تبليغاتX
کریمه اهل بیت

افطاري حضرت معصومه سلام ا... عليها
جناب آقاي شريفي مسؤل کفشداري افتخاري مي گويد : يکي ا زکفشداران بزرگوار نقل مي کرد : مدتهاست در کفشداري حضرت معصومه (ع) خدمت مي کنم . در يکي از روزهاي ماه مبارک رمضان ، در کفشداري شماره هشت که مخصوص خانمهاست ، با تني چند از کفشداران رسمي مشغو ل کار بودم . هنگام اذان مغرب ، خادمين رسمي براي افطاري به مهمانسرا رفتند ، و من به تنهايي مشغول کار بودم . دقايق متمادي از وقت افطاري گذشت و من هنوز افطار نکرده بودم ، بغض گلويم را فشرد ،با خودم گفتم : اي حضرت معصومه! خدا را خوش نمي آيد که مرا تنها بگذارند و من در اينجا تشنه و گرسنه بمانم . در همين افکار بودم که ناگهان خانم بزرگواري ، در حاليکه يک سيني محتوي خرما و آب جوش در دست داشتند ، از داخل رواق زنانه بيرون آمدند و گفتند : بگير و اينها را ميل کن . پس از افطار کردن ، سيني را روي ميز گذاشتم . در اين هنگام ، زائري آمد و کفش او ر ا گرفتم .وقتي نگاه کردم ديگر از سيني و آن خانم اثري نبود . به ياد ندارم که در عمر پنجاه ساله خود چنين آب و خرمايي خورده باشم شروع کردم به اشک ريختن ، و با خود مي گفتم : من گدايم ، گد اي معصومه (س) شرمسار از عطاي معصومه (س) داده حق در جوار او جانم شاکرم از خداي معصومه (س)

+ نوشته شده توسط عظیم جان ابادی در شنبه نوزدهم آبان 1386 و ساعت 6:42 |

کرامات (276-300)
( 276 )

آقاي عدالت :

سه سال قبل در يکي از منازل موقوفه سکونت داشتم ، حکم تخليه منزل صادر شد ، ايام نوروز بود ، هر روز صبح قبل از خطبه صبح که در حرم ايراد مي شود به بي بي متوسل مي شدم ، بي بي به وسيله يکي از خادمان حرم ، وسيله اي فراهم کرد که خانه اي به صورت رايگان در اختيارم قرار گرفت .


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط عظیم جان ابادی در شنبه نوزدهم آبان 1386 و ساعت 6:34 |

کرامات (251-275)
(251)

همو گويد: مرحوم آيت اللّه مرعشي همواره به خادمان حرم سفارش مي كرد كه كاركنيد، نظافت كنيد، بيكار ننشينيد.

شبي در عالم رؤيا به محضر حضرت معصومه عليها السّلام شرفياب شده بودند، بي بي به ايشان فرموده بود: اين قدر به خادمين ما ايراد نگير، آنها همواره مشغول خدمت هستند.

مرحوم آيت اللّه نجفي مرعشي پس از آن هشدار، ديگر به خادمان چيزي نمي فرمود:


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط عظیم جان ابادی در شنبه نوزدهم آبان 1386 و ساعت 6:32 |

کرامات (226-250)
(227)

يكي از دوستان عزيزي كه امروزه واعظ شهير تبريز به شمار مي آيد براي نگارنده نقل كردند:

در اوايل ورودم به تبريز، منزلي در خارج از محدوده شهر داشتم، آنجا هنوز لوله كشي نشده بود و هر وقت به سازمان آب مراجعه مي كرديم، به عنوان اينكه آنجا خارج از محدوده است، با پاسخ منفي روبرو مي شديم. يكي از همسايه ها آب داشت به ما اجازه داد كه از منزل ايشان آب آورده، نيازهاي اوّليه خود را تأمين كنيم. با توافق ايشان يك شلنگ 60 متري تهيّه كرديم و تا مدّتي از اين جهت در آسايش بوديم.

روزي به منزل آمدم، ديدم همسرم خيلي گريه كرده است، از علّت گريه اش جويا شدم، به منزل همسايه رفتم كه تقاضا كنم شلنگ ما را به شير آب وصل كنند، با اين كه در منزل بودند، در را برايم باز نكردند و به ما آب ندادند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط عظیم جان ابادی در شنبه نوزدهم آبان 1386 و ساعت 6:28 |

کرامات (201-225)
(201)

گسترهء عنايت بي بي

دوست دانشمندم حجّة الاسلام و المسلمين آقاي حاج شيخ عبّاس محقّق کاشاني داماد مرحوم آيت اللّه گلپايگاني قدس سره رؤياي لطيفي را از بانويي نقل فرمودند که کاملاً مورد وثوق ايشان بود، و اينک متن داستان:

اين بانوي محترمه مي گويد: شبي در عالم رؤيا به حرم مطهّر حضرت معصومه - سلام اللّه عليها - مشرّف شدم، ساعتي بود که مي خواستند در حرم را ببندند و لذا به زوّار مي گفتند: بفرمائيد، بفرمائيد.

اطراف ضريح مطهّر خلوت شد، من به طرف ضريح مقدّس رفتم که ضريح را ببوسم، ديدم داخل ضريح بسيار منّور است، از شبکه ها نگاه کردم ديدم که بانوي بسيار مجلّله اي با چادر سفيد روي قبر


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط عظیم جان ابادی در شنبه نوزدهم آبان 1386 و ساعت 6:26 |


کرامات (151-175)
(151)

شفاي سرطاني

يکي از دوستان مورد اعتماد که از ذاکرين با اخلاص اهلبيت است، براي نگارنده نقل کرد که سه سال پيش در ايام فاطميه در مجلسي مي خواستم منبر بروم، صاحب خانه گفت که روضهء حضرت معصومه - سلام اللّه عليها - را بخوان.

پرسيدم که آيا جهت خاصّي دارد؟ گفتند: بلي. پسر صاحب خانه به غدهء بدخيمي در ناحيهء سر مبتلا مي شود به دکتر مي برند، نمونه برداري مي کنند و دوا مي هند و سفارش مي کنند که هرگز بدن کسي با ير او تماس پيدا نکند و به هنگام ماليدن پماد حتماً بايد دستکش به دست کنيد.

هنگامي که پدرش دواها را مي گيرد و رهسپار منزل مي شود، در مسير خود از کنار صحن مطهّر عبور مي کند، چون چشمش به صحن و سراي حضرت معصومه عليهما السلام مي افتد، بارقهء اميدي در دلش ايجاد مي شود، وارد صحن مطهّر مي گردد، دواها و دستکشها را به سطل آشغال مي ريزد، و خطاب به حضرت معصومه - سلام اللّه عليها - عرض مي کند که اي بي بي دو عالم، من غير از حرم و بارگاه شما دکتر ديگري نمي شناسم و توصيه هاي دکتر را نمي توانم اجرا کنم، من بچّه ام را به محضر شما آوردم و شفايش را از شما مي خواهم


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط عظیم جان ابادی در شنبه نوزدهم آبان 1386 و ساعت 6:20 |

کرامات (126-150)
( 126 )

آيت الله حاج آقا عزّالدّين زنجاني فرمودند : در اوايل ورودم به قم به مرض آزار دهنده اي مبتلا شدم ، چاره اي نداشتم جز آنکه به حرم حضرت معصومه عليها السلام مشرّف شوم ، به حرم مطهّر آن حضرت مشرّف شدم و عرض حال کردم ، خدا را گواه مي گيرم که از حرم مطهّر بيرون نيامده احساس بهبودي کردم واز الطاف اين کريمه اهلبيت همواره برخوردار بودم .

آنگاه به زائران و شيفتگان اين خاندان توصيه مي کنند که به دعاها و زيارات ماثوره بيشتر توجّه کنند ، دعاهاي صحيفه سجاديّه ، دعاي بعد از زيارت امام هشتم ، زيارت امين الله ، سلام الله الکامل التّام و زيارت آل ياسين را بالخصوص توصيه مي کنند و وصيّت سيّد طاووس را يادآور مي شوند که به فرزندش سفارش نمود : بيش از همه و پيش از همه به حضرت وليّ عصر متوسّل شود و در دعا به آن حضرت تداوم داشته باشد ، به ويژه روزهاي دوشنبه و پنجشنبه ، که بر اساس برخي روايات در اين دو روز اعمال بندگان به آنحضرت عرضه مي شود .(88)


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط عظیم جان ابادی در شنبه نوزدهم آبان 1386 و ساعت 6:16 |

کرامات (101-125)
( 101 )

يکي از دوستان مي گفت :

هنگامي که من منزل خود را مي ساختم ضوابط پروانه ساختمان با وضع ما منطبق نبود و نتوانستيم پروانه تهيّه کنيم ، و لذا با مشکلاتي روبرو شديم .

به حرم مطهّر حضرت معصومه عليها السلام رفتم و نذر کردم که اگر تاسيس منزل بدون هيچ مشکلي فراهم شود ، پس از تکميل ساختمان مجلس روضه اي بگيرم . آنگاه شروع به ساختن کرديم .


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط عظیم جان ابادی در شنبه نوزدهم آبان 1386 و ساعت 6:14 |

کرامات (76-100)

( 76 )

معظمّ له داستاني را از آقاي حاج شيخ اسماعيل ، اهل اصطهبانات شيراز ، نقل كردند و ايشان را توثيق نمودند ، متن داستان به شرح زير است :

در ايام جنگ ، اقامتم در محل مشكل شد ، به قم آمدم و خدمت مرحوم آيت الله گلپايگاني رسيدم . پرسيدند : آمده ايد كه بمانيد يا برگرديد ؟ گفتم : آمده ام در زير سايه اين بي بي بمانم . اما احتياج به سر پناهي دارم كه خانواده ام صدمه نخورند، ولي هيچ امكاناتي ندارم . البته چندين بار به محضر مقدس حضرت بقيه الله _ ارواحنا فداه _ متوسل شده ام .


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط عظیم جان ابادی در شنبه نوزدهم آبان 1386 و ساعت 6:12 |


کرامات (51-75)
( 51 )

تواتر کرامتهاي بي بي

آيت الله حاج ميرزا محمّد حقّي سرابي ، متوفّاي شب پنجشنبه 26 رمضان 1491 هـ . در مورد کرامات حضرت معصومه _ سلام الله عليها _ فرمود :

بنده نسبت به حاجات خودم ، خيلي از حاجات را که مشکل بود و شايد از راههاي متعارف قابل علاج نبود ، از حضرت امام رضا عليه السلام گرفتم ، يا به برکت توسّل به حضرت معصومه عليها السلام ، شفاي امراض و حل مشکلات و غوامض مطالب ، که حلّ آنها بسيار مشکل بود ، به برکت توسّل به ايشان نتيجه گرفته ام .

اين مطلب قابل انکار نيست ، نتايجي که از اين زيارات و توسّلات گرفته مي شود ، متواتر است ، يعني آنقدر زياد است که انکارش از بديهيّات است . (59)


( 52 )

توصيه دعاي کميل ، توسّل و زيارت عاشورا

آقاي حاج مرتضي خوشنويسان که مورد وثوق است نقل مي کند که سه چهار سال پيش روزي در حرم مطهّر مشغول زيارت بودم و شخص معلولي را روي ويلچر به ضريح مقدّس بسته بودند ، در اين حال جوان 17 - 18 ساله اي را که از ناحيه کمر و پاها فلج بود ، در حالي که به پتويي پيچيده بودند به کنار ضريح آوردند ، پدرش يک طرف پتو را گرفته بود و مادرش طرف ديگر را .

اين جوان اهل شمال بود ، پدر و مادرش او را از شمال به اميد شفا و بهبودي به محضر کريمه اهلبيت آورده بودند


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط عظیم جان ابادی در دوشنبه هفتم آبان 1386 و ساعت 15:53 |


کرامات (26-50)
( 26 )

پياده از تهران به قم

جوان سعادتمندي به نام < كامران اعتصامي > در تهران مريض مي شود ، چون از پزشكان نوميد مي شود ، به پيشگاه مقدس حضرت معصومه _ سلام الله عليها _ متوسل مي شود و نذر مي كند كه اگر خداوند به ا و شفا عنايت فرمايد ، با پاي پياده از تهران به عتبه بوسي حضرت معصومه _ سلام الله عليها _ مشرف شود ، خداوند منّان به احترام حضرت معصومه عليها السلام به او شفا مي دهد ، او نيز به نذر خود عمل كرده ، از تهران با پاي پياده به قم مي آيد و به عتبه بوسي حضرت معصومه عليها السلام شرفياب مي شود .

اين كرامت تحت عنوان < پياده از تهران به قم > در برخي از جرايد كشور منعكس گرديد . (47)


( 27 )

پيدا شدن گمشده

آيت الله حاج ميرزا ابوطالب تجليل كه از شاگردان برجسته مرحوم آيت الله حجت قدس سره و از اعضاي هيأت استفتاي مرحوم آيت الله طاب ثراه بودند و اينك يكي از مفاخر حوزه علميه قم هستند ، مي فرمود :

در عهد زعامت مرحوم آيت الله بروجردي قدس سره روزي در مسير منزلم با طلبه اي مصادف شدم كه با حال اضطراب به سوي آمد ، نسخه اي در دستش بود ، گفت : مريض هستم ، دكتر رفتم و براي پول نسخه كه حدود هفت تومان است ، مانده ام .

از من كمك خواست ولي چون براي من مقدور نبود از وي معذرت خواستم و به سوي منزل حركت كردم ، چون مقداري راه پيمودم به شدت پشيمان شدم كه چرا او را به شخص ديگري معرفي نكردم . فوراً برگشتم و همين مسير را رفتم و هرقدر دنبال او گشتم او را نيافتم .


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط عظیم جان ابادی در دوشنبه هفتم آبان 1386 و ساعت 15:43 |

کرامات (1-25)

(1)

آب زمزم و تربت

دوست دانشمندم حضرت حجه الاسلام و المسلمين آقاي حاج سيد احسان الله سبزواري که از فضلاي برجسته حوزه علميه قم مي باشد مي فرمود : در سال 1414 هـ . که تولد يکي از فرزندان نزديک بود به حرم مطهر بي بي مشرف شدم و عرض کردم :

براي تولد فرزندم سه چيز از شما مي خواهم :

1-

مقداري تربت حائر مقدس امام حسين عليه السلام

2-

مقداري آب فرات

3-

مقداري آب زمزم که هر سه را براي برداشتن کام فرزندم مي خواستم که در روايات بر آنها تاکيد فراوان شده است .

اينها را مي خواستم و مطمئن شدم که انشاء الله درست مي شود .

از حرم بيرون آمدم به کسي برخوردم بدون اينکه من چيزي بگويم گفت :

قدري آب زمزم آورده ام شيشه اي بياور مقداري هم به تو بدهم .

به شخص ديگري برخورد کردم پرسيدم : شما تربت اصل نداريد ؟ استخاره کرد و بعد از استخاره گفت : بيا من مقداري از تربت ايوان طلا دارم .

وقتي رفتم و تربت را گرفتم همين که به دستم رسيد حالم منقلب شد . تربت عجيبي بود وقتي آن را به منزل آوردم بدنم مي لرزيد .

اما حاجت سوم ( آب فرات ) را لياقت نداشتم و آن وقت به دستم نرسيد . سالها بعد به دستم رسيد .

تربت را با آب زمزم ممزوج کردم وقتي بچه متولد شد ، امّ الزوجه آن را توسّط يکي از پرستارها به بچه داد و کامش را با آن برداشت .

امير المومنان عليه السلام مي فرمايد : کام فرزندان خود را با آب فرات برداريد تا از دوستان ما بشويد .


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط عظیم جان ابادی در دوشنبه هفتم آبان 1386 و ساعت 15:42 |

فرق معجزه و كرامت
امور خارق العاده اي كه در حرم مطهر اولياي خدا و يا به هنگام توسل به آنها ، واقع مي شود < كرامت > يا < معجزه > ناميده مي شود .

معجزه از ماده < اعجاز > است ، و اعجاز در لغت به معناي عاجز كردن و ناتوان ساختن ، و در اصطلاح به معناي انجام دادن كاري است كه هرگز احدي به اتكاي نيروي بشري نتواند نظير آن را انجام دهد .

اژدها شدن عصا به دست حضرت موسي ، زنده شدن مردگان به دست حضرت عيسي ، سخن گفتن سنگريزه در دست رسول اكرم (ص) و ديگر كارهاي خارق العاده اي كه از پيامبران عظيم الشأن صادر شده ، و قرآن كريم بر صدور آنها تصريح و تأكيد نموده ، معجزه ناميده مي شود.

معجزه مطمئن ترين ، استوارترين و روشن ترين دليل صدق گفتار پيامبران در ادعاي ارتباط با جهان ماوراالطبيعه است .

معجزه همواره مقرون به < تحدّي > يعني آورنده آن ، همه انسانهاي روي زمين را دعوت به مبارزه و معاوضه مي كند ، كه آيات تحديِ قرآن كريم يكي از روشن ترين مصداقهاي آن است .(15)


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط عظیم جان ابادی در دوشنبه هفتم آبان 1386 و ساعت 15:39 |

بسم الله الرحمن الرحيم
راز و رمز اين همه فضيلت و شرافت

نخستين پناهگاهي كه آفريدگار جهان ، پيش از آفرينش جهانيان ، براي انسانها ، به عنوان كانون هدايت و منبع كرامت قرار داده كعبه مكرمه در مكه معظمه است ، چنانكه منطق وحي به صراحت بر آن دلالت دارد :

( اِنَّ اَوَّلَ بَيْتٍ وُضِعَ لِلنّاسِ ، لَلَّذي بِبَكَّهَ مُبارَكاً وَ هُدًي لِلْعالَمينَ ) .

<نخستين خانه اي كه براي انسانها وضع شده ، همانا خانه ايست در مكّه ، كه مبارك و هدايت است براي جهانيان > .(1)

اركان كعبه به دست آدم صفيّ الله , نوح نبيّ الله و ابراهيم خليل الله مستحكم گرديد ، همه بندگان الهي براي حضور در اين كانون توحيد ، توسّط قهرمان توحيد ، حضرت ابراهيم خليل فرا خوانده شدند .

قرنها گذشت و عصرها سپري شد ، ولي هنوز كسي نمي دانست كه اين همه شرافت و فضيلت براي چيست ؟ تا روزي كه ولي خدا در خانه خدا چشم به جهان گشود و از راز و رمز اين شرافت و قداست پرده برداشت .


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط عظیم جان ابادی در دوشنبه هفتم آبان 1386 و ساعت 15:37 |