابی لشدید؛ اگر از نعمتهای الهی شکرگزاری کنید او هم آن نعمتها را زیاد خواهد نمود و گرنه اگر کفران نعمت کنید عذاب الهی به شما هم قطعا خواهد رسید» (ابراهیم/قسمی از آیه 7).

اگر بشر در مقابل نعمتها و انعامهای الهی حالت سپاسگزاری و حق شناسی و قدردانی داشته باشد، سنت الهی بر این است که آن نعمتها و انعامها را افزایش بدهد، و اگر به جای آنکه عکس العمل سپاسگزارانه داشته باشد و قدرشناس و حق شناس آن نعمتها باشد کفران و ناسپاسی و قدر ناشناسی و حق ناشناسی کند نه تنها موجب زوال آن نعمت است بلکه موجب پیدایش یک نقمت هم به جای آن هست. خداوند در جای دیگر می فرماید: «فاذْکُرُونِی أذْکُرکُمْ واشْکُرُوا لِی وَلا تَکفُرُونِ؛ مرا یاد کنید تا شما را یاد کنم و مرا سپاس گویید و ناسپاسى من نکنید» (بقره/ 152).

منابع:

مطهری، مرتضی، شناخت، صفحه 48-45،

مکارم شیرازی، تفسیر نمونه ج: 10 ص: 282-279 و ج 1، ص 513


تنظیم برای تبیان: گروه دین و اندیشه_شکوری
+ نوشته شده توسط عظیم جان ابادی در یکشنبه سی و یکم خرداد 1388 و ساعت 19:3 |

تاثیر خواندن نماز صبح بر قلب

نماز

اقامه نماز علاوه بر تاثیراتی که بر روح و جان انسان دارد بر سلامتی انسان نیز تاثیر دارد که البته تاکنون در این حد کشف شده و قطعا تاثیرات نماز بیش از این حرف‎هاست.

نتایج تازه‌ترین تحقیقات علمی نشان می‌دهد، خواندن نماز صبح،‌ بهترین شیوه‌ برای پیشگیری از بیماری‌های قلبی ـ عروقی است. بر اساس تحقیقات انجام شده از سوی مؤسسه‌ قلب و عروق اردن، خواب طولانی مدت در طول شبانه‌روز‌، مهم‌ترین عامل ابتلا به بیماری‌های قلبی است. این تحقیقات نشان می‌دهد اگر فردی به مدت طولانی بخوابد، ضربان قلب او به پنجاه بار در دقیقه كاهش می‌یابد كه این امر، منجر به كندی گردش خون در سرخرگ‌ها و سرانجام، انسداد رگ‌ها شده و حملات قلبی عروقی را به‌ دنبال خواهد داشت.

این تحقیق همچنین بر ضرورت حداقل پانزده دقیقه تحرك بدنی پس از چند ساعت خواب تأكید می‌كند. در نتایج این تحقیق با بیان این كه ادای نماز صبح برای این امر كافی است، به سلامت قلبی مسلمانانی كه صبح زود بیدار شده و برای انجام فریضه‌ نماز به مسجد می‌روند، اشاره شده و آمده است: اگر این عمل در مسجد و یا به ‌صورت گروهی انجام شود، نتیجه‌ بهتری خواهد داشت.

 

برگرفته از خبرگزاری قرآنی ایران

تنظیم گروه دین و اندیشه تبیان، هدهدی .

+ نوشته شده توسط عظیم جان ابادی در یکشنبه سی و یکم خرداد 1388 و ساعت 19:2 |

ايستگاه آخر 

(4)

گل

عطري خوشبوي مخصوص مومنان

 

پيرامون پديده هول انگيز "مرگ" سخن مي رانديم؛ از پيچيدگي و رازآلودگي، اضلاع ناشناخته و حتي بدشناخته اين سرنوشت محتوم و اين حقيقت مکتوم نکته ها گفتيم.

آنچه گذشت به اختصار اين بود که:

در ذهن و زبان برخي، مرگ چونان عفريتي عجوزه است که بر بلنداي زندگي ايستاده و تشنه کام جان آدمي است.

بينش ماديگرايانه، مرگ را قانون طبيعت و نتيجه استهلاک و به تحليل رفتن قواي جسماني تفسير مي کند.

براي برخي ديگر، مرگ فسون و افسانه اي بيش نيست، دروغي بزرگ که هميشه راست در مي آيد.

تنها براي اندکي از ابناي بشر، مرگ، آرامشي خوشتر از زندگي و سرآغاز حياتي جاودانه است.

اينان بر آستان مرگ راحت سر فرود مي آورنند.

آنگاه در پرتو آيات کتاب نور آموختيم که:

1. موت نيست که وفات است، فنا نيست که توفّي (به تمامت گرفتن) و سرچشمه آب بقاست

2. امري وجوديست و نه عدمي

3. پايان نيست که آغاز است؛ گذشت از دنيا و بازگشت به آخرت است

4. سنت عمومي خدا در کائنات است؛ همه چيز ميراست جز ذات ناميراي او

و اينک دل و جان بسپاريم به فرمايشات درربار ائمه هدي عليهم السلام و ببينيم تصوير مرگ در انديشه و زبان اين ذوات مقدس چگونه است:

مرگ از منظر روايات

1 ـ از اميرالمؤمنين (عليه‌السلام) درخواست شد مرگ را وصف كند، فرمود: براي گروهي نويد به نعمت‌هاي هميشگي است و براي دسته‌اي وعيد به عذاب ابد و براي طايفه‌اي هول و ترس است: "إمّا بشارة بنعيم الأبد وإمّا بشارةٌ بعذاب الأبد، وإمّا تحزين و تهويل"(1).

در روايت حضرت موسي بن جعفر (عليه‌السلام) مي‌بينيم همراهان بيمار خواستند مرگ را براي آنان تعريف فرمايد و امام (عليه‌السلام) در پاسخ آنان فرمود: "الموت هو المصفّاة"؛ مرگ حقيقتي تصفيه كننده است. پس امري است وجودي و مخلوق؛

2 ـ از امام مجتبي (عليه‌السلام) سؤال شد: مرگي كه مردم به آن آگاهي ندارند چيست؟

فرمود: بزرگترين سروري است كه بر مؤمنان وارد مي‌شود؛ چرا كه از سراي سختي‌ها به نعمت‌هاي هميشگي انتقال مي‌يابند و بزرگترين درد و مصيبت است بر كافران، زيرا از دنيا كه بهشتش محسوب مي‌داشتند به آتشي منتقل خواهند شد كه هيچ نابودي و زوال ندارد: "ما الموت الذى جهلوه؟ قال: أعظم سرور يرد علي المؤمنين إذنقلوا عن دارالنّكد إلي نعيم الأبد، و أعظم ثبور يرد علي الكافرين إذنقلوا عن جنّتهم إلي نارلاتبيد و لا تنفد"(2)

3 ـ امام حسين (عليه‌السلام) در روز عاشورا چهره‌ي‌ زيبايي از مرگ ترسيم كرد، در حالي كه آن به آن به مرگ نزديك مي‌شد و چهره ملكوتي او برافروخته تر و گل‌گون‌تر مي‌گشت؛ در آن حال خطاب به ياران باوفا فرمود: "صبراً بنى الكرام، فما الموت إلّا قنطرة يعبر بكم عن البؤس و الضّرّاء إلي الجنان الواسطة و النّعيم الدائمة، فأيّكم يكره أن ينتقل من سجن إلي قصر، و ما هو لأعدائكم إلّا كمن ينتقل من قصر إلي سجنٍ و عذابٍ، إنّ أبى حدّثنى عن رسول اللّه (صلي الله عليه و آله و سلم) إنّ الدّنيا سجن المؤمن و جنّة الكافر و الموت جسر هؤلاء إلي جنانهم و جسر هؤلاء إلي جحيمهم، ما كذبت و لا كذبت"(3)؛ شكيبايي كنيد اي فرزندان مردان بزرگوار، مرگ تنها پلي است كه شما را از ناراحتي‌ها و رنج‌ها به باغ‌هاي وسيع بهشت و نعمت‌هاي جاودان منتقل مي‌كند. كدام يك از شما از انتقال يافتن از زندان به قصر ناراحتيد؟ امّا مردن نسبت به دشمنان شما مانند اين است كه شخصي را از قصري به زندان و عذاب منتقل كنند. پدرم از رسول خدا (صلي الله عليه و آله و سلم) نقل فرمود: كه دنيا زندان مؤمن و بهشت كافر است و مرگ، پل آنان به باغ‌هاي بهشت و پل اينان به جهنم خواهد بود. نه برايم دروغ گفته اند و نه من دروغ مي‌گويم.

4 ـ از امام سجّاد (عليه‌السلام) حقيقت مرگ را جويا شدند. فرمود: "للمؤمن كنزع ثيابٍ و سخةٍ قملةٍ و فكّ قيود و أغلال ثقيلةٍ و الاستبدال بأفخر الثّياب و أطيبها روائح و أوطي‌ي‌ المراكب و آنس المنازل و للكافر كخلع ثيابٍ فاخرةٍ و النقل عن منازل أنيسةٍ و الاستبدال بأوسخ الثّياب و أخشنها و أوحش المنازل و أعظم العذاب"(4)؛ مرگ براي مؤمن مانند كندن لباس چركين و پر حشره است و گشودن غل و زنجيرهاي سنگين و تبديل آن به فاخرترين لباس‌ها و خوشبوترين عطرها و راهوارترين مركب‌ها و مناسب ترين منزل‌ها و براي كافر مانند كندن لباس فاخر و انتقال از منزل‌هاي مورد علاقه و تبديل آن به چركترين و خشن ترين لباس‌ها و وحشتناكترين منزل‌ها و بزرگترين عذاب‌هاست.

5 ـ به امام صادق (عليه‌السلام) عرض شد مرگ را براي ما وصف كن.

فرمود: براي مؤمن مانند بهترين بوي خوشي است كه آن را ببويد و آن بوي پاكيزه سبب شود همه‌ي‌ درد و رنج از او رخت بربندد و براي كافر مانند گاز گرفتن و گزيدن افعي‌ها و كژدم‌هاست يا شديدتر: "للمؤمن كأطيب ريح يشمّه فينعس لطيبه وينقطع التّعب و الألم كلّه عنه و للكافر كلسع الأفاعى و لدغ العقارب أو أشدّ..." (5). بنابراين، مرگ براي مؤمن به منزله بوييدن بهترين گل و عطر و براي كافر همانند گزيدن مار و عقرب است.

6 ـ حضرت موسي بن جعفر (عليه‌السلام) بر بيماري وارد گرديد كه در حال بي‌هوشي مرگ بود و به كسي پاسخ نمي‌داد. اطرافيان بيمار گفتند: يابن رسول اللّه (صلي الله عليه و آله و سلم) دوست داريم حقيقت مرگ و وضع بيمار ما را شرح دهيد. فرمود: "الموت هو المصفّاة تصفّى المؤمنين من ذنوبهم فيكون آخر ألمٍ يُصيبهم كفّارة آخر وزر بقى عليهم و تصفّى الكافرين من حسناتهم فيكون آخر لذّة أو راحة تلحقهم، و هو اخر ثواب حسنة تكون لهم و أمّا صاحبكم هذا فقد نخل من الذنوب نخلا ً و صفّي من الاثام تصفية و خلّص حتي نقى كما ينقى الثّوب من الوسخ و صلح لمعاشرتنا أهل البيت فى دارنا دارالأبد" (6)؛ مرگ وسيله و ابزار تصفيه است كه همه بايد از آن بگذرند، كه مؤمنان را از گناه پاك مي‌كند و آخرين ناراحتي اين عالم است و كفّاره آخرين گناهان آنان به شمار مي‌رود. در حالي كه كافران را از نعمت‌هايشان جدا مي‌كند و آخرين لذّتي است كه به آنان مي‌رسد و آخرين پاداش كار خوبي است كه احياناً انجام داده اند. امّا اين بيمار محتضر شما به طور كلّي از گناهانش پاك شد و از معاصي بيرون آمد و خالص شد؛ آن سان كه لباس چركين با شستشو پاك مي‌شود. او هم اكنون اين شايستگي را پيدا كرد كه در سراي جاويد با ما اهل بيت باشد(7).

تنها براي اندکي از ابناي بشر، مرگ، آرامشي خوشتر از زندگي و سرآغاز حياتي جاودانه است؛ اينان بر آستان مرگ راحت سر فرود مي آورنند.

7 ـ از حضرت جوادالائمه (عليه‌السلام) حقيقت مرگ را جويا شدند. فرمود: "هو النّوم الّذى يأتيكم كلّ ليلة إلّا أنّه طويل مدّته لاينتبه منه إلّا يوم القيامة. فمن رأي فى نومه من أصناف الفرح ما لا يقادر قدره و من أصناف الأهوال ما لا يقادر قدره فكيف حال فرح فى النّوم و وجل فيه. هذا هو الموت. فاستعدّوا له"(8)؛ مرگ همان خوابي است كه هر شب به سراغ شما مي‌آيد، جز اين كه مدّتش طولاني است و انسان از آن تا روز قيامت بيدار نمي‌شود. هر كسي در خوابش آن اندازه از انواع خوشحالي‌ها و اقسام وحشت‌ها مي‌بيند كه نمي‌تواند به حساب آورد. پس حال خوشحالي و ترس در خواب چگونه است؟ اين همان مرگ است. بنابراين، براي آن آماده شويد.

باري روايات فراوان ديگري در اين زمينه به چشم مي‌خورد كه حقيقت مرگ در برخي از آنها وصف و در برخي تعريف شده است؛ چنان‌كه در روايت حضرت موسي بن جعفر (عليه‌السلام) مي‌بينيم همراهان بيمار خواستند مرگ را براي آنان تعريف فرمايد و امام (عليه‌السلام) در پاسخ آنان فرمود: "الموت هو المصفّاة"؛ مرگ حقيقتي تصفيه كننده است. پس امري است وجودي و مخلوق؛ آن سان كه در قرآن آمده است: "الّذي خلق الموت و الحيوة لِيبْلُوَكم أيّكم أحسن عملا ً"(9)؛ خدايي كه مرگ و زندگي را آفريد تا شما بندگان را بيازمايد تا كدام نيكوكارتر و خلوص اعمالش بيشتر است. بنابراين، حيات و ممات دو نحوه‌ي‌ حركت از حركت‌هاي شي‌ي‌ متحرّك است.

پيامبر اسلام (صلي الله عليه و آله و سلم) مرگ را در عبارتي شيرين و شيوا چنين وصف فرمود: "يا على... ما خلقت أنت و لا هم لدار الفناء بل خلقتم لدار البقاء و لكنّكم تنتقلون من دار إلي دار"(10)؛ اي علي تو و مردم براي سراي فاني آفريده نشديد، بلكه براي بقا در سراي جاودان خلق گشته و از سرايي به سرايي دگر منتقل خواهيد شد.(11)

___________________

(1) بحار، ج 6، ص 153.

(2) همان، ص 154.

(3) بحار، ج 6، ص 154.

(4) همان.

(5) بحار، ج 6، ص 152.

(6) همان، ص 155.

(7) ر.ك معاني الأخبار صدوق، ص287، باب معني الموت.

(8) بحار، ج 6، ص 154.

(9) سوره‌ي‌ ملك، آيه‌ي‌ 2.

(10) بحار، ج37، ص146.

(11)تفسير موضوعي قرآن، ج4، جوادي آملي


 شکوري_گروه دين و انديشه تبيان
+ نوشته شده توسط عظیم جان ابادی در یکشنبه سی و یکم خرداد 1388 و ساعت 19:1 |

آيا شراب آرامش بخش است؟

اثر الکل و استرس در بيماري قلبي

روش‏هاي کاذب کسب آرامش و راحتي 4

اشاره:

از آنجا که کسب آرامش و راحتي براي بشر، هدفي بسيار مهم و جدي به شمار مي‏رود، لذا در طي قرن اخير آدمي تلاش‏هاي فراواني کرده و روش‏هاي گوناگوني را براي مقابله با بيماريهاي روحي و رواني و ناآراميها و نگرانيهاي خود به کار برده است. اما تعمق در آنها مشاهده واقعيتهاي بيروني و موجود در عرصه زندگي فردي و اجتماعي، به‏ خوبي نشان مي‏دهد که بشر موفق نبوده است.

امروزه بسياري از مردم جهان، غالباً از روشهايي براي کسب آرامش و راحتي در زندگي استفاده مي‏کنند که ناکار آمده بوده و آنها را به مقصود نمي‏رساند. اين روشهاي نادرست که ما از آنها به عنوان روشهاي کاذب نام مي‌بريم، بسيار فراوان و متنوع هستند.

 

ابتدا در اين مجموعه 12 روش کاذب و سپس در مجموعه اي مستقل 100 عامل حقيقي آرامش براي شما بيان خواهد شد.

 

آنچه گذشت: حرامخواري ؛ کسب ثروت زياد ؛ تکنولوژي‏ و اختراعات بشر

اعتياد به مصرف الکل

قسمت چهارم- شرابخواري

انسان خسته از گناه و بي‏بند و باري، و تشنه آرامش و راحتي، دست به دامن شرابخواري شد تا شايد بدين وسيله بتواند، از خود بي‏خود شده و تلخيها و نگراني را فراموش کرده و آرام بگيرد. اما ميگُساري نيز نه تنها نتوانست آرامش و راحتي را براي او به ارمغان آورد، بلکه خود عاملي در جهت افزايش دردها و مشکلات آدمي گرديد.

پزشکان معتقدند الکل آثار منفي خطرناک و فراواني براي بدن انسان دارد که به برخي از آنها اشاره مي‏کنيم: 1

- بر مغز: الکل در اثر تکرار و تاثير در سلول‏هاي مغز، آن را از کار مي‏اندازد و موجب سکته مي‏گردد.

- در اعصاب: الکل موجب توليد امراض مختلفي از قبيل بيماري رعشه در دستها و پاها، بي‏خوابي مفرط و نداشتن کنترل بر اعضا مي‏شود.

- در معده: الکل مخاط زبان و حس ذائقه را ضايع و بزاق دهان را کم و ترشح آن را از نظم مي‏اندازد و نيز مخاط معده را تحريک و ترشي آن را کم مي‏کند و در نتيجه موجب امراض مختلف معده و روده مي‏گردد.

- در کبد: الکل کبد (جگر) را ناتوان و متورم مي‏سازد.

- در گردش خون: الکل گلبولهاي سفيد خون را از بين برده و در اثر فشارهاي کم، موجب سکته مي‏گردد.

- در دستگاه تنفس: از مهمترين عوارض الکل در دستگاه تنفسي، بيماري خانمان سوز سل و تنگي نفس است. زيرا الکل همراه خون وارد ريه‏ها شده، مخاط ريه را تحريک کرده و آن را متورم مي‏سازد و اين تحريک، کلسيم بدن را از بين برده و عمل ريه را مختل و منجر به مرض سل خواهد گرديد.

امام صادق عليه‏السلام مي‏فرمايد:  شرابخواري کليد هر شر و بدي است.

- در کليه‏ها: مشروبات الکلي در هنگام دفع، مجاري ادرار را تحريک کرده و عوارض ناراحت کننده‏اي توليد مي‏کنند.

- در قلب: الکل موجب مي‏شود که مقدار زيادي چربي اطراف قلب را گرفته و در نتيجه حرکت قلب ضعيف گردد.

- در عقل و هوش: الکل هوش و عقل را زائل مي‏کند.

حکيم فرزانه محمد بن زکرياي رازي نيز مي‏گويد: «شرب خمر بويژه اگر در آن افراط صورت گيرد، فرد را در معرض سکته و پارگي رگهاي مغز و نيز ورهاي خوني و صفراوي و رعشه و فلج اعضا قرار مي‏دهد. شرب خمر دو قوه شهويه و غضبيه را قوي مي‏کند و قوي مي‏کند و قواي اين دو را در جهتي سوق مي‏دهد که آنچه مي‏خواهند و بسيار دوست دارند، به دست آورند. و نيز قوه عاقله را ضعيف و نيروي عقل را بي‏شعور مي‏کند، تا جايي که فکر و انديشه را از کار مي‏اندازد و باعث مي‏شود که قوه عاقله رام و مطيع قوه شهوانيه شود و نتواند قوه شهوانيه را از انجام کارهاي زشت منع کند».  2

خداوند متعال در قرآن کريم مي‏فرمايد: «شيطان قصد آن دارد که به وسيله شراب و قمار ميان شما دشمني و کينه برانگيزد و شما را از ذکر خدا و نماز باز دارد. پس شما آيا از آن دست بر مي‏داريد؟» 3

امام صادق عليه‏السلام نيز مي‏فرمايد: «شرب الخمر مفتاح کل شر». 4  يعني «شرابخواري کليد هر شر و بدي است».

با اين اوصاف، چگونه شرابخواري مي‏تواند نگراني و اضطراب و دغدغه و تشويق را از بشر دور کرده و به او آرامش و راحتي بدهد! در اين نکته بسيار بايد انديشه کنيد. در جستجوي راه‌هاي آرامش واقعي با ما همراه شويد.

 

آنچه در شماره آتي خواهيد خواند: رقص و آواز

تنظيم براي تبيان: گروه دين و انديشه - حسين عسگري


1 - آيت الله شهيد سيد عبدالحسين دستغيب، گناهان کبيره، ج1، ص 124.

2 - محمد بن زکريا رازي، بهداشت رواني، ص 125.

3 - سوره مائده، آيه 61

4 - وسايل الشيعه، ج25، ص 316.

+ نوشته شده توسط عظیم جان ابادی در یکشنبه سی و یکم خرداد 1388 و ساعت 19:0 |

مقام قرآن

معجزه جاویدان (7)

قرآن

ادامه از معجزه جاویدان(6)

... « جرجی زیدان » مورخ و محقق مسیحی، در كتاب تاریخ تمدن اسلامی می‌نویسد: «‌ قلم را از نی می‌ساختند و مركب را كه مداد می‌گفتند از گرد ذغال و یا گرد سیاه دیگری تهیه كرده و مایع لزجی، مثل صمغ و مانند آن به آن می‌افزودند. اما كاغذ اعراب در ابتدا پوست بود كه آن را رقّ می‌گفتند گاه هم روی پارچه می‌نوشتند و مشهورترین آن ، پارچه بافت مصر به نام قباطی بود و معلّقات سبعه پیش از اسلام بر روی همان پارچه نوشته شده بود‌، هرگاه پارچه یا پوست به دست نمی‌آوردند روی چوب یا استخوان یا سنگ یا سفال و مانند آن می‌نوشتند» . وی در جلد سوم كتاب «تاریخ تمدن اسلام» چنین اضافه می‌كند : « هر آیه و سوره كه نازل می‌شد آن را كاتبان وحی روی تكه‌های پوست یا استخوان‌های پهن مانند كتف و دنده‌ها یا روی لیف خرما و یا روی سنگ‌های پهن سفید می‌نوشتند»‌ .

در تكمیل این بحث ابو عبدالله زنجانی در كتاب خود « تاریخ قرآن» ضمن اضافه نمودن پارچه و حریر به موارد فوق اعلام می‌دارد كه پس از نوشتن آیات بر آنها به این قطعات«‌ صحف» می‌گفتند و یك نسخه از هر نوشته برای پیغمبر بود و به ایشان داده می شد كه ایشان آنرا در خانه خود نگهــداری می‌نمودند .

در جلد پنجم كتاب وافــی در آخـر كتـاب «صلواة» حدیثی از امام صادق (ع) نقل شده كه در آن آمده رسول خدا در هنگام وفات فرمودند: «‌ یاعلی قرآن در پشت سر خوابگاه من در صحیفه‌ها و حریر و قرطاس هاست. آن ها را جمع كنید و نگذارید قرآن ضایع شود چنان كه یهود تورات را ضایع كردند. علی (ع) قرآن را در پارچه ای زرد نوشت. و در خانه‌اش به اتمام رسانید و فرمود تا قرآن را جمع نكنم عبا به دوشم نخواهم انداخت (و بیرون نخواهم رفت )»‌ .

این مطلب در كتاب « اتقان» اثر سیوطی از محققین اهل سنت نیز آمده است و همچنین ابن ابی الحدید نیز كه از علمای اهل تسنن می‌باشد در مقدمة شرح نهج البلاغه خود در حالات حضرت علی (ع) گوید : « و هو اول من جمع القرآن» یعنی او اولین كسی است كه قرآن را جمع آوری نمود .

البته این جمع آوری قرآن به دو گونه بوده است:

اول آن كه قطعات مختلف سور و آیات كه بر روی الواح مختلفی نوشته شده بود و هر یك با بندهایی جداگانه به هم بسته شده بود و عنوان سوره ای را داشت برروی پارچه و به ترتیب دستور داده شده توسط رسول الله(ص)، توسط علی بن ابیطالب (ع) نوشتـه شد و این امر در مدت شش ماه پس از رحلت پیامبر(ص) به اتمام رسید.

دوم آنكه علی (ع) در مدت طولانی اقدام به جمع آوری آیات و سور قرآن بر اساس زمان نزول و شأن آنها نمود و به تعبیری اولین تفسیر و تأویل آیات قرآن كریم نیز در همان اوایل ظهور اسلام و به دست مطلع‌ترین صحابه رسول خدا بدین شكل به انجام رسید.

تاریخ اسلام به خوبی گویای آنست كه تركیب سوره ها و تعیین اول وآخر آن ها به راهنمائی حضرت محمد (ص) انجام می‌گرفت.

حتی خود پیامبر(ص) نیز تمام شدن سوره را نمی‌دانست تا آن كه توسط جبرئیل «بسم الله الرحمن الرحیم»‌ نازل می‌شد .

آن چنان كه از تاریخ نزول آیات مشهود است بیشتر آیه های هر سوره در پی هم می‌آمدند و اگر هم در نزول ترتیب نداشتند، توسط پیامبر جای آن آیه معین می‌گردید. مانند آیه 281 سورة بقره كه زمان نزول آن با زمان آیات دیگر سورة بقره نزدیك به 9 سال اختلاف نزول دارد.

آیات سوره بقره همگی در سال های اول هجرت و در مدینه نازل شده است مگر آیه 281 كه در «حجة الوداع » نازل گردیده است. از ابن عباس نقل شده كه آخرین آیه قرآن این آیه است و چون نازل گردید، جبرئیل به پیامبر(ص) گفت كه آن را در رأس آیه 280 بقره بگذارد و در برخی از تفاسیر آمده كه پس از نزول این آیه پیامبر(ص) بیش از 21 روز دراین دنیا باقی نماندند.

ادامه  در معجزه جاویدان 8

+ نوشته شده توسط عظیم جان ابادی در یکشنبه سی و یکم خرداد 1388 و ساعت 18:59 |

 فاضل مقداد سیوری حلی 826 هجری قمری(سالروز ارتحال) 

فاضل مقداد

علمای شیعه هر چه داشته اند در طبق اخلاص نهاده اند تا معارف و معرفت ها، و تا دانش ها و حکمت ها، و تا تمامی خوبیها و متانتها را سینه به سینه و دل به دل به آیندگان تقدیم دارند، و تا اهل زمین به دستاویز محکمی چنگ زنند و به راه ضلال و گمراهی ره نپویند ، در این راه عشق پر فراز و فرود چه جانها که نثار مکتب اهل بیت نشد و چه دلها که در فناگاه ربوبی به فنا نرفت و اینک ما و پاسداری از این حریم حرم، تا که دلها صیقلی کنیم و ما نیز وادی عشق بپوییم .

یکی از ارباب معرفت که جان در وادی زیبای اهلبیت فدا و فنا کرد "فاضل مقداد" است که گوش جان به جانان او می دهیم، تا نمی از یم فضایلش برگیریم، گرچه به این کوتاه آن نشاید ولی ذکری و یادی از او  را باید .

 

ولادت

مقداد بن عبداللّه بن محمد بن حسین بن محمد سیوری حـلـی اسـدی، اهل سیور از  روستاهای حله عراق است که در قرن نهم هجری می زیسته و از تاریخ تولد وی سندی در دست نیست.

اساتید

فاضل مقداد، یكی از شاگردان مبرز شهید اول می باشد.

علمای شیعه هر چه داشته اند در طبق اخلاص نهاده اند تا معارف و معرفت ها، و تا دانش ها و حکمت ها، و تا تمامی خوبیها و متانتها را سینه به سینه و دل به دل به آیندگان تقدیم دارند، و تا اهل زمین به دستاویز محکمی چنگ زنند و به راه ضلال و گمراهی ره نپویند ، در این راه عشق پر فراز و فرود چه جانها که نثار مکتب اهل بیت نشد و چه دلها که در فناگاه ربوبی به فنا نرفت و اینک ما و پاسداری از این حریم حرم، تا که دلها صیقلی کنیم و ما نیز وادی عشق بپوییم .

یکی از ارباب معرفت که جان در وادی زیبای اهلبیت فدا و فنا کرد "فاضل مقداد" است که گوش جان به جانان او می دهیم، تا نمی از یم فضایلش برگیریم، گرچه به این کوتاه آن نشاید ولی ذکری و یادی از او  را باید .

 

تألیفات

از وی آثـار و كـتـابـهای نفیس و پر ارزشی به یادگار مانده است كه اسامی برخی از آنها به این قرار می باشد:

1 ـ آیات الاحكام معروف به (كنز العرفان ).

2 ـ آداب الحج.

3 ـ الادعیة الثلثون كه حاوی سی دعا از مقام شامخ رسالت (صل الله علیه وآله ) و ائمه اطهار (علیه السلام) می باشد.

4 ـ الاربعون حدیثا (چهل حدیث ).

5 ـ ارشاد الطالبین الی نهج المسترشدین.

6 ـ تجوید البراعه فی شرح تجوید البلاغه.

7 ـ تفسیر مغمضات القرآن (تفسیر مشكلات و پیچیدگیهای قرآن ).

8 ـ التنقیح الرائع من المختصر النافع.

9 ـ جامع الفوائد فی تلخیص القواعد.

10 ـ شرح الفیه شهید اول.

11 ـ شـرح باب حادی عشر علا مه حلی كه نامش (النافع یوم الحشر است ).

12 ـ شرح سی فصل خواجه نصیر الدین طوسی.

13 ـ شرح الفصول النصیریه المعریه.

14 ـ شرح مبادی الاصول علا مه.

15 ـ تجوید البراعه فی اصول البلاغه.

16 ـ اللوامع الالهیه فی المباحث الكلامیه.

17 ـ نهج السداد فی شرح واجب الاعتقاد.

18 ـ شرح نضد القواعد.

وفـات او ظـهر یكشنبه، بیست و ششم جمادی الاخر 826 هجری قمری در نجف رخ ‌داد صاحب روضات الـجـنات معتقد است كه بقعه واقع در دشت شهروان بغداد كه در میان اهالی آن سامان به مقبره فاضل مقداد معروف است، مدفن همین فقیه نامدار می باشد.

 

گفتار بزرگان

1 ـ مرحوم میرزا عبداللّه افندی اصفهانی صاحب ریاض درباره او می گوید : شـیـخ جـمال الدین مقداد بن عبداللّه سیوری حلی اسدی، عالم فاضل محقق و مدقق توانا بوده اسـت شـیـخ یوسف الدین شغرابی از او روایت می كند كه او رساله (اربعین ) را برای فرزندش عبداللّه تألیف نموده است من آن را در شهر اربیل (اردبیل) با خط خود مقداد دیده ام كه اجازه خود را هم در آن نگاشته بود و تاریخ فراغت از تألیف آن، روز جمعه، 11 جمادی الثانی سال 794 هجری قمری بوده است.

2 ـ مـرحـوم سید محمد باقر خوانساری صاحب روضات الجنات می نویسد : او عالم فاضل محقق مدققی است كه از استادش محمد بن مكی عـامـلـی، شهید اول روایت می كند و فراغت او از كتاب نهج المسترشدین در سال 792 هجری قمری بوده است كتاب (التنقیح ) او متین ترین متن فقهی و وزین ترین كتاب فقه استدلالی است كه عالی و دانی، كـامـل و مـبـتدی (همه سطوح) می تواند از آن بهره گیرند.

3 ـ مـرحـوم مـدرس، صـاحب ریحانة الادب می نویسد : او عالمی است فقیه ،متكلم، محقق، مدقق، منقولی(اهل روایت و حدیث) و از اكابر علمای امامیه كه در كتب فقهیه ای که متعلق است به نویسندگان (پیشتر) و یا به اصطلاح "اواخر المتاخرین" جهت انتساب او به قریه (سیور) بـر وزن (طـیور) نامی از قری (روستاهای) حله به فاضل سیوری شهرت داشته است او از اجله تلامذه شهید اول و مجازین (اجازه گرفتگان ) وی بوده و محمد بن شجاع قطان حلی نیز از وی روایت می كند.

وفات

وفـات او ظـهر یكشنبه، بیست و ششم جمادی الاخر 826 هجری قمری در نجف رخ ‌داد صاحب روضات الـجـنات معتقد است كه بقعه واقع در دشت شهروان بغداد كه در میان اهالی آن سامان به مقبره فاضل مقداد معروف است، مدفن همین فقیه نامدار می باشد.

+ نوشته شده توسط عظیم جان ابادی در یکشنبه سی و یکم خرداد 1388 و ساعت 18:58 |

دعا برای مظلوم

دست دعا

بَشّار مُکاری می‌گوید: در کوفه خدمت امام صادق علیه السلام رسیدم. سینی خرمایی مقابل حضرت بود و از آن تناول می‌کرد، به من فرمود: بَشّار! تناول کن. عرض کردم: فدایت گردم! گوارایتان باد! در راه که می‌آمدم با حادثه‌ای مواجه شدم که قلبم را به درد آورده، غیرتم را به جوش آورده و مرا سخت آزرده خاطر ساخته است.

حضرت فرمود: به حق من بر تو، بیا و خرما بخور. من جلو رفتم، قدری خرما تناول کردم، آنگاه به من فرمود: اکنون ماجرا را تعریف کن، عرض کردم: پلیس حکومت را دیدم که بر سر زنی می‌زد و او را به سوی زندان می‌برد و آن زن با صدای بلند فریاد می‌زد و می‌گفت: به خدا و رسولش پناه می‌برم (و بدین وسیله از مردم کمک می‌خواست) اما کسی او را کمک نکرد.

اما صادق علیه السلام فرمود: چرا با او چنین می‌کردند؟ عرض کردم: مردم می‌گفتند: آن زن همان طور که می‌رفته به زمین خورده و بعد از به زمین خوردن چنین گفته: فاطمه جان! خداوند آنان را که در حق تو ستم کردند لعنت کند! (خلاصه او را به جرم علاقه به زهرا و دشمنی با دشمنانش آزار می‌دادند). امام صادق علیه السلام با شنیدن این قضیه دست از خوردن خرما کشید و آن چنان گریست که دستمال و محاسن و سینه مبارک حضرت خیس شد، سپس فرمود: بشار! برخیز با هم به مسجد سهله برویم و برایش دعا کنیم و از خداوند خلاصی او را بخواهیم، و یک نفر را نیز به خانه حاکم فرستاد تا از آن خبری بیاورد.

ما به مسجد سهله رفتیم و هر کدام دو رکعت نماز خواندیم. بعد از نماز، امام دست‌ها را به سوی آسمان بلند کرد و دعایی خواند، سپس به سجده رفت. نفهمیدم در سجده چه دعایی خواند، از سجده که سر برداشت فرمود: برخیز که آن زن آزاد شد.

از مسجد بیرون آمدیم. در راه به فرستاده حضرت برخوردیم، امام فرمود: چه خبر؟ عرض کرد: آن زن آزاد شد! فرمود: چگونه؟ عرض کرد: نمی‌دانم، من کنار در ایستاده بودم که نگهبان، آن زن را طلبید و پرسید: تو چه گفتی؟ پاسخ داد: وقتی به زمین خوردم گفتم: لعنت بر آنان که به تو ستم کردند ای فاطمه! نگهبان دویست درهم بیرون آورد و گفت: این پول‌ها را بگیر و امیر را حلال کن و از این به بعد آزادی و می‌توانی بروی! آن زن پول‌ها را نگرفت و بیرون رفت.

امام صادق علیه السلام فرمود: آن زن از گرفتن دویست درهم خودداری کرد؟ عرض کرد: آری به خدا! در حالی که بدان نیازمند بود. حضرت هفت دینار به وی داد و فرمود: به خانه او برو، سلام مرا به او برسان و این دینارها را به او بده.

(بشار می‌گوید:) من و فرستاده امام به در خانه آن زن رفتیم و سلام حضرت را به او رساندیم، زن گفت: آیا جعفر بن محمد به من سلام رسانیده؟ گفتم: آری خدایت رحمت کند! به خدا سوگند او به تو سلام رساند، زن گریبان چاک زد و غش کرد. صبر کردیم تا به هوش آمد و گفت: دوباره بگو! آیا امام صادق علیه السلام به من سلام رسانیده؟ ! گفتم: آری (و تا سه بار این پرسش را تکرار کرد).

به او گفتم: این دینارها را بگیر و مژده باد تو را (که امامت از تو خشنود است). دینارها را گرفت و گفت: از امامم بخواهید از خدا بخواهد این کنیزش را ببخشد، من برای توسل و شفاعت، کسی را برتر از او و پدران و اجدادش (علیهم السلام) نمی‌دانم.

ما به خانه امام صادق علیه السلام بازگشتیم و جریان را عرض کردیم، حضرت می‌گریست و برای او دعا می‌کرد. در این جا من به امام عرض کردم: کاش می‌دانستم که فرج آل محمد صلی الله علیه و آله کی خواهد بود! فرمود: بَشار! زمانی که ولیّ خدا که چهارمین فرزند من است در دشوارترین شرایط و در میان بدترین بندگان خدا رحلت کرد در آن زمان آل فلان دچار مصیبت می‌شود و امور سخت خواهد شد (منظور امام از آن فلان، بنی عباس هستند).(1)

 

اِتَّقوُا دَعوَة المَظلُومِ فَاِنَّ دَعوَةَ المَظلُومِ تَصعَدُ اِلی السَّماءِ.(2)

از دعای مظلوم بر حذر باشید (و بپرهیزید) که دعای مظلوم به آسمان بالا می‌رود (و به ‌اجابت می‌رسد).

                                                                                                                          امام صادق علیه السلام

پی‌نوشت‌ها:

1- بحارالانوار، ج47، ص 379.

2- مکارم الاخلاق طبرسی، ص 276.

 

منبع:

جلوه‎های تقوا، ج 3، محمدحسن حائری یزدی.

+ نوشته شده توسط عظیم جان ابادی در جمعه سوم آبان 1387 و ساعت 9:46 |

بردباری و بزرگواری

گل

در موسم حج، در مکه شخصی همیان پول(کیسه پول) خود را گم کرد، در همان حال چشمش به امام صادق علیه السلام افتاد که نماز می‌خواند، امام را نمی‌شناخت، دامان آن بزرگوار را گرفت که: تو همیان مرا دزدیده‌ای! حضرت فرمود: در همیان تو چقدر بود؟ گفت: هزار دینار؛ امام او را به خانه برد و هزار دینار به او داد، آن مرد دینارها را گرفت و به خانه رفت. با کمال تعجب همیان گم شده خود را در خانه یافت. هزار دینار امام صادق علیه السلام را برداشت و به خدمت حضرت بازگشت و عذرخواهی کرد و اظهار شرمندگی که من اشتباه کردم.

امام علیه السلام از گرفتن دینارها خودداری کرد و فرمود: این پول‌ها چیزی است که از دست ما خارج شده و دیگر باز نخواهد گشت (یعنی ما آنچه با هر عنوانی به کسی دادیم باز پس نمی‌گیریم). آن مرد که از این برخورد سخت تعجب کرده بود (از مردم) پرسید: این آقا کیست؟ گفتند: او جعفر بن محمد، امام صادق علیه السلام، است. مرد مسافر گفت: آری! این کارها تنها از این خاندان ساخته است و بس!(1)

 

فی تَقَلُّبِ الاحوالِ عُلِمَ جَواهِرُ الرِّجالِ.(2)

                                               در دگرگونی روزگار گوهر مردان است پدیدار.

                                                                                                                      حضرت علی علیه السلام

+ نوشته شده توسط عظیم جان ابادی در جمعه سوم آبان 1387 و ساعت 9:44 |

صدقه، کلید روزی

صدقه دادن

هارون بن عیسی می‌گوید: امام صادق علیه السلام به پسرش، محمد، فرمود: از پولی که برای مخارج خانه گذاشته‌ایم چه مقدار باقی مانده است؟ عرض کرد: چهل دینار، فرمود: تمام آنها را به عنوان صدقه به مستمندان بده، عرض کرد: (پدر جان!) جز همین چهل دینار چیزی باقی نمانده است، حضرت فرمود: تمام آنها را صدقه بده! خدای متعال به جای آن خواهد فرستاد، آیا نمی‌دانی هر چیزی کلیدی دارد و کلید روزی صدقه است؟!

محمد همه آن چهل دینار را صدقه داد. بیش از ده روز نگذشت که از جایی برای امام صادق علیه‎السلام چهار هزار دنیار رسید. حضرت به محمد فرمود: پسرم! ما چهل دینار به خدا دادیم و او در عوض، چهار هزار دینار به ما داد.(1)

اِذا اَملَقتُم فَتاجِروُا اللهَ بِالصَّدَقَةِ.(2)

چون تنگدست شدید با صدقه دادن، با خدای معامله کنید.

                                                                                                      حضرت علی علیه السلام

پی‌نوشت‌ها:

1- بحارالانوار، ج 47، ص38.

2- نهج‌البلاغه، شهیدی، ص 403.

 

منبع:

جلوه‎های تقوا، ج 3، محمدحسن حائری یزدی.

+ نوشته شده توسط عظیم جان ابادی در جمعه سوم آبان 1387 و ساعت 9:43 |

چه سخت است کسب روزی حلال!

زحمت و تلاش، شالیکاری

ابوجعفر فزاری می‌گوید: امام صادق علیه السلام یکی از غلامان خود به نام مصادف را فرا خواند؛ هزار دینار به او داد و فرمود: به خاطر تامین مقداری از مخارج خانواده ما برای تجارت به مصر برو. مصادف به همراه بازرگانان حرکت کرد، به نزدیکی‌های مصر که رسیدند با قافله‌ای مواجه شدند که از مصر بیرون می‌آمد. از افراد آن کاروان درباره موقعیت کالایشان در مصر پرسیدند، آنها اظهار داشتند که: کالاهای شما از کالاهایی است که اکنون در این شهر کمیاب است. همه بازرگانان هم‎سوگند و هم‎پیمان شدند که کالاهای خود را به کمتر از دو برابر نفروشند. وارد مصر شدند و کالای خود را با سود صد در صد به فروش رساندند و به مدینه بازگشتند.

مصادف به حضور امام صادق علیه السلام مشرف شد، دو کیسه هزار دیناری را در برابر حضرت گذاشت و عرض کرد: یک کیسه اصل سرمایه است و دیگری سود آن! امام فرمود: این سود زیادی است، مگر شما در این سفر چگونه تجارت کردید؟ مصادف ماجرا را تعریف کرد. حضرت فرمود: پناه بر خدا! شما علیه مسلمانان هم‎سوگند می‌شوید که هر دینار را به یک دینار سود بفروشید؟! آنگاه حضرت هزار دینار خود را برداشت و فرمود: این هزار دینار سرمایه من است و به سود دینار به دینار نیازی ندارم و بعد فرمود: مصادف! با شمشیرهای برهنه بازی کردن و بر (لبه تیز) آن دست کشیدن از کسب روزی حلال آن آسان‎تر است.(1)

اِبنَ آدَمَ! اِن کُنتَ تُریدُ مِنَ الدُّنیا ما یَکفیکَ فَاِنَّ اَیسَرَ ما فیها یَکفیکَ وَ ان کُنتَ انّما تُریدُ ما لا یَکفیکَ فَانَّ کُلَّ ما فیها لا یَکفیکَ. (2)

 فرزند آدم! اگر از دنیا به قدر کفاف راضی باشی اندکی از آن، تو را کافی است و اگر بیش از کفاف بخواهی همه آنچه در آن است نیز تو را کافی نیست.

                                                                                                                    حضرت علی علیه السلام

پی‌نوشت‌ها:

1- فروع کافی، ج 5، ص161.

2- اصول کافی، ج 2، ص 138.

 

منبع:

جلوه‎های تقوا، ج 3، محمدحسن حائری یزدی

+ نوشته شده توسط عظیم جان ابادی در جمعه سوم آبان 1387 و ساعت 9:42 |

ارزش صله رحم

گل

یکی از آزاد شده‌های امام صادق علیه السلام نقل کرده است که هنگام رحلت آن بزرگوار در خدمتش بودم. حضرت در حالت اغما بود. بعد از بیرون آمدن از این حالت فرمود: به حسن بن علی بن علی بن الحسین (معروف به افطس) هفتاد دینار، به فلان شخص فلان مبلغ، به فلانی فلان مقدار و ... بدهید. من به حضرت عرض کردم: شما به کسی که با دشنه به شما حمله کرد و قصد کشتن شما را داشت، کمک می‌کنید؟ فرمود: آیا می‌خواهی من از آن گروه نباشم که خداوند در حقشان فرموده است: «آنان که آنچه را خدا امر به پیوند آن کرده (مانند صله رحم و دوستی پدر و مادر و...) اطاعت می‌کنند و از خدا می‌ترسند و به سختی هنگام حساب می‌اندیشند... .»(1)

(سپس متوجه کنیز خود، سالمه شد و فرمود:) سالمه! خداوند بهشت را پاکیزه و خوشبو آفریده طوری که بوی خوش آن از مسافت دو هزار سال راه به مشام می‌رسد، اما عاق والدین و قاطع رحم هرگز بوی آن را استشمام نخواهند کرد.(2)

 

اِنَّ صِلَةَ الرَّحِمِ تُزَکِّی الاَعمالَ وَ تُنمِی الاَموالَ.(3)

                                                        صله رحم موجب پاکی اعمال و فراوانی اموال می‌شود.

 

                                                                                                                 امام صادق علیه السلام

پی‌نوشت‌ها:

1- رعد/21.

2- بحارالانوار، ج 47ص 2-3.

3- همان، ج 71، ص100.

 

منبع:

جلوه‎های تقوا، ج 3، محمدحسن حائری یزدی.

+ نوشته شده توسط عظیم جان ابادی در جمعه سوم آبان 1387 و ساعت 9:41 |

ویژه نامه شهادت  حضرت علی علیه السلام وشب های قدر                     

  بسم الله القاصم الجبارین
گویند علی (ع) را که خدا بود ، نبود

گویند که از خدا جدا بود ، نبود

من در عجبم میان این بود و نبود

این بود چه بودی است که هم بود و نبود !!!!!

سايت تخصصي امام حسن مجتبي

دانلود روضه ونوحه ودعا ویژه شهادت حضرت علی

۱دانلود دعای جوشن کبیر-ومراسم احیا شب 21 رمضان۲دانلود مداحي و نوحه ويژه شهادت حضرت علي عليه السلام ازحاج قانع ۳دانلود مداحی محمد حسین حدادیان۴دانلود مداحی ویژه شهادت حضرت علی از روح الله بهمنی۵دانلود مداحي و نوحه ويژه شهادت حضرت علي عليه السلام ازحاج عبدالرضا هلالی ۶دانلود مداحي و نوحه ويژه شهادت حضرت علي عليه السلام ازحاج ابوالفضل بختیاری ۷دانلود مداحي و نوحه ويژه شهادت حضرت علي عليه السلام ازحاج حسن خلج ۸دانلود مداحي و نوحه ويژه شهادت حضرت علي عليه السلام ازحاج حسین سیب سرخی۹دانلود مداحي و نوحه ويژه شهادت حضرت علي عليه السلام ازحاج احمد نیكبختیان۱۰دانلود مداحي و نوحه ويژه شهادت حضرت علي عليه السلام ازحاج محمود كریمی۱۱دانلود مداحي و نوحه ويژه شهادت حضرت علي عليه السلام ازحاج محمد طاهری۱۲دانلود روضه ويژه شهادت حضرت علي عليه السلام ازحاج ابوالفضل بختیاری۱۳دانلود روضه ويژه شهادت حضرت علي عليه السلام از حاج حسن خلج۱۴دانلود روضه ويژه شهادت حضرت علي عليه السلام از حاج محمود كریمی۱۵دانلود روضه ويژه شهادت حضرت علي عليه السلام از حاج محمد طاهری۱۶دانلود روضه ويژه شهادت حضرت علي عليه السلام از حاج سعید حدادیان۱۷دانلود روضه ويژه شهادت حضرت علي عليه السلام از حاج منصور ارضي۱۸دانلود سخنراني ويژه شهادت حضرت علي عليه السلام از استاد انصاريان آیة الله مظاهری

۱-دانلود مداحی به مناسبت شهادت حضرت علی و شبهای قدر۲دانلود مداحی به مناسبت شهادت حضرت علی و شب های قدر۳دانلود مداحی به مناسبت شهادت حضرت علی از حاج محمود کریمی۴دانلود مداحی به مناسبت شهادت حضرت علی و شبهای قدر واحیا۵مثلث توطئه۶مردی برای تمام عصار۷روزگار میشود۸علی نادره گیتی۹ابر رحمت در مصیبت علی علیه السلام۱۰علی و شب۱۱ناله کن ای دل به عزای علی۱۲راز شب۱۳باید ها و نباید های کارگزان از دیگاه حضرت علی علیه السلام۱۴حقوق از منظر امام علی۱۵تحیر بشریت در برابر علی علیه السلام۱۶وعلی علیه السلام ایگونه عدالت را بر پا کرد۱۷آشکار شدن قبر مخفی علی علیه السلام۱۸آخرین لحظات عمر مولا علی علیه السلام۱۹آیات نازله در وصف حضرت علی علیه السلام1۲۰آیات نازله در وصف حضرت علی علیه السلام2-۲۱آیات نازله در وصف حضرت علی علیه السلام3-۲۲آیات نازله در وصف حضرت علی علیه السلام4-۲۳ایات نازله در وصف حضرت علی علیه السلام5-۲۴ایات نازله در وصف حضرت علی علیه السلام5۲۵ایه مودت-۲۶ایه تطهیر-۲۷آیه مباهله-۲۸ایه اطاعت-۲۹ایه ولایت۳۰عيادت اصبغ بن نباته از حضرت علی عليه السلام-۳۱وصایای امیر المومنین به امام حسن مجتبی ع ۳۲نحوه برخورد علی با قاتلش ۳۳خوراک و پوشاک حضرت علی ۳۴فصاحت وبلاغت حضرت علی علیه السلام۳۵عواطف حضرت علی علیه السلام۳۶شجاعت وقداست حضرت علی ۳۷عدالت و حقیقت خواهی حضرت علی۳۸شخصیت حضرت علی ۳۹شجاعت وایثار حضرت علی۴۰صبر وحلم حضرت علی۴۱علم وحکت حضرت علی۴۲ایمان وعبادت حضرت علی۴۳غوغای سقیفه۴۴اوضاع حضرت علی بعد رحلت پیامبر۴۵انتخاب حضرت علی برای خلافت۴۶امیر المومنین در یک نگاه۴۷تربیت اولیه حضرت علی۴۸حضرت علی درکنار رسول خدا۴۹واقعه ای درشب نوزدهم در مسجد کوفه۵۰سجاده گشته رنگین۵۱راز محبوبیت حضرت علی۵۲حقوق مردم در کلام حضرت علی علیه السلام۵۳هان ای زمینیان با علی چه کردید۵۴دانلودنوحه شهادت حضرت علی سیب سرخی هلالی کریمی

سايت تخصصي امام حسن مجتبي www.hasanmojtaba.com

+ نوشته شده توسط عظیم جان ابادی در شنبه سی ام شهریور 1387 و ساعت 22:21 |

هوالمحبوب


www.hasanmojtaba.comسايت امام حسن مجتبي عليه السلام

تقدیم به کریم ترین ارباب دو عالم

  در این شبها که   به اسمان  مینگریم گویی بغضی کهنه در گلوی مهتاب تو را فریاد میزند  تویی  که در وانفسای  این دنیا از همه غریبتر بوده ای. تویی که با سکوتت عشق  را به اتش کشیدی وخاک را تا به ابد با غربت اغشته نمودی . در تنهاییت خدای را به دیدگان نمناکمان به تماشا کشاندی.و در یادمان  اینگونه نگاشتی :
هر که عاشقتر، دلش آشفته تر
 
چه فقیرانه نگاهم به جاده دوخته شده است که مبادا روز ی از مقابل دیدگانم بگذری و من از دیدارت جا بمانم .
 .شب را به امید رویایت میگذرانم و روز را به امید شنیدن صدایت .چه حقیقت تلخ و شیرینی است .چه ظلمت و روشنایی وجودم را تسخیر نموده است
اگرمعبود تنهایی بر نمیگزید بی شک تو را معبود دل خویش میدانستم و از قربانی  چشم و دل در راهت دریغ نمیکردم
دوست دارم  آنی شوم که  خریدارم شوی که حتی اگر روزی قدمهایم به چمن جنت رسید باز هم غلام روسیاه تو باشم
دلم سر سپرده ات شد .تقصیر من نیست که این چنین عاشقانه فریادت میزنم که باید دامن خدای را بگیری که چرا شیدایی را در چشمان تو خلاصه نمود
برای تمام تنهایی حریم پاکت دلم میسوزد . هر گاه که تن سپردم به گوش دادن تمام زمزمه های دل خسته ام ،نامی به جز حسن بن علی نشنیدم .نامی که هرگز نتوانستم نامی در کنار ان بگنجانم .
بی گمان که خاک تن من جز با غبار بقیع اغشته نشده و دربدو تولدم بی شک به جای اذان، روضه  تو را در گوشم خوانده اند که اینگونه خود را شیدای تو میبینم  .
مرا چه باکی است از اتش دوزخ که چون در میان هاله های ان مرا رها کردند باز من دامن کریم تو را رها نخواهم کرد .هنگامی که برای گرفتن دستان گنهکارم قدمهایت را برداری اتش چه شرمگین خواهد شد از زبانه کشیدن، و ابراهیم بیاید و ببیند که کدامین گلستان زیباتر است؟.
زندگی چیزی جز عشق تو را به من نشان نداد و دل بهانه ای جز دیدارت در همه عمر نگرفت
بگذار که با دیدنت دلم برای همیشه خراب شود. مرا به آبادی دل چه سود و چه نیاز؟ که در این دنیا هر دلی خراباتی شد گویا ابدی جاویدان شد.
من اسارت دلم را به هیچ آزادی نفروشم که زندانبانی چون حسن بن علی جرعه ای جز می به من ارزانی نمیدارد


http://hassanmojtaba.mihanblog.com/ منبع وبلاگ امام حسن مجتبي

میلاد باسعادت سبط اکبر پور حیدر فرزند زهرای اطهر کریم اهل بیت امام حسن مجتبی علیه السلام راخدمت اقا امام زمان عج وتمامی شیعیان ومحبین اون حضرت تبریک وتهنیت عرض میکنم

ويژه نامه ولادت امام حسن مجتبي عليه السلام با بيش از ۱۰۰ عنوان مطلب

دانلود مولودي ويژه ميلاد امام حسن مجتبی از سیدمجید بنی فاطمه 2دانلود مولودي ويژه ميلاد امام حسن مجتبی از حاج محمود كریمی 3دانلود مولودي ويژه ميلاد امام حسن مجتبی از محمدرضا طاهري 4اسكرين سرور ويژه ميلاد امام حسن مجتبی ع 5تصاويري ويژه ميلاد امام حسن مجتبی ع 6سخنرانی حجةالاسلام انجوی نژاد ويژه ميلاد امام حسن مجتبی ع 7گزارش از قرآن خطی منسوب به امام حسن مجتبی (ع) 8سایه طوبی 9ولادت امام حسن مجتبی 10انتظارات امام حسن مجتبی(علیه‌السلام) از شیعیان 11خصوصیات همنشین نیک از منظر امام حسن مجتبی 12 امام حسن محبوب پیامبر 13بهترین زندگی ۱۴صبر در سیره امام حسن مجتبی علیه السلام ۱۵واژه های رنگ باخته ۱۶روایت شجاعت .کیاست امام حسن مجتبی ۱۷ پرتوی از زندگانی امام حسن مجتبی ۱۸میلاد نخستین میوه نبوت ۱۹هدیه الهی ۲۰تولد و اشنایی با همسر وفرزندان امام حسن مجتبی علیه السلام ۲۱ اخلاق امام حسن مجتبی ۲۲صلح امام حسن مجتبی ۲۳احادیثی از امام حسن مجتبی علیه السلام ۲۴اداب غذا خوردن از زبان امام حسن مجتبی ۲۵اظهار محبت های پیامبر نسبت به امام حسن مجتبی  ۲۶عقیقه امام حسن مجتبی ۲۷القاب وکنیه امام حسن مجتبی علیه السلام ۲۸ سرور سبز پوش ۲۹اسیر محنت ۳۰ولایت حسن ۳۱دوای صبر ۳۲ چراغ دل افروز مجتبی ۳۳ ریحانه رسول خدا ۳۴امام حسن وپاسداری از ارزش ها ۳۵ صبر در سیره امام حسن مجتبی ۳۶ چرا امام حسن مجتبی علیه السلام صلح کرد ۳۷تربیت در سیره امام حسن مجتبی علیه السلام ۳۷ آیا امام حسن مجتبی علیه السلام مطلاق  بود ۳۸ بررسی فعالیت های فرهنگی وسیاسی امام حسن مجتبی علیه السلام پیش از امامت ۳۹ صلح امام حسن مجتبی ضامن بقای اسلام ۴۰دانلود مولودی ویژه ولادت امام حسن مجتبی حاج محمود کریمی ۴۱ شخصیت علمی امام حسن مجتبی ۴۲ طرح وبگراند مذهبی ویژه میلاد امام حسن مجتبی ۴۳دانلود مولودی ولادت امام حسن مجتبی ۴۴احادیثی از امام حسن مجتبی ۴۵فرزند پیامبر ۴۶غذای بهشتی ۴۷ درخت خشک رطب داد ۴۸ احادیثی از امام حسن مجتبی3 ۴۹دانلود مولودی میلاد امام حسن ۵۰ دانلود مولودی ویژه میلاد کریم اهل بیت ۵۱دانلود مولودی ولادت امام حسن مجتبی ۵۲ سکوتی در میان دوفریاد ۵۳ سوره صبر ۵۴ رود زلال  ۵۵ولادت نور ۵۶ سخنانی اموزنده از امام حسن مجتبی علیه السلام ۵۷ یاران امام حسن مجتبی علیه السلام ۵۸امام حسن علیه السلام وتدریس معارف الهی ۵۹ امام حسن علیه السلام ونقل حدیث از پیامبر ۶۰امام حسن علیه السلام از نگاه امام حسین علیه السلام ۶۱ امام حسن علیه السلام در مسند قضاوت ۶۲ امام حسن وپاسخ به سوالات مرد شامی ۶۳ امام حسن علیه السلام در نگاه امیر المومنین ۶۴ امام حسن و گواه رسالت نبوی ۶۵ امام حسن علیه السلام مصلح بزرگ ۶۶ابعاد شخصیتی امام مجتبی ۶۷ کلام حق از زبان کودک ۶۸امام حسن علیه السلام و غبر از غیب ۶۹ ذکر مطاعن اطافیان معاویه و رسوایی انها ۷۰بر شماری فضائل علی وخودش ۷۱ اهانت های معاویه واطرافیانش به امام مجتبی ۷۲ سنت اجتماع در میان ائمه ۷۳اشعاری از امام حسن مجتبی علیه السلام ۷۴ مقابله امام مجتبی علیه السلام با توطئه های معاویه ۷۵ اقدامات امام مجتبی پس از بیعت مردم ۷۶فرزندان امام حسن مجتبی علیه السلام ۷۷ بیعت کوفیان با امام حسن مجتبی ۷۸عبادت امام حسن ۷۹ زهد امام حسن مجتبی علیه السلام ۸۰استجابت نفرین امام حسن مجتبی در باره زیاد بن ابیه ۸۱ اولین سخنرانی امام حسن مجتبی علیه السلام پس از شهادت پدر ۸۲علم امام حسن ۸۳ زیارت نامه امام حسن مجتبی علیه السلام ۸۴امام حسن و تربیت شاگردان ۸۵ امام حسن وسخنرانی در محضر پدر ۸۶ مناظرات کوبنده امام حسن با بنی امیه۸۷بخشش بی نظیر امام حسن مجتبی ۸۸ خاندان علم وفضیلت ۸۹نکته اموزنده از زندگی امام حسن ۹۰مولود رمضان ۹۱ زلال سخاوت ۹۲چه کسی همانند این جوانمردان است ۹۳ دونمونه از بزرگواری های امام حسن مجتبی علیه السلام۹۴ دفع دشمنی خطرناک ۹۵ شاخه گل پر برکت ۹۶نامه پر برکت ۹۷کرم از کجا تا کجا۹۸نمی از دریای وجود وکرم امام حسن مجتبی علیه السلام ۹۹سخنان حکمت بار امام حسن مجتبی ۱۰۰پرتویی از بلاغت امام حسن مجتبی علیه السلام


http://www.hassanmojtaba.mihanblog.com/وبلاگ امام حسن مجتبي عليه السلام

 جشن ميلــــــــــــــــــــــــــــــاد امام حســـــــــــــــــــن مجتبي عليه السلا م

دوشنبه شب ميلاد امام حسن مجتبي عليه السلام

مكان :خيابان هيرمند شمالي بين هيرمند ۴۳و۴۵ مسجد امام حسن مجتبي

سخنران :حجت الاسلام پور ذهبی

مداح : کربلایی بهروز شهبازیان

زمان :دوشنبه ۲۵/۶/۸۷ ساعت ۲۰

****************

سه شنبه شام ميلاد امام حسن مجتبي عليه السلام

مكان :خيابان هيرمند شمالي رو به روي مسجد امام حسن مجتبي بن بست شهيد نارويي

سخنران :حجت الاسلام بابايي

مداح :محمد رضا منصوری

زمان : سه شنبه ۲۶/۶/۸۷

یاحق امام حسن مجتبی علیه السلام پشت وپناه تون

http://hassanmojtaba.mihanblog.com/ منبع وبلاگ امام حسن مجتبي

+ نوشته شده توسط عظیم جان ابادی در دوشنبه بیست و پنجم شهریور 1387 و ساعت 3:32 |
 

مجموعه کاملي از مناجات سخنراني ادعيه و نرم افزار موبايل ويژه ماه مبارک رمضان


امجموعه کامل نرم افزارهاي اسلامي ويژه گوشي هاي جاوادار


اسکرين سرور ويژه ماه مبارک رمضان


تصاوير ويژه ويژه ماه مبارک رمضان


تصاوير ويژه متحرک ويژه ماه مبارک رمضان


رواياتي در باب گناه و بندگي - طاهري سال 86


روايت اميد به رحمت به خدا و گناه و بندگي حاج سعيد حداديان


دانلود مناجات ويژه ماه مبارک رمضان از حاج محمد طاهري


دانلود مناجات ويژه ماه مبارک رمضان از حاج سعيد حداديان


دانلود مناجات ويژه ماه مبارک رمضان از حاج منصور ارضي


ادعيه ماه مبارک رمضان


شرح ادعيه روزهاي ماه رمضان آية الله مجتهدي


سخنراني استاد رضا الهي - تفسير سوره زلزال86


سخنراني استاد رضا الهي - محتواي قرآن کريم - دهه دوم ماه رمضان سال 86


سخنراني ايت الله مجتهدي در باب ماه مبارک رمضان


يا حق امام حسن مجتبي عليه السلام پشت وپناه تون

+ نوشته شده توسط عظیم جان ابادی در شنبه شانزدهم شهریور 1387 و ساعت 11:59 |

جوان و آرامش 1

سلام دوست من

چشمهایت را ببند و تصور كن كه بر روی شنهای نمناك ساحلی آرام دراز كشیده‌ای، دستهایت رها و چشمانت به آسمان است. موجهای نرم هر از گاهی پاهایت را خنك می‌كنند و صدایشان گوشهایت را می‌نوازند. و تو در زیر این آبی آسمان گاهی به تابش خورشید گرم می‌شوی و گاهی به ترنم نسیم خنك.

تو ساكتی و یَم و خورشید و فلك با تو در نجوا.

آنچه تو در آن غرقی، آرامش است!

... تو با پیگیری و خواندن این مجموعه به ساحل امن آرامش خواهی رسید.

 

دیازپام ایمان

ساحل

رسیدن به آرامش، در گرو شـنـاخت اضطراب و نگرانی و مبارزه با علل آن است. با اسـتـفاده از آیات قرآن و روایات معصومین(علیهم‌السلام) و سخنان دانشمندان درمی‌یابیم كه ریـشـه‌هـای نـگرانی و راه‌های درمـان آن و تحصیل آرامش به یك عامل اساسی كه همان ایـمـان و تقویت آن اسـت، بستگی دارد

ایمان، انسان را در برابر عوامل تهدیدكننده حیات او به یك موجود شكست ناپذیر تبدیل می‌كند. در مواردی كه دشواریهای زندگی، شـخصیت انسان را نشانه می‌گیرد، اتكا به خداوند در روح او اثر عـمیق و غیرقابل انكار می‌بخشد. نوع برخورد و وضعیت روانی انسانهای با ایمان بـا عـكـس العمل و وضعیت روحی افراد مادی و بی ایمان در بـرخـورد با حوادث، قابل مقایسه نیست.

به یكی از بانوان مسلمان در مـدیـنـه خبر رسید كه در جنگ احد سه تن از عزیزان خود را از دسـت داده اسـت. او با شنیدن این خبر برای حمل اجساد كشتگان خـود بـا شتری عازم جبهه احد گردید. در را بازگشت به عایشه، همسر رسـول اكـرم(صلی‌الله‌علیه‌و‌آله) برخورد كرد. عایشه پرسید: از رسول خدا چه خبر؟ ایـن بانوی مصیبت دیده با متانت و آرامش خاصی كه از ایـمـان مـحكم و استوارش سرچشمه می‌گرفت، پاسخ داد: من مژده‌ای بـرای شـما دارم، به پیامبر آسیبی نرسیده و در بـرابـر چـنین نعمت گران قدر و بزرگی هر گونه مصیبتی كـوچـك و قـابل تحمل است. همسر پیامبر از او پرسید: این شهدا، چه كسانی هستند؟ او جواب داد: یكی جسد شوهرم و دیگری فرزندم و آن یكی برادرم ؛ همه را با خود به مدینه می‌برم تا به خاك بسپارم.1

به راستی چه عنصری جز ایمان می‌توانست بانوی قهرمان كربلا، حضرت زیـنـب(علیها‌السلام) را در بـرابر انبوه مصیبتها چنین مقاوم سازد.

مكاتب مادی هرگز نتوانسته‌اند چنین زنان و مردان فداكاری تربیت كـنـنـد، حـال این كه در تاریخ اسلام از این وقایع زیاد دیده می‌شـود. دیل كارنگی می‌گوید: «پدرم زیر بار قرض و گرفتاری و فلاكت و بـدبـختی رفته بود كه سلامت خود را از دست داد. پزشك به مادرم گـفـت: بیش از شش ماه از عمر پدرم باقی نمانده است؛ پدرم مكررا تـصـمیم گرفت به وسیله طناب به زندگی خود خاتمه بخشد یا خود را تـسلیم امواج رودخانه كند. سالهای بعد پدرم برای من تعریف كرد و گـفـت: یـگانه عاملی كه در آن موقع من را از انتحار بازداشت، ایـمان راسخ و استوار مادرت بود. او عقیده داشت، اگر خداوند را دوسـت بـداریم و از اوامرش اطاعت و پیروی كنیم، همه كارها اصلاح خـواهـد شـد. حـق بـا مادرم بود؛ سرانجام همه كارها اصلاح شد[و ]پـدرم چـهل و دو سال دیگر به خوشی زندگی كرد. دین به من ایمان و امید و شهامت می‌بخشد و هیجان و اضطراب و ترس و نگرانی را از من دور می‌كند.»2

كـسـی كـه تلاش گسترده‌ای دارد وقتی ببیند از كارش قدرشناسی نمی‌شـود، دچـار رنـج و انـدوه می‌گردد؛ اما مردان خدا و افراد با ایـمـان هـرگز انتظار پاداش و تشكر از دیگران نداشته و به ثواب اخـروی چـشـم دوخـتـه‌انـد. سـوره «انـسان» درباره مدح اهل بیت پـیـامـبـر(صلی‌الله‌علیه‌و‌آله) بـه این جهت نازل شده كه آنان بدون هیچ گونه چشم داشـتـی غـذای خـود را بـه فقیر و اسیر و مسكین بخشیدند و چنین گـفـتـند: «انما نطعمكم لوجه الله لانرید منكم جزاء و لاشكورا؛ ما تـنـهـا به خاطر خدا به شما غذا می‌دهیم و انتظار پاداش و تشكر از شما نداریم.»3

بـر این اساس علی(علیه‌السلام) می‌فرماید: «لایزهدنك فی المعروف من لایشكره لك فقد یشكرك علیه من لایستمتع بشیء منه و قد تدرك من شكر الشاكر اكـثـر مـمـا اضاع الكافر و الله یحب المحسنین؛ به خاطر ناسپاسی افـراد، از كـار نـیك مضایقه نكنید، چرا كه در عوض گاهی كسی از تـو سـپاس گزاری می‌كند كه از عمل نیكت بهره‌ای نبرده و چه بسا اثـر ایـن شـكرگزاری بیش از ناسپاسی افراد ناسپاس است و خداوند نیكوكاران را دوست می‌دارد.»4

ایـمـان، انسان را از منفی‌گرایی و بدبینی به مردم، كه خود عامل مـهـم اضطراب است، باز می‌دارد. مومن به پیروی از قرآن، بدبینی را از گناهان بزرگ می‌داند و كار دیگران را حمل بر صحت می‌كند. تـسـلـیم شدن در مقابل قضاهای حتمی و راضی شدن به مقدرات كه از آثـار ایمان است، زندگی را دل پذیر و مطبوع می‌سازد. علی(علیه‌السلام) می‌فـرمـایـد: «انـكم ان رضیتم بالقضاء طابت عیشكم و فزتم بالغناء؛ اگـر بـه مـقـدرات حتمی راضی شدید، زندگی شما شیرین و گوارا می‌شود و از غنا برخوردار می‌گردید.»5

فیلـسـوفـان و روان شـنـاسان نیز به این اصل مهم تاكید كرده‌اند؛ ویـلیام جیمز می‌گوید: «حوادث را آن طوری كه هست بپذیرید و خود را آمـاده سـازیـد كـه هـمان طور قبولش كنید، زیرا پذیرش آنچه اتـفـاق می‌افتد اولین قدم در مغلوب كردن نتایج مصایب و بدبختیها است».6 البته این توصیه‌ها در پاره‌ای از موارد با توجه به تـفـاوت روحـیـه افـراد كم و بیش اثر مثبت دارد، ولی هرگز بدون پـشـتـوانـه ایـمان و مذهب در برخورد با حوادث سنگین و دردناك، افـكار پریشان و آشفته آرام نمی‌گیرد. كسی كه متكی به منطق دین اسـت، در نـظـام آفـریـنش هیچ چیز جز اراده خداوند را موثر نمی‌دانـد و مـعـتـقد است كه رنج‌های خارج از اختیار انسان از جانب پـروردگـار مهربان و برای تطهیر قلب و ارتقای درجه مقدر گردیده اسـت. از ایـن رو هـرگـز اجازه نمی‌دهد كه مصایب و مشكلات، قدرت روحـی او را فـلـج نماید و در هر شرایطی كشتی وجودش را به ساحل آرامـش و صـفـا می‌رسـاند.

روزی امام باقر(علیه‌السلام) برای عـیادت از جابر بن عبدالله انصاری به منزل ایشان رفتند و از حـال وی جویا شدند. جابر گفت: حالتی یافته‌ام كه پیری را بر جــوانـی و بـیـماری را بـر تـن درستی و مرگ را بر زندگی ترجیح می‌دهم.

حضرت فـرمـودند: اما ما خاندان پیامبر چنین نیستیم؛ اگر خداوند بـیـماری یا تن درستی، جوانی یا پیری، مرگ یا زندگی را برای ما اراده فرماید، از دل و جان می‌پذیریم. باباطاهر می‌گوید:

یـكـی درد و یـكـی درمـان پـسنـدد        یكی وصل و یكی هجران پسندد

من از درمان و درد و وصل و هجران        پـسنـدم آنـچـه را جـانـان پسندد

به راستی چه عنصری جز ایمان می‌توانست بانوی قهرمان كربلا، حضرت زیـنـب(علیها‌السلام) را در بـرابر انبوه مصیبتها چنین مقاوم سازد، آنجا كـه می‌گوید: «ما رایت الا جمیلا؛ جز زیبایی ندیده ام».8 آرامش و وقـار و تـسلط زینب(علیها‌السلام) بر روح و كلمات خود آن چنان بود كه گویا هیچ اتفاقی نیفتاده است.

كـسـی كـه تلاش گسترده‌ای دارد وقتی ببیند از كارش قدرشناسی نمی‌شـود، دچـار رنـج و انـدوه می‌گردد؛ اما مردان خدا و افراد با ایـمـان هـرگز انتظار پاداش و تشكر از دیگران نداشته و به ثواب اخـروی چـشـم دوخـتـه‌انـد.

اسـتاد مطهری یكی از آثار ایمان مذهبی را آرامش خاطر می‌داند و می‌گوید: «انسان فطرتا جویای سعادت خویش است. از تصور وصول به سـعادت، غرق در مسرت می‌گردد و از فكر یك آینده شوم و مقرون به مـحـرومیت لرزه بر اندامش می‌افتد، سخت دچار دلهره و اضطراب می‌گـردد. آن چـه مـایه سعادت انسان می‌گردد. دو چیز است: 1ـ تلاش ؛ 2ـ اطـمـینان به شرایط محیط. موفقیت یك دانش آموز معلول دو چیزاسـت: سـعـی و تـلاش خـودش[و] دیـگری مسـاعدت و آمـادگـی محیط مدرسه و تـشـویـق و تـرغـیب و تقدیر اولیای مدرسه. یك دانش آموز كـوشـا اگـر به محیطی كه در آنجا درس می‌خواند و معلمی كه آخر سـال نـمـره می‌دهـد اعتماد نداشته باشد و نگران یك رفتار غیر عـادلانـه بـاشد، در تمام ایام سال دلهره و اضطراب سراپای وجودش را می‌گیرد.

امـا تكلیف انسان با خودش روشن است و از این ناحیه اضطرابی [به او] دسـت نمی‌دهـد، زیـرا اضطراب از شك و تردید پدید می‌آید. انـسـان دربـاره آنچه مربوط به خودش است شك و تردید ندارد؛ آن چـه كـه انـسـان را بـه اضطراب و نگرانی می‌كشاند و آدمی تكلیف خـودش را دربـاره او روشـن نمی‌بـیند، جهان است؛ آیا كار خوب فـایده دارد؟ آیا صداقت و امانت بیهوده است؟ آیا با همه تلاشها و انـجـام وظـیـفـه‌هـا، پایان كار محرومیت است؟ اینجاست كه دلـهـره و اضـطـراب در مـهیبترین شكلها رخ می‌نماید. [در این مـواقـع] ایمان مذهبی به حكم این كه به انسان كه یك طرف معامله است نسبت به جهان كه طرف دیگر معامله است، اعتماد و اطمینان می‌بـخـشـد، دلهره و نگرانی نسبت به رفتار جهان را در برابر انسان زایل می‌سازد و به جای آن به او آرامش خاطر می‌دهد.»9    

... ادامه دارد


1ـ ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه (قم، منشورات مكتبه آیه الله نجفی، چاپ دوم) ص262.

2ـ دیـل كـارنـگـی، آیـیـن زندگی، ترجمه جهانگیر افخمی (تهران، انتشارات ارمغان، چاپ دهم) ص185.

3ـ دهر(76) آیه 9.

4ـ نهج البلاغه فیض الاسلام، قصار 195.

5 ـ غررالحكم، ج3، ص66.

6 ـ دیل كارنگی، همان، ص88.

7ـ جامع السعادات. ج3، ص285.

8 ـ خوارزمی، مقتل الحسین، ج2، ص42.

9ـ اسـتـاد مطهری، مجموعه آثار (انتشارات صدرا، چاپ چهارم) ج2، ص45.

 محمد سبحانی نیا، مجله معارف اسلامی، ش 44، با تصرف و تكمیل

+ نوشته شده توسط عظیم جان ابادی در شنبه نوزدهم مرداد 1387 و ساعت 12:7 |

تمرین بردباری

خشم

كلام امیر كلام

اِن لَم تَكُن حَلیماً فَتَحَلَّم، فَاِنَّه قَل مَن تَشَبَّه بِقَوم اِلاّ اَوشَك‌َ اَن یَكُون مِنْهُم

اگر بردبار نیستی، در ظاهر بردباری از خود نشان بده، زیرا بسیار اندك هستند كسانی كه به گروهی شباهت وَرزند مگر اینكه به زودی جزء آن گروه شوند.  

حلم و بردباری، از بزرگ ترین فضایل اخلاقی است كه نقطه مقابل خشم و غضب است. بردباری یعنی قدرت تحمّل در برابر رویدادها و جریانات نامطلوب كه انسان را به خشم در برابر آن وامی‌دارد و به عكس‌العمل شدید و سریع برمی انگیزد؛ هنگامی كه سخن ناروایی درباره خود می‌شنویم، اقدام غیرمنصفانه و ناصحیحی را در مورد خودمان مشاهده می‌كنیم، و در هرموردی كه درباره ما برخورد جاهلانه‌ای می‌شود كه بطور طبیعی برانگیزنده خشم و غضب ما است، با نیروی حلم و بردباری باید با آن برخورد كنیم.

  • از چه راهی می توان به این فضیلت اخلاقی دست یافت؟

این پرسش، در كلام علی علیه‌السلام، پاسخ داده شده كه نكته بسیار مهمی را برای تمرین در كسب فضایل اخلاقی مطرح می‌كند. كسی كه دوست دارد بردبار باشد ولی هنوز نتوانسته به این فضیلت اخلاقی برسد، باید با تظاهر به بردباری یعنی با بردباری نشان دادن در برابرِ برخوردها، به تدریج به خُلق‌ بردباری برسد. این تظاهر، البته با تظاهرِ ریایی كه امر مذمومی است، كاملاً متفاوت است، زیرا هر تظاهری، ریا نمی‌باشد. ریاكار، برای فریب دادن مردمان، كار نیكی را به ظاهر انجام می‌دهد كه هیچ باور و اعتقادی بدان ندارد ولی كسی كه صفت بردباری را دوست دارد و در پی راهی برای تحقق‌ این فضیلت در خویشتن است، نه برای فریب دیگران و بهره برداری دنیوی و مادی از این فضیلت اخلاقی، بلكه به قصد تربیت خویش، به رفتار حلیمان در هنگام خشمگین شدن می‌پردازد و با این تمرین، در مسیر خودسازی گام برمی‌دارد.

سرّ اینكه در برخی از روایات، در مورد تشبّه به كفّار هشدار داده شده و مومنان را از تقلید آنان برحذر داشته، همین نكته است. اگر كسی در لباس و  پوشش و شیوه زندگی و آداب معاشرت، خود و خانواده و محیط زندگی خود را همسان كافران بسازد، به تدریج در سایر امور هم همچون آنان خواهد شد و اصالت و هویت فرهنگی و دینی خود را از دست خواهد داد.


ذوعلم، علی، کتاب چهل گام، با اندکی تصرف

+ نوشته شده توسط عظیم جان ابادی در شنبه نوزدهم مرداد 1387 و ساعت 12:6 |

جعبه ابزار جاي خدا نيست!

نياز

عوامل عدم استجابت دعا

بسياري از مردم شكايت مي‌كنند كه چرا ايـن همه دعا مي‌كنيم، مستجاب نمي‌شود؟

شايد تو هم يكي از آنهايي باشي كه حسابي شاكي هستي. اما اين را بدان كه خدا زير حرفش نزده بلكه هر كاري يه آدابي داره و مسلما سر هر راهي سنكي هم هست. پس بايد هم راه رو شناخت و چاه رو ، تا از دعايي كه مي‌كنيم نتيجه بگيريم.

البته اينجا يك سوال خيلي خيلي مهم هم هست كه بايد بهش فكر كرد. اون سوال اينه: آيا دعاي مستجاب اونه كه ما به چشم ببنيم؟ آيا امكان نداره خدا دعاي ما رو طوري مستجاب كنه كه مت اصلا نفهميم؟

حتما در اين باره فكر كنيد و به خدا اعتماد داشته باشيد.

حالا ميتونيد فوت و فنّهاي دعا كردن رو  بخونيد و از اين به بعد بيشتر و بهتر نتيجه بگيريد.

 

1. نشناختن جهت و راه دعا (فرمول دعا)

نـيـل بـه هـر هدفي، راهي دارد، براي استجابت دعا نيز بايد راه هـايـي را پـيمود. امام صادق(عليه‌السلام) مي‌فرمايد: بايد كه پيش از دعا حـمـد و سـتـايش خدا كني، نعمتهايي را كه به تو بخشيده به ياد آوري، سـپـس شـكـر و سپاس گويي، آن گاه درود بر پيغمبر و آل او فـرسـتي، سپس از گناهانت ياد كرده اقرار نمايي و از آسيب آن به خدا پناه بري؛ اين است جهت و راه دعا.1

 

2. وقت نشناسي (نقش زمان)

مـثلي است كه مي‌گويند: فلاني خروس بي محل است؛ هرچند كه خداوند از رگ گـردن بـه انسان نزديكتر است اما بايد وقت دعا را رعايت كرد. در حـالات امامان معصوم(عليه‌السلام) مي‌خوانيم كه آنها در اوقات و موقعيتهاي خـاصي به دعا مي‌كردند. مواردي چون دعا بين اذان و اقامه، هـنـگـام وزيدن باد، وقت ظهر، هنگام بارش باران، شب قدر، و غير آن در روايات آمده است كه در استجابت دعا نقش موثري دارند.

فيض و رحمت خدا مثل شير آب نيست كه يك بار بازش كني و خيالت راحت باشد كه همين‌طور خواهد آمد. بلكه يك تلمبه دارد كه مدام بايد آن را زد و هر لحظه كه از تلمبه زدن بايستي، جريان رحمت هم قطع مي‌شود.

آن تلمبه، دعاست. وقتي با كلي دعا و التماس از خدا چيزي گرفتي، بايد با دعا هم نگهَش داري.

 

3. وفا نكردن به عهد نسبت به خداوند (يكي بده صدتا بگير)

شـايـد انسان خود را بسان ماشيني فرض كند كه سازنده يا مالك آن بـايد همواره نيازهاي آن را برآورد؛ مثل آب، روغن، سوخت و... و تـصـور كـنـد چون آفريده خداوند است، خداوند بايد همواره او را كـمـك كـند، بدون اين كه عهدي بر گردن او باشد. ولي چنين نيست، بـلـكه خداوند عهدهايي بر گردن بنده‌اش دارد كه بايد عملي شوند تا خداوند نيز پيمانش را وفا كند. امام صادق(عليه‌السلام) در پاسخ عده‌اي كـه از عـلت عدم استجابت دعا پرسيده بودند، فرمود: به دليل اين كـه شما به عهدهاي خود در پيشگاه خداوند وفا نمي‌كنيد، در حالي كه خداي تعالي مي‌فرمايد: به عهد من وفا كنيد تا من به عهد شما وفـا كنم. به خدا قسم اگر به عهد خدا وفا كنيد، خداي متعال نيز به عهد شما وفا مي‌كند.

از جـمـلـه عـهـدهـايي كه انسان بر گردن دارد، عمل صالح است كه مـصـاديـق فراواني دارد؛ مانند: انجام واجبات، ترك محرمات، قرائت قرآن، صله رحم، كمك به نيازمندان و....

 

4. ايمان و يقين ناكافي (به خدا اعتماد كن)

كسي كه دست به دعا برمي دارد اگر ايمان قلبي به اجابت دعاي خود نـداشـتـه بـاشد، نتيجه نمي‌گيرد و مانند آن است كه تشنه‌اي در بـيـابـان بـي آب و عـلـف به دنبال دريا بگردد. نبي اكرم(صلي‌الله‌عليه‌و‌آله) مي‌فـرمايد: (ادعوا الله و انتم موقنون بالاجابه3؛ خدا را بخوانيد و يـقـيـن بـه اجـابت داشته باشيد). امام صادق(عليه‌السلام) نيز مي‌فرمايد: (اذا دعـوت فـظن ان حاجتك بالباب4؛ در وقت دعا يقين كن كه حاجت تو بر در خانه آمده است.)

 

5. شرك در دعا (از دست كسي كاري ساخته نيست)

شـرك بـسـيـار ظـريف است و در هر امري از امور ديني و عبادي مي‌تـوانـد دخـيـل بـاشـد. در دعا نيز اين موضوع يكي از عوامل عدم اسـتـجـابـت دعا است. هرگز نمي‌توان خارج از محدوده توحيد قرار گـرفت و انتظار استجابت دعا را داشت. خداي متعال مي‌فرمايد: او خـداي زنـده ابـدي اسـت و جز او هيچ خدايي نيست. پس تنها او را بـخـوانـيـد و بـه اخلاص بندگي كنيد كه ستايش و سپاس مخصوص خداي يكتا و آفريدگار عالميان است.5 بايد دانست كه فقط و فقط خداست كه ريز و درشت نيازهاي آدمي را برآورده مي‌كند اما به دست بندگانش و انسان نبايد اشتباه كند و اين وسيله را همه كار بپندارد. وقتي دعا مي‌كني چشمت را از همه ببند و مدام به اين فكر كن كه از دست كسي كاري ساخته نيست.

 

6. همراه نبودن ياد خدا و صلوات در دعا (استفاده از پارتي)

در دعـا تـوجه به خدا و رسولش اهميت بسيار دارد. كسي كه دعا مي‌كـنـد نـبـايد از ياد خدا و رسولش غافل شود، كه اگر غافل گردد، مـانـنـد آن است كه غذاي بي چاشني بخورد. مزه و لطف دعا در اين اسـت كـه بـا يـاد خـدا و رسـول هـمـراه گردد. امام كاظم(عليه‌السلام) مي‌فـرمـايـد: هركس پيش از ستايش خداوند و درود و صلوات بر پيامبر دعا كند مانند كسي است كه بدون زه تيراندازي كند.6

اشتباه نكن، خدا جادوگر نيست. اصلا جادوگري وجود ندارد. خدايي كه اين جهان را بر اساس قانون منطق آفريده، مطابق قانون نيز عمل مي‌كند البته با مهرباني. پس از خدا نخواه كه دنيا را در درون تخم مرغي قرار دهد.

7. نيت آلوده (با خدا رو راست باش)

در دعـا بـايـد نـيـت، پاك و اخلاص، كامل باشد. امام صادق(عليه‌السلام) مي‌فـرمايد: به راستي بنده وقتي كه با نيت پاك و قلب با اخلاص خداي را بـخـوانـد اگـر به عهد خداي عزوجل وفا كرد، دعايش مستجاب مي‌شـود و اگـر خدا را بدون نيت پاك و اخلاص بخواند، دعاي او اجابت نمي‌شود.7

 

8. سنگ دلي (با خلق خدا مهربان باش تا خدا...)

دلـي كه سخت باشد، به اعمال زشت فرمان مي‌دهد و ستم و جنايت را پيش نهاد مي‌كند و هرگز نخواهد توانست رضايت خدا را جلب كند. امـام صادق(عليه‌السلام) مي‌فرمايد: همانا خداي تعالي دعايي كه از دل سخت و سنگ دل برخاسته باشد، مستجاب نمي‌كند.8

 

9. ناممكن و نامشروع بودن(دنيا درون تخم مرغ جا نمي‌گيرد، متوجه خواسته‌ات باش)

خـواسـتن چيزي كه ممكن نيست و يا چيزي كه خلاف شرع مقدس است، آن هـم از خدايي كه ما را آفريد و بر همه امور مسلط است، كاري عبث و بـيـهوده است. كسي كه به درگاه خدا دعا مي‌كند بايد بداند كه چـه مي‌خـواهـد، آيا چيزي كه مي‌خواهد ممكن است و آيا در حيطه كـارهـاي مـشـروع قرار دارد يا خير؟ امام علي(عليه‌السلام) مي‌فرمايد: اي كـسـي كـه دعـا مي‌كني آن چه را كه حلال نيست و آن چه را كه نمي‌شود، (مانند نبوت، امامت و چيزهاي ديگر) از خدا مخواه.9 خداوند استاد نظم و منطق و قانون و علت است. هيچ كار او بي حساب و كتاب نيست. اشتباه نكن، خدا جادوگر نيست. اصلا جادوگري وجود ندارد. خدايي كه اين جهان را بر اساس قانون منطق آفريده، مطابق قانون نيز عمل مي‌كند البته با مهرباني. پس از خدا نخواه كه دنيا را در درون تخم مرغي قرار دهد.

 

10. سرگرم محرمات و لهو و لعب بودن(خواسته‌ات را از كسي بخواه كه با او ده‌خوري)

انـساني كه مشغول انجام محرمات و غرق در لهو و لعب است، يا كسي كـه از راه حرام كسب و كار و درآمد دارد و خوراك خود و اهلش را تامين مي‌كند، چه انتظاري دارد كه خداوند دعاي او را قبول كند. حـضرت علي(عليه‌السلام) مي‌فرمايد: خداي تعالي دعاي قلبي را كه سرگرم لهو و لعب باشد نمي‌پذيرد.10

 

11. خودخواهي(هرچه‌ را براي خود مي‌پسندي براي ديگران هم بپسند)

خـداونـد دوست دارد بنده او قبل از دعا و آرزو براي خود به فكر ديـگـران بـاشد. حضرت زهرا(س) براي مردان و زنان اهل ايمان دعا مي‌كـرد و بـراي خـويشتن دعا نمي‌كرد، سبب را پرسيدند، فرمود: نخست هم سايه سپس خانه.11

ديده‌ايد بعضها وقتي چيزي مي‌خواهند مي‌گويند به فلاني هم آن چيز دا بدهيد. از اين روش استفاده كنيد اما نه الكي بلكه واقعا اول براي او بخواهيد. چون خدا را نمي شود كلك زد.

 

12. نااميدي (ترفند دشمن)

امـيـد در هـر كاري باعث ادامه كار و حركت به سوي هدف است. دعا نـيـز ايـن چنين است. از اين رو مي‌خوانيم: خدايا آرزويم را در اميدواري به رحمتت برآور.12 نـااميدي از درگاه خداوند باعث عدم استجابت دعا است، كه خود مي‌فـرمـايـد: از رحـمـت خدا نااميد نشويد، زيرا نااميدي مخصوص گمراهان است.13 آيا مي‌دانستي كه يكي از راهكارهاي شيطان اين است كه تو را نا اميد كرده و از اطمينان تو به خداوند بكاهد و تو را وادار كند كه سراغ ديگران هم بروي؟ حتما اين را هم مي‌داني كه شيطان دوست تو نيست!

 

13. اعراض از امر به معروف و نهي از منكر (فوت كوزه گري)

فـرامـوش كردن يا ترك امر به معروف و نهي از منكر، اين مسئوليت مـهـم اجـتماعي، عامل عدم استجابت دعا است. رسول گرامي اسلام مي‌فرمايد: امـر بـه مـعـروف و نهي از منكر كنيد وگرنه خدا بَدان شما را بر نـيـكان شما مسلط مي‌كند و دعاي نيكان شما در آن موقع به اجابت نمي‌رسد.14

 

14. دعا نكردن در زمان راحتي(خدا آچار نيست)

انـسـان بـه هـنگام راحتي و نداشتن مشكل نيز بايد با دعا انس و الـفـت داشته باشد و آن را مانند واكسني بداند كه در زمان سختي و مـشـكـل به كمك او مي‌آيد و او را نجات دهد. امام صادق(عليه‌السلام) مي‌فـرمـايـد: هركس خوش دارد كه در حال سختي دعايش به اجابت برسد، بايد در حال راحتي دعا كند.15

خداوند آچار نيست كه در جعبه ابزار گذاشت و هر وقت كار گير كرد رفت سراغ آن. خداوند اصل و اساس همه چيز است حتي بودن من و تو در همين لحظه. اشتباه نكن.

فيض و رحمت خدا مثل شير آب نيست كه يك بار بازش كني و خيالت راحت باشد كه همين‌طور خواهد آمد. بلكه يك تلمبه دارد كه مدام بايد آن را زد و هر لحظه كه از تلمبه زدن بايستي، جريان رحمت هم قطع مي‌شود.

آن تلمبه، دعاست. وقتي با كلي دعا و التماس از خدا چيزي گرفتي، بايد با دعا هم نگهَش داري.

 

15. ندانستن سود و زيان از جانب خداوند (همه كاره خداست)

انسان همواره در معرض سود و زيان است، گاهي غرق در نعمت و گاهي فـارغ از آن و ايـن هـمه از جانب خداوند است و بشر بايد همواره شـكـرگـزار بـاشـد. آن گاه كه به سختي و زيان افتد، قبل از دعا بـايد بداند كه زيان و سختي وارده از جانب خداوند است و فقط از او بـخـواهـد كـه رفـع زيان كند و او را به سوي راحتي سوق دهد. رسول اكرم(صلي‌الله‌عليه‌و‌آله) فرموده است: خداي عزوجل اين چنين فرمود: هركه از من چيزي بخواهد و بداند كه زيان و سود از سوي من است، اجابتش مي‌كنم.16

وقتي دعا مي‌كني چشمت را از همه ببند و مدام به اين فكر كن كه از دست كسي كاري ساخته نيست.

17. دعا نكردن به صورت جمعي (با بنده‌هاي خدا همراه شو)

هـرچـنـد كـه از دعاي انفرادي نيز مي‌توان نتيجه گرفت، اما اگر تـعـدادي جـمـع شـونـد و مانند دعاي كميل، ندبه و توسل، يك صدا خـداوند را بخوانند، پروردگار نظر خاصي به آن محفل خواهد كرد و نـتـيـجـه بـهتري حاصل خواهد شد. امام صادق(عليه‌السلام) مي‌فرمايد: هرگز چـهـار نـفر در كاري گرد هم نيامدند و دعا نكردند مگر آن كه با حاجت روا شده متفرق گشتند.17

 

18. تضرع و زاري و اصرار نكردن(عنصر سماجت)

مـداومـت در دعا و تضرع كردن به درگاه الهي، رمز موفقيت در دعا اسـت. كـسي كه بدون تضرع و اصرار انتظار فرج و گشايش مشكلات خود را دارد، توفيق چنداني نخواهد يافت. خداي بزرگ مي‌فرمايد: خداي خـود را بـه تضرع و زاري و با صداي آهسته بخوانيد.18 رسول اكرم مي‌فـرمايد: به راستي خداوند افرادي را كه اصرار در دعا دارند دوست مي‌دارد.19

 

19. قطع ارتباط با خدا (يكي هست كه صداي تو را دوست دارد)

در روايـت اسـت كه خداوند دوست دارد سخن و دعاي بنده محبوبش را بـسـيـار بـشـنود و اگر در اجابت دعاي بنده خويش عجله نمي‌كند، عـلـتـش آن اسـت كه مي‌خواهد همواره صوت بنده‌اش را بشنود، لذا كـسـي كـه دعـايـش مـستجاب نمي‌شود بايد به خودش بينديشد و اگر عـوامـل عـدم اسـتـجابت دعا را در وجودش نيافت اميدوار باشد كه بـنـده خـاص خدا است و خداوند به او نظر خاص دارد. امام رضا(عليه‌السلام) مي‌فـرمايد: امام باقر(عليه‌السلام) فرمود: مومن حاجتي از خداي عزوجل مي‌خـواهـد، امـا اجابتش به تاخير مي‌افتد، به خاطر دوستي صدايش و شنيدن ناله‌اش.20


1 ـ فيض كاشاني، تفسير صافي (چاپ قديم، تهران) ص54.

2 ـ همان.

3 ـ تفسير الميزان، ج2، ص35.

4 ـ اصول كافي، ج2، ص238.

5 ـ غافر(40) آيه 65.

6 ـ بحارالانوار، ج4، ص253.

7 ـ سفينه البحار، ج1، ص449.

8 ـ همان، ص446.

9 ـ وسائل الشيعه، ج4، ص1129.

10 ـ تفسير الميزان، ج4، ص37.

11 ـ سفينه البحار، همان.

12 ـ دعاي مكارم الاخلاق.

13 ـ زمر(39) آيه 53.

14 ـ سفينه البحار، همان.

15 ـ اصول كافي، ج4، ص237.

16 ـ شيخ صدوق، ثواب الاعمال، ص341.

17 ـ همان، ص357.

18 ـ اعراف(7) آيه 55.

19 ـ نهج الفصاحه، ص76.

20 ـ وسائل الشيعه، ص1111.

+ نوشته شده توسط عظیم جان ابادی در شنبه نوزدهم مرداد 1387 و ساعت 12:5 |

بهترین هدیه‌ها

هديه

گنجینه‌های رجب(15)

«واصرف عنی بمسئلتی ایاك جمیع شر الدنیا و شر الاخره. فانه غیر منقوص ما اعطیت:

و دور كن از من بنا برخواسته و خواهشم جمیع شر و بدی دنیا و شر و بدی آخرت را، زیرا هر چقدر تو عطا كنی (از خزانه فضل و كرمت) كم نمی شود.»

در این دعا اول خوبی‌ها و خیرات را طلب نمودیم و حالا طلب می‌كنیم كه بدی‌ها از ما دفع گردد.

در دنیا ما امور شر و خلاف و منفی و ... زیاد داریم، ولی در آخرت مقصود از شر و بدی انعكاس اعمال ماست.

«و زدنی من فضلك یا كریم:

و بیفزا برای من از فضل و بخشش.»

حالا تمام خواسته ما به طور تمام و كمال مطرح شده اما برای اطمینان بیشتر و محكم كاری كلمه «زدنی» یعنی زیاد كن؛ را هم می‌گوییم  یعنی غیر از آنچه گفتیم و نگفتیم و هر چه كه خواستیم و نخواستیم، آنچه را كه ما از قلم انداخته‌ایم و تو صلاح می‌دانی آن را نیز اضافه كن؛ چرا كه تو صاحب فضل و كرم هستی. چون ممكن است در دعا و اعلام حاجت و نیاز چیزی از خاطر ما برود و یا موضوعی باشد كه به صلاح ما باشد منتها بی‌اطلاع باشیم  بنابراین بقیه كارها را نیز به دست خدا می‌سپاریم و این راه و رسم بنده‌ای است كه می‌خواهد از خداوند چیزی را طلب كند.

فرض كنیم یك پدری می‌خواهد به یك ماموریت دور و طولانی برود. هنگام خداحافظی با خانواده، پدر از فرزند سوال می‌كند كه دوست داری چه چیزی برایت بیاورم ؟ اگر او در جواب پدر بگوید مثلاً فلان لباس یا اسباب بازی را بیاور، خوب تكلیف پدر معلوم می‌شود ولی اگر بچه هوشیار و زرنگ باشد می‌گوید: پدر؛ هر چه خودت دیدی برای من خوب و مناسب است همان را بیاور. این پدر هنگام خرید برای فرزندش، جمله او را به یاد می‌آورد و خرید كردن برایش دشوار می‌شود. به عبارتی این یعنی همان نقش كلمه «زدنی» در دعا. اینجاست كه پدر وسواس و توجه خاصی می‌كند تا هدیه‌ای بخرد كه مورد قبول فرزند قرار گیرد؛ پس سعی می‌كند كه بهترین و مفیدترین‌ها را برای او بخرد.

+ نوشته شده توسط عظیم جان ابادی در شنبه نوزدهم مرداد 1387 و ساعت 11:56 |

بياييد همه باهم خوب شويم

وحدت

آثار و نتايج امر به معروف و نهي از منكر در قرآن و حديث

 

حـضـرت عـلي(عليه‌السلام) به فرزندش فرمود: امر به معروف كن تا اهل معروف باشي.1

همان گونه كه هركس لباس مي‌شويد، دست خودش نيز پاك مي‌شود; كسي كـه مـردم را بـه خير دعوت مي‌كند، به طور طبيعي سعي مي‌كند تا خودش نيز به آن كاري عمل كند كه به ديگران سفارش مي‌كند.

امـيـرالـمومنين علي(عليه‌السلام) مي‌فرمايد: «لعن الله الامرين بالمعروف، الـتـاركـيـن لـه، و الـنـاهين عن المنكر، العاملين به 2؛ لعنت خـداوند بر كساني كه مردم را به كار نيك دعوت مي‌كنند و خود آن را انـجـام نمي‌دهند، و نفرين خدا بر افرادي كه ديگران را از كارهاي ناپسند دور مي‌دارند و خود آن را به جاي مي‌آورند.

 

آثار اجتماعي امر به معروف و نهي از منكر

 

1-  اجـرايي شدن احـكـام اسـلام: امـر بـه معروف و نهي از منكر راه پـيـامـبـران و روش صالحان است، فريضه بزرگي است كه به سبب آن، واجبات اسلامي برپا مي‌شود.3

2- عـدالـت اجـتماعي: امر به معروف و نهي از منكر با برگرداندن حقوق بـه صاحبان اصليش و مخالفت با ستمگر همراه است. هم چـنـيـن تقسيم عادلانه بيت المال و غنايم را در پي دارد و صدقات (مـاليات‌هاي شرعي) از جاهاي لازم گرفته شده، در جاي حق و مناسب مصرف مي‌شود.4

3- سازندگي: به وسيله امر به معروف و نهي از منكر زمين آباد مي‌شود.5

4- اسـتـواري نظام اسلامي: «بها يستقيم الامر» 6؛ به وسيله امر به معروف و نهي از منكر، امر «حكومت» مستقيم و استوار مي‌گردد.

5- امنيت: به وسيله امر به معروف و نهي از منكر... راه‌ها امن مي‌گردد... و از دشمنان انتقام گرفته مي‌شود.7

6- خير و سلامتي: پيامبر(صلي‌الله‌عليه‌و‌آله) فرمودند: امت من تا زماني كه امر به معروف و نهي از منكر كنند، در خير و سلامتي‌اند.8

7- قـدرتمـندي مومنان: هركس امر به معروف كند، مومنان را قدرتمند مي‌كند.9

8- تـضـعـيـف جبهه نفاق: در قرآن آمده مردان و زنان منافق برخي مـانـنـد برخي ديگرند كه امر به منكر و نهي از معروف مي‌كنند و مشتهاي خويش را عليه شما گره مي‌زنند.10

9- پاكيزگي كسب و كار: امام باقر(عليه‌السلام) فرمودند به وسيله امر به معروف و نهي از منكر كسب‌ها حلال مي‌شود11

10- مـصـلحت عمومي جامعه: حضرت علي(عليه‌السلام) مي‌فرمايد: خداوند امر به مـعـروف را بـراي مـصـلحت عامه مردم و نهي از منكر را براي طرد سفيهان واجب كرده است.12

 

آثار دنيوي امر به معروف و نهي از منكر

 

1ـ سـلامتي دين و دنيا: حضرت علي(عليه‌السلام) مي‌فرمايد: هركس سه خصلت در او باشد، دنيا و آخرتش سالم مي‌شود: 1ـ امر به معروف كند و خود نـيـز بدان عمل نمايد; 2ـ نهي از منكر كند و خود گرد آن نگردد; 3ـ نگهبان حدود خداوند بزرگ باشد.13

2ـ نصرت الهي: حضرت باقر(عليه‌السلام) فرمودند: اين دو آفريده الهي هستند كـه هـركـس آنها را ياري كند، خدا ياريش كند و هركس آن دو را تنها گذارد، خدا تنهايش مي‌گذارد.14

3ـ كم نشدن عمر و روزي: حضرت علي(عليه‌السلام) مي‌فرمايد: امر به معروف و نهي از منكر، مرگ را نزديك نمي‌كند و از روزي نمي‌كاهد.15

4ـ نـجـات از بـلاهـا: در قرآن كريم آمده پس چون آن چه را كه به آنـان تـذكر داده شده بود فراموش كردند، ما نهي كنندگان از بدي را نجات داديم و كساني را كه فسق مي‌ورزيدند، به عذاب زيان بار گرفتار كرديم.16

 

آثار اخروي امر به معروف و نهي از منكر

 

1. خـشـنودي خدا: در قرآن مجيد آمده است: او بستگان خويش را به نـمـاز و (دادن) زكات وامي داشت و پروردگارش از او راضي بود.17

2. فـلاح و رسـتگاري: مومناني كه امر به معروف و نهي از منكر مي‌كنند رستگارانند.18

3. ثواب فراوان: امام علي(عليه‌السلام) مي‌فرمايد امر به معروف و نهي از منكر ثواب را دو چندان و اجر را بزرگ مي‌كند19

4. رهـايي از دروغ: رسول اكرم(صلي‌الله‌عليه‌و‌آله) فرمودند: شبي در خواب ديدم كه شعله‌هاي آتش (دوزخ) مردي را در بر گرفته‌اند ولي امر به معروف و نـهـي از مـنـكـر آمدند و او را از آتش نجات داده با فرشتگان قرار دادند.20

5. بهشت برين: امام صادق(عليه‌السلام) مي‌فرمايد: بهشت را دري است به نام (معروف) كه جز اهل معروف از آن وارد نمي‌شوند.21


1- اصول كافى, ج1, باب13, حديث3.

2- نـهج البلاغه, ترجمه فيض الاسلام, ج2, ص;391

3- وسائل الشيعه, ج11, ص395.

4- همان, ص403.

5-  همان, ص395.

6- همان.

7- همان, ص395.

8- همان, ص398.

9- نهج البلاغه, فيض الاسلام, ص1100.

10- توبه(9) آيه 67.

11- وسائل الشيعه, ج11, ص395.

12- نهج البلاغه, حكمت 244.

13- شرح غررالحكم, ج5, ص440.

14- وسائل الشيعه, همان, ص398.

15- نهج البلاغه, حكمت 366.

16- اعراف(7) آيه 165.

17- مريم(19) آيه 55.

18- آل عمران(3) آيه 104.

19- شرح غرر الحكم, ج2, ص611.

20-  مستدرك الوسائل, ج12, ص181.

21- وسائل الشيعه, همان, ص529.

+ نوشته شده توسط عظیم جان ابادی در شنبه نوزدهم مرداد 1387 و ساعت 11:54 |

ویژه نامه شهادت حضرت زهرا

1چشم تر ---۲پرستوی علی پر کشید---۳روزگار فاطمه --4مباهله ---۵-- مصحف فاطمه 6-ماجرای فاطمه

7 -ماجرای فدک 8 ماجرای سقیفه ۹حکایت علی و چاهای صبور مدینه ۱۰10 فاطمه و حضور در صحنه های نبرد

۱۱ایا خانه داری فضیلت است

۱۲زهرا علیه السلام علت خلقت

۱۳ جریان شهادت حضرت زهرا نقل از اسما بنت عمیس

۱۴وصیت حضرت زهرا

۱۵تصاویری ویژه شهادت حضرت زهرا 1

۱۶دانلود مداحی ویژه شهادت حضرت زهرا 2

۱۷دانلود مداحی ویژه شهادت حضرت زهرا مرثیه 1

۱۸دانلود فیلیم با عنوان قربت بقیع ویژه ایام فاطمیه و شهادت حضرت زهرا

۱۹بخش هایی از خطبه حضرت زهرا در مسجد

۲۰در واژه هایی از حضرت زهرا

۲۱اعتقاد به شهادت

۲۲مرا ببخش بانو

۲۳غروب آفتاب

۲۴باز شدن در با نام حضرت فاطمه علیها سلام

۲۵منظومه غم

۲۶حضرت زهرا پس از پدر

۲۷اخرین اذان

۲۸مادر شهید

۲۹دانلود تصاویر ویژه شهادت حضرت زهرا 2

۳۰دانلود مداحی ویژه شهادت حضرت زهرا 3

۳۱تنهای تنها

۳۲مباهله .جلوه ایی از حضور حضرت زهرا در سیاست

۳۳حضرت زهرا علیه السلام علت خلقت

۳۴ماجرای سقیفه بنی ساعده

۳۵حمله به خانه حضرت زهرا علیه السلام

۳۶غضب فدک

۳۷خطبه حضرت زهرا در مسجد و پاسخ ابوبکر به ایشان

۳۸بیماری وشهادت حضرت زهرا

۳۹کفن و دفن و قبر حضرت زهرا

۴۰وصیت نامه حضرت زهرا

۴۱پرستوی علی پر کشید

۴۲قصیده در مدح فاطمه الزهرا

۴۳دانلود کلیپ ویژه شهادت حضرت زهرا 

۴۴دانلود اسکرین سرور ویژه شهادت حضرت زهرا

۴۵دانلود تصاویر ویژه شهادت حضرت زهرا 3

۴۶لحظات وداع حضرت زهرا علیهاسلام

۴۷درسوگ ریحانه رسول خدا 

۴۸جایگاه حضرت زهرا در روایات

۴۹عشق یعنی ...

۵۰ضریح گمشده

۵۱حضرت زهرا از منطر امیرالمومنین

۵۲سیمای حضرت فاطمه علیها السلام

۵۳وجه تمسیه حضرت فاطمه علیها السلام

۵۴دانلود مداحی ویژه شهادت حضرت زهرا سلام الله علیه4

۵۵دانلود روضه ویژه شهادت حضرت زهرا سلام الله علیه 5 

۵۶ازار فاطمه آزار خدا و پیامبر است

۵۷چرا حضرت زهرا علیها سلام فدک را مطالبه نمود

۵۸حوادث بعد از پیامبر در خطبه حضرت زهرا علیهماالسلام

۵۹مزار دختر پیغمبر کجاست

۶۰مقام حضرت زهرا در بهشت

۶۱غروب گل محمدی

۶۲دعای بهشتیان

۶۳زبان حال حضرت زهرا علیها سلام

۶۴قامت طوبی

۶۵خانه بی بی فاطمه الزهر علیها سلام

۶۶دانلود تصاویر ویژه شهادت حضرت زهرا

۶۷دانلود سخنراني درس اخلاق دکتر مرتضی آقا تهرانی ويژه شهادت حضرت زهرا سلام الله عليه فاطميه

۶۸دانلود مداحي ويژه شهادت حضرت زهرا سلام الله عليه فاطميه 6

+ نوشته شده توسط عظیم جان ابادی در جمعه بیست و هفتم اردیبهشت 1387 و ساعت 5:19 |
مقام علمي حضرت معصومه (س)

 حضرت معصومه (س) از جمله بانوان گرانقدر و والا مقام جهان تشيع است و مقام علمي بلندي دارد. نقل شده که روزي جمعي از شيعيان، به قصد ديدار حضرت موسي بن جعفر (ع) و پرسيدن پرسش هايي از ايشان، به مدينه منوره مشرف شدند. چون امام کاظم (ع) در مسافرت بود، پرسش هاي خود را به حضرت معصومه (س) که در آن هنگام کودکي خردسال بيش نبود، تحويل دادند. فرداي آن روز براي بار ديگر به منزل امام رفتند، ولي هنوز ايشان از سفر برنگشته بود. پس به ناچار، پرسش هاي خود را باز خواستند تا در مسافرت بعدي به خدمت امام برسند، غافل از اين که حضرت معصومه (س) جواب پرسش ها را نگاشته است. وقتي پاسخ ها را ملاحظه کردند، بسيار خوشحال شدند و پس از سپاسگزاري فراوان، شهر مدينه را ترک گفتند. از قضاي روزگار در بين راه با امام موسي بن جعفر (ع) مواجه شده، ماجراي خويش را باز گفتند. وقتي امام پاسخ پرسش ها را مطالعه کردند، سه بار فرمود: پدرش فدايش.

+ نوشته شده توسط عظیم جان ابادی در چهارشنبه بیست و هشتم فروردین 1387 و ساعت 17:43 |
مظهر فضايل

 حضرت فاطمه معصومه (س) مظهر فضايل و مقامات است. روايات معصومان (ع) فضيلت ها و مقامات بلندي را به آن حضرت نسبت مي دهد. امام صادق (ع) در اين باره مي فرمايند: ?آگاه باشيد که براي خدا حرمي است و آن مکه است؛ و براي پيامبر خدا حرمي است و آن مدينه است. و براي اميرمؤمنان حرمي است و آن کوفه است. بدانيد که حرم من و فرزندانم بعد از من، قم است. آگاه باشيد که قم، کوفه کوچک ماست، بدانيد بهشت هشت دروازه دارد که سه تاي آن ها به سوي قم است. بانويي از فرزندان من به نام فاطمه، دختر موسي، در آن جا رحلت مي کند که با شفاعت او، همه شيعيان ما وارد بهشت  مي شوند.?

+ نوشته شده توسط عظیم جان ابادی در چهارشنبه بیست و هشتم فروردین 1387 و ساعت 17:40 |
حضرت فاطمه معصومه (س) در روز اول ذيقعده سال 173 هجري، در شهر مدينه چشم به جهان گشود. اين بانوي بزرگوار، از همان آغاز، در محيطي پرورش يافت که پدر و مادر و فرزندان، همه به فضايل اخلاقي آراسته بودند. عبادت و زهد، پارسايي و تقوا، راستگويي و بردباري، استقامت در برابر ناملايمات، بخشندگي و پاکدامني و نيز ياد خدا، از صفات برجسته اين خاندان پاک سيرت و نيکو سرشت به شمار مي رفت. پدران اين خاندان، همه برگزيدگان و پيشوايان هدايت، گوهرهاي تابناک امامت و سکان داران کشتي انسانيت بودند.

 

سرچشمه دانش

 حضرت معصومه (س) در خانداني که سرچشمه علم و تقوا و فضايل اخلاقي بود، پرورش يافت. پس از آنکه پدر بزرگوار آن بانوي گرامي به شهادت رسيد، فرزند ارجمند آن امام، يعني حضرت رضا (ع) عهده دار امر تعليم و تربيت خواهران و برادران خود شد و مخارج آنان را نيز بر عهده گرفت. در اثر توجهات زياد آن حضرت، هر يک از فرزندان امام کاظم (ع) به مقامي والا دست يافتند و زبانزد همگان گشتند. ابن صباغ ملکي در اين باره ميگويد: ?هر يک از فرزندان ابي الحسن موسي معروف به کاظم، فضيلتي مشهور دارد?. بدون ترديد بعد از حضرت رضا (ع) در ميان فرزندان امام کاظم (ع)، حضرت معصومه (س) از نظر علمي و اخلاقي، والامقام ترين آنان است. اين حقيقت از اسامي، لقب ها، تعريف ها و توصيفاتي که ائمه اطهار (ع) از ايشان نموده اند، آشکار است و اين حقيقت روشن مي سازد که ايشان نيز چون حضرت زينب (س) ?عالمه غير معلمه? بوده است.

+ نوشته شده توسط عظیم جان ابادی در چهارشنبه بیست و هشتم فروردین 1387 و ساعت 17:39 |
شفای طلبه جوان نخجوانی
حضرت آیت الله مكارم شیرازی (دام ظله) می‌فرماید: بعد از فروپاشی شوروی سابق و آزاد شدن جمهوری‌های مسلمان‌نشین (و از آن جمله جمهوری نخجوان) مردم شیعه نخجوان تقاضا كردند، كه عده‌ای از جوانان خود را به حوزه علیمه قم بفرستند تا برای تبلیغ در آن منطقه تربیت شوند. مقدمات كار فراهم شد و استقبال عجیبی از این امر به عمل آمد. از بین (سیصد نفر داوطلب) پنجاه نفری كه معدل بالایی داشتند و جامع‌ترین آنها بودند برای اعزام به حوزه علمیه قم انتخاب شدند. در این میان جوانی - كه با داشتن معدل بالا، به سبب اشكالی كه در یكی از چشمانش وجود داشت انتخاب نشده بود - با اصرار فراوان پدر ایشان، مسوول مربوطه ناچار از قبول ایشان شد، ولی هنگام فیلمبرداری از مراسم بدرقه از این كاروان علمی، مسوول فیلمبرداری دوربین را روی چشم معیوب این جوان متمركز كرده و تصویر برجسته‌ای از آن را به نمایش گذاشت. جوان با دیدن این منظره بسیار ناراحت و دل شكسته می‌شود.

وقتی كاروان به قم رسید و در مدرسه مربوطه ساكن شدند این جوان به حرم مشرف شده و با اخلاص تمام متوسل به حضرت می‌شود، و در همان حال خوابش می‌برد. در خـــــواب عوالمی را مشاهده كرده و بعد از بیداری می‌بیند چشمش سالم و بی عیب است.

او بعد از شفا یافتن به مدرسه برمی‌گردد، دوستان او با مشاهده این كرامت و امر معجزه آسا، دسته جمعی به حرم حضرت معصومه علیهاالسلام مشرف شده و ساعت‌ها مشغول دعا و توسل می‌شوند. وقتی این خبر به نخجوان می‌رسد آنها مصرانه خواهان این می‌شوند كه این جوان بعد از شفا یافتن و سلامتی چشمش به آنجا برگردد كه باعث بیداری و هدایت دیگران و استحكام عقیده مسلمین گردد.(3)

+ نوشته شده توسط عظیم جان ابادی در چهارشنبه بیست و هشتم فروردین 1387 و ساعت 17:32 |
عنایت حضرت معصومه علیهاالسلام به زائر برادر

آقای شیخ عبدالله موسیانی نقل می‌كند: كه ما عازم مشهد مقدس بودیم در حالی كه در آنجا به جهت جمعیت زیاد زوار، منزل به سختی پیدا می‌شد. من با اطلاع از این جهت به حرم حضرت معصومه علیهاالسلام مشرف شدم و خیلی خودمانی گفتم: بی‌بی جان ما عازم زیارت برادر شماییم، خودتان عنایتی بفرمایید. ما عازم مشهد شدیم، دیدیم منزل بسیار كمیاب است نزدیك حرم از تاكسی پیاده شدیم، ناگهان دیدم جوانی از داخل كوچه به طرف من آمد و به من گفت: منزل می‌خواهید؟ گفتم: بله، گفت دنبال من بیا با او رفتم مرا داخل خانه‌اش برد، اطاف بزرگ و خوبی را به ما داد، ما وقتی در آنجا مشغول جابجایی وسایل بودیم، خانم ایشان ما را برای ناهار دعوت كرد، بعد از تشرف به حرم و زیارت و نماز، ناهار را با آنها خوردیم.

صبح روز بعد، خانم از ما سوال كرد: شما چند روز در اینجا هستید؟ گفتم ده روز. گفت ما به تهران می‌رویم، این كلید خانه، هر وقت كه خواستید بروید، كلید را بدهید به همسایه ما آقای رضوی (یا رضوانی).

گفتم كرایه منزل چه می‌شود؟ گفت ما صحبت آن را كرده‌ایم.

ما خیال كردیم مقصود ایشان صحبت درباره كرایه است با آقایی كه بنا شد كلید را به او بدهیم. چند روزی گذشت كسی آمد در خانه و گفت: من رضوی (یا رضوانی) هستم، شما هر وقت كه خواستید به قم بروید، كلید را پشت آینه داخل اطاق بگذارید و در منزل را ببندید و بروید.

گفتیم: كرایه چه می‌شود؟ گفت درباره كرایه با من صحبتی نكردند. ده روز ما تمام شد، خواستیم برگردیم، دیدیم بلیط ماشین را باید چند روز پیش تهیه می‌كردیم و الان تهیه بلیط امكان ندارد، خیلی ناراحت بودیم كه من از صاحب ماشینی(كه در نزدیك منزل ما، ماشین خودش را پارك می‌كرد و در مسیر "تهران- مشهد" مسافر جا به جا می‌كرد) خواستم ما را هم با خودش تا تهران ببرد. او گفت: من فردا حركت نمی‌كنم ولی فردا شما را به قم می‌فرستم؛ فردا ما را تا گاراژ ماشین برد و رفت به مسوول دفتر گفت: اینها از ما هستند و می خواهند به قم بروند، او هم موافقت كرد و در بهترین جای ماشین به ما تعداد صندلی مورد نیازمان را داد و ناباورانه "حضرت معصومه" وسیله برگشت‌مان را هم مانند "منزل در مشهد" فراهم كرد

+ نوشته شده توسط عظیم جان ابادی در چهارشنبه بیست و هشتم فروردین 1387 و ساعت 17:32 |
عنایت حضرت به زوار مرقدش
آقای شیخ عبدالله موسیانی نقل كردند از حضرت آیة الله مرعشی نجفی: كه شب زمستانی بود كه من دچار بی خوابی شدم؛ خواستم حرم بروم، دیدم بی موقع است، آمدم خوابیدم و دست خود را زیر سرم گذاشتم كه اگر خوابم برد خواب نمانم، در عالم خواب دیدم خانمی وارد اطاق شد «كه قیافه او را به خوبی دیدم ولی آن را توصیف نمی‌كنم» به من فرمود: سید شهاب! بلند شو و به حرم برو؛ عده‌ای از زوار من پشت در حرم از سرما هلاك می‌شوند، آنها را نجات بده.

ایشان می‌فرماید: من به طرف حرم راه افتادم، دیدم پشت در شمالی حرم (طرف میدان آستانه)عده‌ای زوار اهل پاكستان یا هندوستان(با آن لباس‌های مخصوص خودشان) در اثر سردی هوا پشت در حرم دارند به خود می‌لرزند، در را زدم، حاج آقا حبیب (كه جزء خدام حضرت بود) با اصرار من در را باز كرد، من از مقابل و آنها هم پشت سر من وارد حرم شدند و آنها در كنار ضریح آن حضرت مشغول زیارت و عرض ادب بودند؛ من هم آب خواستم و برای نماز شب و تهجد وضو ساختم.

+ نوشته شده توسط عظیم جان ابادی در چهارشنبه بیست و هشتم فروردین 1387 و ساعت 17:30 |
 جلال و جبروت فاطمه زهرا علیها السلام
آقای شیخ عبدالله موسیانی (ایشان از شاگردان آیة الله مرعشی(ره) بودند)نقل فرمودند به این كه حضرت آیة الله مرعشی نجفی به طلاب می‌فرمود: علت آمدن من به قم این بود كه پدرم سیدمحمود مرعشی نجفی (كه از زهاد و عباد معروف بود) چهل شب در حرم حضرت امیر علیه السلام بیتوته نمود كه آن حضرت را ببنید، شبی در (حال مكاشفه) حضرت را دیده بود كه به ایشان می‌فرماید: سید محمود چه می‌خواهی؟ عرض می‌كند: می‌خواهم بدانم قبر فاطمه زهراء علیهاالسلام كجاست؟ تا آن را زیارت كنم.

حضرت فرموده بود: من كه نمی‌توانم «بر خلاف وصیت آن حضرت»، قبر او را آشکار كنم. عرض كرد: پس من هنگام زیارت چه كنم؟ حضرت فرمود: خدا جلال و جبروت حضرت فاطمه علیهاالسلام را به فاطمه علیهاالسلام عنایت فرموده است، هر كس بخواهد ثواب زیارت حضرت زهرا علیهاالسلام را درك كند به زیارت فاطمه معصومه علیهاالسلام برود.

آیة الله مرعشی می‌فرمودند: پدرم مرا سفارش می‌كرد كه من قادر به زیارت ایشان نیستم اما تو به زیارت آن حضرت برو، لذا من به خاطر همین سفارش، برای زیارت فاطمه معصومه علیهاالسلام و ثامن الائمه علیه‌السلام آمدم و به اصرار موسس حوزه علمیه قم، حضرت آیة الله حائری در قم ماندگار شدم.

آیة الله مرعشی در آن زمان فرمودند: شصت سال است كه هر روز من اول زائـــر حضرتم.

+ نوشته شده توسط عظیم جان ابادی در چهارشنبه بیست و هشتم فروردین 1387 و ساعت 17:29 |
كراماتی به نقل از آیت الله العظمی اراكی(ره)
ایشان درباره خودشان فرمودند: دستم باد می‌كرد و پوست آن ترك برمی‌داشت به طوری كه نمی‌توانستم وضو بگیرم و ناچار بودم برای نماز تیمم كنم و معالجات هم بی اثر بود تا این كه به حضرت معصومه علیهاالسلام متوسل شدم و به من الهام شد كه دستكش به دست كنم، همین كار را كردم، دستم خوب شد.

ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط عظیم جان ابادی در چهارشنبه بیست و هشتم فروردین 1387 و ساعت 17:23 |
اجمالى از زندگى كریمه اهل بیت علیهم السلام

نام و لقب مبارك
نام شریف آن بزرگوار فاطمه و القاب ایشان «معصومه»، «ستى»، و «فاطمه كبرى» است. پدرش حضرت موسى بن جعفر علیهماالسلام و مادرش نجمه خاتون مادر حضرت رضا علیه السلام است. 

از ولادت تا هجرت

آن حضرت اول ذى القعده سال 173هـ.ق در مدینه منوره به دنیا آمدند. و در سن 28 سالگى در روز دهم(1)  یا دوازدهم(2) ربیع الثانى سال 201هـ.ق در شهر قم از دنیا رفتند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط عظیم جان ابادی در چهارشنبه بیست و هشتم فروردین 1387 و ساعت 17:19 |

 

تصاویری ویژه وفات حضرت معصومه س

+ نوشته شده توسط عظیم جان ابادی در چهارشنبه بیست و هشتم فروردین 1387 و ساعت 17:9 |
بانوى حرم كبریا

 


منت ز بخت دارم و نصرت ز كردگار
كافكند در دیار قمم روزگار، بار 
خوش بار یافتم به حریمى كه جبرئیل
بى‏اذن خادمان به حریمش نجسته بار 
این بارگاه بضعه باب الحوائج است
كز وى رواست، حاجت مخلوق روزگار 
این پیشگاه فاطمه بنت موسى است
كز بعد فاطمه به زنان دارد افتخار 
خارى اگر خلد به كف پاى زائرش گیرد
ملك، به سوزن مژگان، ز پاش خار 
دختر بدین جلال، نپرورده مام دهر
دختر بدین مقام، نیاورده روزگار 
چشم فلك ندیده و نشنیده گوش دهر
دختر بدین جلالت و بانو بدین وقار 
اى بانوى بلند مقام فلك جناب
اى  خانم  رفیع   مكان   بزرگوار 
هم دختر امامى و هم خواهر امام
هم عمه امامى  و هم نور هشت و چار 
تنها نه چشم من به در توست منتظر
چشم دو عالم است ‏بر این در، به انتظار 
اى والى ولایت عصمت! به عصمتت
چشم  كرم   ز بنده این  آستان،  مدار 
مسكین «طرب‏» ز درگه لطفت كجا رود؟   
امیدوار  بر  توام،  امید   من    بر آر 
طرب اصطهباناتى


 

+ نوشته شده توسط عظیم جان ابادی در چهارشنبه بیست و هشتم فروردین 1387 و ساعت 17:6 |
در سایه ضریح کریمه اهل بیت

خادمان فاطمى كه سالها در گرد ضریح فاطمه معصومه علیها السلام در حال طوافند، پروانگان‏عاشقى هستند كه گاه خاطرات پنجاه سال عشق و زیارت از عالمان و عارفان و شیفتگان‏ اهل بیت علیهم السلام را در نهانخانه دل به امانت نگاه داشته‏اند و بیم آن مى‏رود كه این‏ خاطرات پاك در گذر ایام به فراموشى سپرده شود. پس برآن شدیم تا خاطره‏هاى چند تن از سایه ‏نشینان ضریح ‏دختر موسى بن‏ جعفرعلیهم السلام را تقدیمتان كنیم.

 


- على اكبر اجاقى
یکی از خادمان حرم منوراست وی خاطرات خود را اینگونه آغازمی کند : اهل قریه (ینگى قلعه) شهرستان ساوه هستم. 29 سال است ‏خادم ‏حرم حضرت معصومه(س) هستم. آخرین پسر خانواده بودم. پدرم فوت كرده بود و زمان سربازى رفتنم رسیده بود. دلم نمى‏خواست ‏به سربازى بروم. شنیده بودم ‏سربازها را اذیت مى‏كنند و به آنها فحش مى‏دهند. خیلى ناراحت‏ بودم. آمدم قم منزل برادرم یك روز رفتم حرم حضرت معصومه(س) ده تومان نذر كردم و درضریح انداختم و با التماس گفتم: «بى بى! تو رو به حق مادرت منو از این‏ سربازى رفتن نجات بده.» چند روز بعد به ساوه برگشتم. قرعه كشى كرده بودند ومن معاف شده بودم. 150 تومان دادم و برگه معافى را گرفتم. دوباره به قم ‏آمدم. خبر معاف شدنم را به برادرم دادم.
بعد براى زیارت به حرم بى بى رفتم. درآنجا على اكبر صفرى یكى از اقوام‏ را كه خادم حرم بود دیدم. پیش او رفتم و سلام و احوالپرسى كردیم. از من پرسید:دلت مى‏خواد در حرم حضرت معصومه(س) استخدام بشى؟

 گفتم: من كجا، حرم حضرت معصومه(س) كجا؟

گفت: همراه من بیا دو دل نباش! آقاى صفرى دست مرا گرفت و به اتاق خدام مسجد بالاسر برد. در آنجا مرا به آقاى حسین مسعودى، معاون تولیت كه اهل مشهد بود، معرفى كرد. آقاى مسعودى اسم مرا در دفتر نوشت و گفت: تو استخدام شدى. حالا برو پرونده تشكیل بده بعد بیا دم در نگهبانى. گفتم:

الان مادرم دهاته. گریه و زارى مى‏كنه. باید برم اونو ببینم! پاسخ داد خیلى خوب تواستخدام هستى. من یه ماه بهت مرخصى مى‏دم.  برو مادرت را ببین و برگرد.

رفتم دهات. مادرم تا منو دید گفت: على اكبر از سربازى فرار كردى؟

گفتم: نه معاف شدم. یك ماه در ولایت ‏بودم. ازدواج كردم. همه فهمیده بودند در حرم حضرت معصومه (س) ‏استخدام شده‏ام. یكبار خانمم گفت:

نرو قم. اینجا بمون. كشاورزى كن یك روز شخصى آمد و گفت: آقاى صفرى مرا فرستاده و گفته بهت ‏بگم چرا نمى‏آیى؟ مرخصى یك ماهت تموم شده. اگه نمى‏خواى بیایى، خودت بیا اینجا بگو. من نمى‏تونم به جاى تو بگم منصرف شده.

آمدم قم. رفتم حرم. مى‏خواستم بگم منصرف شدم. اما زبانم نچرخید دلم نیامد. گفتم: آمدم سركار.

آنها هم به من لباس دادند و گفتند برو دم در كوچه حرم نگهبانى بده! الان‏29سال از اولین روزى كه نگهبانى دادم مى‏گذرد. از این سالها خاطرات زیادى دارم.

اولین بار با مرحوم حضرت آیة الله نجفى مرعشى (ره) آشنا شدم. ما معمولا نگهبان شب بودیم. در حرم را باز مى‏كردیم و مى‏بستیم. در حرم را كه بازمى‏كردیم؛ اولین كسى كه وارد مى‏شد آیة الله نجفى بود. ایشان از نظر تقوى ‏نمونه بودند.

روزی ایشان نگاهشان را به من دوختند و فرمودند:

«شما جوان هستید. وقتى در حرم مى‏خواهید جارو كنید، یك نیت هم بكنید وبگویید: یا فاطمه معصومه این جارو را براى رضاى شما مى‏كشم این نیت را كه ‏كردید حضرت معصومه به شما علاقه پیدا مى‏كند. هر چه قدر كه مى‏توانید بیشترجارو كنید و نیت هم بكنید. من خودم هر وقت گرفتارى داشته باشم مى‏آیم اینجا.  شما هم باید اینطور باشید.»

 

 

شفا یافتن مرد فلج
یك نفر مشهدى بود، كارمند مخابرات وقتى آمد به حرم سوار چرخ ویلچر بود و وقتى مى‏خواست ‏برود با پاهاى خودش حركت مى‏كرد. چرخ ویلچر را هم به آستانه داد. او مى‏گفت:
كنار ضریح حضرت رضا(ع) خوابم برد. خواب دیدم كه حضرت به من فرمودند شفاى ‏شما پهلوى خواهرم است. بلند شدم با زنم آمدم قم.

 


وقتی که تصمیم گرفتم استعفا دهم
سالهاى اولى كه آمده بودم ‏نمى‏دانستم چطور نگهبانى بدهم از من مى‏پرسیدند چرا اینطور نگهبانى مى‏دهى من ‏هم كه بچه كشاورز بودم و به كشاورزى علاقه داشتم تصمیم گرفتم از حرم و آستانه ‏بیرون بروم و هیچ كس هم خبر نداشت ‏حتى به زن و بچه‏هایم هم نگفته بودم.
آستانه ‏مقدسه قطعه زمینى در محل میدان آزادگان فعلى به ما داده بود ولى چون بچه ‏مدرسه‏اى داشتیم و آنجا هم بیابانى بود به آنجا نرفتیم و خانه‏اى در خیابان ‏تولیددارو خریدیم. تصمیم خودم را گرفته بودم دلم مى‏خواست ‏به ده بروم؛ قطعه ‏زمینى با آب بخرم كشاورزى كنم و از اینجا هم استعفا بدهم. زمین آستانه را فروختم. خانه را هم براى فروش به بنگاه سپردم مشترى پیدا شد و رفت پول بیاورد.

شبى با وضو در حرم خوابیده بودم در عالم خواب دیدم آیة الله مرعشى در محراب‏ پشت قبر حضرت معصومه(س) هستند. بانوى بلند قامتى كه مقنعه به صورت داشت ودستكش هم در دستش بود به طرف حرم آمد من با لباس خدام، ما بین آن در بودم. ‏بانو به من رسید سلام کردم وپاسخ داد و فرمود: تو مى‏خواهى خانه مرا ترك كنى و بروى. نرو آینده ‏بچه‏هایت‏ خراب مى‏شود! گفتم: چشم خانم. در همان لحظه در ضریح باز شد و بانو داخل ‏ضریح رفت. از خواب بیدار شدم با چشمهاى گریان از حرم بیرون آمدم از فروش خانه ‏منصرف

شدم و تصمیم گرفتم در جوار بى بى بمانم .

من به یكى امیدى آمده‏ام و خدمتگزار بى‏بى شده‏ام. به این‏ امید كه فردا روز قیامت ‏حضرت معصومه(س) از ما شفاعت كند. دلم مى‏خواهد به ‏بى‏بى بگویم: بى‏بى جان!

هر كس به كسى نازد        ما هم به تو مى‏نازیم

-عبدالله افسا یکی دیگر از خادمان حرم می باشد.او می گوید: من اهل قم هستم اما اصالتا اصفهانى هستیم. اجدادم دراین شهر زراعت مى‏كردند. كار من هم كشاورزى بود. اما اوضاع كشاورزى چندان خوب نبود. خوب یادم هست ‏شب‏ عید فطر بود رفتم بالاى پشت ‏بام نماز شب عید فطر را خواندم، برخاستم نگاهم را به جانب مشهد دوختم و به ضامن آهو متوسل شدم. یا ضامن آهو خودت كار مرا درست كن!

چند روز بعد پیش یكى از آقایان كه با تولیت ارتباط داشت رفتم. به ‏او گفتم شما كار ما را درست كن هر كارى باشد انجام مى‏دهم. مى‏خواهم در حرم‏ بى‏بى كار كنم. با هم رفتیم پیش تولیت. آن آقا مرا به ابوالفضل، تولیت معرفى ‏كرد. او پس از پرسیدن چند سوال گفت:

تو استخدام شدى. من الان اسمت را در دفتر مى‏نویسم. حقوقت هم روزى سه تومان ‏است قبول؟ گفتم : بله.

با خوشحالى از اتاق تولیت‏ بیرون آمدم.

 


سفر مشهد
روزى یكى از آقایان به من گفت:مى‏خواهم تو را بفرستم مشهد.
خودش به دفتر آستانه رفته، شماره شناسنامه مرا گرفته بود. او برایم بلیط هواپیما تهیه كرد. رفتم تهران ظهر بود. نمازم را در فرودگاه خواندم و نهار خوردم. توى دلم به حضرت معصومه(س) گفتم:

خانم‏ جان مى‏خواهم خدمت ‏برادر شما بروم سلام شما را مى‏رسانم عنایتى بكن وقتى ‏به مشهد مى‏رسم هنوز آفتاب باشد تا بتوانم اول غسل كنم بعد به زیارت بروم. ساعت پرواز هواپیما 4 بعدازظهر بود. بعد از نماز و خوردن نهار در فرودگاه‏ مى‏گشتم دراین موقع افسرى مرا صدا زد وپرسید: از قم آمدی؟ بله.

- كجا میرى؟ مشهد.

- اسباب دارى؟ نه الان یك پرواز مشهد داریم برو سوار شو.

ساعت 2 بعدازظهر بود كه هواپیما در فرودگاه مشهد به زمین نشست. اول غسل كردم ‏بعد به زیارت آقا رفتم.

و اینگونه بود که درخواستم اجابت شد.

 

 

لال مادرزاد
یکی از کراماتی که در حرم دیده ام این است که: پیرزنى همراه با نوه نه ساله‏اش از زنجان به قم آمده بود. پدر ومادر دختر مرده بودند و او لال مادرزاد بود مادربزرگش فارسى بلد بود. كنارضریح رفت و گفت:
حضرت معصومه من نیامده‏ام زیارت، آمده‏ام این دختر را مداوا كنى. من تنها سرپرست او هستم. مى‏دانى با چه سختى به اینجا آمده‏ام اگر تو او را شفا ندهى ومن بمیرم معلوم نیست ‏سرنوشتش چه مى‏شود. بى‏بى‏ جان دخترم را شفا بده.

در همین موقع دخترك كه در كنار پیرزن بود، بلند شد و با زبان تركى مادربزرگش ‏را صدا كرد. پیرزن دخترك را در آغوش گرفت. آن دو را پیش تولیت آستانه بردند و تولیت ‏بیست هزار تومان پول به آن پیرزن داد و بلیط مسافرت برایشان تهیه ‏كرد و آن دو با خوشحالى به زنجان برگشتند.

 


توفیق خدمتگزارى
- رمضان ترابى توفیق خدمتگزاری خود را اینگونه بیان می کند: اهل ساوه هستم  و حدود 28 سال است ‏به عنوان خادم حرم حضرت معصومه(س) مشغول خدمت هستم. اولین بار كه با پدر و مادرم براى زیارت قبر بى‏بى به قم آمدیم، خیلى خوشحال بودم. حرم خیلى شلوغ بود. زن و مرد در حال زیارت بودند. دور ضریح مشغول زیارت شدم، نگاهى به قبر مطهر حضرت معصومه(س) انداختم و زیر لب گفتم:
- بى بى جان دلم مى‏خواد درآستانه استخدام بشوم و همین جا كار كنم، خودت كمكم كن.

ما در روستایمان كشاورزى داشتیم، كشاورزى درآمد زیادى نداشت. مدت زیادى نگذشت كه به وسیله یكى از آشنایان در حرم استخدام شدم. از ده به قم آمدم حدود شش ماه مستاجر بودم و خانه نداشتم. بالاخره تصمیم گرفتم خانه‏اى تهیه كنم به آبادى رفتم، تعدادى گوسفند كه داشتم فروختم و به قم برگشتم. مقدارى از لوازم منزل را فروختم، نه هزار تومان جمع شد. نه هزارتومان دیگرهم از بانك وام گرفتم. با این پول خانه كوچكى در خیابان هندیان خریدم. وقتی خانه را خریدم تعدادى از فامیل به دیدن ما آمدند؛ هیچ چیز درخانه نداشتیم، حبوبات، گوشت، خواروبار همه چیز تمام شده بود. كسى را هم نمى‏شناختم كه از او پول قرض بگیرم یا كاسبى كه در مغازه‏اش بروم و جنس نسیه بگیرم خیلى ناراحت ‏بودم نزدیك بود آبرویم برود. از خانه بیرون آمدم، با سرعت‏ خودم را به حرم رساندم كنار ضریح شلوغ بود مردم مرا هل مى‏دادند، خودم را به ایوان طلا رساندم رو به قبله نشستم و حضرت معصومه(س) را به پدر و مادرش قسم دادم:

- خانم جان، آبرویم درخطراست. كلى مهمان برایم آمده، هیچ چیز درخانه ندارم.

پس از گفتن این حرف از جا بلند شدم و به سمت ضریح رفتم. توى دلم مى‏گفتم خدایا به امید تو. ناگاه دیدم روحانى سیدى كه بلند بالا بود و محاسن زیادى داشت از سمت چپ به من نزدیك شد. بى‏اختیار سلام كردم. جوابم را داد و دستم را در دستش فشرد. مقدارى پول در دست من گذاشت و خیلى زود از آنجا دور شد. به خانه برگشتم. دوچرخه‏ام را برداشتم و خودم را به یك مغازه رساندم. همه چیز خریدم بعد ازآن همه خرید و پر شدن خورجین هنوز پول زیادى برایم باقى مانده بود این پول بركت زیادى داشت ‏به خانه برگشتم خورجین پر را به آشپزخانه بردم و خالى كردم، خانمم شگفت زده پرسید:شما كه پول نداشتى اینها را از كجا آوردى؟ نكند ضریح را زده باشى. می آیند دنبالتان پدرتان را درمى‏آورند! گفتم:

- به خدا قسم اینها را حضرت معصومه(س) داده، با بى‏بى درد دل مى‏كردم كنار ضریح بودم سیدى آمد و مقدارى پول به من داد.

آن روز گذشت ما به بركت آن پول تا چند ماه راحت ‏بودیم و من از حضرت معصومه(س) سپاسگزار بودم كه جلوى مهمانها سرافرازم نمود.

 


كرامات حضرت
در طول این سالها كرامات بسیار از بى‏بى دیده‏ام و خاطرات زیادى دارم. شب جمعه‏اى حدود ساعت ‏هفت مردى را دیدم كه دخترى را به دوش گرفته بود و به سمت ایوان آینه مى‏آمد. ایوان شلوغ بود، به مرد نزدیك شدم و گفتم:
- پدرجان دخترت را بذار زمین خودش داخل شود.مرد با حالت گریه گفت:

تو درد ما را نمى‏دانى این مریض شده و تمام بدنش فلج ‏شده، خواب دیدم به من گفتند او را ببر قم، حضرت معصومه(س) شفایش مى‏دهد. حال اگر شما مى‏دانید مرا راهنمایى كنید كه این دختر را جایى بگذارم تا خودم بتوانم زیارت كنم.

به مرد كمك كردم دختر را بردیم پایین پا كه آن موقع خیلى باریك بود، پاى او را به ضریح بستیم حدود ساعت هشت بود مرد رفت و مشغول زیارت شد. ساعت 5/1 شب من و چند نفر دیگر از خدام در رواق نشسته بودیم كه صداى جیغ بلندى را شنیدیم با عجله خودمان را به ضریح رساندیم دخترك شفا یافته بود از خوشحالى در حال گریه كردن بود و نمى‏دانست چه كار باید انجام بدهد. مردم دور او جمع شده بودند و دست و پایش را مى‏بوسیدند عده‏اى مى‏خواستند براى تبرك لباسهایش را پاره كنند اما ما جلوى آنها را گرفتیم همه مى‏خواستند بدانند چگونه شفا گرفته به دخترك گفتم: چطور شفا گرفتى؟

گفت: خواب بودم دو خانم آمدند یكى قد بلند و دیگرى قد كوتاه. خانم قد كوتاه به من گفت ‏خدا شما را شفا داده است ‏بلند شو. تو خوب شده‏اى. گفتم نمى‏توانم اما او اصرار كرد با حالت گریه دوباره گفتم نمى‏توانم بلند شوم. خانم قد كوتاه اصرار كرد. من از جاى خود بلند شدم و دیدم خوب شده‏ام. آن دو خانم از در پیش رو بیرون رفتند و غیب شدند.

 


خاطرات دوران خدمت در حرم
دو سه سالى از خدمتم گذشته بود كه گفتند فرح زن شاه مى‏خواهد براى زیارت به حرم بیاید. ماموران حرم را بستند تا كسى وارد نشود. فرح و همراهانش كه حدود سى زن بدون چادر بودند وارد شدند. ما به آنها چادر دادیم.
زمانى كه فرح داخل حرم و مسجد بالاسر شد مامورین ما را از اطراف ضریح دور كردند. فرح در مسجد بالاسر بود كه ناگهان لوستر بزرگ مسجد با صداى مهیبى بر زمین افتاد مامورین با سرعت ‏خود را به آنجا رساندند فكر كردند بمب گذارى شده، فرح و همراهانش در حرم پخش شدند ماموران لوستر را بازرسى كردند و فهمیدند زنجیر آن به مرور زمان پوسیده و زمانى كه آنها آمده‏اند این زنجیر پاره شده است.

 


پای سخن خادمی دیگر
- رضا حدادى خدمتگزار آستانه مقدسه حضرت فاطمه معصومه(س) هستم. كمى از كرامات حضرت معصومه(س) برایتان بگویم. من در طول‏ این سى سال خیلى چیزها دیده‏ام.
بیست و پنج ‏سال پیش پیرزنى از زنجان آمده بود که از دو پا فلج‏ بود.مى‏خواستیم نگذاریم داخل حرم برود ولى بالاخره گفتیم برود حرم شاید خبرى شود.او را فرستادیم و خودمان سرگرم صحبت‏ شدیم. پیرزن بر دوش پسرش بود. پسر او را به كنار ضریح برد.

مدتى بعد دیدیم پیرزن با پاهاى خودش به سمت ما آمد مرتب مى‏گفت: الله رحم الدى! الله رحم الدى! (خدا رحم كرد)

به طرف پیرزن رفتم و پرسیدم: چى شده مادر؟ خانوم مرا شفا داد.

 


توسل  خادم و عنایت بى بى
آقاى یوسف اسرافیلى، كه یكى از خادمین حرم مطهر است مى گوید:
«جلوى در ورودى ایوان طلا درصحن عتیق روى صندلى نشسته بودم كه دیدم یك روحانى آمد و سلام كرد و گفت:چند سالى است براى زیارت حضرت معصومه سلام الله علیها از تهران به قم مى آیم و مشكلى دارم. شما باید بین من و بى بى واسطه شوى و مشكل ما را به خانم معصومه (س) بگویى.

عرض كردم: من خادم حضرت و شما یك روحانى. بنابراین بهتر مى توانید از بى بى درخواست كنید.

گفت: چند ساعت است درحرم هستم و دنبال خادمى مى گردم كه بتوانم با او درد دل كنم.

من دست ایشان را گرفتم و كنار ضریح آوردم، عرض كردم: بى بى جان! ایشان مشكلى دارند و به من مراجعه كرده اند. من رو سیاه كه قابل نیستم، اما از شما تقاضا دارم كه مشكل ایشان را حل كنید.

دو هفته بعد از ماجرا، روحانى مزبور، به حرم آمد و از چند تن از خادمین سراغ مرا گرفتند. وقتى كه او را دیدم، درآغوشم گرفت و گفت: مشكلى كه داشتم و به خاطرآن درنوبت قبل به شما مراجعه كردم، بحمدالله برطرف شد پرسیدم:

فضیه چه بود؟ گفت:دخترى روى دست ما مانده بود كه از كمر فلج بود. تمام دكترها او را جواب كرده بودند. تا این كه به لطف بى بى شفا یافت و به همراه هیأتى به قم آمده است.

خادمین حضرت معصومه سلام الله علیها از آنها استقبال كردند و آن دختر در كمال صحت و سلامت همراه آنها بود.

ماجرعه ‏نوش قطره آبى زكوثریم
 از  امت رسول و محبان  حیدریم 
مدح و ثناى آل محمد شعار ماست
ما ریزه‏ خوار دختر موسى بن جعفریم

 

+ نوشته شده توسط عظیم جان ابادی در چهارشنبه بیست و هشتم فروردین 1387 و ساعت 17:4 |
پناه بی پناهان

 

 

گنبد طلایی بارگاه حضرت معصومه علیهاالسلام کعبه دل عاشقان، ضریح مطهرش بوسه گاه دلسوختگان، ایوان های طلا و آیینه اش مأوای دلخستگان، صحن های با صفایش روضه رضوان خاص و عام و مساجد و رواق های مطهرش خلوتگه انس عارفان و گلدسته های سرفرازش رایت عشق و جهاد و شهادت و مجاهده است.

در جای جای این قطعه بهشتی روح و ریحان و نسیمی رحمانی است که بر جان هر زائرعارفی، حالتی روحانی می بخشد و سعادتمند آنانند که زیارت را باب معرفت به مقام و جلالت این بانوی بزرگوار توام سازند.

او را کریمه اهل بیت می خوانند چرا که هر کس دردی، بی درمان و غصه ای فراوان و بیماریِی، لاعلاج داشته باشد؛ رو به سوی حضرتش کرده و اوست که دست رد به سینه کسی نمی زند و به اذن خدا حاجات و درخواست نیازمندان را روا می فرماید.

خدام و مردم آن مکان مقدس بارها و بارها شاهد کرامات این کریمه اهل بیت بوده اند و نمونه هایی از آنها را در یاد دارند که در اینجا قصد داریم تعدادی از این کرامات را ذکر کنیم.

اگر در حین مطالعه این کرامات حالی ایجاد شد و با کریمه اهل بیت اتصال و ارتباطی ایجاد شد ما را نیز از دعای خیر خود محروم نکنید.

 


پروانه صفا
شب چهار شنبه بود و ماه با درخشش چشم اندازى در گوشه‏اى ازآسمان تمام رخ ایستاده بود. ستارگان ریز و درشت‏ بر بام شهر روی هم انباشته شده بودند. شهر با قامتى در هم و بر هم از شدت‏ گرمى هوا به خود مى‏پیچید. در دل شهر ستونهاى بر افراشته و گنبدهاى رنگارنگ به متانت و بزرگى همه عالم صبورانه ایستاده ‏بودند و تا دور دستها به استقبال دوستان و میهمانان خود مى‏شتافتند. باد گرم و سرگردانى در خیابانهاى شهر مى‏وزید.
صداى قرآن و نوحه و طبل و شیپور از ناى بلندگوهاى دور و نزدیك ‏تا بى‏نهایت مى‏رفت. زمینیان بر سر و سینه مى‏زدند و آسمانیان با چشمانى اشكبار نظاره مى‏كردند. هر تازه واردى ناخود آگاه سینه ‏در سوز و گذار مصیبت ‏سیدالشهداء مى‏نهاد. صداى زنجیرها كه ازپشت زخمی عزاداران بر مى‏خاست در میان فریادها و ناله‏ها گم ‏مى‏شد. سراسر كوچه‏ها و خیابانها را پرچم‏هاى سیاه كه اشعارحماسى و ایثار و شهادت رویشان نوشته بود پركرده بود. ساعت دو را نشان مى‏داد. اما شهر همچنان از جمعیت متلاطم بود.

دراین هنگام اتوبوسى در آن سوى رودخانه كنار پل، در موازات ‏حرم توقف كرد. مسافرین یكى یكى پیاده شدند و هر كدام به طرفى‏ رفتند. پروین و مادرش آخرین نفرى بودند كه پیاده شدند. ابتدا نفسى تازه كردند و بعد، مادر كیف بزرگ و چهار گوشى را از زمین ‏برداشت و گفت: بریم پروین.

و دخترك با چشمانى خواب آلود، تلوتلو خوران دنبالش براه ‏افتاد. هر قدمى كه بر مى‏داشت لب به اعتراض مى‏گشود و گاه‏ همانند بچه‏ها به چیزى بهانه مى‏كرد و مى‏ایستاد و با عصبانیت پا بر زمین مى‏كوبید و به مادر اعتراض مى‏كرد: مامان! خوابم میاد اا اه چرا بیدارم كردى؟

یا مى‏گفت: مامان با توام، مى‏خوام همین جا بخوابم رو همین ‏آسفالت.

و بى محابا روى زمین مى‏نشست: تو چرا به حرفهایم گوش نمى‏كنى، نگاه! جیغ مى‏كشم‏ها!

گاه قدرى آرام ‏تر مى‏شد و مى‏گفت: راستى‏ اینجا حرمه، نه؟ چقدر قشنگه ... آ آ آه، چقدر آدم تو خیابونه،اینا خواب ندارن؟ ... مامان جون، هواش گرمه، دارم مى‏پزم ...

از این حرفها و مادر به آرامى با لهجه غلیظ كرمانشاهى جوابش‏ را مى‏داد: جان مادر! الان مى‏خوام ببرمت مسافرخانه ... خیلى ‏خوابت میاد نه؟! ولى مادر نمى‏شه كه تو خیابون خوابید مردم به ‏آدم مى‏خندند. اینا اونجا رو نگاه اونجا مسافرخونه است... یواش ‏تر مادر مردم نگاه مون مى‏كنن، زشته. الان به دختر خوبم یه آب خنك مى‏دم كه گرما از تنش بیرون بره.

او با خوشرویى و نرمى با دخترش رفتار مى‏كرد تا این كه درنزدیكى حرم اتاقى اجاره كردند و دختر جوان غر و لند كنان خود را روى تخت انداخت و خوابید. او از روزى كه دچار بیمارى تشنج ‏اعصاب شده بود خیلى كم مى‏خوابید ولى براى كنترل تشنج او قرصهاى خواب آور و آرام بخش به او مى‏دادند.

آفتاب از سینه‏كش كوه خضر(كوهى در جنوب شرقى قم ) بالا رفته بود و با سوز بر زمین مى تابید. لكه‏هاى سپید ابر در پهنه آسمان ‏آبى ملایم و یكنواخت، به سویى نا معلومى مى‏دوید. گرد و غبارهمچنان صورت شهر را تار و كدر مى‏نمایاند.

جنب و جوش غریبى درشهر جریان داشت. مغازه‏ها بسته بود و بیرقهاى سیاه روى بام و تیر برق و دیوارها با نوازش باد فراز برمى‏داشت و تلوتلوخوران فرو مى‏افتاد. صداى دسته‏هاى عزادارى از دور و نزدیك به گوش مى‏رسید. پروین به ‏همراه مادرش از مسافرخانه خارج شدند. چشمان درشت و بیمار او یك دم قامت ‏حرم را مى‏كاوید و زیر لب چیزهایى مى‏گفت. زیر پلكش ‏فرو افتاده بود و دستانش بطور محسوسى مى‏لرزید. قامت او متمایل‏ به جلو بود و قدمهایش را مى‏كشید و صداى كفش سیاه و چرمى‏اش ‏توجه همگان را جلب مى‏كرد. مادر دستش را گرفته بود تا او نیفتد. وقتى وارد صحن شرقى حرم شدند پروین گفت: واى مامان! این همه آدمها، نیگاه! دارن سینه مى‏زنند. و خودش نیز شروع كرد به سینه زدن كه گاه ریتم ضربان دست او همراه با دستان سینه زن‏ عزادار نبود. دسته‏هاى عزادار گروه گروه و بدنبال هم وارد حرم ‏مى‏شدند علم‏ها و بیرقهاى بلند با پرچمهاى سبز و سرخ كه به‏ آرامى در دل آسمان پیچ و تاب مى‏خوردند و تصویر پرچمهاى عاشورا را در ذهن‏ها تداعى مى‏كرد.

صداى سینه ‏زنى‏ها و زنجیرها با همراهى طبل و سنج و شیپور وچكیدن قطره‏هاى اشك و ضجه عاشقانه، تصور خیالى عشق را مى‏زدود و باورها را در عشق حقیقى گره مى‏زد.

آنها به سختى از لابلاى جمعیت ‏كه از اول صبح در حرم و اطرافش اجتماع كرده بودند گذشتند و به‏ داخل حرم رفتند. زنان زوار همانند موج مى‏شكستند و خروشان بردیوار بارگاه مى‏كوبیدند و باز پس مى‏رفتند. و پروین و مادرش كه‏ گاه گرفتار فراز و فرود جمعیت مى‏شدند به كمك تعدادى از خواهران ‏به گوشه‏اى پناه بردند. دختر جوان به دیوار تكیه داد و با نگاهى عمیق به ضریح، كه زنان با ناله و زارى و فریاد، زیارتش‏ مى‏كردند نگاه مى‏كرد و گاهى سر بر مى‏داشت و به سقف حرم كه ‏با كاشى‏هاى معرق و آئینه، نماى دل انگیز و عرفانى را ترسیم ‏مى‏نمود نگاه مى‏كرد.

مادر میانسال او با صورتى كشیده و قامتى بلند كه پیرى زودرس‏ او را بیشتر از آنچه بود نشان مى‏داد. چشم به ضریح دوخته بود و به آرامى اشك مى‏ریخت و هر وقت كه صورتش را در میان انگشتان‏ بلند و لاغر خود فرو مى‏برد نفسش به شماره مى‏افتاد و قطره‏هاى‏ اشك از لاى انگشتان او تا سنگ‏ فرش حرم امتداد مى‏یافت. زوارهم هركدام با صدایى بلند و ریتم مختلف حرف دل خود را مى‏زدند:

-  بى ‏بى جون شهادت جدت رو تسلیت می گم.

- خانم روز شهادت امام سجاده، ترو جون این امام ...

- یا حضرت معصومه جون زینب كبرا ازت مى‏خوام كه ...

- می دونى خانم جون چند سالیه كه ...

- بى‏ بى معصومه، مریض‏ها التماس دعا دارند. اومدند كه ... نگذار دست‏ خالى...

پروین خسته شده بود. مادر او را روى زانوانش خواباند و او پاها را تا روى شكم جمع كرد و چیزى نگذشت كه به خواب رفت.

مادر صورت دختر را نوازش مى‏كرد و به زبان كردى اشعارى را زمزمه مى‏كرد گویا نوازش‏هاى مادرانه بود كه با صمیمیت ارائه ‏مى‏كرد. خانم جوانى كه كنارش نشسته بود یك دم از شلوغى و گرما گلایه مى‏كرد: هوف ... هوف چقدر گرمه، ... این همه آدم!؟

واقعا كه... و رو به مادر پروین كرد و ادامه داد: امان از دست مادرشوهرا، از تهرون گرفته ما رو آورده اینجا، گفت كه نذرى دارم.

هوف ... بهش گفتم مادر من بیرون پیش كامى جون مى‏مونم. گفت الا و بلا بایستى بیاى داخل. عروس خوبم و اداى مادر شوهرش را درمى‏آورد. حالا هم كه اومدم اینم اومدن من، گمش كردم نفسم‏ بند اومد. نمى‏دونم چیكار باید بكنم. آقامو بیرون تنها گذاشتم ‏نمى‏دونم چطور باید پیداش بكنم، آ آه و باز نفس‏هاى عمیقى ‏مى‏كشید و با دست‏ به خودش باد مى‏زد. بعد ادامه داد: مگه باید اومد داخل حرم تا نذر آدم قبول بشه، اونجورى نمیشه؟ نیگاه ترو خدا نیگاه و به جمعیت كه به طرف ضریح هجوم مى‏بردند اشاره كرد و مادر پروین تنها به حرفهایش گوش مى‏داد. خانم جوان آئینه‏اى ‏را از داخل كیفش در آورد و با آن صورتش را نگاه كرد و گفت: واى نیگاه صورتم چى‏ شده؟ و مادر پروین با بى میلى به صورتش‏ نگاه كرد ولى چیزى در صورتش ندیده بود. آه راستى خانم شما از كجا اومدید؟

مادر پروین كه با بى‏رغبتى گفت: از كرمانشاه.

اووه از كرمانشاه اومدید؟

و تن صدایش تغییر كرد و به دخترك كه هم چنان روى زانوى مادرش ‏خوابیده بود نگاه كرد. مریضه نه؟ او مدى اینجا كه به قول ‏مادرم دخیلش ببندى هان؟

- آره خانم.

- دخترت چند سالشه؟ خیلى ‏قشنگه ماشاءالله .

- هفده سالشه.

- چرا مریض شده؟

- چه مى‏دونم خانم از مدرسه اومد یه دفعه افتاد و تا حالا همینجور باقى ‏مونده.

- بمیرم الهى! ان شاءالله خوب میشه، دكتربردید؟

- آره خانم تا دلت ‏بخواد.

- آهان، من نمی دونم كلاس سوم یا چهارم ابتدایى بودم كه با مامانم اینا اومدم قم، مامانم مى‏گفت: مریض‏هاى لاعلاج اینجا شفا مى‏گیرند. خدا رو چه دیدى شاید دخترت همین ... اه اه اه نیگاه ‏مادر شوهرمه ترو خدا سر و وضعش رو ببین و با صدایى بلند او را صدا زد و خیزى برداشت و بى ‏خداحافظى رفت.

مادر پروین مدتى به ‏رفتار خانم جوان مى‏اندیشید. بعد سرش را روى ستون گذارد. در آن ‏سوى ستون صداى خانمى كه مصیبت‏ حضرت زینب را شروع كرده بود دوباره قلبش را متوجه كرد و به درستى گوش مى‏داد و صمیمانه اشك ‏مى‏ریخت. اشك از پس چشمانش به بیرون مى‏جهید و از زیر چانه‏اش‏ فرو مى‏افتاد. باز زخم دلش سرباز كرده بود و به آرامى با حضرت‏ معصومه(س) صحبت مى‏كرد: بى‏ بى جون خواستیم بریم مشهد ولى... ولى ‏بى زیارت تو ... صفایى نداشت... مى‏رفتیم پیش داداش غریبت تا دخترم رو... اینو بگم و به پروین نگاه كرد. شفا بده ... اومدیم... شما... شما هم وساطت كنید. .. جون زینب كبرا، بى‏ بى. جون‏ زهرا... نخواه دست‏ خالى... برگردیم. غرق در ترسیم‏هاى ذهنى‏اش ‏بود طورى صحبت مى‏كرد كه انگار حضرت معصومه در مقابل او نشسته ‏است. و بالاخره هق هق گریه‏اش بلند شد. پروین بیدار شد و دستى ‏به پیشانیش كشید و به همراه نفس عمیق نگاهى به اطراف انداخت و بعد با تبسم نویى به مادر نگاه كرد و به آرامى ‏گفت: مامان‏ تشنمه، احساس گرسنگى هم مى‏كنم. می رم آب بخورم ... و مادر كه ‏سر به ایوان نهاده بود با بستن پلكهایش به او اجازه داد كه ‏برود. در میان جمعیت ناپدید شد. مادرش لحظاتى در حال و هواى‏ خودش سیر كرد. به نا گاه متوجه شد كه پروین به تنهایى بیرون رفته. اخمى كرد و به فكش فشار آورد. دریافت كه دخترش با حال عادى بیرون رفت تا رفع تشنگى بكند. چشمانش ناباورانه به نقطه‏اى خیره شد و چند بار پلكها را محكم به هم زد. گویا چیزى در مغزش خطور كرده بود اما باور نداشت. قلبش به تندى مى‏زد و نفس را به كندى مى‏كشید. دلش بیقرار بود. بعد هاج و واج به دورش مى‏چرخید. نمى‏دانست‏ چكار بكند. لاى جمعیت، كنار حرم، درب ورودى همه جا را مى‏كاوید كه به ناگاه پروین را دید كه با صورتى گشاده و متبسم بطرفش‏ مى‏آید. او به آرامى قدمى به جلو برداشت. پروین رسید و گفت: مامان بیرون چقدر شلوغه، می دونى مامان یه عالمه آب خوردم توهم تشنته؟ مادر نا باورانه دو طرف بازویش را گرفت. و امتداد قد دختر را به درستى مى‏كاوید. دیگر لرزشى در دستان او مشاهده ‏نمى‏كرد. تلوتلو نمى‏خورد. حرفهایش آرام و صمیمى بود. و بوى‏ خوشى از او به مشام مى‏رسید. مادر بریده بریده گفت: پروین ... دخترم ... تو... تو... آره... آره دخترم تو شفا ... شفا گرفتى. .. واى خداى من.. . و صدایش را بلند كرد. گویا بى‏ اختیار فریاد مى‏زد... زهرا... یا فاطمه... خدایا شكرت... و پروین را در آغوش كشید. با فریادش، سكوت شكننده‏اى تا آن سوى صحن را در خود فرو برده‏ بود. و زن عاشقانه دخترش را مى‏بوسید. زنان زائر، آنها را درمیان گرفته و با اشك چشمان خود غبار غربت را از رخش‏ مى‏شستند...

اندكى بعد، صداى نقاره‏ها در میان یا حسین(ع) یا حسین(ع) عزاداران درهم آمیخت و سیلاب اشك از آسمان دل عاشقان جارى شد و قلبهاى ماتم زده در عشق به اهل‏ بیت استوارتر گردیده بود.

 


صیانت حوزه
مرحوم آیةالله العظمى حاج سید صدرالدین(ره) فرمودند: بعد از مرحوم آیةالله العظمى حائرى (ره) مدتى من زمام امور حوزه را به دست گرفتم و شهریه طلاب را عهده دار بودم، تا این كه یك ماه وجهى نرسید، مجبور شدیم قرض كنیم و شهریه را بدهیم، و ماه دوم هم به همین طریق، ولى ماه سوم دیگر جرأت نكردیم قرض كنیم.
جمعى از طلاب برای گرفتن شهریه به منزل من مراجعه و اظهار نیاز مى كردند و من در پاسخ گفتم چیزى در بساط نیست و مبلغ قابل توجهى نیز مقروض شده ام.

بعضى از طلاب گفتند: چه كنیم؟ نه در مدرسه امنیت داریم( با توجه به فشار خفقان دوران رضا خان) و نه مى توانیم به وطن باز گردیم، اگر این جا هم خرجى نداشته باشیم، دقیقاً توهین هایى كه دشمنان روحانیت مى كنند صادق مى شود و خلاصه طورى صحبت كردند كه من هم گریان شدم. گفتم: آقایان تشریف ببرید، ان شاء الله تا فردا براى شهریه كارى خواهم كرد.

آن ها رفتند و من تا شب فكر مى كردم، ولى نتیجه اى نگرفتم. سرانجام سحر برخاستم، تجدید وضو كردم، به حرم مطهر حضرت معصومه(س) مشرف شدم. حرم خلوت بود، بعد از اداى نماز صبح و مقداری تعقیب، با حالت ناراحتى شدیدى پاى ضریح مطهر رفتم، و با عصبانیت به حضرت معصومه عرض كردم: عمه جان این رسم میهمان نوازى نیست كه عده اى از طلاب در همسایگى شما، از گرسنگى جان بسپارند. اگر مى توانید اداره كنید بسم الله! و اگر توانش را ندارید، به برادر بزرگوارتان حضرت على بن موسى الرضا(ع) و یا به جد بزرگوارتان حضرت امیرالمؤمنین حواله فرمایید (یعنى حوزه علمیه از قم به مشهد یا نجف منتقل شود)، این را گفتم و با حالت قهر و عصبانیت از حرم بیرون آمدم و وارد اتاقى در بیت مرحوم آیةالله صدر، بین بیرونى و اندرونى شدم و نشستم. ناگهان دیدم در اتاق را مى زنند، گفتم: بفرمایید. در باز شد، كربلایى محمد(پیرمرد پیشخدمت) وارد شد و گفت: آقا یك نفر با كلاه شاپو و چمدانى در دست مى گوید: همین الان مى خواهم خدمت آقا برسم و وقت ندارم كه بعداً بیایم. من ترسیدم و گفتم: نمى دانم آقا از حرم آمده یا نه، حالا چه مى فرمایید؟

گفتم: بگو بیاید، بلكه راحتم كند. (چون صبح زود بود، كربلایى محمد خیال كرده بود كه مأمور دولت است و براى دستگیرى آقا آمده.)

كربلایى محمد برگشت، طولى نكشید كه مردى موقر و متشخص، با كلاه شاپو بر سر و چمدانى در دست وارد شد. چمدان را گوشه اتاق گذاشت، شاپو را از سر برداشت و سلام كرد. جواب دادم، جلو آمد و دستم را بوسید. سپس عذرخواهى كرد و گفت: ببخشید چون بد موقع خدمت شما شرفیاب شدم. همین الان كه ماشین ما بالاى گردنه سلام رسید و نگاهم به گنبد حضرت معصومه افتاد، ناگهان به فكرم رسید كه من با این ماشین كه آتش و باد است مسافرت مى كنم و هر ساعت برایم احتمال خطر هست. با خود گفتم؛ اگر پیش آمدى شود و بمیرم و اموالم تلف شود و دین خدا و سهم امام در گردنم بماند، چه خواهم كرد؟ (ظاهراً همان وقتى كه مرحوم آیةالله صدر به حضرت معصومه(س) عرض حاجت مى كرده، این فكر به ذهن آن مؤمن رسیده بود.)

وى افزود: لذا وقتى كه به قم رسیدیم، از راننده خواستم كه مقدارى در قم صبر كند تا مسافران به زیارت بروند و من هم خدمت شما برسم.

فرمود: اموالش را حساب كرد و مبلغ زیادى بدهكار شد. در چمدانش را باز كرد و به اندازه اى وجه پرداخت كه علاوه بر اداى قرض هاى گذشته و پرداخت شهریه آن ماه، تا یك سال شهریه را از آن پول با بركت پرداخت نمودم.

به حرم مشرف شدم و از حضرت معصومه(س) تشكر نمودم.

 التماس دعا

+ نوشته شده توسط عظیم جان ابادی در چهارشنبه بیست و هشتم فروردین 1387 و ساعت 17:1 |
شفیعه روز جزا

« یكى از امتیازات بزرگى كه شهر عزیز قم دارد، این است كه بر گرد مضجع شریف یكى از برگزیدگان اهل ‏بیت‏علیهم السلام حضرت فاطمه معصومه ‏علیها السلام بنا شده است. » مقام معظم رهبرى

 


اجمالى از زندگى فاطمه معصومه علیها السلام
نام شریف آن بزرگوار، «فاطمه‏» و مشهورترین لقب ایشان «معصومه‏» است. پدر بزرگوارش، امام هفتم شیعیان حضرت موسى بن جعفرعلیه السلام و مادر مكرمه‏اش، حضرت نجمه خاتون‏علیها السلام است كه آن بانو، مادر امام هشتم حضرت على بن موسى الرضاعلیه السلام نیز است . ازاین‏ رو، حضرت معصومه (س) با حضرت رضاعلیهما السلام از یك مادر هستند.
ولادت آن حضرت در روز اول ذى‏القعده سال 173 ه . ق در مدینه منوره واقع شده است. دیرى نپایید كه در سنین كودكى، با مصیبت ‏شهادت پدر گرامى خود در حبس هارون در شهر بغداد مواجه شدند. از آن پس تحت مراقبت و تربیت ‏برادر بزرگوارش، حضرت على بن موسى الرضا(ع) بزرگ شدند. در سال 200 ه . ق در پى اصرار و تهدید مامون عباسى سفر تبعید گونه حضرت رضاعلیه السلام به مرو آغاز شد. آن حضرت بدون این‏ كه كسى از بستگان و اهل‏ بیت‏ خود را همراه ببرند راهى خراسان شدند.

یك سال پس از هجرت برادر، حضرت معصومه‏ علیها السلام به شوق دیدار برادر، همراه عده‏اى از برادران و برادرزادگان به سوى خراسان حركت نمودند و در هر شهر و محلى از سوى مردم مورد استقبال واقع مى‏شدند. این‏جا بود كه آن حضرت نیز همچون عمه بزرگوارشان حضرت زینب (‏س) پیام مظلومیت و غربت‏برادر گرامى‏شان را به مردم مؤمن و مسلمان مى‏رساندند و مخالفت‏ خود و اهل‏بیت‏ (ع) را با حكومت‏حیله‏گر بنى‏عباس اظهار مى‏فرمودند. بدین ترتیب، تا كاروان حضرت به شهر ساوه رسید، عده‏اى از مخالفین اهل ‏بیت‏(ع) كه از پشتیبانى مامورین حكومت‏ برخوردار بودند، سر راه را گرفتند و با همراهان حضرت وارد جنگ شدند. در نتیجه، تقریبا همه مردان كاروان به شهادت رسیدند، حتى بنا بر نقلى حضرت معصومه‏علیها السلام را نیز مسموم نمودند.

به هرحال، یا بر اثر اندوه و غم زیاد از این ماتم و یا بر اثر مسمومیت از زهر جفا، حضرت فاطمه معصومه‏ علیها السلام مریض شدند و از آن‏ جایى كه دیگر امكان ادامه راه به سوى خراسان ممكن نبود، قصد شهر قم را نموده و سؤال فرمودند: از این شهر (ساوه) تا «قم‏» چند فرسخ راه است؟ در پاسخ گفتند: ده فرسخ. فرمودند: مرا به شهر قم ببرید؛ زیرا از پدرم شنیدم كه مى‏فرمود: «شهر قم مركز شیعیان ما است.»

بزرگان شهر قم، وقتى از این خبر مسرت‏بخش مطلع شدند به استقبال آن حضرت شتافتند، و در حالى كه، «موسى بن خزرج‏» بزرگ خاندان «اشعرى‏» زمام ناقه آن حضرت را به دست گرفته بود، و عده فراوانى از مردم پیاده و سواره گرداگرد كجاوه حضرت در حركت‏ بودند. در روز 23 ربیع الاول سال 201 ه . ق حضرت وارد شهر مقدس قم شدند. سپس در محلى كه امروز «میدان میر» نامیده مى‏شود در جلوى منزل شخصى «موسى بن خزرج‏» شتر آن حضرت زانو زد و افتخار میزبانى حضرت نصیب او شد.

آن بزرگوار به مدت 17 روز در این شهر زندگى نمود و در این مدت، مشغول عبادت و راز و نیاز با پروردگار متعال بود.

هم‏اكنون محل عبادت آن حضرت حجره‏اى است در مدرسه ستیه به نام «بیت النور» كه محل زیارت ارادتمندان آن حضرت است.

سرانجام، آن بزرگ یادگار اهل‏بیت‏(ع) در روز دهم و یا دوازدهم ربیع الثانى سال 201 ه. ق، پیش از آن‏كه دیدگان مباركش به دیدار برادر روشن شود، در دیار غربت و با اندوه فراوان دیده از جهان فرو بست و شیعیان را در ماتم خود به سوگ نشاند. مردم قم با تجلیل فراوان پیكر پاكش را به سوى محلى به نام «باغ بابلان‏»، كه قبرستان خانوادگى اشعریون بود، تشییع و به خاك سپردند . پس از دفن حضرت معصومه‏ علیها السلام، "موسى بن خزرج" سایبانى از بوریا بر فراز قبر شریف ایشان قرار داد، تا این‏كه پس از سال‏ها حضرت زینب‏(س) دختر امام جواد(ع) اولین گنبد را بر فراز قبر شریف عمه بزرگوارشان بنا كرد و بدین سان، تربت پاك آن بانوى بزرگوار اسلام قبله ‏گاه قلوب ارادتمندان به اهل بیت‏ علیهم السلام و دارالشفاى دل سوختگان عاشق ولایت و امامت ‏شد.

 


فضایل و مناقب حضرت معصومه علیها السلام

 

الف. شرافت‏ خانوادگى
آن حضرت «بنت رسول‏الله‏صلى الله علیه وآله‏» و «بنت ولى‏الله‏» و «اخت ولى‏الله‏» و «عمة ولى‏الله‏» است و این امر خود سرچشمه سایر فضایل و كمالات معنوى و روحانى آن بزرگوار است.

 


ب. عالمه و محدثه اهل بیت علیهم السلام
یكى از والاترین عناوینى كه نشان ‏دهنده بلندى مرتبه علم و آشنایى كریمه اهل ‏بیت‏علیهم السلام با معارف بلند اسلام و مكتب حیات‏بخش تشیع است، محدثه بودن آن حضرت است. بزرگان علم حدیث، احادیث و روایات رسیده از آن   حضرت را قبول و به آن استناد مى‏نمایند؛ چرا كه آن حضرت جز از افراد مورد وثوق و اطمینان حدیث نقل نمى‏كند.

 

ج. معصومه
فاطمه معصومه كه خود پرورش یافته مكتب ائمه طاهرین‏ علیهم السلام و یادگار صاحبان آیه تطهیر است، نمونه عالى از طهارت و پاكى است ، ‏به حدى كه خاص و عام ایشان را "معصومه" لقب داده‏اند.

 

د. كریمه اهل بیت علیهم السلام
از دیر زمان آستان قدس فاطمى، منشا هزاران كرامت و عنایت ربانى بوده است. چه قلب‏هاى ناامیدى كه سرشار از امید به فضل و كرم الهى و چه دست‏هاى تهى كه سرشار از رحمت ربوبى؛ و چه انسان‏هاى بریده از همه جا و ناامید از همه كس، كه با دلى شاد و روحى پیوسته به ابدیت از درگاه پر فیض و كرم این كریمه اهل بیت‏علیهم السلام برگشته و براى خود نوعی زندگى براساس ایمان مستحكم به ولایت اولیاى حق بنا نهادند.

 

و. مقام شفاعت آن حضرت
از جمله كسانى كه به شفیعه بودنش در روایات و آثار دینى تصریح شده است، فاطمه معصومه‏ علیها السلام است. (1)

 

حضرت معصومه‏علیها السلام در روایات
امام صادق ‏علیه السلام فرمود: براى خدا حرمى است و آن مكه است، و براى رسول خدا صلى الله علیه وآله حرمى است و آن مدینه است، براى امیرالمؤمنین‏علیه السلام حرمى است و آن كوفه است و براى ما حرمى است و آن شهر قم است و به زودى زنى از فرزندان من در آنجا دفن خواهد شد كه نامش «فاطمه‏» است. هركس كه او را زیارت كند بهشت ‏بر او واجب خواهد شد(2)
امام جواد علیه السلام فرمود: كسی كه عمه ام را در قم زیارت كند پاداش او بهشت است. (3)

امام صادق (ع) : كسی كه آن خانم ( حضرت معصومه علیها السلام) را زیارت كند در حالی كه آگاه به شأن و منزلت ایشان باشد،  به بهشت می رود.(4)

امام رضا علیه السلام فرمود: هركس معصومه را در قم زیارت كند ، مانند كسی است كخ مرا زیارت كرده است.(5)

 


پی نوشت:
1- برگرفته و تلخیص است از كتاب زندگى‏نامه حضرت معصومه‏علیها السلام، انتشارات آستانه مقدسه قم.
2- البحار، ج 60، ص 216.

3- كامل الزیارة.

4- بحار الانوار، ج 48، ص 307.

5- ناسخ التواریخ، ج 3، ص 68.

+ نوشته شده توسط عظیم جان ابادی در چهارشنبه بیست و هشتم فروردین 1387 و ساعت 17:0 |
زنان نام آور، زنان سخنور

 

حضرت معصومه(ع)    « -201  ه.ق »
فاطمه، دختر امام موسی کاظم (ع) و خواهر امام رضا (ع) از پرهیزگارترین زنان شیعه است . درباره علت و تاریخ شهرت این بانو به «معصومه» اظهار نظر قطعی دشوار است ، فقط می توان حدس زد که در آن زمان به این نام مشهور بوده است. ایشان درسال 201 ه.ق، یک سال پس از ورود امام رضا (ع) به مرو، برای دیدن برادرشان از مدینه به قصد مرو بیرون آمدند اما در بین راه و در شهر ساوه بیمار شدند؛ پرسیدند که بین ساوه و قم چقدر مسافت است و چون به ایشان گفتند ده فرسخ ، خدمتکار خود را فرمود تا او را به قم آورد و در قم خانه موسی بن خزرج بن سعد اشعری اقامت نمودند ، به روایت دیگر- و به نوشته حسن بن محمد بن حسن قمی در "تاریخ قم" ، به روایات صحیح- چون شبانگاه خبر به آل سعد رسید، موسی خزرج در همان شب از قم به قصد ساوه بیرون آمد تا ایشان را به قم دعوت کند او پس از دیدار حضرت و پذیرفتن دعوت وی، خود افسار شتر ایشان را گرفت و به منزل خویش در قم آورد ، حضرت پس از هفده روز اقامت در خانه موسی بن خزرج و در حالیکه بیمار بودند درگذشتند.

پیکرشان را غسل داده و کفن کردند ، موسی بن خزرج بر ایشان نماز خواند و در محلی که به نام «بابلان» موسوم بود دفن کردند. پس از دفن ، بر سر خاک این بانو سایبانی از حصیر برافراشتند تا آنکه زینب- که به نوشته تاریخ قم، دختر امام محمد تقی (ع) بود و پس از سال 256 ه.ق به قم آمد- به جای آن قبه ای بنا نهاد. از آن پس بسیاری از زنان و مردان علوی در اطراف مرقد ایشان دفن شدند. از همان روز نخست، آن مرقد زیارتگاه پیروان و دوستداران خاندان پیامبر (ص) بود و حتی در قرن سوم و چهارم نیز از شهرهای دیگر مانند ری برای زیارت بدانجا می رفته اند. بنای مرقد از 350 ه.ق به بعد تغییر تحولات فراوانی یافت. بسیاری از پادشاهان، امرا و بزرگان به گسترش مرقد و تجدید بنای آن همت گماشتند. در دوره صفویه و قاجاریه توجه فراوانی به بازسازی و گسترش فضای صحن ، حرم و تزیینات آن شد تا اینکه به صورت فعلی درآمد. امروزه آستانه حضرت معصومه (ع) پس از آستانه حضرت رضا (ع) معروفترین و بزرگترین زیارتگاه ایران است. روایت شده است که حضرت صادق (ع) به گروهی از مردم ری که به دیدنشان رفته بودند بشارت دفن یکی از نوادگانشان را به نام فاطمه در قم داد و در فضیلت زیارت مرقد آن بانو تأکید نمود. درباره عمر حضرت معصومه (ع) نیز روایات متفاوت است؛ سن ایشان را هیجده و بیشتر نیز نوشته اند.

نظر به اینکه پدرشان ،امام موسی کاظم (ع) در سال 179 ه.ق به دستور هارون الرشید دستگیر و زندانی شدند و چهار سال در زندان ماندند و همانجا به شهادت رسیدند و حضرت معصومه (ع) در سال 201 ه.ق از دنیا رفتند ، سن ایشان حداقل بیست دو سال بوده است.

آن حضرت از زنان عالم و محدث بود و روایات متعددی از طریق ایشان در کتب حدیث شیعه و اهل سنت آمده است.

+ نوشته شده توسط عظیم جان ابادی در چهارشنبه بیست و هشتم فروردین 1387 و ساعت 16:58 |

كرامت انسانى در اندیشه امام علی (ع)

بر اساس سخنان آن حضرت كرامت انسانى زير بناى بسيارى از مراتب بالاى انسانى است و اساس ترقى و تكامل انسان به حساب مى ‏آيد.
آن حضرت مى ‏فرمايند : «من كرمت عليه نفسه هانت عليه شهواته‏» (1) .
«كسي كه داراى كرامت نفس باشد شهوات در پيش او بى ارزش خواهند بود».

و يا مى ‏فرمايد : «من كرمت عليه نفسه لم يهنها بالمعصية‏». (2)
كسى كه براى خود ارزش و كرامت قائل باشد خود را به معصيت و گناه زبون و خوار نمى ‏كند.»

و در جاى ديگر مى ‏فرمايد :
«عالم كسى است كه قدر خويش را بشناسد و از جهل و نادانى انسان همين بس كه ارزش خود را نداند.»
و در نامه 31 نهج البلاغه مى ‏فرمايد :
«نفس خود را از پستى گرامى بدار ، هر چند تو را بدان چه خواهى رساند ، چه آنچه را از خود بر سر اين كار مى ‏نهى هرگز به تو برنگردد.»
- ارجمندى با دشواري هاست.(3)
- از هر كه خواهى بى نياز شو(ی) مانندش باش و نيازمند هر كه خواهى بشو(ی) اسيرش باش.»

پى ‏نوشتها:
1) حكمت 449 نهج البلاغه

2) مستدرك الوسايل ج 11 باب 41

3) غررالحكم ج 1

نهج البلاغه
دكتر سيد جعفر شهيدى

+ نوشته شده توسط عظیم جان ابادی در چهارشنبه چهاردهم آذر 1386 و ساعت 21:16 |

هوالمحبوب

امام رضا علیه السلام

آن گاه كه درهاى آسمان گشوده شد و پرتوى از نور رخشان امامت بر زمين تابيد، مژده اى شادي بخش، دلهاى زمينيان را فراگرفت وتاريكناى سلطه گرى وهواپرستى، با زايش رهبرى ربّانى ورهاننده، به رسوايى افتاد.
يازدهم ذى القعده سال 148 هجرى كه امام رئوف ما زاده شد، وعلى بن موسى الرضا عليه السلام به عنوان سرچشمه اى از نيكى ومهربانى وهدايت رخ نمود، پناهگاهى پديد آمد كه خدا پرستان را در خود گرد آورد.
زاد روز آن رهبر هشتمين بر شيفتگان حضرتش خجسته باد.


 

کوچه‌های خراسان

چشمه‌های خروشان تو را می‌شناسند موج‌های پريشان تو را می‌شناسند
پرسش تشنگی را تو آبی، جوابی ريگ‌های بيابان تو را می‌شناسند
نام تو رخصت رويش است و طراوت زين سبب برگ و باران تو را می‌شناسند
هم تو گل‌های اين باغ را می‌شناسی هم تمام شهيدان تو را می‌شناسند
از نشابور بر موجی از «لا» گذشتی ای که امواج طوفان تو را می‌شناسند
بوی توحيد مشروط بر بودن توست ای که آيات قرآن تو را می‌شناسند
گرچه روی از همه خلق پوشيده داری آی پيدای پنهان تو را می‌شناسند
اينک ای خوب، فصل غريبی سر آمد چون تمام غريبان تو را می‌شناسند
کاش من هم عبور تو را ديده بودم

کوچه‌های خراسان تو را می‌شناسند

قيصر امين‌پور


 ويژه نامه ميلاد امام رضا

دانلود مولودي و مديحه ويژه ميلاد امام رضا


http://hassanmojtaba.mihanblog.com/ منبع وبلاگ امام حسن مجتبي

اگر پادشاه عالم شوم بازهم گداي حسنم

ياحق امام حسن مجتبي عليه السلام پشت وپناه تون

+ نوشته شده توسط عظیم جان ابادی در چهارشنبه سی ام آبان 1386 و ساعت 16:23 |